تاریخ خاورمیانه مدرن ۶۶

نهضت بطرس البستانی

جهان

153209
نهضت بطرس البستانی

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می نویسد: در سراسر لبنان و بخش‌هایی از سوریه، این تلاش گسترده آموزشی که عمدتاً به زبان عربی انجام می‌شد، به رنسانس فرهنگی عربی شتاب بخشید. شور و اشتیاق تازه‌ای نسبت به سنت ادبی کلاسیک ایجاد شد و آزمایش‌های فراوانی با فرم‌ها و سبک‌های نو در نوشته‌ها انجام گرفت.

کلیولند نوشت: حرفه‌ بطرس البستانی (۱۸۱۹–۱۸۸۳) یکی از نمادهای بارز این بیداری فرهنگی است. البستانی که در خانواده‌ای مسیحی مارونی در لبنان به دنیا آمد، از تماس‌های اولیه خود با مبلغان آمریکایی به اندازه‌ای تأثیر پذیرفت که به پروتستانتیسم گروید. او مدتی در مدارس مبلغان تدریس کرد و در سال ۱۸۶۳ مؤسسه‌ خود را با نام «مدرسه ملی» بنیان نهاد، مدرسه‌ای که به آموزش زبان عربی و علوم معاصر اختصاص داشت.

تلاش‌های ادبی البستانی شامل تدوین دیکشنری عربی، تأسیس و ویرایش چندین نشریه و در همکاری با فرزندانش، تولید یازده جلد دایرة‌المعارف عربی بود. هدف او گسترش دانش و تعمیق ارزش و اهمیت زبان عربی بود و تأثیر انباشتی زندگی و کار او، به خلق نثر گزارشی مدرن عربی کمک کرد؛ زبانی که از یک سو در دستور زبان و اصطلاحات به میراث گذشته وفادار بود و از سوی دیگر، قادر بود مفاهیم و اندیشه‌های مدرن را با سادگی، دقت و روشنی بیان کند.

البستانی همچنین به پذیرش دستاوردهای علمی اروپا تشویق می‌کرد و بر این باور بود که تنها از طریق گرایش به دانش مدرن، خاورمیانه می‌تواند جایگاه شایسته خود را در جهان باز یابد.
 تأثیر بطرس البستانی و دیگرانی که اشتیاق مشابهی برای پیوند دادن میراث فرهنگی عربی با اندیشه‌های سیاسی و علمی معاصر داشتند، جوی فکری در میان تعداد فزاینده‌ای ازعرب‌های تحصیل‌کرده که در بیروت گرد آمده بودند، ایجاد کرد. در دهه‌های ۱۸۶۰ و ۱۸۷۰، باشگاه‌های ادبی و انجمن‌های علمی در این شهر فعال شدند و به مراکزی برای بحث و گفت‌وگو پیرامون موضوعات سیاسی و ادبی بدل گشتند.

تأکید بر زبان عربی که در قلب نهضت قرار داشت، به‌طور طبیعی موجب افزایش آگاهی از هویت فرهنگی جامعه عربی شد. این روند بویژه در میان عرب‌های مسیحی که اصلی‌ترین بهره‌برداران از مأموریت‌های آموزشی خارجی بودند به وضوح مشاهده می‌شد. به دلیل مسیحی بودنشان، اعضای این جامعه، ایده‌ها و نهادهای نوین اروپایی را تهدیدی برای بنیادهای تمدن خود نمی‌دانستند؛ آنها نیازی به تمرینات فکری پیچیده‌ای برای توجیه تغییر و پذیرش مفاهیم غربی در سازمان‌دهی سیاسی و اجتماعی نداشتند.

موفقیت اروپا برای آنان تأییدی بر ایمان و پیشرفت مسیحیان محلی بود و در عین حال، برای بخش‌های مهمی از این جامعه، حمایت و مداخله اروپا فرصتی وسوسه‌انگیز برای فرار از وضعیت اقلیت تحت سلطه عثمانی فراهم می‌کرد. در این میان، روابط میان فرانسه و مسیحیان مارونی لبنان، بویژه نزدیک و مستحکم بود.
 


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار جهان