عابد اکبری، استاد روابط بین الملل دانشگاه در گفت و گو با «ایران» سخنرانی سالانه ترامپ در کنگره را تحلیل کرد

مشوق‌های امنیتی واقعی در سخنان ترامپ غایب بود/ سخنان ترامپ پیامی برای مصرف داخلی و دلگرمی متحدانش بود نه تلاش برای حل مساله ایران

سیاست

146288
مشوق‌های امنیتی واقعی در سخنان ترامپ غایب بود/ سخنان ترامپ پیامی برای مصرف داخلی و دلگرمی متحدانش بود نه تلاش برای حل مساله ایران

ترامپ در سخنرانی وضعیت کشور خود بار دیگر همان روایت تکراری را درباره ایران عنوان کرد. او از «ترجیح دیپلماسی» و هم‌زمان تأکید بر جلوگیری از دستیابی تهران به سلاح هسته‌ای و یادآوری گزینه نظامی سخن گفت.

ایران آنلاین: بازتولید چندباره سیاست فشار و تهدید از سوی ترامپ، پرسش‌های مهمی درباره انسجام راهبردی واشنگتن و چشم‌انداز واقعی حل‌وفصل بحران ایجاد کرده است. «ایران» در گفت‌وگو با عابد اکبری، استاد دانشگاه و صاحب‌نظر مسائل سیاست خارجی، ابعاد این رویکرد، نسبت آن با واقع‌گرایی در روابط بین‌الملل و پیامدهای امنیتی تداوم «دیپلماسی اجبار» برای ایران، آمریکا و منطقه را بررسی کرده‌ است.
 
 

رویکرد ترامپ در سخنرانی وضعیت کشور، درباره ایران چه بود؟ 

 
سخنان شب گذشته دونالد ترامپ درباره ایران، اگرچه با ادعای «ترجیح دیپلماسی» آغاز شد، اما در عمل چیزی جز بازتولید همان سیاست آشنای فشار، تهدید و نمایش قدرت نبود. این دوگانگی دعوت به مذاکره از یک سو و تأکید بر گزینه نظامی از سوی دیگر نه نشانه واقع‌گرایی، بلکه علامت سردرگمی راهبردی است؛ سردرگمی‌ای که در پرونده ایران، بارها هزینه‌ساز شده است.
ترامپ با صراحت گفت که اجازه نخواهد داد ایران به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند. این جمله، به‌خودی‌خود تازه نیست. آنچه آن را معنادار می‌کند، لحن و زمینه‌ای است که در آن بیان می‌شود: تهدیدی دائمی که هیچ تضمین امنیتی متقابلی در کنار خود ندارد. پیام چنین موضعی برای تهران روشن است؛ دیپلماسی فقط تا جایی معتبر است که ایران، بدون دریافت اطمینان واقعی، عقب‌نشینی کند. این منطق، اساساً با مفهوم مذاکره سازگار نیست.
 

به نظر می‌رسد ترامپ در چارچوب دیپلماسی اجبار باورد دارد که این راهبرد نهایتا ایران را مجبور به قبول خواست آمریکا می‌کند، این دیدگاه تا چه اندازه کاربردی خواهدبود؟

 
مسئله اصلی اینجاست که سیاست تهدیدمحور، به‌جای مهار بحران، آن را تشدید می‌کند. وقتی یک قدرت بزرگ دائماً از «خط قرمز» و «اقدام قاطع» سخن می‌گوید، طرف مقابل به این جمع‌بندی می‌رسد که حتی عقب‌نشینی هم امنیت نمی‌آورد. نتیجه چنین وضعیتی، نه سازش، بلکه تلاش برای بالا بردن هزینه تقابل است. این همان چرخه‌ای است که سال‌هاست پرونده ایران را در وضعیت تعلیق و بی‌ثباتی نگه داشته است.
در سخنان ترامپ، ایران بار دیگر به‌عنوان تهدیدی ذاتاً تهاجمی تصویر شد؛ روایتی ساده‌سازی‌شده که عمداً زمینه‌های واقعی رفتار ایران را نادیده می‌گیرد. کشوری که دهه‌ها با تحریم، تهدید نظامی، حضور گسترده نیروهای خارجی در پیرامون مرزهایش و تجربه سرنوشت کشورهایی مانند عراق و لیبی مواجه بوده، طبیعی است که امنیت را مسئله‌ای حیاتی بداند. حذف این بسترها از تحلیل، سیاست‌گذاری را به قضاوت‌های ایدئولوژیک و پرهزینه می‌کشاند.
 

آیا می‌توان اظهارات ترامپ در مورد بکار گیری قدرت نظامی علیه ایران را در چارچوب واقعگرایی در روابط بین‌الملل تفسیر کرد؟

 
تأکید ترامپ بر کارآمدی قدرت نظامی ناشی از یک نگاه تقلیل‌گرایانه‌ای است که عنوان کردم. تجربه خاورمیانه نشان داده که قدرت سخت، اگرچه می‌تواند تخریب کند، اما به‌ندرت می‌تواند مسئله‌ای سیاسی را حل کند. حتی اگر یک اقدام نظامی بتواند بخشی از توانمندی‌های ایران را هدف قرار دهد، پیامدهای آن روشن است: انسجام داخلی بیشتر، مشروعیت‌یابی سیاست‌های سخت‌گیرانه‌تر و انگیزه قوی‌تر برای بازسازی توان بازدارنده این‌بار پنهان‌تر و پرریسک‌تر.
نکته مهم‌تر، غیبت کامل مشوق‌های امنیتی واقعی در سخنان ترامپ است. او از محدودیت‌ها گفت، از ممنوعیت‌ها گفت و از «نبایدها» سخن گفت؛ اما هیچ نشانی از کاهش تهدید، بازتعریف حضور نظامی آمریکا در منطقه یا پذیرش حداقلی از منافع امنیتی ایران دیده نشد. در چنین شرایطی، انتظار امتیازدهی یک‌طرفه، نه واقع‌گرایانه است و نه قابل تحقق. هیچ دولتی در محیطی پرتنش، بدون دریافت تضمین‌های ملموس، ابزارهای راهبردی خود را کنار نمی‌گذارد.
 
با این توضیح سخنان ترامپ به منزله عزم جدی او بر پایان بحران نیست؟ برای پایان دادن به این وضعیتپ، امریکا باید چه اقدامی صورت دهد؟
 
سخنان ترامپ بیش از آنکه تلاشی برای حل مسئله ایران باشد، پیامی سیاسی برای مصرف داخلی آمریکا و دلگرم‌کردن متحدان منطقه‌ای است. پیامی که شاید در کوتاه‌مدت نشانه اقتدار تلقی شود، اما در میان‌مدت و بلندمدت، هزینه‌های امنیتی بیشتری تولید می‌کند. دیپلماسی واقعی زمانی معنا پیدا می‌کند که همزمان با محدودسازی رفتار طرف مقابل، از شدت تهدید نیز کاسته شود؛ نه اینکه تهدید، ستون اصلی سیاست باقی بماند. لذا باید اینطور جمع بندی کرد که مذاکره‌ای که زیر سایه دائمی جنگ انجام شود، به توافق پایدار منتهی نخواهد شد. سیاست اعلامی ترامپ درباره ایران، بر تناقضی بنیادین استوار است؛ تناقضی که نه به ثبات منطقه‌ای کمک می‌کند و نه به حل‌وفصل بحران. ادامه این مسیر، فقط زمان را می‌سوزاند و دامنه ناامنی را گسترده‌تر می‌کند برای ایران، برای آمریکا و برای منطقه.

انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار سیاست