
بیش از یک ماه از جنگ تحمیلی دشمن علیه ایران می گذرد. در این دوران کودکان بیشتر از بقیه با صدای انفجارها حس ترس و اضطراب را تجربه کرده اند.

جنگ برای همه یکسان نیست برای افراد آسیب پذیر، شرایط جنگی سختتر است. زنان، کودکان، افراد دارای معلولیت و افراد دارای اختلال طیف اوتیسم، جنگ را به گونه دیگری تجربه میکنند.

فوبیا یا ترس بیمارگونه، ترس از مردن، ایجاد عصبانیت، پرخاشگری یا حس انزوا و گوشهگیری از جمله علائم وجود استرس بیمارگونه در دوران جنگ و پساجنگ است.

زندگی ارزش زیستن دارد چون باور داریم که مسیرهای هموار و ناهموار آن، شرایط رشد و شکوفایی ما را فراهم می کند و عبور موفق ما از فراز و نشیب ها و بحران های آن فقط با کسب «تاب آوری» امکان پذیر است.

دکترای روان شناسی بالینی گفت: طبیعی است که در شرایط جنگی، افراد دچار ترس، خشم، ناامیدی یا احساس بیقدرتی شوند که در این وضعیت، روش درمانی دیالکتیکی - رفتاری یکی از رویکردهایی است که میتواند کمک کند تا فرد در میان آشفتگی، کنترل روانی خود را حفظ کند.

در شرایطی که کشور با سناریوهای پیچیده و غیرمترقبهای چون شهادت ناگهانی رهبری یا درگیریهای گسترده نظامی مواجه میشود، آنچه بیش از پیش خودنمایی میکند، نه صرفاً تابآوری ملی، بلکه «الگوی حکمرانی بحران» است.

اگر استرس به مدت طولانی ادامه پیدا کند و کنترل نشود، مشکلات زیادی در بدن ایجاد میکند. معمولاً این شرایط در نتیجه عدم تعادل بیوشیمیایی رخ میدهد و سیستم عصبی را که ضربان قلب، هضم غذا و فشار خون را تنظیم میکند، بیش از حد نرمال تحریک میکند.

جدیدترین آمارها نشان میدهد، اضطراب دیگر فقط یک اختلال روانی شایع نیست؛ چون این اختلال هر سال جان حدود ۸میلیون نفر را در سراسر جهان میگیرد و به عاملی مرگبار در کنار بیماریهای قلبی و سرطان تبدیل شده است. اضطراب که سالها بهعنوان «بیماری خاموش قرن» شناخته میشد، حالا چهره مرگبار خود را آشکار کرده است، به گونهای که میلیونها نفر در جهان بهطور مستقیم یا غیرمستقیم قربانی عوارض ناشی از آن میشوند. دنیا پر از اضطراب است، اما کمتر کسی میداند این احساس پنهان میتواند مرگآور باشد. اضطراب فقط ذهن را نمیفرساید بلکه جان را هم میگیرد.

دکتر فهیمه سعید گفت: یکی از عوامل مؤثر در کاهش اضطراب، بهبود چشمانداز آینده شغلی است. زمانی که فرد احساس کند آیندهای روشن و قابل پیشبینی در انتظارش است، انگیزهاش برای تحمل فشارهای فعلی بیشتر میشود.

در شرایط بحرانی مانند جنگ، آسیبهای روانی اغلب بهصورت پنهان در رفتار و احساسات کودکان، نوجوانان و حتی بزرگسالان نفوذ میکند. از اضطراب و ترس گرفته تا افسردگی، بیانگیزگی و پرخاشگری. در این میان، نقش والدین، مشاوران، درمانگران و ایجاد فضای امن توسط آنها بیش از هر زمان دیگری حیاتی است.