سلام محله ۲۱
شبکه تسهیل گران، جامعه شبکه ای و «سلام محله»
جامعه
144992
سیدجوادحسینی، رئیس سازمان بهزیستی در یادداشتی نوشت: در بسیاری از برنامههای اجتماعی کشور یک خطای تکراری وجود دارد؛ تصور میکنیم مسئله با ساختمان، بودجه، دستورالعمل و...، حل میشود؛ در حالی که تجربه ایران و جهان نشان داده است مهم ترین زیرساخت رفاه و سلامت، نه اعتبار و نه تجهیزات، بلکه ”انسان سازمان یافته” است.
ایران آنلاین: برنامه «سلام محله» در نقطهای حساس که میتواند به یک طرح خدمات مقطعی یا به یک نظام اجتماعی پایدار، تبدیل شود، قرار دارد. تفاوت این دو، تنها در یک عنصر است؛ شبکه ملی تسهیل گران اجتماعی محله.
امروز چهره مسائل اجتماعی تغییر کرده است و مسئله جامعه تنها بیماری نیست، بلکه مجموعهای از مسائل در هم تنیده شامل سبک زندگی ناسالم، سالمندی، انزوای اجتماعی، اضطراب و فرسایش خانواده، اشتغال و معیشت محلی، مسکن و همیاری اجتماعی است؛ که با مداخله بخشی و اداری صرف، حل نمیشوند.سازمان جهانی بهداشت تأکید میکند؛ دسترسی واقعی به سلامت زمانی محقق میشود که خود جامعه در فرآیند حل مسئله نقش فعال داشته باشد.
زیرا نظام رسمی به لایههای پنهان جامعه دسترسی ندارد.به بیان ساده تر، نظام رسمی، خدمت ارائه میدهد، اما محله مسئله را حل میکند.ایران، تجربه داوطلبان محله را داشته است که تجربهای موفق اما پایدار نبود. علت شکست, نه کمبود انگیزه، بلکه نبود شبکه و ساختار یاد گیرنده بود. داوطلب تنها ماند، مسیر رشد نداشت، یادگیری جمعی شکل نگرفت و هویت اجتماعی ایجاد نشد. بنابراین، گر چه ظرفیت اجتماعی ایجاد شد، اما نهاد اجتماعی ساخته نشد.
اگر «سلام محله» این خلأ را پر نکند، همان مسیر تکرار خواهد شد.اینجا نظریههای "مانوئل کاستلز" و اندیشمندان جامعه شبکهای کمک میکنند تا اهمیت شبکه تحلیل شود. "مانوئل کاستلز" در نظریه جامعه شبکهای نشان میدهد، ساختار مدرن جامعه دیگر بر نهادهای سلسله مراتبی نیست، بلکه بر گرهها و پیوندها، شکل میگیرد و ارتباطات، جامعه را نگه میدارد.
در این چارچوب، "شبکه تسهیلگران محله" نقش گره اجتماعی تولید کننده پیوند را دارد و جریان اطلاعات، اعتماد، تجربه و یادگیری را میان مردم برقرار میکند.بدون چنین شبکههایی، حتی با بودجه زیاد، سرمایه اجتماعی کاهش یافته و جامعه شکننده میشود.
"پیتر سنگه" در نظریه جامعه یاد گیرنده تأکید میکند، جوامع پایدار، جوامعی هستند که سریع یاد میگیرند و تجربههایشان ثبت، بازتولید و منتقل میشود.تسهیلگران محله حامل تجربههای زیسته قابل انتقال هستند و با مستند سازی و روایت تجربیات محلی، جامعه را از حالت واکنشی به یادگیرنده میبرند."نوناکا" و "تاکهاوچی" در نظریه خلق دانش سازمانی تفاوت بین دانش گرم (تجربه ذهنی افراد) و دانش سرد (قابل ثبت و انتقال) را نشان میدهند. شبکه تسهیلگران با ثبت، استاندارد سازی و آموزش تجربیات محلهای، دانش گرم را به دانش سرد اجتماعی تبدیل میکند و دوام برنامهها را تضمین میکند.در برنامه«سلام محله» تسهیلگر کارمند خدماتی نیست بلکه رهبر اجتماعی محلی است. نقش او شامل:✓ شکلدهی گروههای خودیار،✓ کشف افراد در معرض خطر،✓ بازگرداندن سالمندان منزوی به اجتماع،✓ فعالسازی خانوادهها،✓ قابل دسترس کردن خدمات دستگاهها،✓ پیگیری مسائل اشتغال، مسکنو✓ همیاری محلی،است.او مشکل را مستقیماً حل نمیکند، بلکه جامعه را قادر میسازد خودش مشکلاتش را ببیند، اولویتبندی کند و به حل آنها اقدام نماید.فعالیت اجتماعی فردی، پایدار نیست؛ پایداری تنها در قالب شبکه شکل میگیرد، جایی که آموزش مستمر، انتقال تجربه، هویت حرفهای و مسیر رشد وجود دارد.بنابراین، سیاست پیشنهادی در «سلام محله» صرفاً تربیت داوطلب نیست، بلکه ساخت یک نظام چهار سطحی اجتماعی است.✓ محله،✓ شهرستان،✓ استان،✓ فدراسیون ملی.در این ساختار، تسهیلگر تنها نیست و عضوی از جامعه حرفهای و یاد گیرنده محسوب میشود.شبکه تسهیلگران چند کارکرد کلیدی دارد؛✓ مدیریت دانش.تجربههای محلی مستند سازی و بین محلات منتقل میشود.✓ تجربهگردانی محلات و تسهیلگران. تسهیلگران میتوانند بهترین شیوهها و دستاوردهای محلات مختلف را یاد بگیرند و به کار گیرند.✓ ایجاد جامعه یادگیرنده.شبکه به تسهیلگران امکان رشد حرفهای و یادگیری جمعی میدهد و هویت اجتماعی پایدار شکل میگیرد.✓ پایش و استانداردسازی. فعالیتها و آموزشها در سطح ملی هماهنگ و اثرات آنها سنجیده میشود.فعالیتهای «سلام محله» در پایگاه های محلی مانند مدارس، مساجد و سراهای محله انجام میشود. اما پایگاه بدون شبکه به ساختمان تبدیل میشود؛ شبکه تسهیلگران مشارکت اجتماعی را سازمان میدهد، مطالبه را به اقدام جمعی تبدیل میکند، مسائل را پیش از بحران شناسایی میکند و خدمات موجود را قابل دسترس میسازد.مشارکت اجتماعی با آموزش صرف ایجاد نمیشود، بلکه با تجربه جمعی و رویدادهای محلهای شکل میگیرد. لیگهای پیادهروی محله، جشنواره غذای سالم، بازیهای محلی، رقابت داوطلبی محلات و همیاری سالمندان.این رویدادها سرگرمی صرف نیستند، بلکه سازوکار تولید سرمایه اجتماعی و یادگیری شبکهای هستند.رویکرد آزمایشگاههای زنده(Living Labs)محله را به محیط تجربه و نوآوری با خطای کم هزینه تبدیل میکند و تجربههای موفق محلهای به دیگر محلهها منتقل میشوند؛ به این ترتیب، نوآوری اجتماعی وابسته به شبکه، نه مرکز، شکل میگیرد.در حال حاضر طرح «سلام محله» دارای ۲۷۵۰پایگاه فعال محلی، ۳۰۰۰تسهیلگر آموزشدیده و بیش از ۲۸۱هزار داوطلب ثبتنام شده است. این اعداد نشان میدهد ظرفیت اجتماعی شکل گرفته و اکنون مسئله، تبدیل این ظرفیت به یک نهاد پایدار و شبکه یادگیرنده ملی است.اتصال تسهیلگران در قالب یکفدراسیون حرفهای تجربه محلی را به دانش ملی تبدیل میکند، آموزشها استاندارد میشود و هویت اجتماعی پایدار شکل میگیرد.در این وضعیت برنامه وابسته به دولت باقی نمیماند و جامعه آن را حمل میکند.در جامعه شبکهای، پایداری اجتماعی نه از طریق گسترش ساختارهای اداری، بلکه از طریق شکل گیری شبکههای یادگیری محلی حاصل میشود."شبکه تسهیلگران محلهای" در واقع زیرساخت تولید و گردش تجربه اجتماعی است؛ شبکهای که دانش زیسته مردم را مستند، منتقل و بازتولید میکند.این فرآیند با تبدیل تجربههای محلی (دانش گرم)به دانش قابل انتقال (دانش سرد)جامعه را به یک جامعه یادگیرنده تبدیل میکند.جامعه یادگیرنده به جای واکنشهای پرهزینه به بحرانها، از طریق یادگیری توزیع شده، تابآوری خود را باز تولید میکند.بنابراین شبکه تسهیلگران نه صرفاً یک سازوکار اجرایی، بلکه سازوکار بقای اجتماعی در عصر جامعه شبکهای است.
انتهای پیام/