حسین آجرلو ، کارشناس مسائل منطقه در گفتوگو با «ایران» تبیین کرد:
دستاوردهای منطقهای سفر عراقچی
تلاقی منافع می تواند به ائتلاف های مدون میان قدرت های اصلی منطقه یعنی ایران، ترکیه و عربستان منجر شود
سیاست
140152
کارشناس ارشد مسائل غرب آسیا در گفتوگو با «ایران» اظهار کرد: حضور وزیر امور خارجه کشورمان در لبنان و دیدارهای او با مقامات رسمی و رؤسای نهادها و طوایف مذهبی، حاکی از قدرت غیرقابل انکار ایران در معادلات لبنان و به رخ کشیدن این قدرت در محاسبات رژیم صهیونیستی است که به دنبال اقدامات مخرب در منطقه و اجرای نقشههایی برای تضعیف و تجزیه کشورهاست.
رضا عدالتی پور_ گروه دیپلماسی: سفر سیدعباس عراقچی به لبنان در مقطع زمانی که سرعت تحولات منطقه روی دور تند قرار دارد، صرفاً نباید در چهارچوب روابط دوجانبه تهران و بیروت بررسی شود. در این بین ایران در عین اینکه منافع منطقهای خود را در لبنان دنبال میکند، در یک پازل کلان در مسیر شکلدهی به یک ائتلاف نانوشته اما همسو با دو قدرت سنتی منطقه یعنی ترکیه و عربستان گام برمیدارد تا مانع از تخریب نظم سنتی منطقه و اجرای نقشههای مخرب محور صهیونیستی شود.
سفر وزیر امورخارجه کشورمان در شرایط کنونی به لبنان بازخورد قابل توجهی در منطقه و عرصه سیاسی لبنان داشت، این سفر با توجه به شکل کنونی روابط تهران و بیروت در چه روندی بررسی میشود؟
روابط ایران و لبنان ماهیت ویژه و تاریخی دارد، پیوندهای مذهبی ایران با شیعیان لبنان از زمان تأسیس این کشور تا توسعه روابط با گروههای مقاومت لبنان سبب شده تا رابطه تهران و بیروت با وجود نشیب و فرازهای مقطعی همواره روابط مستحکم و ناگسستنی باشد. به عبارتی صرف نظر از گرایش سیاسی دولت حاکم در لبنان این فرض مسلم در رویکرد دولتهای مستقر در لبنان وجود دارد که رابطه با ایران اهمیت قابل توجهی دارد.
در یک سال گذشته و در فضای بعد از جنگ، رویه دولت فعلی لبنان در راستای اجرای سیاست کلان خلع سلاح حزبالله لبنان بود که آن هم از سوی آمریکا و اسرائیل دیکته شده بود. همچنین مواضع صریح و تند وزیر خارجه لبنان علیه ایران در راستای اجرای سیاستی بود که حذف ایران از معادلات لبنان را دنبال میکرد.
در چنین شرایطی شاهد این واقعیت بودیم که جمهوری اسلامی ایران در این مدت با دیپلماسی فعال و حتی کنار گذاشتن برخی تعارفات دیپلماتیک در آمد و شدها، در چهارچوب سیاست همسایگی سفرهای متعددی در سطوح مختلف به لبنان داشته است تا این سیاست را بیاثر کند. چهار سفر وزیر امور خارجه از زمان تصدی این سمت و سفر دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان به لبنان در این فضا تحلیل میشود.
از آنجا که جریان حامی تقویت روابط با ایران در لبنان وزن قابل ملاحظهای دارد، سفر وزیر امور خارجه به لبنان را باید در این چهارچوب دید که اولاً حذف ایران از معادلات لبنان امر سادهانگارانهای است و ثانیاً این سفر فضا را برای اقدامات و اجرای سناریوهای ضد ایرانی طرف
مقابل بست.
به نقش جریانهای حامی تقویت روابطه ایران و لبنان اشاره کردید، آیا این جریانهای سیاسی صرفاً در طوایف شیعی هستند؟
خب حمایت طوایف و جریانهای شیعی از افزایش نقش ایران در معادلات لبنان امری همیشگی بوده اما آنچه در دوره کنونی جالب توجه است حمایت ارکان سیاسی این کشور از حضور موازنهگرانه ایران در معادلات سیاسی لبنان بعد از تحولات دو سال اخیر است. این حتی شامل جریانهای سیاسی حاکم در دولت فعلی لبنان نیز میشود. در حال حاضر دولت کنونی بهرغم اختلاف مواضع با ایران این واقعیت را دریافته که نبودن ایران در میدان تحولات لبنان در عمل وزن موازنه را به نفع رژیم صهیونیستی و طرف اشغالگر سنگین کرده بود و نمود عینی آن نیز تحولات مربوط به جنوب لبنان و منطقه لیتانی و تشدید حملات رژیم صهیونیستی به لبنان در یک سال اخیر است.
برخی تحلیلها حول این موضوع بود که وزن اقتصادی سفر وزیر امورخارجه به لبنان بر دیگر موضوعات سایه انداخته این امر تا چه اندازه با واقعیت روابط دو کشور همخوانی دارد؟
طبیعی است که اقتصاد یکی از حلقههای مهم زنجیره روابط کشورها است و دیدار وزیر خارجه با وزیر اقتصاد و تجار لبنانی و همراهی هیأت بازرگانان ایرانی با وزیر در این سفر شکل و شمایل اقتصادی این سفر را برجسته کرده است. منتهی زمان شناسی این سفر نیز به خودی خود بسیار مهم است. در شرایطی که مقاومت لبنان در وضعیتی است که آمریکا و اسرائیل طرحهایی را برای حمله به لبنان و مقاومت مطرح کردهاند حضور آقای عراقچی در لبنان به منزله حمایت تمام قد ایران از مقاومت است و نشان داد که ایران با وجود تحولات دو سال گذشته در منطقه رویکرد کلی خود را در حمایت و تقویت مقاومت در منطقه حفظ کرده است.
البته که نباید این موضوع را نافی تقویت روابط ایران با دولت لبنان دانست. اساساً رویکرد سنتی جمهوری اسلامی ایران در منطقه حمایت از ملتها و تقویت روابط با دولتهای منطقه به صورت متوازن است. نمونه بارز آن نیز رابطه رسمی و پایدار ایران با تشکیلات خودگردان فلسطین و در عین حال همراهی با گروه های مقاومت است.
با این حساب آیا این سفر در بعد کلان منطقهای نیز باید ابعاد قابل بررسی داشته باشد؟
سؤال مهمی است، چراکه در این مدت تحلیلهایی مطرح شده که مثلاً ایران و عربستان در میدان یمن و لبنان بده بستانهایی داشتند؛ اینجا باید گفت این تحلیل به این شکل از اساس اشتباه است. در واقع نظم روابط منطقه در بین قدرتهای منطقهای به این بلوغ رسیده که کشورهایی که جایگاه باثباتی در معادلات سیاسی دیگر کشورها دارند وارد فضای بده بستان اینچنینی نخواهند شد.
به عنوان مثال در حال حاضر با توجه به جایگاه عربستان در دولت لبنان اینطور نیست که مقامات ریاض وارد این عرصه شوند که یمن را بگیرند و لبنان را بدهند؛ این تحلیلها مبتنی بر واقعیتهای جاری منطقه و سنتهای سیاسی حاکم بر معادلات منطقه نیست. برعکس روابط قدرتهای منطقهای و نظم منطقه حاصل پویاییهای همیشگی در غرب آسیا و توازنهای عینی و میدانی است. در واقع روندهای منطقهای کنونی سبب شده تا ایران و عربستان در یک پازل کلان به سمت همسویی منطقهای حرکت کنند.
به این ترتیب ایران در منطقه در ادامه روند حمایت از جریانهای سیاسی همسوی خود عمل میکند و عربستان نیز با توجه به ائتلاف صهیونیستی که به دنبال برهم زدن نظم سنتی منطقه است طبیعی است که خواستار حفظ نظم حاکم است و از اقدامات تجدیدنظرطلبانه حمایت نخواهد کرد. این تلاقی منافع در منطقه میتواند به ائتلافهای ضمنی یا حتی مدون بین قدرتهای اصلی منطقه یعنی ایران، عربستان و ترکیه منجر شود. لذا نباید انتظار یک صفبندی مشخص را در منطقه داشت.
نمود عینی این اتحاد و ائتلاف در حال حاضر در منطقه قابل مشاهده است؟
همین الان در موضوع سومالیلند ائتلاف مشخصی بین ایران، عربستان و ترکیه در رابطه با حفظ تمامیت ارضی کشور سومالی شکل گرفته است. اینکه وزیر امورخارجه کشورمان صراحتاً عنوان میکند که ایران حامی حفظ تمامیت ارضی سوریه، یمن و سومالی است. انگارهای که مدنظر آنکارا و ریاض هم هست.
اگرچه که ترکیه و عربستان و ایران در سوریه و لبنان و یمن مواضع متفاوتی دارند. این ائتلاف ثباتساز برای منطقه در برابر دو بازیگر مخرب نظم منطقه که حمایت ترامپ را صرفنظر از پنتاگون و وزارت خارجه آمریکا دارند، شکل گرفته است.
در روابط منطقهای حضور و بازیگری ایران، عربستان و ترکیه در کشورها در پازل کلان منطقه و تثبیت قدرت منطقهای خود کشور است در عین اینکه ائتلافهای ضمنی نیز شکل گرفته است. این ائتلاف ضمنی بازیگران میتواند مسیرهای متفاوتی هم داشته باشد؛ مثلاً ایران در چهارچوب مقابله با آمریکا در منطقه مخالف اقدامات رژیم صهیونیستی است و ترکیه و عربستان با وجود روابط مثبت با آمریکا و در عین تقویت روابط با واشنگتن به دنبال این هستند که با کارتهای منطقهای مانع از تغییر نظم و نقشه منطقه شوند.
سفر وزیر امور خارجه کشورمان به لبنان نیز در همین راستا صورت گرفته است. در این میان این امکان وجود دارد که سیاستهای عربستان و ترکیه در لبنان نیز در عین اینکه منافع خودشان را تأمین میکند در راستای سیاست کلان ایران در لبنان باشد.
انتهای پیام/