شهری که همه چیزش به رنگ بنفش است
دروازه ورودی به بیابان جهانی لوت
استانها
139990
در آستانه سال ۱۴۰۵، سالی که با شعار «لبخند دنیا به کرمان» بهعنوان سال گردشگری استان نامگذاری شده، «شهداد» دیگر فقط دروازه ورود به بیابان جهانی لوت نیست؛ بلکه باید خود را برای ایفای نقشی جدیتر در نقشه گردشگری ایران آماده کند.
زهرا کشوری، دبیر گروه زیست بوم:تصور کنید تاکسیهای بنفش، مسافرانی را از فرودگاه کرمان تحویل میگیرند تا به روستای ثبت جهانی شده شفیعآباد یا ملکآباد در شهداد ببرند. یا مسافران این خودروها در بومگردیها و مراکز اقامتی این شهر اقامت میکنند تا به تماشای منطقه تاریخی «شهداد» بروند، یا تاکسیهای بنفش پشت هم صف میگیرند تا مسافران ماراتن کویر را به بیابان لوت ببرند. حتماً تمام افرادی که در مسیر، این تاکسیهای بنفش را میبینند، از خود میپرسند فلسفه انتخاب رنگ بنفش چیست؟ حتماً این سؤال در ذهن آنها رژه میرود که مقصد این خودروها کجاست؟ مسافران این خودروها چه کسانی هستند؟ مخاطب میپرسد این رنگ از چه چیزی گرفته شده است؟ سیر! سیر بنفش؟ مگر سیر شهداد چه تفاوتی با سیر شهرهای دیگر دارد؟ نتیجه این سؤال همان چیزی است که شهداد باید به دنبال آن باشد، تبلیغی پایدار برای جذب گردشگری؛ ایجاد یک برند گردشگری رنگی.
در آستانه سال آینده
در آستانه سال ۱۴۰۵، سالی که با شعار «لبخند دنیا به کرمان» بهعنوان سال گردشگری استان نامگذاری شده، «شهداد» دیگر فقط دروازه ورود به بیابان جهانی لوت نیست؛ بلکه باید خود را برای ایفای نقشی جدیتر در نقشه گردشگری ایران آماده کند. رشد شتابان ورود گردشگران، شکلگیری اقامتگاههای تجربهمحور و سرمایهگذاریهای پیوسته، این شهر کویری را به نقطهای حساس میان فرصت و مسئولیت رسانده؛ جایی که موفقیت در جذب گردشگر بیشتر، نهتنها به توسعه زیرساخت و برندینگ هوشمندانه، بلکه به حفظ هویت بومی، توزیع عادلانه منافع و آمادگی مدیریتی برای یک جهش بزرگ گردشگری گره خورده است.
ایده «کد رنگی»
اکبر عابدینی، فعال گردشگری و مدیر یکی از مراکز اقامتی در روستای ملکآباد شهداد، بهعنوان یک متخصص بازاریابی معتقد است، گردشگری «شهداد» نیازمند یک «هویت بصری» منحصربهفرد است. وی در پیشنهادی جالب به شهردار شهداد، میگوید: «من پیشنهاد دادم برای شهداد یک کد رنگی اختصاصی تعریف کنیم. همانطور که یزد با رنگ فیروزهای شناخته میشود، شهداد میتواند با رنگ بنفش (برگرفته از رنگ سیر معروف شهداد) هویت یابد. تا به حال هیچ شهری در ایران از کد رنگی بنفش استفاده نکرده است. ما میتوانیم با طراحی المانهای شهری، جشنهای محلی و حتی بستهبندی محصولات با این رنگ، یک «امضا» برای شهداد خلق کنیم.»
عابدینی تأکید میکند بازاریابی هوشمندانه یعنی نفوذ در ذهنِ مخاطب:«اگر این کد رنگی و المانهای بصری را در چشم میهمانان پررنگ کنیم، هر گردشگری که از شهداد برمیگردد، این تصویر را بهعنوان نماد منطقه با خود میبرد. با توجه به حجم بالای ورود گردشگر به شهداد، این برندینگ بصری میتواند «گردش مالی» منطقه را به طور چشمگیری افزایش دهد و شهداد را در سطح بینالمللی با یک هویت بصری مشخص معرفی کند.»
شهداد را بنفش کنید
عابدینی بر تداوم هویت بصری تأکید میکند:«تعریف کد رنگی بنفش برای شهداد نباید در حد یک مصوبه بماند. از سطل زباله و بیلبورد گرفته تا چراغهای شهری، همه باید با این رنگ بازی کنند. نکته کلیدی این است که نباید اجازه داد این رنگ کهنه شود؛ باید مدام هزینه کرد تا این «فرش رنگی»، نو و جذاب بماند. همین یک اقدام میتواند تعریف شهداد را در ذهن گردشگر تغییر دهد.»
او با اشاره به شعارهایی مانند «کرمان بر فراز»، میگوید:«در جلسه استانداری به صراحت گفتم اگر میخواهید برای رویدادهای پیش رو کاری کنید، همین حالا هم دیر است. با بیلبورد زدن اتفاقی نمیافتد. معتقدم باید به سمت تبلیغات غیرمنتظره و پارتیزانی رفت. مثلاً پیشنهاد دادم تمام بومگردیها و اقامتگاههای استان را متقاعد کنید برای بازه زمانی خاص، ۳۰ درصد تخفیف واقعی بدهند و در مقابل، دولت به آنها امتیازاتی بدهد؛ سپس این موضوع را بشدت رسانهای کنید.»
او بر لزوم ایجاد انگیزههای مالی مستقیم تأکید میکند:«مارکتینگ یعنی وقتی مسافر بلیت کرمان را میخرد، همان لحظه کوپن تخفیف تاکسی فرودگاه یا بن تخفیف اقامت در شهداد را دریافت کند. تلفیق این مشوقها با آن «رنگ بنفش اختصاصی» که حتی بسیاری در خود کرمان هم از پتانسیل محصولی مثل سیر بنفش مطلع نیستند، میتواند یک بازاریابی پارتیزانی عجیب و موفق را رقم بزند. باید از فضای سنتی خارج شد و شهداد را به امضای خودش رساند.»
بشقاب شهدادی
کرمان همین الان هم در گردشگری غذا حرف برای گفتن دارد اما همه چیز را نمیگوید. حرفهای فعالان گردشگر در حوزه گردشگری خوراک، بیشتر به ادویهجات و شیرینیجات ختم میشود. مثل قوتو و کلمپه که در خوشمزگی آنها حرفی نیست اما همه گردشگرانی را که به این استان میروند، به خود جذب نمیکند. مثل یزد و اصفهان که بیشتر سوغات گردشگری خوراکشان شیرینیجات محلی و مخصوص این شهرند و در ابتلای شهروندان این دو استان به «دیابت» هم رقابت نگرانکنندهای دارند. البته این نوشته به دنبال آن نیست که پیشنهاد حذف گردشگری خوراک در حوزه شیرینی و قنادی را بدهد اما سفره ایرانی در شهرهای مقصد گردشگری از جمله کرمان و خیلی از شهرهای دیگر، کمرنگ است. بهرغم آنکه ایران حداقل سه هزار غذای بومی دارد، بومگردیها البته راه دیگری را میروند که به احیای سفره ایرانی منجر شده است. مثال واضح آن، مضیفهای ساخته شده توسط مردم و بخش دولتی در خوزستان است.
تجربه گروه خبرنگارانی که بهتازگی برای معرفی جاذبههای گردشگری خوزستان به شهرهای مختلف این استان رفته بودند، نشان داد گردشگری خوراک سنتی ایران در حال احیا و بهروزرسانی است؛ البته توسط بخش خصوصی و مردمی. برای مثال در مضیفهایی که توسط مردم و بومگردیها اداره میشود، غذایی که سرو شد، هم محلی بود و هم داغ و تازه. اما غذایی که مضیف بزرگ منطقه آزاد ارس سرو کرد، همان جوجه و کباب همیشگی بود که آنقدر سرد شده بود که از دهان افتاد. اتفاق جالب دیگری که در بازار گردشگری خوزستان افتاده، تهیه ترشی از خرمای خارک است که حالا به یکی از سوغاتیهای این استان در کنار ترشی انبه تبدیل شده؛ البته انبه پاکستانی! سفره ایرانی در جیرفت هم در حال رنگینتر شدن است.
عابدینی از تلاش فعالان گردشگری این شهر برای خلق طعمهای جدید با استفاده از ذخایر بومی خبر میدهد:«در حال حاضر دسرهای اختصاصی در برخی از مراکز گردشگری تهیه میشود. از جمله تهیه یک کیک خرمای منحصربهفرد با شیره خرما که بسیار فوقالعاده است.» او میگوید:«ما هم در مجموعه خود قصد داریم در کنار کماج و کلمپه، با خرما و شیره خرمای شهداد، چندین مدل دسر تولید تا رویکرد بومیمان را در منو تثبیت کنیم.»
از مزرعه تا بشقاب
او درباره استفاده تخصصی از محصولات استراتژیک منطقه در منوی رستورانها میگوید:«زیره یکی از المانهای اصلی آشپزخانه کرمانی است. ما حتی موفق شدیم سس زیره اختصاصی تولید کنیم که بهعنوان چاشنی منحصربهفرد به سالادهایمان اضافه میشود. برای اردیبهشتماه برنامه داریم که میهمانان علاقهمند را مستقیماً به مزارع ببریم تا خودشان سیر بنفش شهداد را بچینند و به آشپزخانه بیاورند تا برایشان طبخ شود.»
پیش از این هم جشنواره سیر بنفش شهداد در روستای ثبت جهانی شده «شیفعآباد» در سازمان ملل متحد برگزار شد تا سیر به یکی از برندهای گردشگری شهداد تبدیل شود. الان یکی از محصولاتی که توسط زنان روستای شفیعآباد در کاروانسرای تاریخی این روستا به فروش میرسد، سیر بنفش شهر است. بر اساس آمار شورای شهر شهداد، ۳۰۰ هکتار زمین در این شهر زیر کشت سیر بنفش میرود.
عابدینی با نگاهی کارشناسانه به ویژگیهای اقلیمی محصولات غذایی منطقه شهداد، میگوید:«بومگردی ها و مراکز توریستی کرمان در غذاهایی مثل کشکبادمجان شهدادی و میرزا قاسمی، منحصراً از سیر محلی استفاده میکنند. وقتی به میهمان میگوییم این «ترشی سیر محلی» است، نگاه او کاملاً تغییر میکند. سیر شهداد به دلیل گرمای منطقه، بافتی بسیار نرمتر و بویی به مراتب قویتر و مطبوعتر از سیر مناطقی مثل همدان دارد؛ اینها جزئیاتی است که برای گردشگر لوکس و دقیق، خاطره میسازد.»
احیای سفره کرمان
این کارشناس گردشگری با اشاره به پتانسیل بالای محصولات کشاورزی شهداد، از استراتژی گردشگری غذایی منطقه میگوید:«سیر شهداد مستقیم و بدون فرآوری به بازارهای بزرگ میرود، اما کافی است تصمیم بگیریم این اصالت را به سفره بازگردانیم. قطعاً بوفههای محلی شهر میتواند پرطرفدارترین بخش رستورانهای کویر لوت باشد. در این بوفهها، غذاهای اصیلی مثل بزقرمه، قورمه زرندی، رشتهپلو شهدادی، لقهپلوی کرمانی، زیرهپلو و پستهپلو سرو شود.
میهمانی که از تهران میآید، دنبال قورمهسبزی و کباب نیست؛ آنها در وعده اول شاید احتیاط کنند، اما وقتی بوفه محلی را ببینند، بالاترین میزان استقبال و مصرف را به خود اختصاص میدهند.»
به تماشای خرماهای آویزان
عابدینی اعتقاد دارد آنچه در شهداد اتفاق افتاده است میتواند الگویی برای سایر شهرهای کرمان و استانهای کویری دیگر باشد. او با ذکر خاطرهای از حضور در یک همایش در شهر بم، از حجم پتانسیلهای این منطقه ابراز شگفتی میکند:«وقتی امکانات و ویژگیهای توریستی بم را دیدم، به دوستانم گفتم این حجم از نعمت گردشگری واقعاً ناعادلانه است! پتانسیل بم به قدری بالاست که بخش شهداد در مقام مقایسه، توان رقابت با آن را ندارد. حتی تماشای بلوارهای بم در فصل خرما، وقتی ثمر درختان آویزان است، یک تور گردشگری کامل و خیرهکننده بود. عجیب است که چطور از این همه ثروت برای جذب توریست استفاده حداکثری نمیشود.»
انتهای پیام/