خوانش معاصرانه شکسپیر
فرهنگ
150961
تری ایگلتون در کتاب شکسپیر و جامعه به روابط فرد و جامعه در نمایشنامههای شکسپیر میپردازد.
گروه کتاب / در نمایشنامههای شکسپیر جدال دائمی میان زندگی خودانگیخته و زندگی مسئولانه اجتماعی، تنش میان نفس اصیل شخصی و نفس اجتماعی، یا در واقع نبرد میان سوژه و ابژه، همچون درونمایههایی تکرارشونده به چشم میخورند. در برخی از آثار شکسپیر، چنین جدالهایی به انقسام شخصیت نمایشی و عاقبت به درهم شکستن انسجام درونی او میانجامد اما در آثار متأخرش، تفاهمی اخلاقی میان زندگی خودانگیخته شخصی و زندگی اجتماعی شخصیتها صورت میگیرد و با فراهم شدن آمیزهای پویا از نفسهای توأمان آدمی- فردی و اجتماعی- چشماندازی زیبا بـــه جامعـــه پسانــمایش گشوده میشود.
تری ایگلتون، منتقد ادبی برجسته و نظریهپرداز فرهنگی بریتانیایی درکتاب «شکسپیر و جامعه» به همین درونمایه ماندگار شکسپیری میپردازد و جدال میان نفس اصیل شخصی و نفس مسئولیتپذیر اجتماعی را پی میگیرد. این کتاب که نشر بیدگل آن را با ترجمه رضا سرور منتشر کرده، در زمانی نوشته شده است (۱۹۶۷) که تأثیر ژان پل سارتر کماکان در دانشگاههای اروپایی به چشم میخورد. ایگلتون در «شکسپیر و جامعه» بحث خود را در بستر فرهنگ غرب مطرح میکند و در فصل پایانی کتابش نشان میدهد چگونه در قرن نوزدهم تعامل میان فرد و جامعه یکی از موضوعات اصلی تفکر غربی بوده است.
«شکسپیر و جامعه» با بررسی نمایشنامه «تریلوس و کرسیدا» آغاز میشود. این نمایشنامه از نظر ادبی در سبک تراژدی و هجوآمیز نوشته شده و نگاهی انتقادی به عشق، شرافت و قهرمانی دارد. شکسپیر با ترکیب روایت عاشقانه و فضای جنگی، ارزشهای آرمانی را به چالش کشیده و آنها را ناپایدار و انسانی نشان داده است. لحن اثر واقعگرایانه و گاه تلخ است و با فاصله گرفتن از حماسهپردازی کلاسیک، چهرهای زمینی از قهرمانان ترسیم میکند. شکسپیر در نمایشنامه «تریلوس و کرسیدا»، بارها اشاره کرده که واقعیت، فرآیندی عمومی است و آفریده دست همگان. آگاهی از این مفاهیم باعث میشود تا پیوند میان قدرت، طبقه اجتماعی و رفتار شخصیتها را در نمایشنامه «تریلوس و کرسیدا» درک کنید و در جریان نگاه انتقادی شکسپیر به ساختارهای اجتماعی و سیاسی آن زمان قرار بگیرید. «هملت»، نمایشنامه دیگری است که ایگلتون از منظرهای مختلف مورد پژوهش قرار داده است. تردید فردی با بحران قدرت و فساد سیاسی در این نمایشنامه گره خورده است. این اثر از نظر ادبی، تراژدی تأملمحوری است که با تکگوییهای درونی، کشمکش میان کنش و اندیشه را برجسته میکند. شکسپیر در «هملت»، زوال نظم اخلاقی و سیاسی را از خلال ذهن ناآرام قهرمان اصلی نشان داده و تصویری پیچیده از انسان در جامعهای بحرانزده به نمایش گذاشته است. تری ایگلتون آثار شکسپیر را در زمینههای اجتماعی و سیاسی انگلستان الیزابتی و ژاکوبی و چگونگی درگیر شدن نمایشنامههای شکسپیر را با مسائل قدرت، طبقات و ایدئولوژی بررسی میکند. او استدلال میکند که آثار شکسپیر اغلب ساختارهای سلسلهمراتبی و عوامل قدرت زمان او را منعکس و نقد میکنند. برای مثال، ایگلتون در نمایشهایی مانند «مکبث» و «شاه لیر» به بررسی این موضوع میپردازد که چگونه قدرتجویی شخصیتها منجر به سقوط آنها میشود و این امر تأثیر مخرب اقتدار مطلق را مجسم میکند. ایگلتون همچنین به ترسیم سلسلهمراتب طبقاتی و اجتماعی در آثار شکسپیر میپردازد و بررسی میکند چگونه نمایشنامههایی مانند «تاجر ونیزی» و «طوفان» به مسائل نابرابری اجتماعی و تنش بین طبقات مختلف اجتماعی میپردازند. به بیان ایگلتون، نمایشنامههای شکسپیر اغلب تناقضات و بیعدالتیهای نهفته در نظم اجتماعی را آشکار میکنند، در حالی که پرسشهایی را درباره امکان تحرک و دگرگونی اجتماعی نیز در بردارند. جنسیت و هویت از دیگر موضوعات کلیدی در تحلیل و تفسیر ایگلتون هستند.
ایگلتون در کتاب «شکسپیر و جامعه» با مطالعه برخی از نمایشنامههای معمایی، تراژدیها و کمدیهای شکسپیر تلاش کرده تا درونمایههایی مشخص را در آثار شکسپیر پی بگیرد و به این میانجی برای نگریستن به آثار او شیوهای کلی را فراهم کند. ایگلتون در اثرش خود را به گروهی از نمایشنامهها محدود کرده که به نظرش با ایدههای مورد جستوجویش ارتباط ویژهای دارند. فصل پایانی کتاب دربردارنده شرح مفصل ایگلتون از تلاش بیوقفه متفکران و فعالان اجتماعی قرن نوزدهم برای صورتبندی تعامل میان زندگی خودانگیخته فردی و زندگی اجتماعی است. این فصل از کتاب که گویا شکل موجز تز دکترای ایگلتون درباره ادوارد کارپنتر است، نشانگر ریشههایی است که ایدههای ایگلتون برای تحلیل آثار شکسپیر از آنها تغذیه میکنند. از فحوای این فصل میشود دریافت که چگونه میتوان در لوای تجربیات معاصر و به یاری میراث فکری این متفکران – از متیو آرنولد، کارلایل و بنتام تا جان استوارت میل، کروپوتکین و ادوارد کارپنتر – درونمایههای اجتماعی شکسپیری را اینبار با اصطلاحاتی جدید و ادراکی نوین، ارزیابی کرد.
ایگلتون در مقدمه کتابش درباره روش، شاکله و هدف کانونی و غایی اثرش مینویسد: «بررسیهای ارائهشده در این کتاب را عموماً میتوان همچون تأملی درباره روابط فرد و جامعه در نمایشنامههای شکسپیر توصیف کرد. اگر چنین تأملی صرفاً به اتکای خود و بدون تحلیل دقیق آثار شکسپیر انجام شود آنگاه آشکار چیزی جز قاعدهای بس مبهم نخواهد بود. اثری که خواهان بحث در باب چنین رابطهای است باید بیش از هر چیز اثری در زمینه نقد علمی باشد تا در نتیجه، ارجاعات علمی بتوانند مدعای کلی بحث را تأیید کنند. اما بررسیهای این کتاب نهتنها به قصد افزایش درک ما از شکسپیر بلکه در جهت گسترش ادراک ما از فرد و جامعه است.»
انتهای پیام/