گزارش میدانی از معماری باستانی در خوزستان که به نام « عراق » در فهرست جهانی یونسکو ثبت شد
مُضیف؛ آغوش گشوده قبیله از عصر سومر تا امروز
استانها
139273
مجتبی گهستونی، سخنگوی انجمن تاریانای خوزستان معتقد است جریانسازی رسانهها، جانی دوباره به این کالبد بیجان داد. پس از موفقیت مضیف بردیه، این موج به «جزیره مینو» رسید و باعث اشتغالزایی و «مهاجرت معکوس» جوانان شد.
زهرا کشوری، دبیر زیست بوم: در پهنه دشتهای جنوب، جایی که نِی و بوریا از قلب تالاب بینالمللی «هورالعظیم» و «هورالهویزه» قد میکشند، سازهای بنا میشود که بیش از آنکه یک ساختمان باشد، یک فرهنگ است. «مُضیف»؛ واژهای که از ضیافت میآید و ریشه در سخاوت مردمی از دوره «سومریها» تا به امروز دارد که خانهشان را از بندبندِ نِیهای هور میبافند. نکته کلیدی در ساخت این بنا، انتخاب هوشمندانه مصالح است؛ معماران بومی تنها از نی تالابهای آب شیرین برای تهیه مضیف استفاده میکنند، چرا که این نیها انعطاف و ماندگاری لازم را برای خلق آن قوسهای باشکوه دارند؛ اما نیهای تالاب شور شادگان برای چنین معماری مناسب نیست. مضیف، تنها بنای جهان است که «در» ندارد؛ معماری نجیبی که امروزه رو به قبله ساخته میشود (اگرچه پیش از اسلام رو به مسیرهای پرتردد بنا میشد) تا آغوشش همیشه و تحت هر شرایطی به روی میهمان باز باشد.
از غبار فراموشی تا تولد دوباره
سالها بود که مضیف در خوزستان به خاطرهها پیوسته بود. آخرین بازماندگان این سازههای باشکوه در شعلههای هشت سال دفاع مقدس سوختند و از میان رفتند. تا ۲۲ سال پیش، تنها یک مضیف در شادگان باقی مانده بود و این هنر اصیل در آستانه انقراض قرار داشت، اما ورق زمانی برگشت که در سال ۱۳۸۴، فرزندانِ «شیخِ حیدری» در روستای بردیه سوسنگرد، تصمیمی بزرگ گرفتند. آنها برای پدرشان که بزرگ قبیله بود، مضیفی بنا کردند تا مکانی برای رتق و فتق امور قوم و میهماننوازی باشد.
اینجا کسی غریبه نیست
«علی حیدری»، معلم دغدغهمند سوسنگردی که حالا خود یکی از پیشگامان گردشگری استان است، داستان چگونگی ساخت اولین مضیف را بعد از دو دهه، در جمع خبرنگارانی که از تهران آمده و میهمان مضیف «حاج عبدالله» بودند، روایت میکند. او میگوید:«مضیف قدم هر میهمانی را گرامی میدارد.» در فرهنگ مضیف، غریبه و آشنا ندارد؛ میهمان غریبه تا سه روز میتواند در مضیف استراحت کند و تا پیش از اتمام این سه روز هیچکس از او نام و نشانی نمیپرسد.
حیدری میگوید:«ما امروز در مکانی نشستهایم که شاید یکی از قدیمیترین فرمهای سکونت بشری باشد؛ سازهای که ریشهاش به تمدن سومر گره خورده است.» وی توضیح میدهد که چرا این معماری منحصر به جنوب غرب خوزستان است:«طبیعت، معمار اصلی این سرزمین بوده است. وجود سه تالاب بزرگ از جمله هورالعظیم، هورالهویزه و شادگان، مصالحی را در دسترس مردم گذاشت که با اقلیمشان سازگار بود. الیاف طبیعی و نِی، تنها دارایی مردم بود و آنها با همین دست تنگ، چنان شکوهی آفریدند که مضیف نام گرفت.»
او با یادآوری خاطرات سال ۱۳۸۴ میگوید:«اولین مضیف جدید را در همان سال در روستای بردیه برپا کردیم. آن زمان اگر در اینترنت واژه مُضیف را جستوجو میکردید، موتورهای جستوجو به اشتباه شما را به سمت تصاویر میهمانداران هواپیما میبردند! هیچکس شناختی از این سازه نداشت، اما امروز به همت فعالان و خبرنگاران، بیش از ۱۰۰ مضیف فعال در سراسر کشور داریم.» حیدری با تأکید بر کلمه «حرمت» میگوید:«قداست مضیف به حرمت میهمانی است که در آن پا میگذارد؛ مضیف حرمت دارد و این بزرگترین میراثی است که باید به نسلهای بعد منتقل کنیم.»
اینجا هیچ طبقه بندی نیست
حیدری از «جادوی اعداد فرد» در معماری مضیف میگوید:«در علم معماری ثابت شده که ستونهای فرد، استحکام و روشنایی بیشتری به فضا میبخشند.» او بر نبود طبقات اجتماعی تأکید دارد:«در مضیف هیچ طبقهبندیای نداریم. آن کسی که در انتهای مجلس نشسته با آن که در صدر است، با هم برابرند. این برابری در خودپذیرایی نیز تجلی مییابد؛ همیشه بساط چای و قهوه در دل صندوقچهای مهیاست. در قلب مضیف، اجاقی (گودال آتش) برای گرم نگه داشتن دلهها تعبیه شده و در بیرون، شبها باید شعلهای روشن که دود دارد باشد تا از دوردستها، مسافران را به سوی این مضیف امن فراخواند.»
وی به افتخار ثبت داستان مضیف در سال ۲۰۱۶ در کتاب «داستانهای گردشگری» سازمان جهانی گردشگری (UNWTO) اشاره میکند و از گسترش این سازه در نهادهای رسمی میگوید؛ از مضیفهای عظیمی که با ۱۳ ستون و طول ۲۳ متر برای منطقه آزاد اروند ساخته شد تا مضیفی که برای فرمانداری شوش تأسیس شده است.
هنرِ پنجههای زخمی
یکی از نکات حیاتی در ساخت مضیف، «خلوص» سازه است. حیدری میگوید:«مضیف واقعی هیچ ناخالصی ندارد. اگر طناب از جنسِ خود نِی و حصیر باشد، در اثر انبساط و انقباض، خود را محکمتر میگیرد؛ برخلاف طنابهای کنفی که شل میشوند.» اما به گفته او، این هنر در حال انقراض است. در ایران شاید تنها ۲۰ نفر فوت و فنِ بافتنِ بندهای نِی را بلدند. او میگوید:«نِی زنده است و حس دارد؛ اگر از آن بترسی، به تو زخم میزند. یکبار خواستم خودم بندها را ببافم، نِی چنان دستم را برید که کف دستم ۸ بخیه خورد. پیرانِ این کار، باوری باستانی دارند؛ آنها میگویند نِی حس دارد، نِی زنده است! اگر از آن بترسی، به تو زخم میزند، اما اگر نترسی و با آن یکی شوی، در دستانت رام میشود.»
او به تفاوت استادکاران اصیل با مدعیان امروزی اشاره کرده و میگوید:«خیلیها مدعی ساخت سازههای مشبک هستند، اما در نهایت میتوانند سه «انگشت» (بافتههای ظریف نِی) را پیش ببرند. استادکاران اصیل ما پیرمردانی ۸۵ تا ۹۰ سالهاند که هنوز با چابکی کار میکنند؛ هرچند متأسفانه انتقال دانش آن ضعیف است چون کار به قدری سخت است که قدیمیها میگفتند اگر میخواهی کسی را تنبیه کنی، او را بفرست نِی ببافد! یکی از این اساتید بیبدیل بتازگی در صد سالگی از دنیا رفت، اما شاگردانِ معدودی که به جای ماندهاند، میراثدار این پنجههای هنرمند هستند.»
زمانی برای ساخت مضیف
وقتی سخن از زمان ساخت به میان میآید، یک مضیف استاندارد معمولاً ظرف ۴ تا ۵ روز قد میافتد، اما سازههای بزرگی مانند مضیف منطقه آزاد اروند نزدیک به ۴۰ روز زمان بردند. حیدری قیمت تمام شده یک مضیف بزرگ را در بازار امروز حدود ۳۵۰ میلیون تومان تخمین میزند؛ صنعتی که بیشتر مدیون غیرت بخش خصوصی و فعالان میراث است تا تسهیلات بانکی.
معماری احترام و تواضع
وارد شدن به مضیف، خود یک درس اخلاق است. ورودی مضیف تعمداً کوتاهتر از قد یک انسان ساخته میشود تا هر کس وارد میشود، ناگزیر سر خم کند و احترام بگذارد. در داخل ظروف مسی و دله روی بساط آتش، عطر قهوه عربی را میپراکنند؛ قهوهای که نماد صلح و داوری است. قدرت این سنت چنان است که حتی سربازان آمریکایی در عراق نیز برای حل و فصل دعاوی به جای دادگاه به مضیف شیوخ پناه میبرند تا با پادرمیانی بزرگ قوم، کینهها پایان یابد.
پیش میآید که یک آمریکایی در یک تصادف که به مرگ غیرعمد یک شهروند عراقی منجر میشود، به جای اینکه آنها مسأله را به دادگاه بکشانند، شرح حال را پیش شیخ (بزرگ) قبیله میبرند و معمولاً هم راضی برمیگردند؛ کینه و دادگاهی در میان نیست. شیخ بحث بیمه و دیه را پیش میکشد و تمام میشود.
جریانی که شهرها را بیدار کرد
مجتبی گهستونی، سخنگوی انجمن تاریانای خوزستان نیز معتقد است جریانسازی رسانهها، جانی دوباره به این کالبد بیجان داد. پس از موفقیت مضیف بردیه، این موج به «جزیره مینو» رسید و باعث اشتغالزایی و «مهاجرت معکوس» جوانان شد. دانش این سازه اکنون به همت «احمد جعفریماجد» در قالب کتابی تخصصی ثبت ملی و مکتوب شده است.
از «بیتالقصب» تا حسرت جهانی «چبایش»
احمد جعفریماجد توضیح میدهد که مضیف عضوی از خانواده بزرگ «بیتالقصب» (خانههای نیین) است. او مضیف را «اسم مکان» و به معنای خانه میهمان میداند که معمولاً چند متر دورتر از خانه صاحبخانه ساخته میشود. ماجد با حسرت از «چبایش» نام میبرد؛ شاهکار مهندسی شناور که خانهها روی آن بنا میشدند تا با نوسان آب غرق نشوند. این هنر شگفتانگیز در مرزهای ایران به مرز انقراض رسیده و تنها نشانههایی از آن در خاک عراق باقی مانده است. خانه هایی که به مقصدی برای جذب گردشگران تبدیل شده است. ماجد به نکته تلخ دیگری اشاره میکند که گوشزد بزرگی برای مسئولان میراث فرهنگی است:«در حالی که ما درگیر احیای مضیف در سطح محلی بودیم، کشور عراق از این فرصت استفاده کرد و فن ساخت مضیف و سازههای نیین را در یونسکو به نام خود ثبت جهانی کرد. امروز این میراث کهن در شناسنامه بینالمللی با نام عراق شناخته میشود و ایران با وجود ریشههای عمیقش در هورالعظیم، هنوز سهمی از این ثبت جهانی ندارد.»
مهندسی عدد، هلال و خاک
ماجد، راز پایداری مضیف را در پیریزی آن میداند:«انتهای ستونهای هلالی تا عمق ۸۰ سانتیمتر در دل خاک فرو میروند.» این سازه با اعداد فرد (از ۳ ستون به بالا) ساخته میشود. ستونهای عظیم یا همان «شِبه»، نماد شیوخ و بزرگان هستند و تیرهای افقی یا «احطار»، نماد افراد عشیره که پشت سر بزرگان خود ایستادهاند و سقف قبیله را استوار نگه میدارند.
دیپلماسی نِیزار؛ امید به ثبت مشترک
اگرچه عراق در ثبت جهانی مضیف پیشدستی کرد، اما علیرضا ایزدی (مدیرکل دفتر ثبت آثار میراث معنوی کشور) تأکید میکند که طبق کنوانسیونهای بینالمللی، ثبت یک اثر توسط یک کشور مانع از حضور کشور دیگر نیست. مذاکرات با طرف عراقی انجام شده و پرونده الحاق ایران در حال تکمیل است. انشاءالله سال آینده، جهان شاهد ثبت «دانش ساخت مضیف» به عنوان میراثی مشترک میان ایران و عراق خواهد بود تا حقِ پیرمردانی که با دستان پینه بسته این سنت را حفظ کردند، در ابعاد جهانی ادا شود.
بــــرش
آیینِ تلخِ شیرین؛ فنجانهایی با پیامهای مخفی
در مضیف، قهوه صرفاً یک نوشیدنی نیست؛ یک زبان بیصداست. «ساقی» (کسی که قهوه تعارف میکند) در مقابل میهمان خم میشود و فنجان را حتماً با دست راست تقدیم میکند. اگر میهمان متوجه نشود، ساقی فنجان را به لبِ «دله» میزند تا طنینِ مسینِ آن، حضور ساقی را اعلام کند. اینجاست که باید راز فنجانها را بدانی.
فنجان اول (الهیف): اولین فنجان را خودِ میزبان مینوشد. حیدری میگوید این رسم برای اطمینان دادن به میهمان از سلامت و سمی نبودن قهوه است؛ رسمی که یادگار دوران پرآشوبِ گذشته است مثلاً قهوه قجری.
فنجان دوم (الضیف): سهم میهمان است. او باید آن را بنوشد؛ مگر اینکه حاجتی داشته باشد. اگر میهمان فنجان را بدون نوشیدن روی زمین بگذارد، یعنی پیامی دارد؛ شاید گرهی در زندگیاش افتاده یا برایطلب دختری از قبیله آمده است. تا شیخ قول مساعد ندهد، فنجان برداشته نمیشود.
فنجان سوم (الکیف): برای لذت بردن و تمدیدِ اقامت است. اگر میهمان نخواهد دیگر بنوشد، باید فنجان را به چپ و راست تکان دهد (هزّ الفنجان). البته برای زنان، خواباندن فنجان به پهلو، جایگزین این حرکت است تا متانتِ زنانه در این محفل مردانه حفظ شود.
فنجان چهارم (السیف): این فنجان، عقدِ اخوت است. کسی که فنجان چهارم را مینوشد، اعلام میکند که در شادی و غم، و در جنگ و صلح، همخون صاحب مضیف است.
انتهای پیام/