از اسناد محرمانه تا روایت زنده:
کشف نبوغ اطلاعاتی شهید باقری در ”دوشنبههای گلف”
فرهنگ
142815
«دوشنبههای گلف» تنها گوشهای از مجاهدتهای شهدای اطلاعاتعملیات، بویژه شهید والامقام حسن باقری را روایت میکند؛ مجاهدتهایی که گرهگشای ذهن فرماندهان در سالهای سخت دفاع مقدس بود.
معصومه شهبازی، نویسنده کتاب دوشنبههای گلف: کتاب «دوشنبههای گلف» حاصل تلاشم برای روایت مجموعهای از خلاصهمذاکرات جلسات هفتگی مسئولان اطلاعاتعملیاتِ محورهای عملیاتی با فرماندهی شهید حسن باقری است؛ جلساتی که هر دوشنبه در پایگاه گلف، پایگاه منتظران شهادت، برگزار میشد. در مسیر تدوین این کتاب کوشیدم مجموعه اسناد مربوط به ۴۳ جلسه بههمراه پیوستهای آنها را گردآوری کنم؛ اسنادی شامل طرحهای عملیاتی، دستنوشتهها، مدارک و صوتهایی که بعدها مکتوب شدند و همگی به شهید حسن باقری تعلق داشتند. برای رسیدن به روایتی زنده و قابلفهم، بیش از هزاران سند، دستنوشته، فایل صوتی، نقشههای عملیاتی و تصاویر مرتبط را بررسی کردم تا کتاب صرفاً به اثری خشک و آرشیوی تبدیل نشود، بلکه خروجی هر جلسه بهشکلی ملموس و روشن پیش چشم مخاطب ترسیم شود.
در نگاه کلی، فرآیند اطلاعاتی را میتوان به سه مرحله تقسیم کرد: دریافت، تحلیل و پذیرش. بر همین اساس، شهید حسن باقری با سرعت نیروهای مستعد را شناسایی میکرد و پس از آموزشهای فشرده، آنها را به محورهای عملیاتی اعزام میکرد. با سازماندهی تیمهای شناسایی، گزارشهای لحظهای از وضعیت نیروهای خودی و دشمن و همچنین عوارض زمین، بهطور مستمر مخابره میشد. او اتاقی را در پایگاه گلف به مرکز کار خود تبدیل کرد؛ جایی که با ترسیم دقیق روستاها، نهرها، دشتها، رملها و محل استقرار نیروهای خودی و دشمن، تصویر کاملی از صحنه نبرد روی نقشه شکل میگرفت. نقشه بر دیوار نصب میشد و هر نیروی اطلاعاتی که وارد اتاق میشد، پای آن میایستاد، دیدههایش را بازگو میکرد و نقشه تصحیح و تکمیل میشد. هنوز یک هفته از حضور شهید باقری نگذشته بود که این اتاق، به مهمترین منبع اطلاعاتی جبههها بدل شد. به این ترتیب، او به چشم جبههها تبدیل شد و یکی از بزرگترین ضعفهای نیروهای نظامی ایران، یعنی فقدان اطلاعات دقیق از دشمن، با انتشار اولین بولتن اطلاعاتی در ششم مهر ۱۳۵۹ تا حد زیادی برطرف شد؛ بولتنی که آخرین اخبار پیش روی دشمن را در ۳۰ نسخه محدود، در اختیار فرماندهان و مسئولان قرار داد. مرحله بعد، تحلیل اطلاعات بود؛ مرحلهای بهمراتب پیچیدهتر از دریافت. در این بخش، عقلانیت و عینیت تحتتأثیر عواملی چون قدرت ادراک، هوش ذاتی و تجربههای پیشین قرار میگرفت. از همینرو، راهاندازی ایستگاههای ثابت و سیار دیدهبانی، سیستم شنود، بازجویی از پناهندگان و اسرا، استفاده از عکسهای هوایی و ترجمه اسناد بهدستآمده از دشمن، اهمیتی حیاتی پیدا کرد. شهید حسن باقری با کنار هم گذاشتن تمامی این قرائن، به تحلیلی جامع از وضعیت دشمن دست یافت؛ تحلیلی که رفتهرفته اطلاعات ارزشمندی درباره سازماندهی و اهداف دشمن در اختیار فرماندهان قرار میداد و امکان ارزیابی دقیقتری از صحنه نبرد را فراهم میکرد. اما دشوارترین مرحله، مرحله پذیرش بود؛ جایی که برآورد اطلاعاتی تحلیلشده باید با ذهنیت، تجربه و منافع فرماندهان درگیر میشد. واقعیت آن است که حتی دقیقترین برآوردهای اطلاعاتی نیز بدون پذیرش فرماندهان، دستخوش تغییر و تعدیل میشوند. در آن مقطع، ابوالحسن بنیصدر بهعنوان فرمانده کل قوا، مانع نزدیکی فرماندهان سپاه و ارتش میشد. ارتش چهار عملیات بزرگ را طراحی و اجرا کرد که ناکامی در آنها، یأس و ناامیدی عمیقی در میان فرماندهان نظامی بهوجود آورد. در چنین شرایطی، شهید حسن باقری در پنجم فروردین ۱۳۶۰ با جسارت گفت: «باید به خود جرأت داد که این نوع جنگیدن بهدرد نمیخورد و لازم است استراتژی جنگ تغییر کند.» او به چهارچوبهای رایج اطلاعاتی بسنده نکرد و با طراحی شیوههای نوین نبرد، تلفیق تفکر تحلیلی، تدبیر نظامی و باورهای عمیق دینی، به یکی از فرماندهان صاحبسبک جنگ بدل شد.
ثمره این نگاه، در سیویکم اردیبهشت ۱۳۶۰ و در عملیات امامعلی(ع) نمایان شد؛ عملیاتی که در تپههای اللهاکبر و با مشارکت نیروهای سپاه، ارتش، جهاد و نیروهای مردمی با موفقیت اجرا شد و روزنهای از امید در دل فرماندهان گشود. مسیری که شهید حسن باقری پیمود، نمونهای روشن از یک راهحل موفق برای خروج از بنبستهای بحرانی بود؛ آن هم در زمانی که بسیاری از راهکارها ناکارآمد بهنظر میرسیدند. پس از آن، او عملیاتهای محدود و گسترده متعددی را طراحی و اجرا کرد و همواره بر این باور بود که جنگ، فرصتی طلایی برای شکوفایی استعدادهاست؛ فرصتی برای خروج از قالبهای از پیشساخته و رسیدن به شیوههایی خلاقانه که دشمن توان مقابله آسان با آنها را نداشته باشد.
امید دارم کتاب «دوشنبههای گلف» بتواند پاسخی درخور به یکی از پرسشهای بنیادینی بدهد که همواره در ذهن نسل جوان مطرح است: آیا جنگ از ابتدا با برنامه و هدف مدیریت میشد؟ این کتاب تلاشی است برای شناخت شهید حسن باقری بهعنوان فرماندهای مبتکر و خلاق؛ فردی که مدیریت، برنامهریزی و تحلیل فرآیندهای اطلاعاتی دفاع مقدس را بر پایه عقلانیت و در پرتو ایمان و معنویت پیش میبرد. بیتردید، «دوشنبههای گلف» تنها گوشهای از مجاهدتهای شهدای اطلاعاتعملیات، بویژه شهید والامقام حسن باقری را روایت میکند؛ مجاهدتهایی که گرهگشای ذهن فرماندهان در سالهای سخت دفاع مقدس بود.
انتهای پیام/