
ویژهنامه هفته دولت ۴
ایستاده در غبار
صنعت آب و برق ایران در یکسال گذشته در میانه خشکسالی کاهش منابع آبی و ناترازی تولید مصرف برق و سپری کردن ۲ جنگ سالی پر چالش را پشت سر گذاشت.

کارنامه یکساله وزارت جهاد کشاورزی، شبکه اصناف و دستگاههای اجرایی در تأمین کالاهای اساسی نشان میدهد که مدیریت بازار در مقاطع جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان، بر سه محور اصلی استوار بوده است: افزایش ذخایر و تدارک پیش از بحران، فعال نگهداشتن جریان تولید و حملونقل و تقویت توزیع مویرگی در سطح استانها.

یک سال گذشته برای اقتصاد و بازار کشور، سال آزمونهای پیاپی بود؛ از روزهای جنگ ۱۲روزه و در ادامه جنگ ۴۰ روزه و همزمانی آن با ماه مبارک رمضان تا موج سفرهای نوروزی و افزایش ناگهانی جمعیت در برخی استانها. در همه این موقعیتها، یک پرسش بیش از هر چیز اهمیت داشت: آیا کالاهای ضروری مردم بموقع و بهاندازه کافی در دسترس خواهد بود؟

جنگ، تحریم، آزادسازی ارز، خشکسالی و اختلالات لجستیکی، امنیت غذایی ایران را در ۱۴ ماه گذشته در معرض یکی از سختترین آزمونهای چند دهه اخیر قرار داد؛ آزمونی که از تأمین نهادههای دامی و کشاورزی تا قیمت گذاری، ذخایر راهبردی و شبکه توزیع را تحت فشار گذاشته است.

طی یک سال گذشته، زنجیره تأمین و امنیت غذایی کشور در مواجهه با چالشهای همزمان اقتصادی، خشکسالی، تحریمها و بحرانهای نظامی با همافزایی بینظیر میان وزارت جهاد کشاورزی و شبکه اصناف مدیریت شد. با تغییر الگوی حکمرانی، مردمیسازی اقتصاد و تفویض اختیار به استانها، بازار از دیوانسالاری سنتی عبور کرد.

تحولات چند سال اخیر بیش از هر زمان دیگری نشان داده که فناوری اطلاعات دیگر صرفاً یک حوزه فنی و تخصصی نیست بلکه بخشی از زیرساخت حیاتی کشور و یکی از ارکان تداوم خدمترسانی به مردم محسوب میشود.

جنگ که شروع میشود، شهر رنگ دیگری میگیرد؛ خیابانها، خانهها، کسبوکارها و حتی معنای خدمت عوض میشود اما در همان روزهایی که بسیاری در جستوجوی راهی برای بازگشت به امنیت و آرامشاند، برخی همچنان باید در مسیر بمانند؛ در دل همان خیابانها، میان اضطراب و نگرانی مردم، نامهها و مرسولهها را به مقصد برسانند.

برقرار ماندن ارتباطات در دوران جنگ تحمیلی، تنها یک ضرورت راهبردی نیست بلکه یکی از بایدهای مدیریت بحران است و تضمینی برای آرامش خانوادهها محسوب می شود؛ مردم در جنگ رمضان شاهد پایداری این ارتباطات در بخشهای مختلف ازجمله پلتفرم های بومی، دریافت خدمات پستی و تابآوری خدمات مخابراتی بودند.

گاهی جنگ فقط در آسمان و زمین اتفاق نمیافتد و آنچه هدف قرار میگیرد، «دانش» و اتاقهایی است که در آنها آینده ساخته میشود.

در دوران جنگ، اینترنت فقط یک ابزار ارتباطی نبود بلکه به بخشی از زندگی روزمره مردم، کسبوکارها، دانشگاهها و حتی خدمات حیاتی کشور گره خورده بود.

با وجود حملات و شرایط جنگی، فعالیت بنادر ایران متوقف نشد و فرآیند تأمین و ترخیص کالا با استفاده از ظرفیت بنادر شمالی، مسیرهای جایگزین و امکانات بخش خصوصی ادامه یافت.

صنعت هوانوردی کشور در کمتر از یکسال، دو جنگ متوالی را پشت سر گذاشت؛ جنگ ۱۲روزه و جنگ ۴۰روزه موسوم به «جنگ رمضان». در این مدت، فرودگاهها، رادارها، تجهیزات ناوبری و حتی هواپیماهای مسافربری هدف قرار گرفتند و بخشی از زیرساختهای غیرنظامی آسیب دید.

جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران بهویژه جنگ ۴۰ روزه، زیرساختهای حملونقلی کشور را در معرض گستردهترین آسیب تاریخ این بخش قرار داد.

دو جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، شبکه حملونقل ایران را در برابر یکی از سختترین آزمونهای سالهای اخیر قرار داد؛ آزمونی که با وجود آسیب به بخشی از زیرساختهای جادهای، ریلی، هوایی و دریایی، به توقف جریان کالا و خدمات منجر نشد.

جنگ ۴۰ روزه پس از تجربه جنگ ۱۲ روزه نشان داد شبکه حملونقل ایران تا چه اندازه برای مواجهه با بحرانهای گسترده آماده شده است. از جابهجایی ۳۳ میلیون تن کالا در ۴۰ روز و ثبت رکورد ۱۳۴ هزار تن بارگیری ریلی در یک روز تا استفاده از سامانههای اضطراری در فرودگاهها و تعریف ۹۸ پروژه بازسازی جادهای، مجموعهای از اقدامات، تداوم شریانهای حیاتی کشور را در شرایط جنگی تضمین کرد.

خشکسالی مزمن، افت بارشها، فرسودگی بخشی از زیرساختها و فشار فزاینده بر منابع محدود آب، سال گذشته را به یکی از پیچیدهترین دورههای مدیریت آب در کشور تبدیل کرد. این چالشها در مقاطعی که جنگ و آسیبدیدن زیرساختهای انرژی و برخی تأسیسات آبی نیز به آن افزوده شد، ابعاد تازهای پیدا کرد؛ چراکه پایداری آبرسانی، بیش از هر زمان دیگری، وابستگی مستقیم خود را به برق، انرژی، شبکههای انتقال و آمادگی نیروهای عملیاتی نشان داد.

شبکه برق ایران در یک سال گذشته، همزمان با ناترازی تولید و مصرف، محدودیت در تأمین تجهیزات و شرایط جنگی، دورهای دشوار را پشت سر گذاشت. وزارت نیرو میگوید با ترکیبی از افزایش ظرفیت نیروگاهی، توسعه تجدیدپذیرها، تقویت شبکه انتقال و مدیریت مصرف، آغاز خاموشیهای خانگی را نسبت به سال قبل حدود دو ماه به تأخیر انداخته و برق صنایع را ۱۲.۷ درصد بیشتر تأمین کرده است.

در روزهایی که جنگ، امنیت زیرساختهای حیاتی کشور را هدف گرفته بود، روشن ماندن چراغ یک بیمارستان یا ادامه جریان آب در یک روستای مرزی، فقط برای ارائه یک خدمت عمومی نبود؛ بخشی از نبرد برای حفظ زندگی عادی مردم به شمار میرفت.

در روزهای جنگ، معنای آب و برق تغییر میکند. روشن ماندن یک چراغ دیگر فقط نشانه آسایش نیست؛ بلکه به معنای آن است که بیمارستان هنوز کار میکند، دکل مخابراتی از مدار خارج نشده، نانوایی میتواند نان تولید کند و ایستگاه پمپاژ، آب را به خانههای مردم برساند. جاری ماندن آب نیز تنها ادامه یک خدمت عمومی نیست؛ نشانه آن است که زندگی، با وجود همه فشارها، هنوز در مسیر خود جریان دارد.