لنگر تعادل جمعی
چگونه «هنر» به «تابآوری اجتماعی» کمک میکند؟
هنر
145574
جامعهای که در معرض آشفتگی بصری، اغراق تصویری و بینظمی نشانهای قرار میگیرد، ناخواسته دچار اضطراب مزمن میشود. این اضطراب، حتی اگر بهطور آگاهانه درک نشود، در لایههای زیرین روان جمعی رسوب میکند و به تدریج توان واکنش منطقی و متعادل را کاهش میدهد.
حسین نوروزی، پژوهشگر مطالعات هنر: در روزهایی که جامعه ایرانی همزمان با التهابهای اجتماعی و بمباران مداوم اخبار متناقض مواجه است، بیش از هر زمان دیگری مفهوم «تابآوری اجتماعی» به مرکز گفتوگوهای عمومی راه یافته است.
این مفهوم اغلب بهصورت سطحی و تقلیلیافته به کار میرود؛ گویی تابآوری صرفاً دعوتی اخلاقی به صبر و تحمل است. در حالیکه تابآوری اجتماعی، در معنای دقیق خود، به توان یک جامعه برای بازسازی، ترمیم و بازگشت فعال به تعادل اشاره دارد؛ فرآیندی پویا که بدون توجه به لایههای نرم زندگی جمعی، بهویژه حوزه ادراک، احساس و معنا، به سرانجام نمیرسد.
جامعهای که زیر فشارهای مختلف قرار میگیرد، ممکن است با فرسودگی روانی مواجه شود.
این فرسودگی آرام و تدریجی پیش میرود و نشانههای آن را میتوان در خستگی عمومی، کاهش آستانه تحمل، بیحوصلگی اجتماعی و گاه بیتفاوتی مشاهده کرد. در چنین شرایطی، پرسش اساسی این نیست که جامعه چگونه «تحمل» کند، بلکه این است که چگونه میتواند خود را «ترمیم» کند. تابآوری اجتماعی، برخلاف تصور رایج، محصول صرف سیاستگذاریهای سخت یا مداخلات اقتصادی نیست.
تجربههای تاریخی و اجتماعی نشان میدهد که بدون توجه به امنیت روانی، احساس معنا و کیفیت زیست روزمره، هیچ جامعهای توان ایستادن پایدار نخواهد داشت. امنیت روانی، زیربنای ناپیدای امنیت اجتماعی است و این امنیت، بیش از هر چیز، در ساحت ادراک و احساس انسان شکل میگیرد. در این میان، «امر زیباشناختی» بهعنوان یکی از مهمترین اما کمتوجهترین مؤلفههای تابآوری اجتماعی مطرح میشود.
زیبایی در این معنا، نه امری لوکس و تزئینی و نه کالایی مصرفی است، بلکه شکلی از نظم، تناسب، معنا و آرامش بصری است که مستقیماً با ادراک انسانی و سلامت روان جمعی پیوند دارد. انسان پیش از آنکه تحلیلگر باشد، بیننده است و آنچه میبیند، بهطور مستقیم بر احساس امنیت، امید و توان روانی او اثر میگذارد.
جامعهای که در معرض آشفتگی بصری، اغراق تصویری و بینظمی نشانهای قرار میگیرد، ناخواسته دچار اضطراب مزمن میشود. این اضطراب، حتی اگر بهطور آگاهانه درک نشود، در لایههای زیرین روان جمعی رسوب میکند و به تدریج توان واکنش منطقی و متعادل را کاهش میدهد.
در مقابل، تجربه نظم بصری، تناسب و معنا، نقشی ترمیمکننده ایفا میکند؛ نقشی که نه دستوری است و نه شعاری، بلکه از مسیر ادراک عمل میکند. نگاهی به تجربه تاریخی ایران نشان میدهد که جامعه ایرانی در دورههای بحران، ناامنی و گسست، همواره به امر زیباشناختی بهعنوان ابزاری برای حفظ معنا و تداوم زیست جمعی تکیه کرده است.
هنرهای تجسمی، بیآنکه نیازمند خطابه یا موضعگیری مستقیم باشند، امکان بیان رنج، سوگ و امیدِ خاموش را فراهم کردهاند. تصویر، نقاشی، نشانه و حتی سادهترین فرمهای بصری، در چنین دورههایی به ابزاری برای تخلیه روانی و بازسازی درونی بدل میشوند. هنرهای تجسمی در این معنا، نه وسیلهای برای تزئین واقعیت، بلکه بستری برای مواجهه سالم با واقعیتهای تلخاند؛ بستری که به فرد و جمع اجازه میدهد بدون افتادن در چرخه انتقام یا انکار، با زخمهای خود روبهرو شوند. در دوران تنشها، هنرِ تصویرمحور اغلب نقشی آرام و تدریجی ایفا میکند؛ نقشی که نه در هیاهوی شعار، بلکه در سکوت تأمل شکل میگیرد.
همین سکوتِ معنادار است که به ترمیم روانی کمک میکند و امکان بازگشت جامعه به گفتوگو، همدلی و درک متقابل را فراهم میسازد. از این منظر، توجه به هنرهای تجسمی در چنین دورههایی، نه اقدامی حاشیهای، بلکه بخشی از راهبرد کلانِ ترمیم اجتماعی است.
در فضای شهری نیز امر زیباشناختی و هنرهای تجسمی، مانند دیوارنگارهها، پوسترها و نشانههای بصری، ابزاری برای بازسازی روان جمعیاند. شهری که از نظر بصری فاقد معنا و تناسب است، احساس ناامنی و بیگانگی را تقویت میکند.
برعکس، شهری که با توجه به کیفیت بصری و معناگذاری هنرهای تجسمی شکل گرفته باشد، به شهروندان امکان میدهد پیوندهای اجتماعی خود را تقویت کنند و در شرایط دشوار، تاب بیاورند. تابآوری اجتماعی حاصل مجموعهای از انتخابها و اقدامات خرد و کلان است؛ از سیاستگذاری فرهنگی و رسانهای تا طراحی فضاهای شهری و تولید محتوا. هر تصمیمی که کیفیت بصری و زیباشناختی زندگی جمعی را تقویت کند، سرمایهای برای سلامت روان و ثبات اجتماعی فراهم میآورد. بیتوجهی به این لایهها، حتی در مقیاس کوچک، هزینههای روانی و اجتماعی سنگینی دارد که گاه سالها طول میکشد تا جبران شود. آنچه اهمیت دارد، تمرکز بر تجربه انسانی و بازسازی رابطه فرد با محیط است.
انتهای پیام/