بدرقه علی باباچاهی به خانه ابدی
فرهنگ
146377
پیکر علی باباچاهی با نواختن سنج و دمام به خانه ابدی بدرقه شد.
ایران آنلاین: مراسم تشییع پیکر و خاکسپاری علی باباچاهی، شاعر و منتقد ادبی بوشهری با نوای موسیقی جنوب در بهشت سکینه کرج برپا شد.
به گزارش ایسنا، ابوالقاسم ایرانی، شاعر بوشهری شعری را که برای منوچهر آتشی، دیگر شاعر فقید بوشهری سروده بود، خواند. همچنین شعری را برای باباچاهی خواند
بدون شک یکی از ماندگارترین شاعران بود
همچنین هرمز علیپور در سخنانی گفت: اول به خودم و بعد به شعر تسلیت میگویم. امروز آمیزهای از شعر و جنون را به ابدیت میسپاریم. دوستی و رفاقت من با او به بیش از ۵۰ سال پیش برمیگردد. او عاشق و مجنون شعر بود، تعصب شعر داشت و تأثیرگذار بود.
او تأکید کرد: باباچاهی بدون شک یکی از ماندگاران شاعران بود. امروز شعر و کلمات به سوگ و شادی مینشینند و چهارم اسفند را روز باباچاهی میگذارند.
هرمز علیپور افزود: باباچاهی دریا و اقیانوس و کیهانی از کلمات بود. در ادبیات کم دیدم آدمی آنقدر عاشق شعر که در کارش جدی باشد.
رهرو آهسته و پیوسته کار خود
مظفر رویایی، برادر یدالله رویایی نیز در سخنانی گفت: علی جان را در ۱۳۴۴ در دفتر انتشارات روزن که اداره میکردیم، بهطور ناگهانی دیدم. این را گفتم تا بگویم از آن زمان تا حالا آنچه را که رشد کرد یا بدعتگذاری کرد، حتی اثرگذاری کرد و نامآوری کرد، من او را با همان تصویر گشادهرو، توام با طمأنینه و مهربانی خاص و فروتنی طلبگی به یاد دارم.
او با اشاره به بیش از ۶۰ سال شاعری باباچاهی گفت: علی جان همیشه برای کار خود رهرو آهسته و پیوسته بود. حضور به کفایت داشت، حشر و نشرهایش حشر و نشرهای سالم بود و درس و رشدآمیزی داشت. تأثیرش در شعر جوانان موجود است.
شاعری شورشگر
حافظ موسوی، شاعر و منتقد هم در سخنانی مکتوب گفت: «دوستان، رفقا، سوگواران شعر و وطن در این روزهای حیرت و خشم!
امروز برای درود و بدرود با شاعری به اینجا آمدهایم که شش دهه پیش در روزگاری که «زمین آبستن گلهای نفرین بود» شوریدهوار و قلندروش حضور خود را در قلمرو شعر اعلام کرد. شاعری که «از آبشخور غوکان بدآواز آمده بود» و به ما جوانان آن سالها هشدار میداد:
هلا ای آشنا هشدار!
قدم شادابتر بردار!
که خارستان ما با اشک گلباران نخواهد شد.
شاعری که زبان و آوای دریا و دریامردان بود. شاعر شروهخوان جاسمها، دامادهای دریا، با کاکلهای خزهپوش:
دی رود، رود
جاسم تازه دومادُم
دی رود، رود!
شاعر منزلهای بینشان دریا، شاعری شورشگر که در هیچ منزلی توقف نکرد. شاعری که درست در زمانی که چیزی از شهرت و اعتبار کم نداشت با انتشار کتاب «نم نم بارانم» با چهرهای چنان متفاوت، حضور بهروزِ خود را در شعر دهه هفتاد اعلام کرد، که گویی ققنوسی از دل خاکستر خویش سر برآورده است؛ ققنوسی همچنان شوریدهسر، عاشقپیشه با بینشی قلندرانه که بهشتِ دوزخآفرینان روی زمین را به سخره میگرفت. من این را همان وقتها نوشتم و لبخند رضایت او را پاداش گرفتم.
شاعری که به هنگام وداع، و به یادگار، زیر چند سطر گل سرخ را امضا میکرد. شاعری که خودش بود، بیهیچ دروغ و ریا. شاعری اهل گفتوگو و مدارا.
باری علی باباچاهی شاعر بود، شاعرانه و شرافتمند زیست و شاعرانه، دور از زادگاه خویش در دل این خاک آرام خواهد گرفت.»
شاعر شعرهای اعتراضی
اعظم کیانافراز، شاعر و مدیر نشر افراز هم باباچاهی را شاعر شعرهای اعتراضی خواند و گفت: درست است که هر شاعر و نویسندهای با مجموعه آثارش و مسیری که آمده، سنجیده میشود، اما بیشک آخرین آثار و کنشهای هر شاعر، نویسنده و هنرمندی معیار بیشتری برای شناخت او بهحساب میآید، برای همین من علی باباچاهی را شاعر شعرهای اعتراضی مینامم، که هرگز نسبت به مسائل اجتماعی_سیاسی جامعه بیتفاوت نبود.
او در بخش دیگری از سخنانش گفت: آقای باباچاهی فراموش نمیکنم روزی که تماس گرفتم تا در مراسم آقای هوشنگ چالنگی صحبت کنید، بدون مکثی گفتید میآیم و آمدید و گفتید در این سالها کم نبودند یارانی که هر یک بهگونهای ما را ترک کردند و تنها گذاشتند، و حالا خودت ما را ترک کردی و تنها گذاشتی، اما شما با آثارتان تا همیشه زندهاید.
کیانافزار در پایان شعر «اعتراض از یک سو، انقراض از سمتی دیگر» را خواند.
این مراسم با حضور افرادی همچون شهاب مقربین، محمد قاسمزاده، رضا عابد، هادی خوانساری و ابراهیم دمشناس همراه بود.
علی باباچاهی، شاعر و منتقد ادبی که چهارم اسفند در ۸۳سالگی از دنیا رفت، متولد سال ۱۳۲۱ در بندر کنگان استان بوشهر بود.
باباچاهی حدود سال ۱۳۴۵ وارد آموزش و پرورش شد و به مدت ۱۸ سال در بوشهر به تدریس ادبیات مشغول شد.
این شاعر و منتقد ادبی در سالهای قبل از انقلاب، در مجلات «خوشه»، «روشنفکر»، «رودکی»، «کتاب هفته» و جنگهای ادبی حضوری مستمر داشت و بعد از انقلاب، بیشتر مجلات و نشریههای ادبی او را به نوشتن مقاله و انجام مصاحبه دعوت میکردند. باباچاهی در کنار مصاحبههای متعدد و طرح مقولات جدید، به طرح «شعر پسانیمایی» پرداخت و بعداً «شعر در وضعیت دیگر» را مطرح ساخت که بحثهای زیادی را دامن زد.
«در بیتکیهگاهی»، «جهان و روشناییهای غمناک»، «از نسل آفتاب»، «صدای شن»، «از خاکمان آفتاب برمیآید»، «آوای دریامردان»، «منزلهای دریا بینشان است»، «نم نم بارانم»، «عقل عذابم میدهد»، «قیافهام که خیلی مشکوک است»، «رفته بودم به صید نهنگ»، «پیکاسو در آبهای خلیج فارس»، «فقط از پریان دریایی زخم زبان نمیخورَد»، «هوش و حواس گُل شببو برای من کافیست»، «گُلِ بارانِ هزار روزه»، «دنیا اشتباه میکند»، «بیا گوشماهی جمع کنیم»، «به شیوه خودشان عاشق میشوند»، «باغ انار از اینطرف است»، «در غارهای پُر از نرگس»، «این کشتی پراسرار»، «اتاق بر آب راه میروم»، «قشنگی دنیا به همین است»، «آدمها در غروب اسم ندارند» و «آئورا و دیگران من» از مجموعه شعرهای او هستند.
انتهای پیام/