
ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می نویسد: در سالهای پس از جنگ جهانی اول، هم ایران و هم ترکیه دستخوش دگرگونیهای بنیادین شدند. در هر دو سرزمین، نظامهای سلطنتی پیشین کنار نهاده شد و دولتهای تازهتأسیس، برنامههایی گسترده از اصلاحات را با اتکا بر قدرت مرکزی به اجرا گذاشتند.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می نویسد: در بیشتر دوران بین دو جنگ جهانی، فعالیتهای سیاسی اعراب عمدتاً معطوف به دستیابی به استقلال از کنترل خارجی بود. مسائل دیگری همچون اصلاحات اراضی یا قوانین رفاه اجتماعی توجه کمی را جلب کردند.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می نویسد: خاورمیانه پس از پایان جنگ جهانی اول به منطقهای پیچیدهتر برای مطالعه تبدیل شد. در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، سه مرکز قدرت – مصر، امپراطوری عثمانی و ایران – منطقه را کنترل میکردند.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می نویسد: برای مردم عربی که در قلمروهای سلطنتی عثمانی زندگی میکردند، تجزیه امپراطوری بیش از پایان یک دولت خاص بود؛ این رخداد به معنای فروپاشی یک نظم سیاسی، اجتماعی بود که طی چهارصد سال، رفتار عمومی و مناسبات زندگی را شکل داده بود. حکومت عثمانی در مناطق مختلف استانهای عربی با شدتهای متفاوتی اعمال میشد. این انعطافپذیری، جوهره نظام عثمانی بود:

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن نوشت: تصمیمات کنفرانس سنرمو، استانهای عربی را ازعثمانی جدا ساخت و میان بریتانیا و فرانسه تقسیم کرد. این استانها به واحدهایی موسوم به «قیمومت» تقسیم شدند.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می نویسد: فصلهای آینده به بررسی تأثیر تسویهحسابهای صلح بر کشورهای مختلف خاورمیانه اختصاص خواهد یافت. در اینجا، روندهایی مرور میشوند که به تقسیم و اشغال گستردهتر سرزمینهای سابق عثمانی منجر شد.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن نوشت: در طول جنگ، قدرتهای متفق مجموعهای از توافقنامهها را میان خود در خصوص آینده سرزمینهای عثمانی به امضا رساندند. این توافقنامهها نیازهای متحدان عرب متفقین را نادیده گرفت و صرفاً برای خدمت به منافع اعضای اروپایی اتحاد طراحی شده بودند. هدف این معاهدات حفظ اتحاد متفقین بود، با حل اختلافات احتمالی پس از جنگ، قبل از آنکه ظهور یابند.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه جدید می نویسد: اگرچه در برخی مناطق سوریه حمایتهای پنهانی از شورش وجود داشت، فراخوان شریف حسین نتوانست واکنشی سازمانیافته در میان استانهای عربزبان امپراطوری عثمانی برانگیزد.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می نویسد: ادبیات مکماهون چنان مبهم و دوپهلو بود که زمینهساز تفاسیر متعارض و گستردهای درباره شمول یا عدم شمول فلسطین بهعنوان بخشی از دولت مستقل عربی آینده شد؛ اگرچه نام فلسطین بهصراحت در مکاتبات نیامده بود، مقامات بریتانیایی در سالهای بعد مدعی شدند این منطقه جزئی از سرزمینهای ساحلی سوریه بهشمار میرفته که بر اساس توافقات پیشین برای نفوذ فرانسه در نظر گرفته شده و از این رو از قلمرو دولت عربی مستثنا گردیده است، ضمن آنکه فلسطین در جنوب خط فرضی دمشق–حلب قرار داشت که مکماهون در نامههایش به آن اشاره کرده بود.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می نویسد: در جریان تبادل یادداشتها، شریف حسین این استثنا را رد کرد و مکموهان بر آن اصرار ورزید. سرانجام، بررسی این موضوع تا پس از جنگ به تأخیر افتاد. با این حال، شریف حسین به صراحت اعلام کرد که از ادعای عربها نسبت به سواحل سوریه کوتاه نخواهد آمد.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه خود می نویسد: جمال پاشا که معتقد بود برخی از رهبران عرب در تماسهای پنهانی با بریتانیا و فرانسه هستند، شمار زیادی از آنها را به آناتولی تبعید کرد و چند نفر دیگر را تحت بازداشت خانگی در قدس و دمشق نگه داشت.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می نویسد: در نهایت، ۳۱ اکتبر ۱۹۱۸، دولت استانبول توافقنامه آتشبس مودروس را امضا کرد که به معنای تسلیم بیقید و شرط عثمانیها بود. این سند به جنگ در خاورمیانه پایان و عملاً امپراطوری عثمانی را خاتمه داد.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن نوشت: در دیگر نقطه جغرافیایی امپراطوری، رأس خلیج فارس، دو نگرانی استراتژی بریتانیا را شکل میداد: یکی ضرورت دائمی دفاع از مسیرهای دسترسی به هند و دیگری حفاظت از میادین نفتی ایران. مورد اول سنگ بنای سیاست بریتانیا بود و دومی با تبدیل سوخت کشتیهای نیروی دریایی این کشور از زغالسنگ به نفت در سال ۱۹۱۲، به همان اندازه اهمیت یافته بود.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می نویسد: در همان جبهه شرقی بود که حزب اتحاد و ترقی به اقدامات بدنام خود علیه جامعه ارمنی دست زد. اگرچه اکثریت ارامنه همچنان وفاداری خود را به دولت عثمانی حفظ کرده بودند، گروههایی از ملیگرایان ارمنی در روسیه و آناتولی، جنگ را فرصتی برای تحقق آرمان استقلال ارمنستان میدیدند. واحدهای داوطلب ارمنی در ارتش روسیه خدمت میکردند و در اطراف شهر وان تحرکاتی برای ایجاد سرزمینی مستقل جریان داشت.

پلیس آمریکا اعلام کرد: در پی تیراندازی در محل برگزاری برنامههای تماشای دستهجمعی مسابقات جام جهانی فوتبال است، یک نفر کشته و یک نفر دیگر بهشدت زخمی شد.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه می نویسد: در طول جنگ، تحول نظم اجتماعی امپراطوری عثمانی با شتابی بیسابقه جلوهگر شد. با بسیج گسترده مردان برای خدمت نظامی، زنان بیش از پیش در خدمات کشوری و حرفههای رسمی جای گرفتند و حضورشان در نهادهای دولتی نهادینه شد.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می نویسد: ترور آرشیدوک فرانتس فردیناند، ولیعهد اتریش در سارایوو در روز ۲۸ ژوئن ۱۹۱۴، جرقهای بود که آتش حمله اتریش به صربستان را روشن ساخت. این حمله، نظام پیچیده ائتلافهای اروپایی را به حرکت درآورد و تا اوایل آگوست، سراسر قاره اروپا را درگیر جنگی فراگیر کرد.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاوریمانه مدرن می نویسد: در دو سال بعد، مجلس با درگیریهای مواجه شد. ائتلافی که پیشتر در مخالفت با رژیم قاجار متحد شده بود، اکنون بر سر مسائلی مانند رابطه دولت با نهاد دینی و میزان و سرعت اصلاحات اجتماعی دچار اختلاف شد.

ویلیام کلیولند در کتاب تاریخ خاورمیانه مدرن می نویسد: مرحله اول انقلاب مشروطه با یک حرکت اعتراضی گسترده در تهران در دسامبر ۱۹۰۵ آغاز شد و تا اوت ۱۹۰۶ ادامه یافت. در این دوره، شاه با مواجهه با تظاهرات عظیم ضد دولتی که توسط بازاریان، علمای دین و اصلاحطلبان رهبری میشد، تسلیم خواستههای مردم شد و فرمان تشکیل مجلس مؤسسان را صادر کرد.

ویلیام کلیولند در کتاب خاورمیانه مدرن می نویسد: مظفرالدین شاه همچنین به وامهای خارجی متوسل شد و از مؤسسات مالی بریتانیایی، فرانسوی و روسی قرض گرفت. اما به جای آنکه این وجوه در جهت توسعه اقتصادی یا تقویت نظامی کشور به کار گرفته شود، شاه از آن برای بازپرداخت وامهای پیشین یا تأمین هزینه سفرهای پرهزینه خود به اروپا بین سالهای ۱۹۰۰ تا ۱۹۰۵ استفاده کرد.