اسلام‌آباد، میز مذاکره‌ای که واشنگتن با «اتاق فرمان» اشتباه گرفت

جهان

149945
اسلام‌آباد، میز مذاکره‌ای که واشنگتن با «اتاق فرمان» اشتباه گرفت

«جی. دی. ونس که در جایگاه رئیس هیات مذاکره کننده آمریکا و در جامه ظاهری «مذاکره‌کننده برای صلح» وارد پاکستان شد، پس از بیست ساعت مذاکره با هیات ایرانی و پیش از ترک اسلام آباد عملا خواستار خلع سلاح استراتژیک ایران در ازای هیچ شد. سیاستی که در صورت تداوم باز هم در کمتر از ده روز دیگر می‌تواند پول و جان شهروندان آمریکایی را در تیررس جنگی دیگر قرار دهد.»

هیئت‌های مذاکره کننده ایران و ایالات متحده آمریکا روز شنبه ۲۲ فروردین با فاصله‌ زمانی چند ساعته وارد اسلام‌آباد شدند و به همین ترتیب و البته بدون توافق، پایتخت پاکستان را ترک کردند. با اینهمه در بازه زمانی ۲۱ ساعتی که میان ورود و خروج آن‌ها گذشت، آمریکا و ایران بیش از هر مقطع دیگری در سال‌های اخیر به یک تبادل دیپلماتیک ساختاریافته نزدیک‌تر شدند.

به گزارش ایرنا، بر اساس گزارش‌های مطبوعاتی، اختلاف دیدگاه های دو طرف بر سر دو مسئله هسته‌ای و تنگه هرمز همچنان به قوت خود باقی است و البته دو طرف درباره دور بعدی مذاکرات و اینکه آیا اساسا دور دیگری در کار خواهد یا خیر، اظهارنظر رسمی نداشته‌اند. این در حالی است که تنها ۱۰ روز تا پایان مهلت آتش‌بس فعلی باقی مانده است.

پس از پایان این ماراتن دیپلماتیک، رئیس هیات مذاکره کننده آمریکا اعلام کرد که متن یک توافق را روی میز گذاشته و می‌رود و از آنسوی میدان نیز سخنگوی وزارت خارجه ایران با اشاره به اینکه «دیپلماسی هرگز به پایان نمی‌رسد» تاکید کرد که رایزنی‌ها با پاکستان و سایر کشورهای «همسایه دوست» ادامه خواهد یافت.

در میان موضع گیری های رسمی ارائه شده درباره چند و چون مذاکرات و جزئیات اختلاف‌ها، سخنان جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا پس از پایان رسمی این دور از مذاکرات و در حالی که دوشادوش استیو ویتکاف، نماینده ویژه آمریکا و جرد کوشنر، داماد دونالد ترامپ و مشاور او ایستاده بود، تصویر کاملی از چرایی این شکست را ارائه می کند.

سخنان ونس؛ عاری از منطق مذاکره، دور از واقعیت میدانی

سخنان معاون رئیس جمهور آمریکا و ادبیات انتخابی او پیش از ترک اسلام‌آباد در سه حوزه حقوق بین‌الملل، منطق مذاکره و واقعیت‌های میدانی که به روبه روی هم نشستن مذاکره کنندگان پس از یک جنگ ۴۰ روزه منتهی شد، در زمره «خواسته‌های فراتر از عرف دیپلماسی» و نوعی «درخواست برای تسلیم بدون قید و شرط» قابل تعریف است.

برهمین اساس بلافاصله پس از انتشار این سخنان، بسیاری از خبرنگاران، ناظران و تحلیل گرانی که پرونده مذاکراتی ایران و آمریکا را دنبال می‌کنند این سخنان را «زیاده‌خواهی» و «تسلیم‌طلبی» خواندند.

تکرار نادیده گرفتن حقوق ایران در ان‌پی‌تی

معاون رئیس جمهور آمریکا در پاسخ به پرسشی درباره توان هسته‌ای ایران، گفت جلوگیری از دستیابی این کشور به سلاح هسته‌ای چه در حال حاضر و چه در آینده «هدف محوری» دونالد ترامپ است. او در ادامه ادعا کرد که ایران نباید «ابزارهایی که امکان دسترسی سریع به سلاح هسته‌ای را می‌دهد» نیز داشته باشد.

این جمله که بارها و بارها از زبان مقام های متفاوت دولت ترامپ به گوش رسیده و هدف ادعایی آمریکا از حمله به ایران هم جا زده شده، در تضاد آشکار و قطعی با حقوق مصرح ایران در پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (ان‌پی‌تی) قرار دارد.

در ادبیات فنی و حقوقی، این یعنی «صفر شدن کامل برنامه غنی‌سازی اورانیوم» در ایران. بر اساس ان‌پی‌تی غنی‌سازی اورانیوم برای اهداف صلح‌آمیز، حقوق مسلم و قانونی کشورهای عضو است. خواستن توقف کامل غنی‌سازی، در واقع مطالبه عقب‌نشینی ایران از یک حقوق بین‌المللیِ پذیرفته‌شده است که به «تسلیم حقوقی» قابل تعبیر است.

«برای ایران بدتر است!»

جی. دی. ونس در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به اینکه گفت‌وگوهای جدی، معنادار و قابل‌توجهی میان دو هیئت صورت گرفته، گفت: «خبر بد این است که به توافق نرسیده‌ایم و فکر می‌کنم این برای ایران بسیار بدتر از ایالات متحده آمریکاست.» در این سخنان ونس تهدید پنهانی به پایان آتش بس و آغاز دوباره تجاوز نظامی آمریکا و رژیم اسرائیل به ایران به چشم می‌خورد. این تهدید تلویحی آنهم پس از یک پروسه دیپلماتیک در امتداد نادیده گرفتن عامدانه عامل اصلی تنش قابل تعریف است.

ناگفته پیدا است که این مذاکرات پس از ۴۰ روز جنگ و درگیری نظامی انجام شده است. در چارچوب منطق دیپلماتیکِ پس از جنگ، معمولا طرف متجاوز یا آغازکننده تنش باید تضمین‌هایی برای توقف تجاوز و جبران خسارات بدهد. اما ونس در سخنانش مجددا ادبیات تهدید آمیز خود را حفظ می‌کند. چنین موضع گیری عملا این پیام را به طرف مقابل می‌دهد که ما خود را برنده تجاوز نظامی صورت گرفته می‌دانیم و راهی جز تسلیم شدن برای شما باقی نمانده است.

از سوی دیگر عبارت «این برای ایران خبر بدتری است تا برای آمریکا» نوعی جنگ روانی و تلاش برای شکستن اراده ایران به حساب می‌آید. ونس تلاش می‌کند با القای این تصور که «آمریکا از بی‌نتیجه ماندن مذاکرات هیچ ترسی ندارد»، فشار روانی مضاعفی بر تهران وارد کند تا در نهایت از سر استیصال، پیشنهاد را بپذیرد.

این رویکرد، بارها در مذاکرات قبل از جنگ با توسل به آنچه قابل تعبیر به دیپلماسی ضرب الاجل است علیه تهران به کار گرفته شده و البته با پاسخ منفی و مقاومت ایران روبه رو شده است.

تهدید «آخرین پیشنهاد»

معاون رئیس جمهور آمریکا در بخش دیگری از سخنانش عملا نگاه یک‌طرفه همیشگی کاخ سفید به مذاکره با ایران را به نمایش گذاشته و می‌گوید: «ما با یک پیشنهاد بسیار ساده اینجا را ترک می‌کنیم، روشی برای درک این‌که این بهترین و نهایی‌ترین پیشنهاد ماست. خواهیم دید که آیا ایرانی‌ها آن را می‌پذیرند یا نه.» این موضع گیری ونس در حقیقت همان نادیده گرفتن خواسته‌های ایران به عنوان طرفی است که آنسوی میز مذاکره نشسته است.

این در حالی است که مذاکره یعنی تبادل تعهدات. ایران با یک بسته کامل (طرح ۱۰ ماده‌ای) شامل بحث درباره پروتکل جدید در تنگه هرمز، رفع تحریم‌ها، غرامت جنگ و توقف کامل نزاع وارد مذاکره شده است. اما ونس در کنفرانس خبری خود، عملا به مخاطب اینگونه القا می‌کند که دست ایران خالی است و در چنین شرایطی مطالبه ایران درباره رفع تحریم یا تعریف ترتیبات جدید عبور و مرور در تنگه هرمز هم از اهمیت کافی برای مورد توجه قرار گرفتن برخوردار نیست.

بسیاری از مقام های ایرانی و البته کارشناسان حوزه سیاست خارجی معتقدند که آنچه باعث جنگ دوازده روزه در خرداد ماه سال گذشته و آغاز جنگ ۴۰ روزه در اسفندماه شد همین توسل به سیاست «صدور فرمان» و «دیکته کردن» متن توافق به جای تن دادن به دیپلماسی به معنای تمام کلمه است.

همزمان در این بخش از سخنان ونس از عبارت «آخرین و بهترین پیشنهاد» استفاده شده تا برای طرف مقابل تنها یک مسیر پیش رو متصور باشد و آنهم غیرقابل بازگشت. این ادبیات، فضای چانه‌زنی را می‌بندد و نشان‌دهنده عدم تمایل واقعی واشنگتن برای یافتن نقطه مشترک با تهران برای رسیدن به توافق نهایی است.

رئیس هیات مذاکره کننده آمریکا این جملات را در حالی بر زبان آورد که مذاکره با ایران قریب به ۲۰ ساعت طول کشید و گفته شده که دو طرف در دو تا سه مورد به ادامه رایزنی برای حل اختلاف نیاز دارند.

واقعیت آن است که تیم دونالد ترامپ متشکل از استیو ویتکاف، جرد کوشنر و حالا جی. دی ونس به جای دیپلمات‌های کلاسیک، بیشتر چهره‌های سیاسی و تجاری هستند. اعضای این تیم‌ به جای «دیپلماسی مبتنی بر منافع مشترک» از «دیپلماسی مبتنی بر حداکثر فشار و زورگیری» استفاده می‌کنند.

از دید این تیم، اینکه ایران چه پیش و چه پس از جنگ در حوزه پذیرش صفر غنی‌سازی در نقطه تسلیم مدنظر واشنگتن نمی‌ایستد از دید دید یک دیپلمات حرفه‌ای، امری کاملا طبیعی است اما در منطق «صلح از طریق قدرت» تیم ترامپ این یعنی «ایران هنوز به قدر کفایت ضعیف نشده است.»

جی. دی. ونس که در جایگاه رئیس هیات مذاکره کننده آمریکا و در جامه ظاهری «مذاکره‌کننده برای صلح» وارد پاکستان شد، پس از بیست ساعت مذاکره با هیات ایرانی و پیش از ترک اسلام آباد عملا خواستار خلع سلاح استراتژیک ایران در ازای هیچ شد. سیاستی که در صورت تداوم باز هم در کمتر از ده روز دیگر می‌تواند پول و جان شهروندان آمریکایی را در تیررس جنگی دیگر قرار دهد.
 

ایران آنلاین
انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار جهان