
ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیسانه مدرن نوشت: رویدادهای ۱۹۱۳–۱۹۰۸ بار دیگر سیاست عثمانیگرایی را به چالش کشیدند.

ویلیام کلیولند در کتاب خاورمیانه مدرن نوشت: نخستین مرحله از دوره ترکهای جوان، از ۱۹۰۹ تا ۱۹۱۳، شاهد کشمکش قدرت میان کمیته اتحاد و ترقی – که پایگاه آن در میان افسران جوان و میانرتبه ارتش و کارمندان دولت بود – و ائتلافهای متغیری از لیبرالها و محافظهکاران که جز مخالفت با کمیته اتحاد و ترقی وجه اشتراک چندانی نداشتند، بود.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاوریمانه مدرن می نویسد: بیاعتمادی عبدالحمید به نهادهای سازمانیافته، ارتش را نیز دربر گرفته بود. در سالهای پایانی سلطنت او، کیفیت تجهیزات نظامی کاهش یافت و پرداخت حقوقها با تأخیرهای طولانی مواجه شد. این وضعیت نارضایتی را در میان افسران صف گسترش داد و برخی از آنان گروههای مخفی اعتراضی تشکیل دادند که بعدها با کمیته اتحاد و ترقی پیوند خوردند.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن خود می نویسد: شتاب نسبی که با آن بریتانیا و روسیه به توافقی درخصوص تقسیم ایران دست یافتند، تهدیدی جدی برای دولت عثمانی محسوب میشد. در طول قرن نوزدهم، رقابت میان قدرتهای بزرگ مانعی مهم برای تسلط کامل هر یک از آنها بر بخشهای وسیعی از قلمرو عثمانی بود. اما شکلگیری اتحاد سهگانه، هراس نخبگان عثمانی را برانگیخت که این بار ممکن است قدرتهای بزرگ نه در رقابت، بلکه در هماهنگی با یکدیگر، برای تجزیه امپراطوری وارد عمل شوند.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاوریمانه مدرن می نویسد: دوره جوانان ترک، از ۱۹۰۸ تا فروپاشی عثمانی در ۱۹۱۸، شاهد رویارویی مستقیم تمام روندهای قرن گذشته بود. به آشفتگیهای موجود، پیشنهادهایی برای شکلهای جدید هویت فرهنگی و سیاسی افزوده شد که با ایدئولوژی غالب عثمانیگرایی در تضاد بود.

ویلیام کلیلولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می نویسد: دوران سلطنت عبدالحمید، پرسش آینده مسیحیان در امپراطوری عثمانی را با وضوح بیشتری مطرح کرد. درعین حال، سرکوبگری سیاسی دوران او، مسلمانان عرب را نیز تحت تأثیر قرار داد؛ بهویژه گروهی از روزنامهنگاران، اندیشمندان و سیاستمداران نوظهور که توانسته بودند از فرصتهای آموزشی فراهمشده در دوران نهضت بهرهمند شوند.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می نویسد: در سراسر لبنان و بخشهایی از سوریه، این تلاش گسترده آموزشی که عمدتاً به زبان عربی انجام میشد، به رنسانس فرهنگی عربی شتاب بخشید. شور و اشتیاق تازهای نسبت به سنت ادبی کلاسیک ایجاد شد و آزمایشهای فراوانی با فرمها و سبکهای نو در نوشتهها انجام گرفت.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می نویسد: به اعتقاد کواکبی، احیای اسلام با تأسیس خلافتی عربی در مکه آغاز میشود که وظایف آن محدود به امور دینی باشد. اگرچه او ملیگرای عرب نبود، اما با تأکید بر اینکه نسخه عربی اسلام تنها نسخه خالص آن است، زمینهای ایدئولوژیک فراهم آورد که عربها بهعنوان مسلمانان، امکان مقاومت علیه سلطنت عثمانی را مییافتند.

ویلیام کلیولند در کتاب خاورمیانه مدرن می نویسد: اگر امروز، پس از گذشت بیش از یک قرن، پیشنهادهای عبده کمی محافظهکارانه و محدود به نظر میرسند، باید در نظر داشت که در زمان خود، این پیشنهادها بشدت جسورانه بودند. عبده شخصیتی هم محافظهکار و هم اصلاحطلب بود.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاوریمانه مدرن می نویسد: محمد عبده (۱۸۴۹–۱۹۰۵)، شاگرد برجسته و نامدار جمالالدین اسدآبادی، مسیری متفاوت از استاد خود در پیش گرفت. در حالی که سید جمال با خطابههای آتشین و تحرکات سیاسی میکوشید امت اسلامی را به حرکت درآورد، عبده راهی سنجیدهتر و آرامتر برگزید: اصلاحات فکری و نهادی. او را میتوان یکی از بزرگترین متفکران مسلمان عرب در عصر مدرن دانست.

ویلیام کلیلوند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می نویسد: جنبه سیاسی جنبش احیای اسلامی در سیمای جمالالدین اسدآبادی (۱۸۳۹–۱۸۹۷) تجسم یافت؛ مردی که زندگیاش در ربع پایانی سده نوزدهم اثری ژرف بر سراسر دنیای اسلام بر جای گذاشت.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می نویسد: این جرقه، محمد احمد (۱۸۸۵–۱۸۴۴) بود؛ مردی زاده سودان که زهد و پارساییاش برای او اعتباری مردمی فراهم آورده بود. او فقر و سادهزیستی را فضیلتی الهی قلمداد میکرد و رفاه و تجمل مقامات مصری را نشانهای از بیدینی و انحراف. محمد احمد دیری نپایید که ساختاری اداری بنیان نهاد؛ ساختاری که به سرعت به دولتی تمامعیار بدل شد. جنبش او چهرهای نظامی نیز یافت، چرا که با اعلام جهاد علیه حکومت مصر، خواستار رهایی سودان از دست مصر شد. دعوت او با شتابی چشمگیر پژواک یافت.

ویلیام کلویلند در کتاب خود نوشت: موعظههای پرشور ابن عبدالوهاب سرانجام حمایت محمد بن سعود، یکی از سران محلی نجد را به خود جلب کرد. اتحاد شمشیر ابن سعود و پیام اصلاحطلبانه عبدالوهاب، نیرویی نوپدید و نیرومند آفرید که در اندک زمانی سراسر شمال عربستان را درنوردید و در سال ۱۸۰۳ به تصرف مکه انجامید.

ویلیام کلیولند در کتاب خود نوشت: اندکی بعد، در سال ۱۸۹۷، عبدالحمید در سرکوب قیامی ضد عثمانی در جزیره کرت به خشونتی عریان دست زد؛ خشونتی که یونان را واداشت علیه امپراطوری اعلان جنگ کند.

ویلیام کلیوند در کتاب خود می نویسد:یکی از نتایج مهم رونق حملونقل در دوران عبدالحمید، تحکیم روابط میان آلمان و امپراطوری عثمانی بود. در سال ۱۸۸۲، ژنرال آلمانی کلمار فون در گولتس به ریاست هیأتی برای سازماندهی مجدد نیروهای مسلح عثمانی منصوب شد، اقدامی که ادامه سنت دیرینه مشارکت پروسیها در نوسازی نظامی امپراطوری را نشان میداد.

ویلیام کلیولند در کتاب خاورمینه خود می نویسد:اگرچه کمال گاهی بر ارتباط اسلامی مصر با امپراطوری عثمانی تأکید میکرد، به تدریج از مفهوم مصر بهعنوان بخشی از یک جهان عثمانی یا اسلامی گستردهتر فاصله گرفت. او بهطور واضح و مستقیم احساسات میهنپرستانه مصری را بیان میکرد و مصر را یک واحد سرزمینی منحصر به فرد با ویژگیهای خاص خود میدانست و از ساکنان آن میخواست عمیقترین عشق خود را به کشورشان ابراز کنند

ویلیام کلیولند در کتاب خود مینویسد: در بهار ۱۸۳۹ میلادی، سلطان محمود دوم کوشید از نارضایتی گسترده در سرزمینهای تحت سلطه محمدعلی بهره گیرد و با بسیج ارتشی تازه، قدرت او را در سوریه درهم بشکند. اما این تلاش با شکست سنگین نیروهای عثمانی در نبرد نیزیب روبهرو شد؛ شکستی که توازن قوا را در خاورمیانه برهم زد و بحرانی دیپلماتیک در سطح بینالمللی پدید آورد.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه جدید می نویسد: در همین سالها، تحولات اروپا و آشوبهای داخلی امپراطوری عثمانی فرصتی تازه برای محمدعلی پاشا فراهم آورد تا نفوذ خود را در حاشیه شرقی دریای مدیترانه گسترش دهد. در سال ۱۸۲۱ میلادی، شورش ملیگرایانهای در یونان علیه سلطه عثمانی آغاز و به سرعت به بحرانی بینالمللی تبدیل شد. هنگامی که شورش گسترش یافت و کنترل از دست سلطان محمود دوم خارج شد، او از محمدعلی خواست که به یاریاش بشتابد. در ازای این کمک، محمدعلی وعده فرمانداری جزیره کرت را دریافت کرد.

نویسنده کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن نوشت: پیچیدگیهای حکومت محمدعلی پاشا را نباید بیش از اندازه بزرگنمایی کرد. او دولت خود را نه همچون یک نظام دیوانسالار مدرن، بلکه بیشتر شبیه به اداره یک «خانه بزرگ» مدیریت میکرد. پسرانش در پستهای کلیدی گماشته میشدند، مقامات وفادارش در ازای خدمت، زمین و امتیاز دریافت میکردند و تصمیم نهایی در همه امور، بیاستثنا، با شخص او بود.

ویلیام کولیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن مینویسد: توانایی محمدعلی در هدایت اقتصاد مصر و کنترل درآمدهای آن، عمدتاً از طریق ایجاد یک سیستم انحصاری بهدست آمد. او کشاورزان را مجبور میکرد محصولات خود را مستقیماً به دولت بفروشند و قیمت آن را ثابت تعیین مینمود، سپس همین محصولات را با قیمت بالاتر در بازارهای اروپایی به فروش میرساند.