عطاءالله مهاجرانی در گفتوگو با «ایران» از چگونگی تثبیت دستاوردهای جنگ میگوید
«تابآوری» باید به یک فرهنگ متکی بر ایمان، امید و آرمان تبدیل شود
مردم متوجه شدند هویت، تمدن و فرهنگ ایرانی در مخاطره است
سیاست
150933
عطاءالله مهاجرانی، وزیر پیشین فرهنگ و ارشاد اسلامی، نویسنده و تحلیلگر مسائل سیاسی، در گفتوگو با «ایران» با تبیین سه سطح تابآوری نظامی، اجتماعی و سیاسی ایران در «جنگ چهل روزه»، آن را حاصل نیم قرن استقرار نظام جمهوری اسلامی و فراتر از مفاهیم مرسوم «مقاومت» دانست و تأکید کرد: «تابآوری به معنای تثبیت مقاومت و تبدیل آن به یک فرهنگ پایدار ملی است به طوری که امروز ایران به نقطهای رسیده که دشمنان دیگر حتی خیال حمله به آن را هم نمیتوانند در سر بپرورانند.»
مهاجرانی با اشاره به خاطرهای از شهید آیتالله خامنهای در آبان ۱۳۵۹ و پیشبینی ایشان درباره آینده قدرت دفاعی ایران، گفت: «ما امروز به همان نقطهای رسیدهایم که ایشان وعدهاش را داده بودند.» وی ارکان تابآوری نظامی را شامل صنعت موشکهای بالستیک، پهپادهای شاهد، سامانههای پدافند هوایی موفق در شکار جنگندههای اف-۳۵ و اف-۱۶ و پهپاد آمریکاییMQ-۴C Triton و همچنین شکست عملیات نیروهای دلتای آمریکا در اصفهان برشمرد.
مهاجرانی در تحلیل تابآوری اجتماعی، آن را ناشی از «هویت اساطیری» ملت ایران و درک خطر تجزیه کشور از سوی دشمنان دانست و گفت: «مردم ایران فهمیدند که ایران در خطر است، به همین دلیل برخلاف دیگر کشورهای منطقه، نه تنها نگریختند، بلکه بسیاری به ایران بازگشتند.» وی همچنین تابآوری سیستم سیاسی را محصول نهادینه شدن نظام دانست و با اشاره به پیشبینیهای نادرست براندازان درباره فروپاشی جمهوری اسلامی، تأکید کرد که «نهادها را نمیتوان ترور کرد». مهاجرانی در پایان، حفظ این تابآوری را نیازمند پرهیز از دوگانهسازیهای دشمن، جهاد علمی و تبدیل تابآوری به «ملکه و شیوه زندگی ملی» دانست.
مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید:
در جنگ اخیر شاهد ۳ سطح از تابآوری در کشور بودیم: یکی در حوزه دفاعی که بر خلاف انتظارات توان دفاعی ایران فرو نپاشید، سطح دوم، تابآوری اجتماعی بود که طی آن انسجام ملی تقویت هم شد و سطح سوم از این تابآوری، تابآوری سیستمی یا همان ثبات در سیستم سیاسی بود که شاهد بودیم با وجود شهادت چندین تن از مقامات، دچار هیچ ریزشی نشد و در نقطه مقابل حتی منجر به همافزایی نهادها شد. از حوزه نظامی شروع کنیم. این تابآوری در زمینه نظامی را چگونه دیدید و آن را ناشی از چه میدانید؟
به نظرم شایسته است ابتدا تعریفی از تابآوری داشته باشیم. شاید بتوان تفاوت بین مقاومت و تابآوری را تعریف کرد. چنانکه در زبان عربی «مقاومت» با «صمود» متفاوت است. در زبان انگلیسی هم بین Resistance مقاومت و Resilience یعنی تابآوری، تفاوت وجود دارد. در مقاومت، ما در برابر نیروی خارجی که میخواهد ما را از شرایط موجودمان خارج کند، قرار داریم. مثلاً میخواهند فردی را از خانهاش اخراج کنند یا نظام حکومتی کشوری را براندازند. ما در برابر اینها مقاومت میکنیم، اما تابآوری در مرحله بالاتری قرار دارد. به این معناست که ما چگونه مقاومت را تثبیت کنیم. تثبیت و استقرار مقاومت که با استقامت امکانپذیر است، تابآوری نام دارد. تابآوری هنگامی به والایی خود میرسد که دیگر دشمن در خیال برانداختن ما نباشد. من این خاطره را میتوانم به عنوان بنیان پاسخ مطرح کنم. در آبان ماه سال ۱۳۵۹و یک هفته پس از سقوط خرمشهر، در کمیسیون دفاع مجلس دوره اول به ریاست شهید امام خامنهای جلسه کمیسیون برقرار بود.
نمایندگان آبادان و خرمشهر به کمیسیون آمده بودند. بیتاب بودند. آقایان یونس محمدی و رشیدیان و کیاوش - همگی مرحوم شدهاند- بغض کرده بودند. خرمشهر سقوط کرده بود. آبادان در محاصره بود. جوانان خرمشهر ۳۵ روز مقاومت کردند و تاب آورده بودند. اما در برابر تهاجم هشت لشکر مجهز عراقی با حمایت آمریکا و کشورهای عربی منطقه، بدیهی بود که مقاومت شکسته میشد. ما حتی اسلحه کلاشنیکف به اندازه نیاز جوانان نداشتیم که برای خرمشهر بفرستیم. در فضای پرالتهاب و پریشانی نمایندگان، آیتالله خامنهای با همان آرامشی که همیشه در سخنانش میدیدیم، با همان طمأنینه گفتند: «بله دشمن آماده بود. با هشت لشکر به سمت خرمشهر و آبادان آمد. ما در آینده به نقطهای خواهیم رسید که دشمنان ما دیگر خیال حمله به ایران را نکنند.
اگر هم حمله کردند، پشیمان شوند.» الان ما به همان نقطه رسیدهایم. به بخش اول پرسش شما باز گردم. اینکه ما از زاویه نظامی چگونه تاب آوردهایم را در چند مبحث میتوان بررسی کرد:
۱- صنعت ساخت موشکهای بالستیک ایران با تنوعی که دارد، از جمله مهمترین ارکان تابآوری نظامی ماست. در جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان۴۰ روزه، «سازمان هوا- فضای سپاه» که میراث فرماندهان شهید تهرانی مقدم و حاجیزاده و همکاران شهید آنان است، با فرماندهی سید مجید موسوی نقطهزن!، نقطه اوج تابآوری نیروهای مسلح و حفظ ایران و انقلاب و نظام شده است.
۲- صنایع پهپادی ما، دوش به دوش صنایع موشکی درخشیده است. پهپادهای شاهد توانستهاند آرایش نظامی دشمن را به هم بزنند. نکته قابل توجه این است که ایران هنوز تمامی دستاوردهای موشکی بالستیک و پهپادهای خود را نشان نداده و به اصطلاح، دست خود را رو نکرده است. یعنی اصل غافلگیری که از جمله ارکان جنگ و دفاع است، همچنان در اختیار ایران قرار دارد.
۳- دفاع ضدهوایی ما که در جنگ ۴۰ روزه موفق به شکار اف- ۳۵ و اف- ۱۶ و مهمتر از این هواپیماهای جنگنده، موفق به سرنگونی یا مهمتر از سرنگونی، بهتر است بگویم شکار پهپاد بسیار گران قیمت MQ ۴ C-TRITON آمریکایی شد. ارزش این پهپاد بیش از دو برابر قیمت اف- ۳۵ است.
۴- اسرار نظامی آمریکا، برخی بمبهای عمل نکرده که اطلاعات آن به کلی سرّی بوده و نیز برخی پهپادها با گنجینه اطلاعات که به دست ایران افتاده است.
۵- شاید بتوان گفت از جمله سرفصلهای درخشان تابآوری نظامی ما در تقابل با آمریکا، شکست عملیات نیروهای دلتای آمریکا در اصفهان بود. هنوز جزئیات این حمله که برای ربودن اورانیومهای غنی شده از پایگاه اتمی نطنز طراحی شده بود، اعلام نشده است. آمریکاییها با دروغ پردازی و طرح پوششی نجات خلبان و مهندس پرواز جنگنده اف- ۱۵ کوشیدند اذهان را منحرف و سناریوسازی کنند. تاکنون هیچ نشان و اثری از خلبان و مهندس پرواز اعلام نشده است.
میتوان گفت تابآوری یا پایداری و صمود، نوعی توانایی است. همانکه قرآن مجید از تعبیر «استطاعت» برای آن استفاده کرده است: «وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَیلِ» و هر چه در توان دارید از نیرو و اسبهای آماده، بسیج کنید، (سوره انفال، آیه ۶۰) تعبیرش این است که هر چه توانایی دارید، یعنی منتهای تابآوری. قدرت، هم در تواناییهای علمی و فنی و تکنیکی تفسیر میشود و هم در تواناییهای سختافزاری. چنان که اسب در جنگهای دوران پیامبر(ص) یا جنگهای کلاسیک دوران قدیم نقشی مانند ابزار نوین تکنیکی در جنگهای امروزی را داشته است.
حماسه حضور مردم ایران در طول جنگ رمضان و پس از آن، حیرت و تحسین بسیاری از ایراندوستان و تعجب و سردرگمی و غیظ دشمنان را برانگیخته است. در سطح اجتماعی این تابآوری را تحلیل کنیم که چرا چنین اتفاقی افتاد؟
در تاریخ انقلاب و در تاریخ ایران یا کشورهای منطقه هیچگاه شاهد چنین حضور و انسجامی نبودهایم. این انسجام و تابآوری هم نماد بیرونی دارد که در میدانها و خیابانهای همه شهرهای بزرگ و کوچک ایران بویژه در تهران بزرگ شاهد آنیم. میدان انقلاب تهران، آیینه چنین حضوری است. نماد درونی دارد که در تار و پود جامعه و ملت ما در هم سرشته شده است.
مالکانی که اعلام کردهاند اجاره خانه یا مِلکشان را در دوره جنگ نخواهند گرفت. فروشگاهی که اعلام کرده اگر مشتری دستش خالی است جنس را ببرد هر وقت داشت بهای آن را بپردازد. قهوه خانههایی که به شیشه خود آگهی چسباندهاند که چای و قهوه برای پاکبانان مجانی است! در صورتی که ما این تجربه را داشتهایم که به محض جنگ سیل جمعیت از کشورها میگریختند. از سوریه و افغانستان شاهد این امواج گریز بودهایم. این امر در مورد ایرانیان معکوس بود. بسیاری به ایران بازگشتند و گفتند ما در شرایط جنگی ترجیح میدهیم در ایران باشیم. این تابآوری شایسته اندیشه و عبرتآموزی و پژوهش است.
دیدم دکتر رضا داوری فیلسوف فرهنگ و متفکر گرانمایه به نکته بسیار نابی اشاره کرده بود. گفته اند: «ملت ایران بیش از تاریخ هستند!»این هویت بیش از اینکه تاریخی باشد، در حقیقت هویت اساطیری است. اساطیر همان تاریخ آرمانی است. ما جزو معدود کشورهای جهان هستیم که تاریخمان با اساطیر آغاز میشود. شاهنامه فردوسی سند و بیانیه تاریخ اساطیری ما نیز هست. رستم، پهلوان اساطیری ما گویی تمامی امید و آرزو و شادمانی و نیز فشرده غمهای ملت ماست. این پهلوان اساطیری اکنون به میانه میدان آمده است. وقتی مهدی رسولی خواند: «تو رستم تهمتنی، بزن که خوب میزنی» نشانهای است از ملتی که بیش از تاریخ است. وقتی ملتی قدر خود را شناخت؛ رنجها و مصیبتها را تاب میآورد و تحمل میکند. این بیت بسیار درخشان از متنبّی است و اذا کانَتِ النُفوسُ کبارا تَعِبَت فی مُرادِها الاجسام؛ «وقتی روح، بزرگ منش و والاست؛ تن انسان با رنج رویارو میشود». مانند کوهنوردی که میخواهد به قله دماوند یا اورست برسد. بدیهی است که تن او میبایست تاب بیاورد تا بر قله پای بگذارد.
تابآوری سیستم سیاسی و البته نظامی یا در یک تعبیر تابآوری نظام را هم در امتداد همین تابآوری باید دانست؟
این محصول نزدیک به نیم قرن تابآوری نظام جمهوری اسلامی است. در انقلاب اسلامی به سرعت، نظام و ارکان آن با همه پرسی ۱۲ فروردین ۱۳۵۸و انتخابات خبرگان قانون اساسی و انتخابات ریاست جمهوری و انتخابات مجلس شورای اسلامی و انتخابات خبرگان رهبری و انتخابات شورای شهر، مستقر شده است. وقتی نظامی از مرحله نهضت و تأسیس، گذر میکند و به مرحله استقرار میرسد تابآوری پیدا میکند. «نهاد» تاب آور است. در حالیکه افراد میتوانند در صحنه نباشند. ما در جنگ ۱۲ روزه رئیس ستاد مشترک سردار محمد باقری و فرمانده کل سپاه سردار حسین سلامی و فرمانده قرار گاه خاتم سردار غلامعلی رشید و سردار امیر علی حاجیزاده فرمانده سازمان هوا فضای سپاه را از دست دادیم. امروز به روشنی میبینیم که حتی با شهادت سرلشکر سید عبدالرحیم موسوی رئیس ستاد مشترک، سردار محمد پاکپور فرمانده کل سپاه، این نهادها پابرجا و پایدارند. برای اینکه نهاد سپاه پاسداران یا نهاد ستاد مشترک نیروهای مسلح و یا نهاد نیروی هوای فضا سپاه را نمیتوان ترور کرد.
دشمنان ما با عدم شناخت ماهیت و ساختار نهادها گمان میکردند با ترورها، ایران دوام نمیآورد. البته افرادی که نام و نشان ایرانی دارند و برانداز شناخته میشوند، در گمراه کردن دشمنان ایران نقش داشتهاند. به عنوان نمونه مسعود رجوی در سال ۱۳۶۳ در گفتوگو با ضیاء صدقی که از طرف پروژه تاریخ شفاهی هاروارد با رجوی گفتوگو کرده است؛ گفته: «جمهوری اسلامی ایران بعد از درگذشت آیتالله خمینی سقوط میکند.» از تاریخ مصاحبه ۴۲ سال و از تاریخ رحلت امام خمینی ۳۷ سال سپری شده است. پیداست در ذهن مسعود رجوی برای نظام جمهوری اسلامی تابآوری متصور نبوده است.
این پیشگوییهای مالیخولیایی را دیگران مانند جان بولتون هم داشتند. میتوان نمونههای بسیاری برشمرد که چنین پیشداوریهایی درباره فروپاشی جمهوری اسلامی داشتهاند. جنگ ۸ ساله عراق و جنگ ۱۲ روزه و حادثه دیماه ۱۴۰۴ و جنگ رمضان همه با چنین توهمی صورت گرفته است. نظامهایی که به تعبیر قرآن مجید مانند «شجره خبیثه» درختان نااستوارند و ریشه در خاک ندارند، در برابر طوفانها و جنگها بر خاک میافتند و فرو میپاشند. اگر نظام مانند «شجره طیبه» بود که ریشه هایش در ژرفای خاک خانه کرده و میوههایش در دسترس مردمان است، نظام تابآوری خواهد داشت و میماند.
بحث مهمتر این است که این تابآوری را به عنوان یک دستاورد چگونه باید حفظ و تقویت کرد؟ دستیابی به اهداف شاید راحت باشد اما سختتر از آن، حفظ و تقویت آن است. چطور میشود این دستاوردها را حفظ کرد؟ چه مسئولیتی از این منظر بر دوش حاکمیت است؟
پرسش بسیار مهمی است! تابآوری بایست تبدیل به ملکه و شیوه زندگی فردی و اجتماعی و ملی شود. تبدیل به فرهنگ ملی شود. اولین نکته این است که تابآوری در درجه اول متکی بر ایمان و امید و آرمان است. دشمنان میکوشند این سه گانه را تضعیف کنند و مردم را به عنوان مهمترین پشتوانه نظام و انقلاب و ایران نومید و مسأله دار و بیانگیزه کنند و از صحنه برانند. ما با جنگ مرکب روبهرو هستیم. صورت آن جنگ نظامی و سیاسی و بمبارانهاست. اما لایههای پنهان آن، جنگ روانی و امنیتی و اطلاعاتی و فرهنگی است. در این جنگ ارادههای مردم و ایمان مردم هدف قرار میگیرد. به عنوان نمونه میتوان به صحنه گردانی دشمنان در برخی مقاطع توجه کرد. دیدیم که در حادثه مشکوک مرگ مرحوم مهسا امینی در پاییز سال ۱۴۰۱، چگونه لشکرکشی صورت گرفت. سلبریتیها آواز خواندند، نقاشی کشیدند، بیانیه دادند، اما همانها در حادثه بمباران دبستان شجره طیبه میناب که ۱۶۸ دانشآموز دختر شهید شدند؛ ساکت بودند. منظورم این است برای تابآوری ما بایست روایت اول را به دست بگیریم و با روایتهای جعلی مبارزه کنیم.
خوشبختانه شاهد بودیم که در جنگ رمضان، -در فضای مجازی به ویژه- توانستیم سخن خودمان را به گوش دنیا برسانیم. بازدیدهای میلیونی از توئیتهای آقای قالیباف و دکتر عراقچی و شهید دکتر علی لاریجانی نشان داد که به تعبیر توماس فریدمن جهان هموار است و میتوان سخن خود را به گوش جهان رساند. نکته بسیار مهم در حفاظت از تابآوری پرهیز از بازی در زمین دشمنان ایران و اسلام و انقلاب و نظام است.
بیش از چهار دهه است که دشمنان از طرح دوگانه یا چندگانهسازی در ساختار نظام جمهوری اسلامی و کشور ما استفاده کرده و میکنند. مأموریت آشکار برخی شبکههای تصویری مشخصاً مانند ایران اینترنشنال که به عنوان ابزار در اختیار دشمنان ایران است، همین بوده و هست. دوگانهسازی حکومت و ملت، دوگانهسازی دولت و نیروهای مسلح، دوگانهسازی رهبری و دولت، دوگانهسازی رهبری و سپاه، دوگانهسازی سنی و شیعه، دوگانهسازی بین اقوام ایرانی، مذهبی و غیر مذهبی… این دوگانه یا چندگانه سازیها را بایست به دقت و صرافت شناخت و در زمین دشمن بازی نکرد. به تعبیر امام علی علیه السلام که در نقد یکی از یاران خود به او گفتهاند: «لقد صرت جسرا لمن حاربالله و رسوله» تو پلی برایگذار دشمنان خداوند و دشمنان پیامبر او شدهای. نکته سوم؛ ما میبایست با همان آهنگ و روالی که در دوران رهبری شهید امام خامنهای به توانایی نظامی خود افزودیم و به نقطهای رسیدیم که دشمنان را مبهوت کرده است، باید افقهای بلندتر و بازدارندگی حداکثری را به دست بیاوریم. باید دشمنان دیگر تصور و یا خیال حمله دیگری به ایران را در سر نداشته باشند.
این تابآوری به یک جهاد بزرگ علمی و فنی و تکنیکی نیاز دارد. خوشبختانه ملت ایران و نسل نو توانایی و ظرفیت بسیار داشته و دارند. از توانایی دانشمندان ایرانی مقیم خارج و حتی دانشمندان دیگر کشورها که در آمریکا و اروپا هستند، بایست استفاده کرد. چنانکه آمریکا و اروپا از چنین ظرفیتی استفاده میکنند. عقول و ثروتهای جهان را در کشور خود جمع میکنند و در دیگ جوشان جامعه و فرهنگ خود هضم میکنند. در واقع تابآوری بایستی به یک فرهنگ مستمر و پایدار تبدیل شود. حضور ملت ایران در صحنه بهترین نشانه چنین زمینه و زمانه و فرصت طلایی است.
برش
اینکه ایرانیها تصمیم گرفتهاند این تابآوری را از خود بروز و ظهور دهند، دلیلش چه میتواند باشد؟
یکی از نشانههای شناخت تابآوری ملت ایران، توجه به اهداف تهاجم آمریکا و اسرائیل است. آنان به صراحت از تجزیه سرزمینی ایران و از تجزیه ملی ایران سخن گفتهاند. ترامپ که از نابودی تمدن ایرانی و بازگشت ایران به عصر حجر سخن گفت! برای آمریکا و اسرائیل یک کشور تکه پاره شده و تقسیم شده به قومیتها و بعداً بلعیدن هر تکه در حلقوم آمریکا و اسرائیل مهمترین پروژه و هدف حمله بوده و هست. مردم ما متوجه شدند که ایران در خطر است. هویت و تمدن و فرهنگ ایرانی در مخاطره است. بدیهی است در این موقعیت، همه مردم با جان و دل و مال و توان در میدان حاضر میشوند. احساس میکنند گوهر تابان ایران در معرض شکستن قرار گرفته است. البته ما همین تابآوری را در دوره جنگ تحمیلی هشت ساله تهاجم عراق با پشتیبانی ناتو و ورشو داشتهایم. خوشبختانه در جهان چند قطبی امروزی دیگر روسیه و چین علیه ملت ما و موافق شکست و یا تجزیه ایران نیستند
انتهای پیام/