رقابت دو دیدگاه در واشنگتن، توافق شکننده یا تنش پرهزینه؟
مصطفی نجفی-کارشناس مسائل راهبردی در روزنامه ایران نوشت: ناآرامیهای دی ماه را باید یک نقطه عزیمت در بازتنظیم محاسبات آمریکا درباره ایران دانست. در آن مقطع، در واشنگتن این برداشت تقویت شد که فشار داخلی میتواند قدرت چانهزنی تهران را کاهش دهد و حتی سناریوهای پرریسکتر از جمله اقدام نظامی محدود قابل طرح باشد.
ایران آنلاین: همین ارزیابی باعث شد طیفهای مختلف حامی رویکرد سخت علیه ایران حتی بخشی از نیروهایی که معمولاً با جنگ مخالفاند، به یکدیگر نزدیک شوند. تصور این بود که تلاقی فشار داخلی و فشار خارجی میتواند شرایطی کمسابقه ایجاد کند. اما با فروکشکردن ناآرامیها و بازگشت نسبی ثبات، این برآورد تعدیل شد. در حالی که آمریکا تجهیزات نظامی بیشتری به منطقه اعزام کرده و سطح بازدارندگی را بالا برده بود، به تدریج نشانههایی از بازگشت به مسیر دیپلماسی در تیم سیاست خارجی دونالد ترامپ دیده شد. این چرخش از جنس محاسبه هزینه–فایده بود مبنی بر اینکه جنگ با ایران میتواند آغاز مشخصی داشته باشد اما پایان آن و دامنه پیامدهایش قابل پیشبینی نیست.
بنابراین نقش جریان ضد جنگ در دولت پررنگتر شده و مواضع جی.دی. ونس بازتاب همین شکاف است. او با اشاره به تماسهای ترامپ با روسیه و چین، نبود ارتباط مستقیم با سطح عالی تصمیمگیری ایران را غیرعادی دانست و ضرورت ارتقای مذاکرات به سطح سیاسی را مطرح کرد؛ موضوعی که با ورود علی لاریجانی همراستاست. ونس همچنین بر پرهیز از تکرار تجربه عراق تأکید کرد و نسبت به تبعات یک درگیری فرسایشی هشدار داد.ونس در عین حال، خط قرمز آمریکا را مشخصاً در جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای تعریف کرد و به موضوعات موشکی و منطقهای اشارهای نکرد. این تفکیک مهم است؛ زیرا نشان میدهد دستکم بخشی از دولت ترامپ همچنان مسأله اصلی را «مهار هستهای» میداند، نه مهار همهجانبه یا تغییر رفتار منطقهای از طریق جنگ. حتی اظهارنظر او مبنی بر اینکه «هیچ خط قرمزی در مذاکرات وجود ندارد» را میتوان سیگنالی برای باز نگه داشتن فضای چانهزنی دانست.در کنار حامیان دیپلماسی، چهرههایی مانند مارکو روبیو و پیت هگست بر فشار و آمادگی نظامی تأکید دارند.
جرد کوشنر نقشی میانی ایفا میکند و اعزام او به کانال عمان تلاشی برای دریافت مستقیم مواضع تهران تلقی میشود. همزمان، واشنگتن با ترکیب پیام دیپلماتیک و اعزام ناوهای جدید، راهبرد «فشار همراه با مذاکره» را دنبال میکند. اظهارات اخیر ترامپ نیز با طرح محدودیت موشکهای بالستیک و استناد به برآورد اسرائیل، دامنه مطالبات را گسترش داده است. در این میان، نقش بنیامین نتانیاهو تعیینکننده است؛ بهویژه در سناریویی که اسرائیل آغازگر درگیری باشد و آمریکا بعداً وارد شود.بنابراین برای تهران نیز تصمیمگیری ساده نیست. ایران اعلام کرده غنیسازی صفر را نمیپذیرد و ظرفیت موشکی و منطقهای را خارج از چهارچوب مذاکره میداند.
در چنین شرایطی، اگر آمریکا بر گسترش دامنه مطالبات پافشاری کند، احتمال بسته شدن پنجره دیپلماسی افزایش مییابد. با این حال، اگر تمرکز بر مهار هستهای باقی بماند، هنوز امکان توافقی محدود وجود دارد.اما این درحالی است که یکی دیگر از عواملی که میتواند مذاکرات را به بنبست بکشاند، حتی در سناریویی است که دامنه گفتوگوها صرفاً به موضوع هستهای محدود شود و ایالات متحده وارد پروندههای موشکی و منطقهای نشود. فرض کنیم واشنگتن چهارچوب مذاکرات را فقط بر برنامه هستهای متمرکز کند و حتی در این حوزه نیز ایران آمادگی ارائه امتیازات حداکثری را داشته باشد؛ پرسش اساسی اینجاست که در مقابل، آمریکا چه خواهد داد؟یکی از گرههای اصلی که شانس دستیابی به توافق را بهشدت کاهش میدهد، به نوع «مابهازا»یی بازمیگردد که طرف آمریکایی تعریف میکند.
اگر پیشنهاد واشنگتن این باشد که در قبال توقف غنیسازی یا خروج مواد اورانیوم از ایران، تنها امتیازش «وارد جنگ نشدن» یا «بمباران نکردن» باشد، بدون آنکه تحریمهای اصلی لغو شوند یا گشایش اقتصادی ملموسی ایجاد شود، چنین چهارچوبی عملاً از نگاه تهران فاقد ارزش توافقی است.در چنین شرایطی، حتی اگر اختلافات بر سر موضوعات موشکی و منطقهای کنار گذاشته شود و مذاکرات صرفاً بر پرونده هستهای متمرکز بماند، باز هم احتمال شکست بالا خواهد بود؛ زیرا توازن تعهدات و امتیازات برقرار نمیشود.
توافق زمانی امکانپذیر است که هر دو طرف بتوانند دستاوردی قابل عرضه به افکار عمومی خود ارائه دهند. اگر آمریکا توقف برنامه هستهای را مطالبه کند اما در مقابل، تنها «عدم حمله نظامی» را پیشنهاد دهد و از لغو تحریمها خودداری کند، این معادله از منظر ایران نابرابر خواهد بود و طبیعتاً به بنبست میانجامد. در مجموع، وضعیت کنونی را باید رقابت دو منطق در واشنگتن دانست: منطق مهار از طریق توافق و منطق تغییر معادله از طریق فشار حداکثری یا اقدام نظامی. سرنوشت این رقابت در روزهای آینده روشنتر خواهد شد و میتواند مسیر منطقه را به سمت توافقی شکننده یا تنشی گستردهتر سوق دهد.
انتهای پیام/