«ایران» ضرورت پایان دوره مصرفگرایی در ورزش را بررسی میکند
خداحافظی با مدیریت هزینه، سلام به درآمدزایی
ورزش
150413
با برآوردهای اولیه از خسارتهای ناشی از جنگ تحمیلی یک واقعیت انکارناپذیر بیش از پیش برای افکار عمومی آشکار شده است؛ بازگشت به وضعیت پیش از جنگ، نیازمند بسیج منابع مالی، بازتعریف اولویتها و مدیریت دقیق هزینههاست.
سینا حسینی، گروه ورزشی: در چنین وضعیتی، هرگونه تداوم در الگوهای پیشین هزینهکرد، نهتنها کمکی به بازسازی نمیکند، بلکه میتواند روند احیای اقتصادی را نیز با اختلال مواجه سازد. از اینرو، بازنگری فوری در نحوه تخصیص منابع و جلوگیری از هزینههای غیرضروری، ضرورتی اجتنابناپذیر است.
حوزه ورزش بهعنوان یکی از بخشهایی که طی سالهای اخیر با رشد قابل توجه هزینهها، بویژه در عرصه حرفهای و باشگاهی مواجه بوده، نیازمند بازاندیشی جدی است. ادامه مسیر کنونی با همان الگوی پرهزینه گذشته، در شرایط پساجنگ، میتواند فشار مضاعفی بر منابع محدود کشور وارد کند. این درحالی است که وابستگی ساختاری ورزش ایران به منابع دولتی، خود به یکی از چالشهای اساسی تبدیل شده و کاهش این وابستگی، امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است.
پیش از وقوع جنگ نیز، بسیاری از کارشناسان نسبت به «ریختوپاشهای خارج از عرف» در ورزش حرفهای هشدار داده بودند، اما این هشدارها غالباً با مقاومت مدیران، مربیان و حتی برخی ورزشکاران مواجه میشد؛ جریانی که معتقد بود «ورزش حرفهای، بودجه حرفهای میطلبد». اکنون اما شرایط تغییر کرده است. جنگ، نهتنها اولویتهای اقتصادی را دگرگون ساخته، بلکه فرصتی تاریخی برای اصلاح ساختارها و بازتعریف مسئولیت اجتماعی در همه حوزهها، از جمله ورزش، فراهم آورده است.
در چنین بستری، میتوان انتظار داشت که جامعه ورزش کشور-اعم از مدیران، مربیان و ورزشکاران-با درک شرایط جدید، نقش فعالتری در فرآیند بازسازی ایفا کنند. کاهش داوطلبانه هزینهها، حرکت به سمت بهرهوری بیشتر و مشارکت در برنامههای ملی بازسازی، میتواند به الگویی جدید از «ورزش مسئولانه» در ایران منجر شود؛ الگویی که در آن، موفقیت صرفاً در مدالآوری یا نتایج باشگاهی خلاصه نمیشود، بلکه با میزان اثرگذاری اجتماعی نیز سنجیده میشود.
نگاهی به تجربه کشورهای موفق پس از جنگ، همچون آلمان و ژاپن، میتواند در این مسیر راهگشا باشد. این کشورها پس از تحمل ویرانیهای گسترده، با تکیه بر انضباط مالی، مدیریت هوشمندانه منابع و سرمایهگذاری هدفمند بر توانمندیهای داخلی، توانستند مسیر توسعه را از نو ترسیم کنند. در این میان، یکی از مهمترین ویژگیهای رویکرد آنها، پرهیز از هزینههای غیرمولد و تمرکز بر کیفیت، بهرهوری و زیرساختسازی بود. آنها بهجای اتکا به منابع بیرونی، سرمایه انسانی و ظرفیتهای بومی خود را محور بازسازی قرار دادند و از دل بحران، فرصت ساختند.
ورزش در این کشورها نیز از این قاعده مستثنی نبود. ساختارهای ورزشی با رویکردی مبتنی بر پایداری اقتصادی، شفافیت مالی و توسعه پایهای بازسازی شدند. باشگاهها به سمت خودکفایی حرکت کردند، نظامهای استعدادیابی تقویت شد و سرمایهگذاریها بهجای تمرکز بر هزینههای نمایشی، به سمت زیرساختها و آموزش هدایت شد.
برای ایران نیز، شرایط کنونی میتواند نقطه عطفی در بازطراحی اقتصاد ورزش باشد.عبور از الگوی هزینهمحور به سمت مدلهای درآمدزا، تقویت بخش خصوصی، شفافسازی مالی و حرکت به سوی حرفهایسازی واقعی، از جمله اقداماتی است که میتواند این حوزه را از یک مصرفکننده منابع به یک بخش مولد تبدیل کند.
در نهایت، اگرچه جنگ هزینههای سنگینی بر کشور تحمیل کرده است، اما میتواند آغازگر دورهای از اصلاحات ساختاری نیز باشد. ورزش ایران، اگر بتواند از این فرصت برای بازنگری در مسیر خود بهره بگیرد، نهتنها از چالشهای پیشرو عبور خواهد کرد، بلکه میتواند به الگویی موفق از تطبیق با شرایط بحران و حرکت به سوی توسعه پایدار تبدیل شود؛ الگویی که در آن، عقلانیت اقتصادی و مسئولیت اجتماعی، دو بال پیشرفت خواهند بود.
محمدرضا عابدی محزون؛ مدیر کل دفتر برنامهریزی وزارت ورزش در گفتوگو با «ایران»:
وابستگی ورزش به دولت باید کاهش یابد
میتوان با مدیریت بهینه، هزینههای اضافی را کاهش داد
مهری رنجبر/ موضوع بازنگری در مدل هزینهکرد در اداره ورزش ایران، در روزهای اخیر به یکی از مسائل مهم تبدیل شده است؛ تا جایی که بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران در تحلیلهای خود تأکید میکنند با توجه به خسارتهای ناشی از جنگ و ضرورت بازسازی کشور برای بازگشت به روزهای اوج، باید در همه حوزهها به سمت صرفهجویی و کیفیسازی حرکت کرد. بیتردید ورزش ایران نیز در این مسیر باید با بازنگری در الگوی هزینههای خود، کمترین آسیب را متحمل شود. محمدرضا عابدیمحزون، مدیرکل دفتر برنامهریزی وزارت ورزش و جوانان، معتقد است نقش ورزش در روزهای سخت جنگ بیبدیل است، در حالی که سهم زیادی از بودجه کشور ندارد. او در عین تأیید استقلال بودجه فدراسیونها، بر این باور است که حمایت دولت میتواند پشتوانهای قدرتمند برای ورزش ایران باشد.
با شرایط پیشآمده، بعید نیست ورزش از اولویت بودجه دولت خارج شود. به نظر شما چرخ ورزش پس از جنگ چگونه میتواند به حرکت درآید؟
در ماههای اخیر تجربه دو جنگ تحمیلی را پشت سر گذاشتهایم که نشان داد ورزش فراتر از یک حوزه صرف است و ظرفیت راهبردی برای کشور ایجاد میکند. در روزهای سخت، افتخارآفرینی قهرمانان موجب همبستگی اجتماعی، تقویت روحیه ملی و امیدآفرینی در جامعه شد و نقشی ماندگار ایفا کرد.
پس از این رخدادها، کارکردهای ورزش در حوزههایی چون امیدآفرینی، عزت ملی، انسجام اجتماعی و اقتدار بینالمللی بیش از پیش مورد تأیید قرار گرفته است. بنابراین نهتنها نباید شاهد کاهش بودجه ورزش باشیم، بلکه افزایش اعتبار آن یک ضرورت اجتنابناپذیر ملی است. سهم ورزش از بودجه کشور چندان قابل توجه نیست، اما آثار آن فراتر از ارقام است.
در عین حال، در بخش حرفهای ورزش، وزارت ورزش اعتباری تخصیص نمیدهد، اما در حوزه ورزش قهرمانی، بهویژه پس از حذف ارز ترجیحی، تیمهای ملی با فشارهای زیادی مواجه شدهاند. از اینرو، برای تحقق اهداف راهبردی و موفقیت در میادینی مانند بازیهای آسیایی ناگویا، نیازمند بودجه ویژه هستیم.
در این شرایط، صرفهجویی مهمترین مسأله است.
صرفهجویی از موضوعات مورد تأکید وزیر ورزش است؛ از جمله در اعزامها، کاهش هزینههای غیرضروری و مدیریت بهتر منابع. با توجه به شرایط ویژه کشور و هزینههای تحمیلشده، میتوان با مدیریت بهینه، هزینههای اضافی را کاهش داد.
شاید یکی از راههای صرفهجویی، حذف افراد اضافه در کاروانهای اعزامی باشد.
دقیقاً. صرفهجویی باید بر هزینههای غیرمولد متمرکز باشد. کاهش تشریفات، حذف هزینههای زائد و مدیریت بهینه سفرها و استفاده از امکانات موجود، میتواند نقش مهمی در این زمینه داشته باشد. سیاستهای لازم نیز پیشتر از سوی وزیر ورزش ابلاغ شده و در ستاد عالی بازیها تصمیمات تکمیلی اتخاذ خواهد شد.
آیا اکنون زمان مناسبی برای تشویق سرمایهگذاری بخش خصوصی است؟
کشور در شرایط حساسی قرار دارد. در کنار ضرورت حمایت دولت از ورزش، باید وابستگی کامل به منابع دولتی کاهش یابد. دولت میتواند نقش حامی و تسهیلگر را ایفا کند و زمینه ورود بخش خصوصی و خیرین را فراهم سازد. این مدل میتواند به توسعه پایدار ورزش کمک کند.
اولویتهای سرمایهگذاری در ورزش چگونه باید تعیین شود؟
این موضوع نیازمند تصمیمگیری چندمعیاره است. مهمترین اولویتها شامل ورزش همگانی، سلامت جامعه، ورزش دانشآموزی برای استعدادیابی، توسعه زیرساختها در مناطق محروم و حمایت از ورزش قهرمانی و باشگاههای حرفهای است. معیارهایی مانند اثرگذاری اجتماعی، عدالت منطقهای و بازده اقتصادی در ورزش حرفهای باید مدنظر قرار گیرد.
با این شرایط، آیا میتوان گفت ریخت و پاشها در ورزش کاهش یافته است؟
بله، با سیاستهای وزیر ورزش، کاهش معناداری در هزینههای زائد ایجاد شده و صرفهجویی در اولویت قرار گرفته است. شرایط جنگی نیز به این روند کمک کرده است.
فدراسیونها باید برای جذب اسپانسر فعالتر شوند؟
در ساختار بودجهای فدراسیونها، علاوه بر حمایت دولت، جذب منابع غیردولتی پیشبینی شده است. انتظار میرود فدراسیونها بخش قابل توجهی از هزینههای خود را از طریق درآمدهای قانونی تأمین کرده و وابستگی خود را کاهش دهند.
آیا قطع همکاری با مربیان خارجی میتواند به کاهش هزینهها کمک کند؟
این موضوع در حال بررسی جدی در کمیسیون مربیان خارجی است. تصمیمگیریها بر اساس شرایط جدید و با در نظر گرفتن منافع ملی انجام خواهد شد. در باشگاهها نیز این موضوع برعهده هیأت مدیرههاست.
با توجه به بازیهای آسیایی، آیا کیفیسازی کاروان جدیتر دنبال میشود؟
سیاست کیفیسازی همچنان در دستور کار است، اما این به معنای کوچکسازی کاروان نیست. اعزامها باید هدفمند، علمی و آیندهنگر باشد؛ بهگونهای که هم موفقیت امروز و هم پرورش نسل آینده را تضمین کند.
الگوبرداری از تجربیات کشورهایی مانند ژاپن و آلمان چقدر مفید است؟
بدون تردید، بررسی تجربیات موفق جهانی میتواند راهگشا باشد. با این حال، ایران نیز در مدیریت شرایط سخت، عملکرد قابل توجهی داشته
است. حتی در دوران جنگ، ورزش تعطیل نشد و تیمهای ملی فعال بودند؛ نمونههایی مانند موفقیت در کشتی و تکواندو گواه این موضوع است.
آیا اهداف قبلی برای بازیهای آسیایی همچنان پابرجاست؟
با وجود دشواریها و وقفههای ایجادشده، همچنان امکان دستیابی به نتایج مطلوب وجود دارد. تحقق این اهداف نیازمند تلاش مضاعف جامعه ورزش است.
برنامه دفتر برنامهریزی وزارت ورزش برای تحول چیست؟
برنامههای اجرایی موفقیت در المپیک و پارالمپیک و نیز سند آمایش سرزمینی تدوین و تصویب شده است. با این حال، با توجه به شرایط جدید، بازنگری در این برنامهها ضروری است. تحول ورزش تنها از مسیر برنامهمحوری و با مشارکت نخبگان محقق خواهد شد.
حرفی مانده؟
امروز هزینه کرد برای ورزش را نباید هزینه بدانیم، بلکه به آن باید نگاه سرمایهگذاری راهبردی داشت. به ویژه با نقش ممتاز ورزش در سال ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ در امیدآفرینی، سلامت اجتماعی، عزت ملی و دیپلماسی عمومی و رقابتهای بینالمللی. بنابراین ورزش نیاز به توجه بیشتری دارد و باید با رشد هزینهها با افزایش اعتبارات و سرمایهگذاری مستقیم در ورزش قهرمانی و حرفهای در رویدادهای پیش رو، شانس افتخارآفرینی ورزشکاران را بالا ببریم.
شاهینطبع، سرمربی اسبق تیم ملی بسکتبال در گفتوگو با «ایران»:
ورزش باید خود را از نیاز به دولت رها کند
پریسا غفاری/ مهران شاهینطبع، سرمربی اسبق تیم ملی بسکتبال، با تکیه بر تجربیات سالها هدایت تیمهای ملی و باشگاهی در ایران، معتقد است:«در دوران پساجنگ، چتر ورزش در فدراسیونها باید بهگونهای مدیریت شود که این نهادها بتوانند از تمامی ظرفیتهای کشور بهره ببرند و خود را از وابستگی به بودجه دولتی رها کنند.»
او با اشاره به اینکه در سال جاری، ورزش بهطور قطع از فهرست اولویتهای کشور خارج خواهد شد، میگوید:«با توجه به تجربیات کشورهای پیشرفته، میتوان با پیوند چند عامل، ورزش را از دولت مستقل کرد. از جمله، سازماندهی ورزش بویژه در باشگاهها بهعنوان نهادهایی غیردولتی که در بطن جامعه فعالیت میکنند. البته دولت نیز باید با تصویب قوانین حمایتی، زمینه سرمایهگذاری بیشتر را فراهم کند تا وابستگی به بودجه دولتی کاهش یابد.»
وی ادامه میدهد:«همچنین بخشی از پروژههای عمرانی، بویژه از سوی شهرداریها، باید به ایجاد زیرساختهای ورزشی اختصاص یابد تا در زمینهای استاندارد، بستر مناسبی برای توسعه ورزش همگانی فراهم شود؛ چرا که ورزش بهعنوان یکی از مؤثرترین ابزارها برای ایجاد نشاط و سلامت روحی و روانی در جامعه، ضرورتی انکارناپذیر است و نباید از اولویت خارج شود.»
سرمربی فعلی تیم بسکتبال استقلال در ادامه تأکید میکند:«یکی از مهمترین میراث هر رخداد بزرگی همچون جنگ، تجربیات و درسآموختههای آن است. این تجربیات میتواند به تولید دانش در حوزه جامعهشناسی ورزش منجر شود. همچنین باشگاههای حرفهای میتوانند با بازنگری در عملکرد گذشته و تحلیل مسابقات پیشین، سطح کیفی خود را ارتقا دهند. از سوی دیگر، کمیته بینالمللی المپیک نیز با بررسی رخدادهای دورههای گذشته، در جهت بهبود مدیریت مسابقات آینده گام برمیدارد.»
او با اشاره به تجربه کشورهایی چون آلمان و ژاپن پس از جنگ میگوید:«در این کشورها، ورزش هیچگاه از اولویت خارج نشد و با تکیه بر ستارهها و جوانان توانستند اعتمادبهنفس و آرامش را به جامعه بازگردانند. آنها در میان ویرانههای جنگ نشان دادند که میتوان همچنان امیدوار و پرنشاط زندگی کرد. نمونهای از این رویکرد را در المپیک پاریس نیز شاهد بودیم؛ جایی که تیراندازان و شناگران اوکراینی موفق به کسب مدالهای ارزشمند شدند. همچنین ادغام ورزشکاران آلمان شرقی و غربی، نتایج درخشانی برای این کشور به همراه داشت.»
شاهینطبع در پایان میگوید:«نباید ورزش را از اولویت دولت خارج کرد، بلکه باید با تقویت نهادهای غیردولتی، زمینه رشد آن را فراهم آورد. فدراسیونها نیز باید فعالیتهای اقتصادی خود را گسترش دهند تا بودجههای دریافتی صرفاً در مسیر قهرمانی هزینه شود. با فعالتر شدن هیأتهای استانی و ساماندهی و ارزشگذاری صحیح باشگاهها، میتوان به خودکفایی اقتصادی دست یافت. در این ساختار، فدراسیونها سیاستگذار کلان هستند و هیأتها نقش اجرایی دارند. همچنین توسعه ورزش پایه، وابسته به قهرمانی و جذب مخاطب است و استفاده از مربیان و بازیکنان خارجی نیز به دلیل نقش آنها در جذب علاقهمندان، قابل حذف کامل نیست. تمامی این عوامل در نهایت به ارتقای آموزش و ایجاد بازتاب مثبت در جامعه منجر خواهد شد.»
نباید از اهداف و رویکردهای ورزش غافل شد
عباس صوفی
عضو فراکسیون ورزش مجلس
یکشبه نمیتوان پایههای ورزش را سست کرد؛ حتی برای استقلال مالی ورزش از بودجه دولت نیز نیاز به پیریزی و برنامهریزی وجود دارد. در حالی که کشور پس از جنگ، برای بازگشت شادابی و نشاط، بیش از هر زمان دیگری به ورزش نیازمند است، نمیتوان از اهداف اساسی آن غافل شد. از سوی دیگر، جوانان با امید به ورزش مینگرند و نباید اجازه داد جنگ تأثیر منفی بر این حوزه بگذارد؛ بلکه باید با تلاشی مضاعف، فضای جامعه را از مسیر ورزش، شادابتر ساخت. اتفاقاً در چنین شرایطی، دولت باید توجهی ویژه و سرمایهگذاریای خاص در ورزش داشته باشد، نه آنکه بودجه آن را کاهش دهد. هر میزان سرمایهگذاری برای جوانان در حوزه ورزش، اندک است. در حقیقت، شعار «سرمایهگذاری روی جوانان، سرمایهگذاری در بانک است» نه یک شعار، بلکه واقعیتی انکارناپذیر است. البته رعایت اصول اقتصاد مقاومتی در ورزش ضروری است و باید از ریختوپاشها جلوگیری کرد، اما این به معنای کشیدن ترمز ورزش از طریق کاهش بودجه نیست. توجه به حوزه ورزش همواره باید در زمره اولویتهای کشور قرار گیرد، چرا که امید به آینده و انگیزه زندگی را در میان مردم، بهویژه نسل جوان، زنده نگه میدارد. حتی اگر ناگزیر به کاهش هزینهها در بخشهای دیگر باشیم، نباید از بودجه ورزش کاست. بیتردید، لازم است زیرساختهای ورزشی فعالتر شوند و اعزامها و تیمداری نیز پویاتر دنبال شود. روحیه آسیبدیده مردم پس از جنگ نیازمند بازسازی است و چه ابزاری بهتر از ورزش برای این هدف وجود دارد؟ هنگامی که مردم در زمان جنگ به صحنه آمدند، باید از همگرایی و وحدت آنان بهره برد؛ این ظرفیت در ورزش نیز قابل استفاده است.
فراموش نکنیم که ورزش، حتی از نان شب نیز ضروریتر و گامی جلوتر از درمان است. مطابق با شعار سال، «اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت و امنیت»، صرفهجویی در ورزش باید مدنظر قرار گیرد؛ نه فقط در شرایط جنگی، بلکه در وضعیت عادی نیز این اصل ضروری است. با این حال، صرفهجویی نباید بهانهای برای بیتوجهی به تکمیل زیرساختهای نیمهتمام، کاهش اعزامها، تضعیف تیمداری یا عدم پرداخت پاداش به قهرمانان شود.
در این میان، شاید تنها حوزهای که صرفهجویی در آن توجیهپذیر است، قرارداد با نیروهای خارجی باشد. چهبسا بهتر باشد باشگاهها بهجای استفاده از مربیان و بازیکنان خارجی درجهدو، به مربیان داخلی و بازیکنان ایرانی اعتماد کنند. متأسفانه، برخی فدراسیونها بهجای برگزاری دورههای دانشافزایی با حضور مدرسان بینالمللی یا اعزام مربیان به سمینارهای آموزشی، اقدام به جذب مربیان خارجی میکنند؛ هرچند در برخی رشتهها، بهرهگیری از مربیان خارجی اجتنابناپذیر است. کشور باید در حوزه ورزش بسیار پیشروتر عمل کند، چرا که سرمایهگذاری روی جوانان، ارزشی بنیادین دارد و نباید به بهانه صرفهجویی، این حوزه را نادیده گرفت. میتوان سیاستهای انقباضی و صرفهجویی را در سایر بخشها اعمال کرد، اما رویکردی سلیقهای و ناپخته در قبال ورزش، بههیچوجه پذیرفتنی نیست.
اقتصاد مقاومتی عامل موفقیت ورزش
علی مرادی
کارشناس مدیریت
اگر دستاندرکاران ورزش بر پایه اصول «اقتصاد مقاومتی» عمل کنند و از ریختوپاشها جلوگیری شود، میتوان با حداقل امکانات و بودجه، چرخه ورزش را بهدرستی به حرکت درآورد. در واقع باید این تهدید را به فرصتی مناسب برای پیشرفت ورزش تبدیل کرد.
با صرفهجویی و برنامهریزی دقیق، کمیته ملی المپیک، وزارت ورزش و فدراسیونها میتوانند از سفرهای غیرضروری درجشده در تقویم سالانه جلوگیری کرده و در عوض، تمرکز خود را بر فعالیتهای عمرانی و زیرساختی معطوف کنند. حتی اردوهای خارج از کشور که غالباً جز تحمیل هزینههای سنگین برای تیمهای ملی و باشگاهی دستاورد قابلتوجهی ندارند، باید مورد بازنگری جدی قرار گیرند.
از سوی دیگر، بسیاری از باشگاههای فعال بهصورت خصولتی و با اتکا به منابع دولتی اداره میشوند و در رشتههایی مانند فوتبال، والیبال، بسکتبال و… سرمایهگذاریهای ویژهای انجام دادهاند. با این حال، ضروری است مدیران در شرایط فعلی، تعدد رشتهها را ساماندهی کرده و از تیمداری در رشتههای غیرالمپیکی پرهیز کنند.
در کنار این حمایتهای دولتی، نهادهای خصوصی نیز بهعنوان اسپانسر وارد عرصه ورزش شدهاند. اما لازم است با نظارت وزارت ورزش، از حجم قراردادهای میلیاردی کاسته شود؛ چرا که بسیاری از این هزینهها خروجی مطلوبی ندارند. به نظر میرسد سطح حمایت مالی در حد استانداردهای جهانی است، اما دستاوردها حتی در حد نام ایران نیز نیست.
با این حال، مهمتر از همه، عملکرد رؤسای فدراسیونهاست که با نگاهی کلان به بودجههای خود، در عمل بدون نظارت مؤثر تصمیمگیری میکنند. آنها تنها در مجامع عمومی- که اعضای آن عمدتاً منتخب خود رئیس هستند- گزارشهای مالی را به معاونان وزارت ورزش ارائه میدهند. در واقع میتوان گفت مجامع ورزشی بیش از آنکه فعال باشند، منفعلاند. رؤسا باید با نگاهی فراتر، در جهت جذب اسپانسرهای مالی اقدام کرده و علاوه بر ورزش قهرمانی، در حوزه استعدادپروری و فعالسازی هیأتهای استانی نیز عملکرد مؤثرتری داشته باشند.
همچنین معتقدم در شرایط کنونی، نقش شورای برونمرزی بیش از گذشته حساس شده و لازم است با رویکردی کیفی به اعزامها نگاه کند. با توجه به سهبرابر شدن هزینهها، باید تنها برای اعزامهایی مجوز صادر شود که در راستای ارتقای رنکینگ جهانی و حضور موفق در المپیک باشد.
انتهای پیام/