«ایران» در سالگرد بازگشت تاریخی بنیانگذار انقلاب اسلامی بررسی میکند
۱۲ بهمن؛ روزی که معادله قدرت را تغییر داد
سیاست
143170
تقویم تاریخ انقلاب اسلامی امروز برای چهل و هشتمین سال به ۱۲ بهمن، سالگرد بازگشت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران به وطن پس از ۱۵ سال تبعید رسید. ۱۲ بهمن نقطه عطفی تاریخی و رویدادی است که بهسرعت به عاملی تأثیرگذار در معادلات قدرت جهانی تبدیل شد.
ایران آنلاین: تقویت هویت دینی و اسقلالطلب و استبداد ستیز در میان همه ملتهای آزادیخواه جهان به واسطه انقلاب اسلامی مردم ایران در همه سالهای گذشته و تا امروز مسبب اصلی دشمنی قدرتهای سلطه جو با انقلاب اسلامی مردم ایران بوده است و سبب شده تا آنها با هر ابزار از جنگ تا پشتیبانی گروهکهای تروریستی و از تحریم تا افزایش فشارهای اقتصادی برای به تنگنا رساندن مردم در این تقابل مستمر بهره بگیرند. به همین دلیل است که امروز آنها که دوران استبداد پهلوی را خود تجربه کردهاند یا دستکم با مطالعه حقایق تاریخی آن دوران به تصویرسازی رسانهای معاندان و ادعای ایران آزاد و آباد و رو به پیشرفت تحت استیلای سلطنت پهلوی نیشخند میزنند، به خوبی میدانند که بازخوانی تاریخ انقلاب ایران و بازگویی آنچه مردم را به انقلاب و تغییر مُصر کرد، برای نسل جوان تا چه حد اهمیت دارد.
12 بهمن روز تجلی اراده ملت
12 بهمن ۱۳۵۷ نقطه آغاز مرحله نهایی فروپاشی نظام سلطنتی پهلوی و تجلی پیوند اراده مردمی با تصمیم رهبری انقلاب بود. بازگشت امام خمینی(ره) به ایران پس از ۱۵ سال تبعید، اگر چه در شرایطی رقم خورد که ساختار سیاسی وقت با بحران مشروعیت، فرسایش اقتدار و ناتوانی در اداره کشور مواجه بود اما این بازگشت نه یک اقدام نمادین، بلکه تصمیمی راهبردی بود که موازنه قدرت سیاسی را به شکلی غیرقابل بازگشت تغییر داد.
در ماههای منتهی به بهمن ۵۷، نشانههای فروپاشی نظم پیشین بهطور فزاینده آشکار شده بود. از تابستان همان سال و پس از وقایع ۱۷ شهریور، دامنه اعتراضات مردمی گسترش یافت و با اعتصابات سراسری در صنعت نفت، مطبوعات، حملونقل و دستگاههای دولتی، کارکردهای اساسی حکومت مختل شد. با این همه در چنین فضایی، تصمیم امام خمینی(ره) برای بازگشت به کشور، تصمیمی پرمخاطره به شمار میرفت.
در شرایطی که کشور در التهاب سیاسی، اعتصابات گسترده و بیثباتی حکومت وقت به سر میبرد، بازگشت رهبر انقلاب با وجود تهدیدهای امنیتی و هشدارهای مکرر، تصمیمی پرریسک اما تعیینکننده بود. این تصمیم، نشانهای آشکار از اعتماد به پشتوانه مردمی و باور به نقش ملت در تعیین سرنوشت خود به شمار میرفت. با تصمیم دولت بختیار فرودگاههای کشور برای مدتی بسته شده و تهدیدهای امنیتی، از احتمال درگیری نظامی تا خطر ترور، بهطور جدی مطرح بود. با این حال، این تصمیم بر پایه تحلیلی روشن از شرایط جامعه اتخاذ شد؛ تحلیلی که نشان میداد انقلاب وارد مرحلهای شده است که بدون حضور رهبری در داخل کشور، امکان هدایت و انسجام آن وجود ندارد.
استقبال تاریخی 33 کیلومتری
ورود هواپیمای حامل امام خمینی(ره) به فرودگاه مهرآباد در صبح ۱۲ بهمن ۱۳۵۷، با استقبال میلیونی مردم همراه شد. به شهادت تصاویر بر جا مانده و گزارش شاهدان از آن روز تاریخی، صف استقبال کنندگان به 33 کیلومتر میرسید.
آن استقبال صرفاً یک واکنش احساسی یا آیینی نبود، بلکه نشانهای روشن از انتقال واقعی قدرت اجتماعی محسوب میشد. خیابانها، به صحنه اعلام اراده عمومی تبدیل شد و پیام روشنی به دولت وقت، ارتش و بازیگران خارجی ارسال کرد: انقلاب اسلامی به خواست غالب جامعه بدل شده و امکان بازگشت به وضعیت پیشین از میان رفته است. از منظر تحولات سیاسی، ۱۲ بهمن آغاز «دهه فجر» و ورود انقلاب به مرحله تعیین تکلیف نهایی بود. تنها چند روز پس از این بازگشت، در ۱۵ بهمن ۱۳۵۷، امام خمینی(ره) مهندس مهدی بازرگان را بهعنوان نخستوزیر دولت موقت معرفی کرد؛ اقدامی که در عمل ابتکار عمل سیاسی را از دولت بختیار سلب کرد. روند نافرمانی مدنی، گسترش اعتراضات و ریزش تدریجی بدنه ارتش، سرانجام در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ به سقوط رسمی نظام پهلوی انجامید.
ضرورت بازخوانی وضعیت یک نظام استبدادی
اهمیت ۱۲ بهمن را نمیتوان بدون توجه به ماهیت نظام سیاسی پیش از انقلاب تحلیل کرد. حکومت پهلوی، بویژه پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، بر پایه تمرکز شدید قدرت، حذف نیروهای مستقل سیاسی و وابستگی گسترده به قدرتهای خارجی شکل گرفت. انحلال احزاب، ایجاد نظام تکحزبی رستاخیز در سال ۱۳۵۳، سانسور گسترده مطبوعات و نقش محوری ساواک در سرکوب مخالفان، فضای سیاسی کشور را بهشدت محدود کرده بود. انتخابات مجالس، فاقد رقابت واقعی بود و امکان مشارکت مؤثر جامعه در تعیین سرنوشت سیاسی در عمل از میان رفته بود. با این حال، گذشت بیش از چهار دهه از پیروزی انقلاب اسلامی باعث شده است که بخش قابل توجهی از جوانان امروز، تجربه مستقیمی از آن فضا نداشته باشند. برای نسلی که پس از انقلاب رشد کرده است، استبداد پهلوی اغلب در حد یک روایت تاریخی باقی مانده و ابعاد عینی آن کمتر لمس شده است. از همین رو، بازخوانی ۱۲ بهمن و شرایط منتهی به آن، ضرورتی فراتر از بزرگداشت یک مناسبت تاریخی دارد.
درک چرایی استقبال میلیونی از یک رهبر پس از 15 سال تبعید، بدون شناخت فضای انسداد سیاسی، نابرابری و سرکوب آن دوران ممکن نیست. ۱۲ بهمن، نماد شکستهشدن فضای ترس و بازگشت سیاست به متن جامعه بود؛ لحظهای که مردم، پس از سالها حذف از فرآیند تصمیمگیری، نقش خود را در تعیین سرنوشت سیاسی کشور بازپس گرفتند.
امروز، در سالگرد این روز تاریخی، بازخوانی تحلیلی ۱۲ بهمن میتواند بهعنوان پلی میان نسلها عمل کند؛ پلی برای فهم چرایی یک تصمیم بزرگ و شرایطی که آن تصمیم را به مطالبهای ملی تبدیل کرد. ۱۲ بهمن، یادآور این واقعیت است که تاریخ معاصر ایران، بیش از هر چیز، حاصل انتخابهایی است که در لحظههای حساس گرفته شدهاند؛ انتخابهایی که مسیر یک ملت را برای دههها تغییر دادهاند.
امام «آمد»؛ امام را «نیاوردند»!!
تجربه پهلویسم و خمینیسم در ظهور و سقوط
مجتبی زارعی
رئیس کمیته جنگهای شناختی کمیسیون امنیت ملّی
رهبر شناسی در جنبشهای اجتماعی بزرگ یکی از معیارهای شناخت جنبش انقلابی از ناجنبش است. وجود رهبر هم کافی نیست؛ رهبر باید حامل و واجد اندیشه و فلسفه نظری و عملی باشد12.بهمن از این حیث نقطه اطمینان بخشی در تاریخ معاصر ایران و سپس آغاز رهبری میدانی برای ورود رهبری در تبعید است. امام خمینی(ره) بنیانگذار انقلاب اسلامی در حکمت، فلسفه، سیاست، فقاهت و کلام و عرفان سرشار از حکمت نظری و حکمت عملی بود. او جامعه را از تبعید اداره کرد. در آن دوران تبعید امکانات مبارزهاش نه کوکتل مولوتوف بود و نه ترور و راهبندان و آتش زدن و کشتن بلکه تمرکزش روی تعلیم و تربیت و آموزش بود. او رهبر یک جنبش بزرگ اجتماعی و انقلابی بود که بنیادش بر تعلیم، آموزش و فرهنگ بود. هنگامی که جنبش به نقطه رهایی رسید و با طلب و اراده ملی مواجه شد، او خودش آمد و معمار اراده ملی و حاکمیت ملی شد. او و ملت با هم اراده ملی را آفریدند. به گفته فوکو شاید شبیه اراده خدا شدند. به عبارت دقیقتر امام آمد؛ امام را نیاوردند. با اینکه رهبر بود و امامت کرد اما با پروازی عادی و بدون اسکورت آمد؛ پول بلیت خودش و احمد آقا را هم حساب کرد و گفت پول بقیه را ندارم و به من مربوط نیست... شیوه آمدن و رفتن پهلویسم و خمینیسم، خود یک کتاب حرف دارد؛ شاه را آوردند و بردند اما با اینکه خمینی را بُردند ولی خمینی آمد! مگر میشود جوهره و گستره وجودیات رهبری نباشد اما رهبر شوی؟! یقیناً با اینکه بیاورندت ماندگار نخواهی شد! مگر میشود طلب و اراده ملی نباشد اما شاه شوی و شاه بمانی؟! تو باید خودت باشی و خودت بیایی و با مردم باشی. در این صورت قدرت در یک فرآیند متولد و آفریده میشود؛ سلطنت ماندگار نیست حتی اگر مثل فرعون ادعای خدایی داشته باشی! رفتن و آمدن در جنبشهای بزرگ اجتماعی و انقلابی با کودتا و شورش فرق میکند. هر آمدنی ماندن نیست و هر رفتنی واجد آمدن نیست.
۱۲ بهمن و پرواز پاریس به تهران فقط یک تاریخ تقویمی و یک پرواز نبود، یک قرار و یک پروژه و یک کودتا با کمک سرویسهای اطلاعاتی و دولتهای خارجی نبود؛ یک سیر و سلوک سیاسی بود؛ دریچهای به سوی افق و تاریخ جدید ایران بود. آمدن و رفتن در تاریخ جدید این میهن خدایی با ۱۲ بهمن دیگر بازیچه اراده ترامپ و نتانیاهو و اروپا و.... نخواهد شد؛ ۱۲ بهمن بهانه است؛ شیوه آمدن و رفتن نشانه است؛ شاه فرار کرد اما خمینی قرار یافت!
چرخه ایدئولوژی و یوتوپیا در انقلاب اسلامی
شهروز شریعتی
استاد علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس
کارل مانهایم، در کتاب قابل تأمل خود با نام «ایدئولوژی و یوتوپیا» و در چهارچوب جامعهشناسی معرفت، استدلال میکند برای فهم دقیق دو مفهوم ایدئولوژی و یوتوپیا باید در احساسات و انگیزههای گروههایی که برای تسلط بر واقعیت تاریخی مبارزه میکنند، مشارکت داشت. وی هدف نهایی یوتوپیاهای اجتماعی را پریشان ساختن هر گونه اعتقادی میداند که خواهان همنوایی با واقعیت موجود است و بر این مبنا طرحوارههای ذهنی خود را آنقدر پیگیری میکند تا محقق شود. ایدئولوژی از نگاه وی دارای دو عملکرد مهم برای مشروعیت بخشیدن و سپس اسطورهسازی و ایجاد وحدت است؛ این ایدئولوژیها هستند که مشخص میسازند چه چیزهایی ارزش هستند و چه چیزهایی ضد ارزش تلقی میشوند. همه ایدئولوژیها هر چند مبتنی بر آرمانها و یوتوپیاها آغاز میشوند. این چرخه هر میزان بتواند ارتباط مجدد خود را با یوتوپیاها حفظ کند انقلابها به فرجام میرسند اما اگر در برابر آنها قرار گیرد انقلابها ناگزیر بخش زیادی از پشتوانه خود را از دست میدهند. ویژگی سیالیت و پویایی آرمانها همواره مسألههای پیچیده را برای دولتها به وجود میآورند که بخش زیادی از این پیچیدگی به دلایلی چون توسعه و تغییرات نسلی میتواند رخ دهد. بازاندیشی درباره یوتوپیاها و ایدئولوژی انقلاب اسلامی ایران در آستانه گذشت نیم قرن از این انقلاب بزرگ شاید هنوز هم بتواند حاوی نکات مهمی برای فهم بهتر مسیرهای آینده باشد.
انتهای پیام/