میهندوستان علیه ویرانیطلبان
«ایران» به بهانه فعالیتهای گسترده دانشگاهیان ایرانی مقیم خارج از کشور علیه جنگ تحمیلی ریشهها و زمینههای اجتماعی و فرهنگی مواضع وطندوستان در سراسر جهان را بررسی کرد.
مرتضی گلپور، گروه سیاسی: دیروز یک ایرانی در شبکههای اجتماعی نوشت: «جنگ آمریکا با ایران، جنگ دیو بود با شیشه عطر. شیشه شکست و عطر ایران در جهان پراکنده شد.» بخشی از کارزار پراکندن نام ایران در جهان برعهده روشنفکران ایرانی، اندیشمندان ایرانی و اساتید ایرانی دانشگاههای جهان بود. شرق و غرب عالم، آسیا و اروپا یا آمریکا، هرجا که اندیشمند ایرانی وطن خواه حاضر بود، وقتی که پای تجاوز دو دشمن آمریکایی-صهیونی به میان آمد، بیملاحظه منفعت شخصی یا هر چیز دیگری از این دست، بلادرنگ به عرصه عمومی آمدند و در بستر شبکههای اجتماعی و با استفاده از ابزارهای نوین و البته با ابزار کهنی که ایرانیان به خوبی با آن آشنا هستند، یعنی «سخن»، داد ایران را از جهان، علی الخصوص از متجاوزان خواستند.
عبدالکریم سروش، روشنفکر ایرانی مقیم آمریکا، درست در روزهای اوج تجاوز نظامی دشمن آمریکایی-صهیونی به این سرزمین، در ویدیویی که میشد آثار رنج و درد او از حمله به میهن را احساس کرد، گفت: «تنها چیزی که حقیقتاً به ما خرمی میبخشد، دلیری سربازان و مدافعان مسلح کشور ماست که بر دست و بازوی آنان باید بوسه زد، کسانی که جانشان را بر کف دست نهادهاند از این ملک و ملت دفاع میکنند و باکی ندارند و بلکه باک و بیم در دل دشمنان افکندهاند، اما آنان جهانیان را به حیرت افکندهاند که چگونه این مقاومت و این استقامت صورت میگیرد و کدام اندیشه، کدام غیرت و کدام آیین است که چنین به آنان شجاعت میبخشد.»
این روشنفکر ایرانی منتقد ادامه داد: «ما به آنها آفرین، صد آفرین و هزار آفرین میگوییم و حقیقتاً در مقابل شجاعت و عظمت آنان خودمان را حقیر مییابیم، ما در جای امنی نشستهایم و نظم معیشتی داریم و مورد تهدید نیستیم، اما میدانیم که هموطنان ما و مخصوصاً آنان که در جبهههای جنگ شرکت دارند در چه وضعی به سر میبرند و هر ثانیه و هر دقیقه و هر روز و شب بر آنان چگونه میگذرد.» عبدالکریم سروش ادامه داد: «از اینجا با آنان همدردی میکنیم، آفرین میگوییم و دلیری آنان را میستاییم و از خداوند بزرگ پیروزی آنان را میخواهیم و برای آنان و همه هممیهنان خودمان دعا میکنیم.» وی از همگان خواست «هر اقدام سیاسی و غیرسیاسی که میتوانیم انجام دهیم تا سایه این جنگ شوم از کشور برطرف شود، تا مردمان ما روی آزادی و آبادی را ببینند و تا پایان این جنگ متجاوزانه، جنایتکارانه و غارتگرانه را به چشم خود ببینند و پیروزی، جشن و عید دیگری داشته باشند». در نمونهای دیگر، «ولی نصر» متفکر و استاد دانشگاه ایرانی- آمریکایی هم بدون ملاحظه تابعیت آمریکایی خود و بدون ملاحظه اینکه پیشتر مشاور وزارت خارجه آمریکا بوده است، صرفاً با تکیه بر علقه و پیوند ایرانی خود، در این جنگ طرف ایران را گرفت. وقتی ترامپ ایرانیان را به نابودی تمدن شان تهدید کرد، ولی نصر جواب رئیس گستاخ دولت آمریکا را اینطور داد: «تمدن ایران میماند، ترامپ میمیرد.» متن کامل پیام ولی نصر این بود: «این تهدید در کمترین حالت وقیحانه است. تمدنها با بمب از بین نمیروند؛ تمدن ایران طی هزارهها، در برابر چالشهایی بهمراتب بزرگتر از این ایستادگی کرده و جان سالم به در برده است. این تمدن باقی خواهد ماند و عمر آن از عمر ترامپ فراتر خواهد رفت.»
حسن انصاری، استاد مدرسه مطالعات تاریخی دانشگاه پرینستون در مطلبی با این عنوان که «ایران جغرافیا نیست، تمام دنیای ما است»، نوشت: «ايرانيان تهاجم به کشورشان را تنها تهاجمی نظامی به واقعيتی سياسی يا جغرافيای سرزمينی نمیبينند. ايرانيان و همراه آنان همه کسانی که با تاریخ تمدن بشری آشنايند، اين تهاجم را تهاجم به یکی از مهمترین تمدنهای بشر و یکی از ملتهای بزرگ تاريخی میدانند که هفت هزار سال سابقه تمدنی و دست کم سه هزار سال تاريخ مکتوب دارد.» این پژوهشگر ایرانی اضافه کرد: «هرگونه تعرض وجودی به سرزمين ايران تنها جغرافيای منطقه را تغيير نخواهد داد، بلکه بر تمام اينک و آينده بشريت در منطقه و جهان و تعامل و درک تمدنی ملل تأثير خواهد گذاشت. ايرانيان اين لحظه را مهمترين لحظه تاريخ خود بعد از حمله اسکندر به ايران میدانند.»
حسن انصاری تأکید کرد: «ايران تمام دنيای ايرانيان و ايراندوستان است. اين تهاجم وحشيانه را متوقف کنيد!» حمید دباشی، استاد ایرانی ادبیات تطبیقی و مطالعات ایرانی دانشگاه کلمبیا هم در واکنش به تجاوز نظامی آمریکا به ایران، نوشت: «مدافعان اسرائیل در آمریکا وحشتزده شدهاند. آنان دیگر نمیدانند چگونه خسارتها را کنترل کنند. حقیقت آشکار شده است: جنگ علیه ایران یک نقشه اسرائیلی بود و ترامپ خودخواه فریب خورد و به آن پیوست.» وی ادامه داد: «اسرائیل در هر دو جنگ علیه ایران در حال شکست است. نتانیاهو اگرچه موفق شد یک ابرقدرت را به پیوستن به جنگ و قتل عام کودکان ایرانی، به مدل نسلکشی غزه ترغیب کند، اما ایران هنوز هم سربلند و با افتخار ایستاده و در سراسر جهان به خاطر مقاومت و پایداری پایدارش مورد تحسین قرار میگیرد.» قصه ایستادن ایرانیان جهان پای ایران ادامه دارد. مانند آرش رئیسینژاد، استاد گروه حکمرانی دانشگاه هاروارد که در بحبوحه این جنگ تحمیلی، با کنار هم قراردادن تصاویر مدافعان خرمشهر در جنگ هشت ساله و مدافعان جنگ رمضان، نوشت: «به یزدان سوگند که ایرانی بودن، افتخار است! جاوید ملت ایران، پاینده ایران.»
این فهرست طولانی است؛ عباس امانت استاد تاریخ در دانشگاه «ییل»، محسن میلانی استاد تمام علوم سیاسی در دانشگاه فلوریدای جنوبی، سیدعطاءالله مهاجرانی اندیشمند و وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی که اکنون ساکن لندن است، سید حسین موسویان دیپلمات پیشین ایرانی که اکنون ساکن آمریکا و استاد دانشگاه استنفورد است، سالار مهندسی، دانشیار تاریخ در کالج «بودوین» که در روزنامه انگلیسی «گاردین» طی مقالهای توضیح داد برای توقف جنایات آمریکا، «چطور میتوان یک جنبش جهانی ضدجنگ به راه انداخت؟» عباس امانت هم گفت: «اسرائیل در جنگ قبلی با لبنان 10 هزار درخت زیتون را از ریشه کند و برد در اسرائیل کاشت. همین الان در شهر بروکلین آمریکا بنگاههای املاک اراضی فلسطینی در کرانه باختری را به یهودیان آمریکایی میفروشند تا در آنجا خانه تابستانی داشته باشند. بعد شما از اینها توقع دارید به سرزمین ما کمک کنند؟»
عبدالرسول دیوسالار، استاد دانشگاه در اروپا که تجاوزات نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، فی المثل تجاوز نظامی به یک مرکز تأمین و توزیع آب در شهر هفتکل را «جنایت جنگی» توصیف کرد و در اظهارنظر دیگری درباره این جنگ، گفت: «هر روز یک قاعده و هنجار در این جنگ شکسته میشود. تهدید تمدنی، به ویژه با سلاح هستهای، از هر جنبهای غیرقابل قبول است.» این استاد ایرانی دانشگاههای اروپا نسبت به تجاوز نظامی به خانههای غیرنظامیان هموطن خود هم بیتفاوت نبود و با انتشار تصاویر این ویرانهها نوشت: «هر کدام از خانههای مسکونی که در بمباران اسرائیل ویران میشود، حاصل سالها تلاش مالکان آنان بود.»
او همچنین در ارزیابی از طرفهای پیروز و بازنده جنگ نوشت: «شکست اطلاعاتی [غرب] در ارزیابی ذخایر موشکی، نکته کلیدی قبل از جنگ بود. این اعداد تا حد زیادی نادرست و غیرواقعی بودند. در واقع ایران در نبرد «فریب استراتژیک» در مورد تعداد ذخایر موشکی خود به پیروزی رسید.»
چرا این گونه است؟ چه چیزی این ایرانیان دورمانده از وطن را اینطور به هیجان و غلیان میاندازد که برای دفاع از وطن سر از پا نمیشناسند، نیشها و کنایههای احتمالی بدخواهان و حتی احتمال بدکاری دشمنان را هم به جان میخرند؟ پس از اقبال رسانهها از اظهارات یوسف عزیزی، وزارت خارجه ترامپ این ایرانی درحال تحصیل در آمریکا را بازداشت کرد و احتمال عودت او به ایران نیز مطرح است.
راز ایرانخواهی روشنفکران ایران و به میدان آمدن آنان برای دفاع از وطن، بیملاحظه نام و نان، در همان است که آن کاربر ایرانی نوشت: ایران شیشه عطر است و این جنگ باعث شد تا این شیشه بشکند و این عطر بیش از پیش در جهان پراکنده شود. اما سؤال دیگر؛ چرا ایران عطر است؟ ایران و تاریخ ایران چه تفاوتی با دیگر کشورها و دیگر ملتها دارد که این یکی عطر است و آنها یا نیستند یا چیز دیگری هستند؟ پاسخ در مرور تاریخ اروپا نهفته است، در تاریخی که به شکل گرفتن مفهوم ناسیونالیسم، نهاد ملت و کشور در این سرزمینها منجر شد. به گواه تاریخ، اروپاییها که پس از فروپاشی امپراطوری روم به قطعهها و تکههای کوچک تبدیل شدند، حدود 500 واحد سیاسی، هزار سال بعد بود که هر یک از قطعهها به یک هویت، به یک کشور و یک ملت مستقل تبدیل شد، تا امروز که نزدیک به 24 کشور و ملت را شامل میشود. اما مسأله این است: ملت شدن یا ملت بودن این قطعههای سرزمینی و قومی، محصول جنگهای طولانی در اروپاست، جنگهای 100 ساله و 30 ساله، جنگهای ناپلئونی و جنگهای جهانی اول و دوم. و در مراحلی، قومشناسان، زبانشناسان و ژنتیکشناسان به میدان آمدند تا برای این ملتهای جدید و نوپدید، تاریخ قومی، تاریخی زبانی و فرهنگی و تاریخ ژنتیکی کشف و ابداع کنند.
تفاوت «عطر ایران» با دیگر ملتها در همین است: ایران، ملت ایران و زبان و فرهنگ ایران برای شکلگیری و قوام خود به جنگهای خونبار و نزاعهای طولانی و ابداعات جدید نیازی نداشته است. ایرانیان در طول تاریخ خود یک ملت بودهاند، با زبانی مشترک، با فرهنگی مشترک و با تنوعی از اقوام و مذاهب. اگر قومشناسان و زبانشناسان اروپایی طی 200 سال در قرنهای 18 و 19 میلادی تلاش کردند با پژوهشهای خود از هر قوم اروپایی یک ملت بسازند؛ مثلاً ملت سوئیس یا ملت آلمان بسازند، یا با جنگ تلاش کنند همه فرانسویها فقط به زبان «فرانسه» صحبت کنند، ایرانیان هزار سال قبل ملتی بودند با زبان مشترک فارسی و تاریخ و فرهنگ و اسطورههای مشترک. هزار سال پیش این اشتراک ایرانیان در نهادی مشترک به نام ملت ایران، نه با مطالعات قومی و ژنتیکی، بلکه با «ادبیات» و «سخن» نشان داده شد، با شاهنامه فردوسی.
آنچه امروز روشنفکران ایرانی در سراسر جهان را به حرکت وامیدارد تا در دفاع از میهن، سرزمین، فرهنگ و ملت خویش پا به میدان کارزارهای گفتاری بگذارند، تاریخی چندهزار ساله را پشت سر خود دارد. گویی این حرکت آنان، نتیجه نیرویی است که از دل تاریخی کهن بر آنان وارد میشود، گویی پای آنان در رودی است که سرچشمههایی کهنسال دارد و این آب دارای سرچشمههای تاریخی، شناگران را با خود میبرد. همراهی آنان با رود خروشان تاریخ ایران، همان اتفاقی است که در این جنگ تجربه شد و بالاتر از آن، مشخص شد که این رود خروشان ملت و تاریخ ایران، مقاومتناپذیر است. واکنش ولی نصر به ترامپ هم از چنین زمینهای برخاسته بود و به چنان زمینهای اشاره کرد، آنجا که نوشت: «تمدن ایران طی هزارهها، در برابر چالشهایی بهمراتب بزرگتر از این ایستادگی کرده و جان سالم به در برده است.»
این را باید با متن کوتاهی از آرش رئیسینژاد پایان برد که در کانال «تلگرام» خود نوشت: «ایران، هم سرزمین است، و هم جان. و پاسداشت آن، یعنی پاسداشت هر دو. بیاد آوریم که، ایران خانه ماست و ایرانیان، خانواده ما، خانه بدون خانواده، ویرانه است و متروکه، خانواده بدون خانه، آواره است و درمانده. از این رو، یگانه اصل رهنمای ایراندوستان، بر تلاش و کوششی پایانناپذیر استوار است: تلاش برای رفاه، آزادی و عزت ایرانیان؛ کوشش برای قدرت، ثروت و اعتبار ایرانزمین.»
انتهای پیام/