وقتی ماندن معنا پیدا میکند
مهاجرت، بویژه در میان نیروهای متخصص، سالهاست به بخشی از واقعیت اجتماعی ایران تبدیل شده و همچون بسیاری از کشورها به ترکیبی از عوامل جذب و دفع بستگی دارد؛ از شرایط اقتصادی و فرصتهای رشد علمی تا چشمانداز حرفهای، امنیت شغلی و حتی سبک زندگی.
محمدسعید ذکایی، استاد جامعه شناسی و مطالعات فرهنگی دانشگاه علامه طباطبایی: تجربههای مختلف نشان میدهد که مهمترین عامل در تصمیم نخبگان برای ماندن یا رفتن، احساس احترام و ارزشمندی و حفظ شأن و جایگاه در جامعه است. وقتی فردی سالها برای رسیدن به یک جایگاه علمی تلاش میکند، طبیعی است که انتظار داشته باشد حداقلی از ثبات شغلی و آینده حرفهای برای او فراهم شود.
شناسایی این افراد، حمایت از آنها و ایجاد مسیرهای روشن برای جذب و بهکارگیریشان در دانشگاهها، مراکز علمی و نهادهای تخصصی میتواند نقش تعیینکنندهای در ماندنشان داشته باشد. در این زمینه، وزارت علوم، بنیاد ملی نخبگان و دیگر نهادهای مرتبط باید با نگاه منصفانه و رقابتی و کاملاً حرفهای، شرایطی فراهم کنند که نخبگان بویژه در سالهای ابتدایی پس از فارغالتحصیلی احساس کنند، دیده میشوند و برای تواناییهایشان میدان فعالیت وجود دارد. ارائه مشاوره، معرفی فرصتهای شغلی و ایجاد شبکههای ارتباطی تخصصی از جمله اقداماتی است که میتواند این مسیر را هموار کند.
در عین حال، باید توجه داشت که سیاستگذاری درست درباره نخبگان تنها محدود به تلاش برای حفظ نخبگان در داخل و کاهش انگیزههای آنها برای مهاجرت نیست. بخش قابل توجهی از متخصصان جوان در سالهای اخیر مهاجرت کردهاند؛ اما این به معنای گسست کامل آنان از کشور نیست. بسیاری از کشورها با ایجاد سازوکارهایی برای همکاری با نخبگان خارجنشین توانستهاند شبکههای علمی جهانی بسازند. سفارتخانهها و مراکز فرهنگی میتوانند برای ایرانیان متخصص خارج کشور نقش «خانه ارتباطی» داشته باشند؛ جایی برای حفظ پیوند با وطن و بستری برای همکاریهای پژوهشی، حضور در کنفرانسها، پروژههای مشترک و انتقال تجربه. همچنین دانشگاهها و مراکز پژوهشی بزرگ و شناخته شده کشور میتوانند دفاتری را برای شناسایی نخبگان ایرانی و برقراری پیوندهای علمی و حرفهای با آنها در اشکال مختلف مثلاً مشارکت در پروژههای علمی، تدریس بهصورت آنلاین، برگزاری سخنرانی و کارگاه و مانند آن فعال کنند. تقویت ارتباط دوسویه میتواند رفتن نخبگان را از معنای قطع رابطه و از دست دادن سرمایه انسانی خارج کند.
تفاوت مهمی میان مهاجرت یکطرفه و مهاجرتی که در آن فرد همچنان پیوند خود را با جامعه علمی ایران حفظ میکند، وجود دارد. همین پیوستگی معنایی برای دانشجویان و پژوهشگران داخل نیز اهمیت دارد؛ زیرا آنها زمانی انگیزه ماندن و ساختن آینده در کشور را پیدا میکنند که مسیر پیشرفت برایشان عادلانه و شفاف باشد. هر زمان جوانان ببینند تلاش علمیشان در سازوکاری منصفانه ارزیابی میشود، امید به ماندن آنها تقویت میشود. سرمایه انسانی ایران ـ چه در داخل و چه در خارج ـ گرانبهاترین دارایی کشور است و با مدیریت درست میتواند زمینهساز پیشرفت پایدار باشد.
انتهای پیام/