بررسی لایههای پنهان شخصیت حضرت ابوالفضل(ع)
فرهنگ
142045
حضرت عباس (ع) نمونه کامل از انسان ولایی است که در تمام ابعاد اعتقادی، اجتماعی و نظامی در خدمت ولایت قرار دارد.
ایران آنلاین: در روز عاشورا هنگامی که گرد و غبار جنگ، نور خورشید را پنهان کرده بود، تنها چراغی که بر فراز دشت کربلا میدرخشید، وفاداری حضرت عباس (ع) بود. اما آیا این وفاداری تنها یک رفتار قهرمانانه بود یا بیانگر نظامی عمیقتر از تزکیه نفس، تقوا و تحقق کمال انسانی؟
به گزارش تسنیم، در گفتوگو با دکتر مریم صالحی، استاد حوزه و دانشگاه و کارشناس علوم دینی، با استناد به منابع حدیثی، تاریخی و اخلاقی، به لایههای پنهان شخصیت ابوالفضل (ع) پرداخته است؛ شخصیتی که نه تنها شاخصههای ظاهری، بلکه تمام ابعاد وجودیاش، آینهای از «دفع و جذب» معنوی است.
دفع و جذب در سیره حضرت ابوالفضل(ع)
در متون اسلامی، تزکیه نفس و رشد معنوی انسان بر دو محور «دفع» و «جذب» استوار است. چگونه میتوان این دو محور را در زندگی حضرت عباس (ع) مشاهده کرد؟
بله، این تقسیمبندی، ریشه در قرآن کریم و روایات معصومین علیهمالسلام دارد. «دفع» به معنای پاکسازی نفس از گناه، شهوات پست، و تمایلات نفسانی است، در حالی که «جذب»، یعنی جذب فضایل اخلاقی، ایمان، علم، و عمل صالح به درون وجود انسان. این دو فرآیند، دو بال پرواز معنوی انسان به سوی کمال الهی هستند.
در مورد حضرت عباس (ع) این دو بعد به صورتی شگفتانگیز در هم تنیدهاند. از سوی «دفع»، ما شاهدیم که ایشان از کودکی در محضر امیرالمؤمنین (ع)، دوری از گناه و گناهکاران را به عنوان اصلی از اصول زندگی خود قرار داده بود. حتی در میان جنگ و کشتار، هیچ لحظهای از خط ولایت و تقوا خارج نشد.
از سوی دیگر در بعد «جذب»، ایشان تمام فضایل اخلاقی از جمله شجاعت، فداکاری، زهد، تقوی، و تواضع را در وجود خود جمع کرده بود. این ترکیب منحصربهفرد، ایشان را از یک قهرمان نظامی به یک الگوی معنوی تبدیل کرده است.
بنابراین حضرت عباس (ع) تنها یک جنگجو نبود، بلکه یک مرید کامل بود که در مسیر تزکیه نفس، به اوج اخلاص و عبودیت رسیده بود. همین امر است که ایشان را از دیگر قهرمانان تاریخ متمایز کرده است.
القاب حضرت عباس(ع)؛ نقشه راه پیروان حضرت
القاب و کنیههای متعددی برای حضرت عباس (ع) ذکر شده است. آیا این القاب صرفاً تشریفاتی هستند یا هر یک بیانگر لایهای از هویت معنوی ایشان است؟
القاب و کنیهها در فرهنگ اسلامی، به ویژه در مورد اهل بیت علیهمالسلام، هرگز صرفاً تشریفاتی یا توصیفی نیستند. هر یک از این القاب یک کلید معنایی است که دریچهای به درون شخصیت و مقام معنوی فرد میگشاید. برای مثال، کنیه «ابوالفضل» نه تنها به معنای «پدر فضل» است، بلکه بیانگر این حقیقت است که ایشان ذاتاً مظهر فضیلت بودند. این کنیه، گویی خلاصهای از تمام زندگی ایشان است.
لقب «باب الحوائج» نیز که از زبان پیامبر اکرم (ص) نقل شده، نشاندهنده مقام شفاعت و وساطت ایشان در درگاه الهی است. این لقب برخلاف تصور برخی، نه نوعی شرک، بلکه تأکیدی بر این است که خداوند برخی از بندگان خود را به عنوان وسیلههای رحمت و توجه الهی برگزیده است. حضرت عباس (ع) به دلیل اخلاص و فداکاری بینظیرش، این مقام را کسب کرده است.
لقبهایی مانند سقّا، علمدار، حامی الضعینه و فاتح همگی به نقشهای عملی و معنوی ایشان در واقعه کربلا اشاره دارند. اما در عین حال هر یک از این نقشها، ریشه در یک فضیلت اخلاقی یا معنوی دارد. بنابراین این القاب، یک نقشه راه برای آنانی است که میخواهند از ایشان الگو بگیرند.
کمال وفاداری در شریعه فرات
یکی از نقاط برجسته زندگی حضرت عباس (ع)، واقعه شریعه فرات است. برخی میگویند ایشان در لحظهای از تشنگی، قصد نوشیدن آب را داشتند، اما به یاد کودکان تشنه افتاد و از این کار خودداری کرد.
این روایت در ظاهر، تصویری از جوانمردی و فداکاری ارائه میدهد، اما اگر با دقت بیشتری بررسی شود، ممکن است به اشتباهی در درک شخصیت حضرت عباس (ع) منجر شود. آیا واقعاً یک مرید کامل، که از کودکی در مکتب امام علی (ع) تربیت شده، حتی برای یک لحظه، از مأموریتش غافل میشود؟
تحلیل دقیقتر این روایت با توجه به هوشیاری دائمی و بصیرت معنوی ایشان، نشان میدهد که این حرکت، نه ناشی از غفلت، بلکه از اوج تدبیر و رحمت بود. برخی از محققان معتقدند که ایشان آب را به دهان نزدیک کرد تا اسبش که از تشنگی رنج میبرد، فریب بخورد و آب بخورد. این تفسیر، نه تنها از غفلت ایشان دفاع میکند، بلکه نشان میدهد که حتی در حساسترین لحظات، ایشان به رنج دیگران حتی یک حیوان توجه داشتند.
این نکته بیانگر این است که وفاداری حضرت عباس (ع)، یک وفاداری هوشمند و آگاهانه بود، نه یک احساس لحظهای. این همان جایی است که وفا از عشق پیروی میکند: عشق به امام حسین (ع)، ایشان را به اوج هوشیاری و مسئولیتپذیری رساند.
رابطه حضرت عباس (ع) با امام حسین (ع)
رابطه حضرت عباس (ع) با امام حسین (ع)، فراتر از یک رابطه برادری یا نظامی بود. این رابطه چه جایگاهی در معرفت اسلامی دارد؟
این رابطه یکی از عمیقترین نمودهای «ولایت» در تاریخ اسلام است. امام حسین (ع) مظهر عشق الهی و حقیقت ولایت بود، و حضرت عباس (ع) مظهر وفاداری و تسلیمشدگی کامل در برابر این ولایت. این دو، یک جفت معرفتی هستند: یکی حقیقت ولایت را تجسم میکند، دیگری حقیقت مریدی و تبعیت را.
در این رابطه حضرت عباس (ع)، هرگز خود را جدا از امام حسین (ع) نمیدید. این همان فنا فیالشیخ است که در عرفان اسلامی مطرح میشود: فنا در اراده مولای خود. این امر، ایشان را از یک قهرمان مستقل به یک ابزار در دست حق تبدیل کرده بود. این همان چیزی است که در زیارت نامه از زبان امام صادق (ع) آمده: «...مضیت على بصیرة من أمرک...»؛ یعنی تو با آگاهی کامل و بصیرت، راه خود را انتخاب کردی.
بنابراین، این رابطه یک الگوی اخلاقی و درس معرفتی است: انسان وقتی به اوج کمال میرسد که خود را فدای حقیقت کند.
توسّل به باب الحوائج
چرا حضرت عباس (ع) به عنوان «باب الحوائج» شناخته میشود و آیا توسّل به ایشان با اصول توحید در تناقض نیست؟
این سؤال، بسیار مهم و پرکاربرد است. در اسلام، اگر توسّل با اعتقاد به وحدانیت خدا و واسطه بودن بندگان خاص او صورت گیرد، جزو اصول دینی است. خداوند در قرآن میفرماید: «وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَّحِیمًا» (سوره نساء، آیه 64). این آیه، مشروعیت توسّل به پیامبر را تأیید میکند.
حضرت عباس (ع) به دلیل مقام شفاعتی که از سوی خداوند و پیامبر اکرم (ص) به ایشان عطا شده «باب الحوائج» است. این لقب، یعنی درگاهی که خداوند از آن، حاجتهای بندگان را برآورده میکند. توسل به ایشان، یعنی پناه بردن به یکی از ابزارهای رحمت الهی، نه جایگزین کردن او به جای خدا.
در واقع این توسل، نوعی تقرّب به خدا است، نه دوری از او. این همان چیزی است که امام زمان (ع) در روایت معروف جمکران به آن اشاره فرموده: «بلکه شما را راهنمایی میکنم که چگونه به او توسّل کنید.»
نقشهای چندگانه حضرت عباس(ع) در کربلا
حضرت عباس (ع) در واقعه کربلا، چه نقشهایی ایفا کرد و چگونه این نقشها، بیانگر جایگاه ایشان در نظام ولایت هستند؟
نقشهای ایشان در کربلا، از چند جهت قابل بررسی است: نظامی، اجتماعی، و معنوی. از نظر نظامی، ایشان فرمانده لشکر، علمدار، و سردار پیشتاز بودند. از نظر اجتماعی سقّا، حامی الضعینه و مواسی بودند. اما از نظر معنوی، ایشان ظَهْرُ الولایة (یعنی پشتیبان ولایت) بودند.
این سه بعد در هم تنیدهاند. مثلاً وقتی ایشان برای آب به فرات میروند، این کار هم یک خدمت انسانی است، هم یک عمل جهادی، و هم یک بیانگر از وفاداری به امام. این هماهنگی بین ابعاد مختلف نشاندهنده این است که ایشان در تمام ابعاد وجودی، در خدمت ولایت بودند.
در واقع حضرت عباس (ع) یک «نمونه کامل» از انسان ولایی است: کسی که در تمام ابعاد زندگی اعتقادی، اخلاقی، اجتماعی و نظامی، در خدمت حقیقت ولایت قرار دارد.
در پایان، چه درسهایی میتوان از زندگی حضرت عباس (ع) برای جامعه امروز گرفت؟
جامعه امروز درگیر بحرانهایی است که ریشه در فقدان وفا، اخلاق و هدفمندی معنوی دارد. حضرت عباس (ع)، به ما میآموزد که وفا یعنی پایبندی به اصول، حتی در سختترین شرایط. فداکاری یعنی قربانی کردن خود برای دیگران، نه برای شهرت. توحید عملی یعنی تحقق عبودیت در تمام ابعاد زندگی و هوشیاری معنوی، یعنی عدم غفلت حتی در لحظات بحرانی.
این درسها، فقط برای شیعیان یا مسلمانان نیست، بلکه برای هر انسانی که به دنبال کمال انسانی است. حضرت عباس (ع) یک الگوی جهانی است، چرا که ارزشهای ایشان فراتر از مرزهای مذهبی و قومی است.
همانطور که امام سجاد (ع) فرمود: «ای ماه بنی هاشم! بعد از تو، خاک بر سر دنیا.» این جمله نه یک نوحه، بلکه یک فراخوان است که ما در تاریکیهای دنیای امروز، به نور وفاداری و ایمان ایشان پناه ببریم. فقط از راه آراسته شدن به خصلتهای آن حضرت میتوانیم در تاریکیهای دنیا صراط مستقیم را پیدا کنیم.
انتهای پیام/