گزارشی از یک تیم ۴۰۰ نفره که دیوارهای مدارس را نقاشی می‌کنند

خط کشیدم، قصه شد

جامعه

139856
خط کشیدم، قصه شد

علی خوش‌جام که در دانشکده هنرهای زیبا نقاشی خوانده، این روزها رؤیاهایش را زندگی می‌کند. حالا با تیمی ۴۰۰ نفره، راهی روستاهای دورافتاده می‌شود و قصه‌های کودکی را روی دیوار می‌کشد، زاغ و روباه کنار هم پنیر می‌خورند و یک گوشه دیوار شنل قرمزی با یک سبد سیب قرمز راهی خانه مادر بزرگ است.

سمیه افشین فر، خبرنگار: قرمز و سبز و زرد و سفید را کنار هم قرار می‌دهند تا قصه خلق ‌شود. دل‌های‌شان رنگی است، تا صدای دیوارهای خاکستری مدارس روستاهای دورافتاده را می‌شنوند، راهی می‌شوند، رنگ می‌پاشند و قصه می‌سازند. علی خوش‌جام که در دانشکده هنرهای زیبا نقاشی خوانده، این روزها رؤیاهایش را زندگی می‌کند. حالا با تیمی ۴۰۰ نفره، راهی روستاهای دورافتاده می‌شود و قصه‌های کودکی را روی دیوار می‌کشد، زاغ و روباه کنار هم پنیر می‌خورند و یک گوشه دیوار شنل قرمزی با یک سبد سیب قرمز راهی خانه مادر بزرگ است.
رؤیای علی از روزهای فعالیت در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شروع شد: «چند سال پیش مربی کتابخانه سیار روستایی بودم، در یکی از سفرها به گیلان متوجه شدم، تعدادی از نوجوانان دوست دارند روی دیوار نقاشی بکشند، ولی این امکان برای‌شان فراهم نبود. یاد نوجوانی خودم افتادم. سال ۵۷ نوجوان بودم، تلاش و شعارنویسی بزرگ‌ترها را می‌دیدم این شوق در من هم وجود داشت اما ما را حساب نمی‌کردند، می‌گفتند این کارها، کار بزرگ‌ترهاست.» همین باعث شد که علی نوجوان‌ها را هم ببیند، او می‌گوید: «از استادم خانم توران زندیه که نقاش و متخصص هنر کودکان هستند، کمک گرفتم ایشان هم از نظر فکری و معنوی و هم از نظر تأمین هزینه‌های اولیه این کار به من کمک کردند. ایشان از دوستان تصویرگر و هنرمندی مثل لاله ضیایی، سحر حق‌گو و شیرین شیخی دعوت کردند خوشبختانه قبول کردند و آمدند، اگر نبودند کار به این زیبایی شکل نمی‌گرفت.» در اولین قدم رنگ عشق بر دیوارهای یک مدرسه روستایی در منطقه رودبار گیلان می‌نشیند، علی می‌گوید: «به سه روستا رفتیم در منطقه رودبار گیلان کار که را شروع کردم، همان نوجوانان را هم پای کار آوردم، شش نوجوان هم به ما پیوستند و کار آغاز شد.»
او در مورد اینکه چرا دیوارهای مدارس روستایی را انتخاب می‌کند، می‌گوید: «فعالیت من در کانون پرورش فکری در حوزه روستایی بود، چون برای بچه‌ها کتاب می‌بردم بیشتر مدیران مدارس من را می‌شناختند، یعنی اعتماد اولیه‌ای وجود داشت و نیازی به درگیر شدن در مسائل اداری نبود و بدون کاغذ بازی‌های اولیه کار شروع شد. البته کار عجیبی هم نمی‌خواستیم انجام بدهیم و فقط می‌خواستیم با یک همکاری دوجانبه مدرسه را زیبا و قصه‌ها را نقاشی کنیم.»
امروز تقریباً هفت سال از اولین نقاشی گذشته، ۴۰۰ نفر داوطلب شده‌اند و کمر به همت زیبایی مدارس مناطق کم‌برخوردار بسته‌اند، علی می‌گوید: «کار داوطلبانه است و افراد زیادی در بخش‌های مختلف به ما کمک می‌کنند. بعضی‌ها برای تهیه رنگ و ابزارآلات یاری‌مان می‌دهند و بعضی از تصویرگران طرح‌هایشان را در اختیارمان می‌گذارند و عده‌ای داوطلب اجرای نقاشی می‌شوند.» علی و تیم همراهش تاکنون ۳۲ پروژه را در استان‌های مختلف انجام داده‌اند. از نقاط حاشیه تهران تا گیلان، یزد، قم، کهگیلویه و بویر احمد، چهارمحال و بختیاری، اصفهان و لرستان دیوارهای مدرسه‌های روستایی زیبا شده است.

هیچ نقاشی کپی نیست
نقاشی‌های دیواری منحصر به فرد هستند، این گروه طرح‌هایی با ارزش ایرانی و ناب را اجرا می‌کنند و به هیچ وجه سراغ کپی‌کاری نمی‌روند. او می‌گوید: «حدود ۸۵ تصویرگر با ما همکاری دارند. به هیچ وجه بدون اجازه طرح کسی را برنمی‌داریم. در این مسیر افراد با شور و شوق طرح‌هایشان را در اختیارمان بگذارند، و هم اصل کپی رایت را رعایت می‌کنیم.»
اینکه مدارس چگونه انتخاب می‌شوند موضوعی است که خوش‌جام در مورد آن می‌گوید: «افراد به دو شکل با ما آشنا شده‌اند یا به واسطه آشنایی با مدیران مدارس یا از طریق فضای مجازی. خودشان را معرفی می‌کنند و ما هم مورد را بررسی می‌کنیم، اگر مدارس در محدوده مدارس کم‌برخوردار باشد یا در روستا یا حاشیه شهر قرار داشته باشند آنها را در اولویت قرار می‌دهیم.» کمبود نیروی اجرایی و زمان محدود، علی و تیم همراهش را مجبور به انتخاب می‌کند، او می‌گوید: «اکثر داوطلبان ما کارمند یا معلم هستند یا به امورتسهیل‌گری مشغولند، بنابراین زمان زیادی ندارند. آنها ترجیح می‌دهند زمان تعطیلات خود را به این کار اختصاص دهند یعنی زمانی که افراد می‌توانند با خانواده از تعطیلات لذت ببرند، به مدرسه‌ای می‌رویم و نقاشی می‌کنیم. همین هفته گذشته در روستایی در اطراف فومن مدرسه‌ای را با ۶ دانش‌آموز نقاشی کردیم. می‌خواستیم بچه‌های روستا به مدرسه برگردند، چون این مدرسه ظرفیت ۵۰ دانش‌آموز را داشت، اما به دلایل مختلف و قدیمی بودن مدرسه، بچه‌های روستا و خانواده‌های‌شان ترجیح می‌دادند که به مدرسه دیگری در روستای مجاور بروند. ما به روستا رفتیم و کار را شروع کردیم می‌خواستیم مدرسه برای بچه‌ها جذاب باشد قبلاً هم تجربه این کار را داشتیم و در آن موفق شده بودیم.» علی به تجربه چهار سال قبل در املش اشاره می‌کند: «مدیر مدرسه‌ای گفت بچه‌ها دارند به بهانه مدرسه بهتر، مدرسه را ترک می‌کنند و به مدارس روستاهای دیگر می‌روند اما وقتی که دیوارهای مدرسه را نقاشی کردیم روند نقل و انتقال بچه‌ها برعکس شد دانش‌آموزان هم می‌گفتند مدرسه زیبا شده و دوست داریم در مدرسه خودمان باشیم. در فومن هم همین اتفاق افتاد و مدرسه زیبا بچه‌ها را به خودش جذب کرد. چون بچه‌ها محیط زیبا را دوست دارند، مدارس بدون رنگ و خاکستری در روحیه بچه‌ها هم تأثیر می‌گذارد.» این هنرمند معتقد است: «متأسفانه بیشتر مدارس ما یا سفید است یا خاکستری‌. بنابراین بیشتر فضای مدارس ما بی‌رنگ و روست. بچه‌ها در فضای خوش رنگ و پر از نقاشی که قصه روایت می‌کند بهتر درس می‌خوانند تا محیط‌های بی‌رنگ و خنثی.»
مدارس خاکستری یا مدارسی بدون رنگ در خاطرات کودکی بسیاری از ما ماندگار شده است، موضوعی که علی با مثال بازار گل آن را مطرح می‌کند؛ اینکه وقتی به بازار گل می‌رویم و احساس نشاط و شادابی را تجربه می‌کنیم، به دلیل تنوع رنگ و فرمی است که در این مکان به چشم می‌خورد. او می‌گوید: «تأثیر رنگ انکارناپذیر است. انسان به زیبایی نیاز دارد، بنابراین بیشتر جذب صدای خوش و مناظر رنگی می‌شود. فرض کنید به بازار گلی بروید که همه گل‌ها سیاه و سفید باشند، این خسته‌کننده است، روح انسان به طرف زیبایی و جمال کشش دارد و این موضوع در کودکان بیشتر به چشم می‌خورد. اگر دقت کنید رنگ در کتاب کودکان بیشتر وجود دارد. در کتاب بزرگسالان رنگ را محدود می‌کنند چون برای مطالعه به رنگ نیاز ندارند و بیشتر دنبال مفهوم هستند. برای نوجوانان طرح‌ها دو رنگ یا تک رنگ در نظر گرفته می‌شود، اما برای بچه‌ها تصویر نقشی اساسی دارد. نیاز کودک به رنگ و قصه و زیبایی ذهن کودک با این مفاهیم درگیر می‌شود و آرامش بیشتری از محیط می‌گیرد. تأثیر رنگ در بیمارستان‌ها هم انکارناپذیر است. در بیمارستان چون بیمار به آرامش نیاز دارد، از رنگ‌های تند استفاده نمی‌کنند و رنگ‌ها براساس روانشناسی انتخاب می‌شوند. در نقاشی مدارس ابتدایی رنگ‌های شاد، زنده و گرم را انتخاب می‌کنیم تا برای بچه‌ها خوشایند باشد، اما اگر گروه سنی بالاتری داشته باشیم، کارها بیشتر ساده و مفهومی است. طرح‌ها در سنین پایین بیشتر مفاهیم زندگی و بازی یا جلوه‌هایی از زیبای‌های طبیعت است که به نظرمان برای بچه‌ها جذابتر است. ملاک طرح‌ها هم اول اصیل بودن کارهاست. کارهای کپی و زرد که ارزش هنری ندارند را حذف می‌کنیم. به همین دلیل از تصویرگرها کمک گرفته‌ایم، چون تصویرگرهای کتاب کودک طرح‌هایشان براساس قصه است، قصه‌هایی که مورد نیاز بچه‌هاست. یک کارشناس بر اساس گروه سنی بچه‌ها داستانی را انتخاب می‌کند که به نقاشی نیاز دارد. ما به سراغ این نقاشی‌ها می‌رویم اگر نیاز باشد تصویر‌گر با ما در پروژه یا در حین طراحی همراه می‌شود.»

رویای کودکان داستان می‌شود
علی و تیمش قبل از اجرای پروژه یک مرحله آماده‌سازی دارند؛ از دیوارها عکس می‌اندازند و روی کامپیوتر مونتاژ می‌کنند. بعد از تأیید مدیر مدرسه پروژه شروع می‌شود و هر پروژه معمولاً یکی، دو روز طول می‌کشد. او معتقد است حضور تصویرگران در کیفیت کار تأثیر زیادی دارد «اگر تصویرگر چه در مرحله تولید و چه در مرحله اجرا با ما همراه باشد جشن می‌گیریم چون وقتی او همراه می‌شود ما را به سمت ایده‌های تازه سوق می‌دهد. در سفر آخر در مدرسه روستای ماشتوک اطراف رشت، لاله ضیایی تصویرگر و کارتونیست قدیمی با ما همراه بود. مدیر مدرسه علاقه‌مند بود داستان‌های کتاب درسی را در طرح‌هایمان داشته باشیم. وقتی تصویرگر همراه تیم است، طرحی را که می‌خواهیم، طراحی می‌کند و بقیه بچه‌ها، نقاشی می‌کشند. مثلاً در این مدرسه داستان روباه و زاغ را عوض کرد. در نقاشی مدرسه روباه و زاغ با هم دوست شده‌اند، دور یک میز نشسته‌اند، کتاب‌هایشان باز است و قالب پنیر هم وسط و نان بربری در کنارشان است و در حال درس خواندن با هم هستند.»
خاطرات علی از مناطق مختلف کشور کم نیست. او با هیجان از روزی می‌گوید که در مجتمع عشایری در لرستان، تیم اصفهان صحنه‌ای زیبا را رقم زد: «قرار بود برای بچه‌های دوره اول و دوم دبیرستان در روستای سراب استان لرستان پروژه‌ای اجرا کنیم. چون رشته بیشتر بچه‌ها ادبیات بود، گروه اصفهان تصمیم گرفت چهره شخصیت‌های تاریخی و هنری افراد محبوب را به شکلی گرافیکی کار کند تا بچه‌ها از این افراد تأثیر بگیرند. در حین پروژه مدیر مدرسه به اعضای گروه گفت در این منطقه معلمی در مدرسه روستا حضور داشته که علی‌رغم بیماری سخت و طاقت‌فرسایی که داشته، از دانش‌آموزان نمی‌گذرد و همیشه در سختی‌ها کنارشان بوده حتی در کانکس مدرسه را تشکیل داده بود و در همانجا زندگی می‌کرد. طبق گفته‌های مدیر، این معلم بر اثر بیماری سر کلاس سکته می‌کند و از دنیا می‌رود. همین صحبت‌ها باعث شد طراحان ما چهره این معلم را در همان محل به یک تصویر گرافیکی تبدیل کنند و تصویر این معلم در کنار سایر مفاخر فرهنگی و هنری برای همیشه بر دیوار مدرسه روستا نقش بست. یا در مدرسه دیگر در لرستان تصویرگران متوجه شدند در این منطقه سنگ نبشته‌هایی با قدمت ۴۰ هزار سال وجود دارد که جزو آثار تاریخی با ارزش ایران است. از همان الهام گرفتند و روی دیوار دبیرستان اجرا کردند. بنابراین ما فقط به دنبال یک تصویر خشک و خالی نیستیم. در این مورد که طرح‌هایمان ارزش و مفهوم داشته باشند، حساسیت داریم.»

بچه‌ها کنار تصویرگران زندگی را رنگ می‌زنند
هنرمندان بسیاری هستند که هنرشان را در قالب قرارداد و پروژه‌های مالی ارائه می‌کنند؛ اینکه چه می‌شود گروهی از هنرمندان از منافع مالی چشم‌پوشی می‌کنند و به مناطق کم‌برخوردار می‌روند و زیبایی را به تصویر می‌کشند، موضوعی است که خوش‌جام در مورد آن می‌گوید: «در بسیاری از دیوارنگاره‌هایی که هنرمندان انجام می‌دهند، فقط یک نقاشی دیواری کشیده می‌شود، هیچ تعاملی بین مخاطب و هنرمند اتفاق نمی‌افتد ولی هدف ما فقط زیباسازی نیست، هدفمان ایجاد مشارکت و تعامل است. چون معتقدیم با این شیوه بچه‌ها بهتر از نقاشی مراقبت می‌کنند. در یک مرکز حمایت از کودکان کار در حاشیه تهران زمینه نقاشی سفید بود، مسئول مربوطه گفت بچه‌ها این دیوار زمینه سفید را کثیف می‌کنند، اما من گفتم مطمئن باشید بچه‌ای که برای این کار خودش قلم زده است، دیگر پایش را هم به دیوار نمی‌زند. ما وقت زیادی برای این کار می‌گذاریم، چون این کار را دوست داریم. در بعضی پروژه‌ها زمان‌های زیادی در راه هستیم. من حتی روزهای تولد دخترم هم سر پروژه بوده‌ام. بیشتر اعضای تیم از سفر و تفریح‌شان می‌زنند، در سوز سرما در املش و گالشکلام آتش روشن می‌کنیم چون مجبوریم در سرما و باد کار کنیم. این چیزی بجز عشق نیست. من معتقدم حتی اگر حال یک کودک با نقاشی‌های ما عوض شود و از محیط تحصیلی‌اش لذت ببرد، وظیفه‌ خود را انجام داده‌ایم. می‌توانید اسم آن را مسئولیت اجتماعی یا عشق به بچه‌های ایران بگذارید.»
 این عشق سلسله‌وار جاری می‌شود. برای همین به گفته علی نقاشی دیواری در بسیاری از موارد مردم محلی را هم پای کار می‌آورد: «بچه‌ها و خانواده‌ها را به کمک دعوت می‌کنیم. وقتی به روستا می‌رویم ،برای اسکان از خانواده‌ها کمک می‌گیریم. از مدیر می‌خواهیم برای تأمین اسکان یا تأمین غذای داوطلبان با خانواده‌ها صحبت و به ما کمک کنند. این مشارکت یکی دیگر از جلوه‌های زیبایی است که خلق می‌شود و کار را جذابتر می‌کند.» او صحنه‌های جذابی از مشارکت افراد محلی به خاطر می‌آورد: «در بسیاری از موارد حتی مسئولیت مستقیم به گردن اولیا نبوده اما برای قدردانی پا پیش گذاشته‌اند. مثلاً پیرمردی که با ظرفی پر از توت فرنگی از محصولات باغش برای داوطلبان به سراغمان می‌آید، زیبایی را با توت‌هایش برایمان می‌آورد. گاهی ارتباط بین اولیا با مدیر مدرسه در یک منطقه تصویرگر زیبایی می‌شود، کل روستا اینقدر مدرسه براشان مهم می‌شود که به مدرسه می‌آیند و با هم قرار می‌گذارند، درهای مدرسه را تعویض و تعمیرات اساسی انجام می‌دهند. در یک روستا برای مدرسه خود اولیا سرویس بهداشتی ساختند. به نظرم حرکت و تعامل بین بچه‌ها، اولیا و مدیر مدرسه اثرگذار است.»


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار جامعه