چرا با خواندن بیشتر خبر، کمتر می‌فهمیم؟

راهنمایی برای خبرخواندن در دوره بحران

مهدی قاسمی

مهدی قاسمی

جامعه

150943
راهنمایی برای خبرخواندن در دوره بحران

در روزهایی که جریان اخبار متوقف نمی‌شود، بسیاری از افراد بیش از گذشته در معرض اطلاعات قرار می‌گیرند. اما این افزایش آگاهی لزوماً به درک بهتر رویدادها منجر نمی‌شود. گاهی برعکس، آنچه باقی می‌ماند، نوعی درگیر ماندن با خبر است.

مهدی قاسمی، روانپزشک و روان‌درمانگر تحلیلی: در هفته‌ها و روزهای اخیر، بسیاری از افراد زمان بیشتری را صرف پیگیری اخبار می‌کنند. نه برای دانستن نکته‌ای تازه، بلکه برای اطمینان از اینکه چیزی از قلم نیفتاده است.
این رفتار در شرایطی که فضا با ابهام و نااطمینانی همراه است، طبیعی به نظر می‌رسد. ذهن انسان تمایل دارد آنچه را نمی‌داند به شکلی روشن‌تر درک کند و از طریق دنبال کردن خبر، تصویری منسجم‌تر از وضعیت بسازد. دانستن آنچه در حال وقوع است، احساس کنترل ایجاد می‌کند و از فشار ناشی از ندانستن می‌کاهد. چون برای ساختار روانی انسان تحمل ابهام دشوار است و برای فرار از این ابهام، ذهن تمایل دارد به آنچه ناتمام مانده بازگردد و آن را کامل کند، حتی اگر این بازگشت به صورت تکرار یک تیتر یا تصویر در ذهن باشد. این روند همیشه در همین نقطه باقی نمی‌ماند. 
هرچه حجم خبر بیشتر می‌شود، فاصله میان آنچه دریافت می‌کنیم و آنچه واقعاً می‌فهمیم نیز بیشتر می‌شود. اطلاعات از مسیرهای مختلف و با سرعتی بالا وارد ذهن می‌شوند، اما فرصتی برای مکث، بررسی و کنار هم گذاشتن آنها فراهم نمی‌شود. در نتیجه، به جای شکل‌گیری یک تصویر روشن، ذهن با مجموعه‌ای از داده‌های پراکنده روبه‌رو می‌شود. در چنین وضعیتی، رابطه فرد با اخبار تغییر می‌کند. آنچه در ابتدا تلاشی برای فهمیدن بود، به‌تدریج به نوعی حضور مداوم در جریان اطلاعات تبدیل می‌شود. 
در این صورت توجه فرد از یک موضوع به موضوع دیگر منتقل شود، بدون آن‌که امکان تمرکز بر یک مسأله برای ذهن فراهم شود. در این میان تازگی خبر نقش مهمی پیدا می‌کند. هر خبر جدید، مهم‌تر به نظر می‌رسد و توجه را به خود جلب می‌کند. این روند نوعی انتظار دائمی ایجاد می‌کند؛ انتظاری برای آنچه قرار است بعد از این؛ اتفاق بیفتد. 
ذهن کمتر درگیر فهم عمیق می‌شود و بیشتر درگیر دنبال کردن جریان می‌ماند. در این نقطه، بسیاری از افراد متوجه تغییری در خود می‌شوند. آنان می‌بینند که پیگیری مداوم خبر، تمرکزشان را کاهش داده یا نوعی خستگی در آنان ایجاد کرد.

اینجاست که مسأله از «اطلاع داشتن» فراتر می‌رود. گویی رابطه‌ای شکل گرفته که فرد را در این چرخه نگه می‌دارد، حتی زمانی که اثر آن برایش مطلوب نیست. این درگیری در سطح ذهن باقی نمی‌ماند و به‌تدریج در بدن نیز خود را نشان می‌دهد. خواب سبک‌تر می‌شود، تمرکز دشوارتر، همراه با نوعی سردرگمی. گویی ذهن و بدن برای مدتی در وضعیت آماده‌باش قرار می‌گیرند. از سوی دیگر این تجربه تنها به یک فرد محدود نیست. زمانی که بخش‌هایی از جامعه به‌طور هم‌زمان در معرض حجم بالایی از خبر قرار می‌گیرند، واکنش‌ها نیز حالتی گروهی پیدا می‌کند. گفت‌وگوها، بازنشر اخبار و توجه مشترک به یک موضوع، باعث می‌شود جمعی از افراد در یک فضای ذهنی مشترک قرار بگیرند. در چنین شرایطی، فاصله گرفتن از این جریان دشوارتر می‌شود، زیرا فرد فقط با خبر روبه‌رو نیست، بلکه با نوعی تجربه در زیست جمعی مواجه است.
در این میان، تمایزی مهم وجود دارد. خبر به‌عنوان بخشی از واقعیت بیرونی، کارکرد خود را دارد، اما تجربه‌ای که از آن در ذهن باقی می‌ماند، صرفاً به خود خبر محدود نمی‌شود. آنچه تعیین‌کننده است، نحوه رابطه ما با این جریان است. اینکه در چه زمانی در حال دریافت اطلاعات هستیم و در چه زمانی در حال درگیر ماندن با آن. ممکن است اخبار تغییر کنند، سرعت انتشار آنها کاهش یابد یا فضای عمومی به سمت آرامش حرکت کند، اما آنچه در ذهن شکل گرفته، لزوماً هم‌زمان با این تغییرات از بین نمی‌رود. این ادامه دادن همیشه به این معنا نیست که هنوز چیزی برای دانستن باقی مانده است.  گاهی به این معناست که چیزی در این رابطه هنوز کامل نشده و ذهن همچنان در تلاش است آن را بفهمد یا به پایان برساند.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار جامعه