
دولت هوشمند؛ از تابآوری در بحران تا حکمرانی دادهمحور
تحولات چند سال اخیر بیش از هر زمان دیگری نشان داده که فناوری اطلاعات دیگر صرفاً یک حوزه فنی و تخصصی نیست بلکه بخشی از زیرساخت حیاتی کشور و یکی از ارکان تداوم خدمترسانی به مردم محسوب میشود.

تحولات چند سال اخیر بیش از هر زمان دیگری نشان داده که فناوری اطلاعات دیگر صرفاً یک حوزه فنی و تخصصی نیست بلکه بخشی از زیرساخت حیاتی کشور و یکی از ارکان تداوم خدمترسانی به مردم محسوب میشود.

جنگ که شروع میشود، شهر رنگ دیگری میگیرد؛ خیابانها، خانهها، کسبوکارها و حتی معنای خدمت عوض میشود اما در همان روزهایی که بسیاری در جستوجوی راهی برای بازگشت به امنیت و آرامشاند، برخی همچنان باید در مسیر بمانند؛ در دل همان خیابانها، میان اضطراب و نگرانی مردم، نامهها و مرسولهها را به مقصد برسانند.

برقرار ماندن ارتباطات در دوران جنگ تحمیلی، تنها یک ضرورت راهبردی نیست بلکه یکی از بایدهای مدیریت بحران است و تضمینی برای آرامش خانوادهها محسوب می شود؛ مردم در جنگ رمضان شاهد پایداری این ارتباطات در بخشهای مختلف ازجمله پلتفرم های بومی، دریافت خدمات پستی و تابآوری خدمات مخابراتی بودند.

گاهی جنگ فقط در آسمان و زمین اتفاق نمیافتد و آنچه هدف قرار میگیرد، «دانش» و اتاقهایی است که در آنها آینده ساخته میشود.

در دوران جنگ، اینترنت فقط یک ابزار ارتباطی نبود بلکه به بخشی از زندگی روزمره مردم، کسبوکارها، دانشگاهها و حتی خدمات حیاتی کشور گره خورده بود.

با وجود حملات و شرایط جنگی، فعالیت بنادر ایران متوقف نشد و فرآیند تأمین و ترخیص کالا با استفاده از ظرفیت بنادر شمالی، مسیرهای جایگزین و امکانات بخش خصوصی ادامه یافت.

صنعت هوانوردی کشور در کمتر از یکسال، دو جنگ متوالی را پشت سر گذاشت؛ جنگ ۱۲روزه و جنگ ۴۰روزه موسوم به «جنگ رمضان». در این مدت، فرودگاهها، رادارها، تجهیزات ناوبری و حتی هواپیماهای مسافربری هدف قرار گرفتند و بخشی از زیرساختهای غیرنظامی آسیب دید.

جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران بهویژه جنگ ۴۰ روزه، زیرساختهای حملونقلی کشور را در معرض گستردهترین آسیب تاریخ این بخش قرار داد.

دو جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، شبکه حملونقل ایران را در برابر یکی از سختترین آزمونهای سالهای اخیر قرار داد؛ آزمونی که با وجود آسیب به بخشی از زیرساختهای جادهای، ریلی، هوایی و دریایی، به توقف جریان کالا و خدمات منجر نشد.

جنگ ۴۰ روزه پس از تجربه جنگ ۱۲ روزه نشان داد شبکه حملونقل ایران تا چه اندازه برای مواجهه با بحرانهای گسترده آماده شده است. از جابهجایی ۳۳ میلیون تن کالا در ۴۰ روز و ثبت رکورد ۱۳۴ هزار تن بارگیری ریلی در یک روز تا استفاده از سامانههای اضطراری در فرودگاهها و تعریف ۹۸ پروژه بازسازی جادهای، مجموعهای از اقدامات، تداوم شریانهای حیاتی کشور را در شرایط جنگی تضمین کرد.

خشکسالی مزمن، افت بارشها، فرسودگی بخشی از زیرساختها و فشار فزاینده بر منابع محدود آب، سال گذشته را به یکی از پیچیدهترین دورههای مدیریت آب در کشور تبدیل کرد. این چالشها در مقاطعی که جنگ و آسیبدیدن زیرساختهای انرژی و برخی تأسیسات آبی نیز به آن افزوده شد، ابعاد تازهای پیدا کرد؛ چراکه پایداری آبرسانی، بیش از هر زمان دیگری، وابستگی مستقیم خود را به برق، انرژی، شبکههای انتقال و آمادگی نیروهای عملیاتی نشان داد.

شبکه برق ایران در یک سال گذشته، همزمان با ناترازی تولید و مصرف، محدودیت در تأمین تجهیزات و شرایط جنگی، دورهای دشوار را پشت سر گذاشت. وزارت نیرو میگوید با ترکیبی از افزایش ظرفیت نیروگاهی، توسعه تجدیدپذیرها، تقویت شبکه انتقال و مدیریت مصرف، آغاز خاموشیهای خانگی را نسبت به سال قبل حدود دو ماه به تأخیر انداخته و برق صنایع را ۱۲.۷ درصد بیشتر تأمین کرده است.

در روزهایی که جنگ، امنیت زیرساختهای حیاتی کشور را هدف گرفته بود، روشن ماندن چراغ یک بیمارستان یا ادامه جریان آب در یک روستای مرزی، فقط برای ارائه یک خدمت عمومی نبود؛ بخشی از نبرد برای حفظ زندگی عادی مردم به شمار میرفت.

در روزهای جنگ، معنای آب و برق تغییر میکند. روشن ماندن یک چراغ دیگر فقط نشانه آسایش نیست؛ بلکه به معنای آن است که بیمارستان هنوز کار میکند، دکل مخابراتی از مدار خارج نشده، نانوایی میتواند نان تولید کند و ایستگاه پمپاژ، آب را به خانههای مردم برساند. جاری ماندن آب نیز تنها ادامه یک خدمت عمومی نیست؛ نشانه آن است که زندگی، با وجود همه فشارها، هنوز در مسیر خود جریان دارد.

در شرایطی که زیرساختهای حیاتی کشور طی یک سال گذشته تحت فشارهای ناشی از جنگ و التهابات منطقهای قرار داشت، وزارت نیرو با چرخش استراتژیک از مدیریت سنتی به «الگوی تابآوری پدافندی»، توانست با تمرکز بر تمرکززدایی تولید برق، هوشمندسازی لحظهای شبکه و مدیریت قاطع منابع آبی، از فروپاشی احتمالی شریانهای اصلی حیات کشور جلوگیری کرده و با اجرای پروژههای ضربتی، تداوم پایدار خدمات زیرساختی را به عنوان سنگر اصلی امنیت ملی و ثبات اجتماعی در دوران جنگ تثبیت کند.

جنگ، پیش از آنکه در آسمان و میدانهای درگیری دیده شود، در شبکههای زیرساختی خود را نشان میدهد؛ در خطوطی که انرژی را از جنوب به مرکز و شمال کشور میرسانند، در ایستگاههایی که فشار گاز را تنظیم میکنند، در مخازنی که باید برای روز مبادا پر باشند و در نیروگاههایی که نباید حتی در اوج بحران، از تأمین سوخت بازبمانند.

شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی، دولت چهاردهم را در شرایطی آغاز کرد که همزمان با رشد تقاضا برای بنزین و سوخت نیروگاهها، سطح ذخایر برخی فرآوردههای کلیدی بهویژه نفتگاز در وضعیت مطلوبی نبود.

یک سال گذشته را میتوان یکی از پرتنشترین دورهها برای زیرساختهای کشور دانست؛ دورهای که در آن، دو جنگ و مجموعهای از حوادث پیشبینینشده، بخشهایی از زیرساختهای حیاتی را تحت فشار قرار داد. در چنین شرایطی، مسأله فقط حفاظت از تأسیسات و بازسازی آسیبها نبود؛ تداوم خدمترسانی به میلیونها نفر و حفظ جریان انرژی در شرایطی که بخشی از زیرساختها هدف حمله قرار گرفته بود، خود به یک مأموریت بزرگ تبدیل شد.

دولت آقای پزشکیان را باید دولت چالشهای پیشبینی نشده در تاریخ نظام اسلامی دانست. وقوع دهها ترور، تهدید سرزمینی کشور، دو جنگ تمام عیار در دل ناترازی شدید انرژی هر کدام میتوانست زمینه ایجاد یک بحران بزرگ اجتماعی با محوریت کمبود انرژی یا سوخت را فراهم کند.

سالهاست که واژه «امنیت انرژی» در ادبیات سیاستگذاری کشور تکرار میشود، اما کمتر دورهای مانند یک سال گذشته، این مفهوم را از دل نظریه به دلِ میدان کشاند. کشوری که همزمان با دو جبهه نظامی درگیر بود، ناچار بود ثابت کند چراغ خانهها، چرخ کارخانهها و باک خودروهای مردم، حتی در سختترین روزها، خاموش و خالی نمیماند. این آزمونی نبود که بتوان با شعار از آن عبور کرد؛ آزمونی بود که پاسخش را باید در ذخایر استراتژیک، در سرعت تصمیمگیری، و در توان مدیریت بحران جستوجو کرد.