کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن ۶۹
تفرقه در اردوگاه تبعیدیان غرب گرا
جهان
153980
ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن خود می نویسد: شتاب نسبی که با آن بریتانیا و روسیه به توافقی درخصوص تقسیم ایران دست یافتند، تهدیدی جدی برای دولت عثمانی محسوب میشد. در طول قرن نوزدهم، رقابت میان قدرتهای بزرگ مانعی مهم برای تسلط کامل هر یک از آنها بر بخشهای وسیعی از قلمرو عثمانی بود. اما شکلگیری اتحاد سهگانه، هراس نخبگان عثمانی را برانگیخت که این بار ممکن است قدرتهای بزرگ نه در رقابت، بلکه در هماهنگی با یکدیگر، برای تجزیه امپراطوری وارد عمل شوند.
کلیولند نوشت: رهبران عثمانی در واکنش به این خطر، دو راهبرد موازی را در پیش گرفتند: نخست، بار دیگر بر ضرورت اصلاحات نظامی تأکید کردند تا همانند تجربه موفق ژاپن، بتوانند با ایجاد نیروهای مسلح کارآمد به سبک اروپایی، در برابر تهدیدهای غربی مقاومت کنند و دوم، پیوندهای اقتصادی، نظامی و دیپلماتیک خود را با آلمان تحکیم کردند. آلمان در آن زمان، بهعنوان قدرتی نوظهور و خارج از حلقه اتحاد سهگانه، بهعنوان متحد بالقوهای در هرگونه رویارویی با اعضای این اتحاد تلقی میشد. این رویکرد دوگانه عثمانیها هم بازتابی از ادراک واقعگرایانه آنان نسبت به نظم بینالمللی در حال تغییر بود و هم تلاشی برای حفظ انسجام و تمامیت ارضی امپراطوری در برابر تهدیدات فزاینده ناشی از همکاری قدرتهای امپریالیستی.
جنبشی که به نام ترکهای جوان شناخته شد، ترکیبی از سه گروه اعتراضی مجزا بود: نخست، جامعهای از تبعیدیان دیرینه؛ دوم، گروهی از کارمندان ناراضی دولت و دانشجویان و سوم، ائتلافی از افسران ناراضی ارتش مستقر در مناطق اروپایی امپراطوری عثمانی.
در دوران عثمانیهای جوان، یک جامعه فعال از تبعیدیان عثمانی در پاریس و ژنو شکل گرفت. این جامعه در دوران سلطنت عبدالحمید دوم گسترش یافت و در دهه ۱۸۹۰ تلاش کرد تا بهطور مستقیم بر زندگی سیاسی امپراطوری تأثیر بگذارد. برنامه سیاسی این تبعیدیان شامل درخواست برای احیای قانون اساسی ۱۸۷۶ و محکومیت حکومت استبدادی عبدالحمید بود. در سال ۱۹۰۲، یکی از اعضای خاندان سلطنتی عثمانی، کنگرهای از لیبرالهای عثمانی را در پاریس سازمان داد و بار دیگر خواستار برقراری حکومت مشروطه شد. با این حال، این تبعیدیان میهندوست و غربگرا، پایگاه قدرتی نداشتند و اغلب دچار تفرقه بودند. مهمترین نقش آنان در شکلگیری احساسات ضدحمیدی، احیای اندیشه قانون اساسی بهعنوان ابزاری برای مهار استبداد سلطنتی و حفظ تمامیت ارضی امپراطوری از طریق بازگرداندن اصل عثمانیت بود.
در درون امپراطوری، دانشجویان آکادمی نظامی-پزشکی در سال ۱۸۸۹ جمعیتی مخفی بنیان نهادند که به نام «کمیته اتحاد و ترقی» شناخته شد. این گروه بهزودی سایر دانشجویان و شماری از کارمندان دولت را نیز جذب کرد. اعضای کمیته اتحاد و ترقی، مشابه تبعیدیان، عمدتاً در مدارس به سبک اروپایی پرورش یافته بودند و سرکوبهای دوران عبدالحمید را مانعی در مسیر اصلاحات ضروری میدانستند. آنان که به ضرورت فوری بازگرداندن مشروطه باور داشتند، تلاش کردند با ایجاد هستههای مخفی برنامه خود را گسترش دهند. اما در سالهای ۱۸۹۵ و ۱۸۹۶، مأموران مخفی عبدالحمید این جنبش را کشف کرده، اعضای آن را دستگیر و تبعید کردند. هرچند اپوزیسیون زیرزمینی همچنان به حیات خود ادامه داد، اما با گسترش عملیات امنیتی سلطان و اعمال تدابیر جدید سانسور، مجال چندانی برای رشد و توسعه نداشت.
انتهای پیام/