«ژان تولی» از نقاشی تا نویسندگی
فرهنگ
140623
ژان تولی كه به نویسندهای خیالپرداز، ملایم، خجالتی و جذاب شهرت دارد، درست در روز تولد ویكتور هوگو؛ ۲۶ فوریه ۱۹۵۳، در سن لو، مانش متولد شد. این رماننویس فرانسوی پیش از نویسندگی، در زمینههای مختلفی از جمله كمیك، تلویزیون و سینما فعالیت داشت.
گروه کتاب: پدر ژان تولی نجار و مادرش پیشخدمت مدرسه بود. خانواده او پس از مدتی نرماندی را ترك كردند و در آركوئی، نزدیك پاریس، ساكن شدند. ژان تولی در مدرسه به نقاشی علاقهمند شد و استعدادش را در هنر یافت. او دانشآموز فقیری بود كه در پایان دوره راهنمایی به سمت مكانیك خودرو هدایت شد، اما پیر پیلوت، معلم هنر او، تلاش كرد مسیر زندگی دانشآموز بااستعدادش را تغییر دهد. او با تدریس خصوصی فوق برنامه و برگزاری كلاسهای رایگان، تولی را برای قبولی در آزمونهای ورودی مدارس هنر در پاریس آماده كرد. ژان تولی در هنرستان، طراحی را ادامه داد و در نهایت پس از فارغ التحصیلی از این رشته حدود ۱۰ سال بهعنوان هنرمند و نویسنده كتابهای كمیك فعالیت كرد و در آن زمینه نیز سرآمد بود.
دیوید بارب، كارتونیست، در یك كتابفروشی در آركوئی متوجه سبك خاص طراحیهای او شد و ژان تولی را به استخدام مجله كمیك لكودِساوان L&#۳۹;Echo des Savanes/ درآورد، جایی كه تولی از سال ۱۹۷۸ تا ۱۹۸۲ بهعنوان چهرهای كلیدی شناخته میشد. سپس به جنبش هنرمندانی پیوست كه در مسیر بازیابی عكسها كار میكردند و كمیكهای خود را با استفاده از تصاویر بازسازیشده میساخت، سپس آنها را با سبك خاص خود طراحی میكرد. بنابراین عكاسی و نقاشی برای ژان تولی، پایه و اساس فعالیت هنریاش بود، تصاویر با دستان هنرمند تولی دائماً با تغییرات و اصلاحات متعدد ساخته میشدند، به حركت درمیآمدند و انرژی میگرفتند؛ این سبك تصویرسازی و جان بخشیدن به طرحها و جزئیات در سبك نگارش او نیز به چشم میخورند.
ژان تولی، وقایعنگار تلخ دهه ۱۹۸۰، شروع به اقتباس از رمان «مری خونین» اثر ژان ووترین كرد؛ اقتباسی كه سال ۱۹۸۳از سوی گلنات منتشر شد. این اثر جایزه مطبوعات تخصصی در جشنواره بینالمللی كمیك آنگلوم فرانسه (یكی از مهمترین جشنوارههای كمیك استریپ دنیا) را برایش به دنبال داشت؛ این جایزه آغاز اوج گرفتن ژان تولی و شهرت او بود. در پایان سال ۱۹۸۳، تولی به ماهنامه كارتونی «سیركوس/ Circus» پیوست و تا سال ۱۹۸۶ به عنوان نویسنده ثابت در آن فعالیت داشت و كتاب «دختران شب» را نوشت. در ژانویه ۱۹۸۶، او اولین گزارشهای كمیك استریپ خود را در «زیرو» منتشر كرد كه شامل شخصیتهای عجیب و غریب و بدیع بود.
چند ماه بعد، این داستانها در یك ماهنامه معتبر كمیك با عنوان كسترمن، منتشر شدند. در سال ۱۹۸۸، تولی رمان گرافیكی «مردم فرانسه/ Gens de France» در سال ۱۹۹۰، «مردم جاهای دیگر/ Gens d’Ailleurs» را با همكاری كسترمن منتشر كرد. او در سال ۱۹۹۰ در جشنواره آنگولم به خاطر «سهم استثناییاش در احیای ژانر كتابهای مصور» جایزه دریافت كرد.
سپس، برنارد رپ، خبرنگار شبكه فرانس ۲، او را برای نمایش در برنامه تلویزیونی «L&#۳۹;Assiette Anglaise» فراخواند. ژان تولی كه به طور منظم در برنامههای فرانس ۲ مشاركت داشت، به برنامههای تلویزیونی در شبكههای دیگر نیز دعوت شد و شهرت بیشتری پیدا كرد.
روزی، یك ویراستار از انتشارات ژولیارد با او تماس گرفت و او را متقاعد كرد كه استعدادش در نویسندگی استثنایی است؛ استعدادی كه خودش از آن خبر نداشت. همین ماجرا باعث شد از سال ۱۹۹۰، ژان تولی باقی زندگی خود را كامل وقف نویسندگی كند و به رماننویسی حرفهای بدل شد. از آن زمان تا پایان عمرش در سال ۲۰۲۲، او با ۱۳ رمان شاخص مردم جهان را به وجد آورد. از آثار او میتوان به رمانهای «رنگینكمان برای رمبو»؛ ۱۹۹۲ «عید پاك»، برنده جایزه مدارس و دانشگاههای برتر فرانسویزبان در ۱۹۹۵، «تصنیفی برای پدر فراموششده»؛ ۱۹۹۸ «عزیزم»؛ ۱۹۹۹ «لبه قاب»؛ ۲۰۰۱ اشاره كرد. «جملات طولانی»؛ ۲۰۰۳، «ای ورلن!»، برنده جایزه شهر لیموژ، جایزه باكوس، جایزه شارل اكسبرایا در سال ۲۰۰۶ «من، فرانسوا ویلون» برنده جایزه روایت زندگینامهای در ۲۰۰۷، «مغازه خودكشی»؛ ۲۰۰۸ «مونتسپان»؛ ۲۰۰۹ «اگر میخواهی او را بخور»؛ ۲۰۱۱ و «گل تندر یا خرزهره» ۲۰۱۳، از دیگر رمانهایی هستند كه او نوشت. از كتابهای این نویسنده «مغازه خودكشی»، «آدمخواران» و «خرزهره» از سوی نشر چشمه به فارسی ترجمه و منتشر شدهاند.
از برخی رمانهای او برای ساخت فیلم نیز اقتباس شد؛ از جمله: «رنگینكمان برای رمبو سال ۱۹۹۶، به كارگردانی خودش و «عزیزم» در سال ۲۰۰۷ به كارگردانی كریستین كریر. همچنین پاتریس لكونته از رمان «مغازه خودكشی» برای ساخت یك فیلم الهام گرفت. ژان تولی حتی به عنوان بازیگر در فیلمهای «رومن» در سال ۱۹۹۷ و «پنهان» ساخته میشائیل هانكه در سال ۲۰۰۵ ایفای نقش كرد.
انتهای پیام/