تاریخ خاورمیانه جدید ۸۳
سقوط امپراطوری عثمانی و حکومت جمال پاشا
جهان
160846
ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می نویسد: در نهایت، ۳۱ اکتبر ۱۹۱۸، دولت استانبول توافقنامه آتشبس مودروس را امضا کرد که به معنای تسلیم بیقید و شرط عثمانیها بود. این سند به جنگ در خاورمیانه پایان و عملاً امپراطوری عثمانی را خاتمه داد.
کلیولند نوشت: پیروزشدگان به سرعت وارد عمل شدند تا غنایم جنگی را تقسیم کنند. کمتر از یک ماه پس از امضای آتشبس، ناوگان متفقین در نزدیکی استانبول لنگر انداخت و پایتخت امپراطوری تحت اشغال نظامی بریتانیا قرار گرفت. بریتانیاییها که بیشتر استانهای عربیزبان را در کنترل داشتند و فرانسویها نیز در بیروت مستقر بودند، عملاً بر سرنوشت اراضی عثمانی تسلط یافتند.
با این حال، متفقین، یا دستکم برخی از آنها، خود را موظف به رعایت معاهدات و توافقهایی میدانستند که در طول جنگ به امضا رسانده بودند.
اداره جنگی عثمانی در سوریه
برای بسیج جمعیت مسلمان امپراطوری و جلب حمایت آنها از جنگ، دولت کمیته اتحاد و ترقی تمام نمادهای اسلامی قابل دسترس را به کار گرفت تا افکارعمومی مسلمانان را علیه بریتانیا و فرانسه برانگیزد. در نوامبر ۱۹۱۴، سلطان-خلیفه فرمان جهاد صادر کرد و از مسلمانان سراسر جهان خواست تا در کنار امپراطوری عثمانی علیه مثلث انتنت بجنگند.
این اعلامیه قدرتهای انتنت را به عنوان کسانی معرفی میکرد که قصد نابودی حاکمیت مسلمانان در جهان را داشتند و هشدار میداد که اگر مسلمانان در جهاد شرکت نکنند، اسلام با خطر انقراض مواجه خواهد شد. این اقدام نشان داد که امپراطوری عثمانی هنوز خود را نگهبان جهانی اسلام میدید.
حمایت گسترده اکثریت مسلمانان عثمانی از تلاش جنگی، نشان داد که حتی اگر کمیته اتحاد و ترقی محبوبیت چندانی نداشت، مردم عادی وفاداری خود را به دفاع از نظم عثمانی-اسلامی در برابر جاهطلبیهای اروپایی حفظ کرده بودند. با این حال، دولت کمیته اتحاد و ترقی همواره نسبت به وفاداری جمعیت عرب در سوریه بزرگ، بهویژه ساکنان شهرها، مشکوک بود. این نگرانیها ناشی از وجود جوامع سیاسی و فرهنگی عرب پیش از جنگ و همچنین روابط نزدیک برخی از اعضای جامعه مسیحی عرب با فرانسه بود.
برای تضمین ثبات و وفاداری سوریه بزرگ، رژیم ویژهای برای دوران جنگ اعمال شد و نظارت مستقیم آن بر عهده جمال پاشا، یکی از اعضای مثلث حاکم، گذاشته شد. جمال پاشا پس از آغاز جنگ به سرعت به دمشق رسید و اختیارات گسترده نظامی و غیرنظامی یافت؛ او فرمانده ارتش چهارم عثمانی در دمشق و والی استانهای سوریه بزرگ شد. تا اوایل ۱۹۱۸، او در میان مردم محلی به لقب «الصفاح» (ذوالدماء) معروف بود و سیاستهایش باعث بیگانگی بخش بزرگی از جمعیت عرب با کمیته اتحاد و ترقی شد. اداره امور تحت فرمان جمال پاشا در ابتدا نسبتاً مودبانه بود و او خود را متعهد به اتحاد اسلامی میدانست و از مشارکت عربها در اسلام قدردانی میکرد. اما پس از شکست حملهاش به کانال سوئز، روشهای مصالحهآمیز او جای خود را به کارزاری سرکوبی داد و استانهای سوریه تحت سیاستهای سختگیرانه و سرکوبگرانه او قرار گرفت.
انتهای پیام/