نوذرشفیعی، استاد دانشگاه و متخصص شبه قاره از رویکرد کشورهای آسیایی در جنگ آمریکا علیه ایران می گوید

احتیاط به جای صف ‌بندی

سیاست

151652
احتیاط به جای صف ‌بندی

کشورهای آسیای جنوب‌شرقی در بحبوحه بازآرایی معادلات منطقه‌ای به تعبیر نوذر شفیعی استاد دانشگاه و متخصص شبه‌‌قاره، نه در پی ورود مستقیم به میدان منازعه‌اند و نه مایل به قرار گرفتن در صف‌بندی‌های سخت قدرت؛ بلکه با تکیه بر الگوی «هجینگ» یا سیاست «پوشش ریسک»، می‌کوشند میان فاصله‌‌گذاری سیاسی و صیانت از منافع شان توازن برقرار کنند.

شفیعی معتقد است، این کشورها اگرچه از تبعات بحران بر بازار انرژی، تجارت و زنجیره تأمین نگران‌اند، اما ترجیح می‌دهند با بهره‌گیری از مسیرهای جایگزین و دیپلماسی محتاطانه، هزینه‌های جنگ را مهار کنند؛ رویکردی که در موارد ضروری می‌تواند به همکاری‌های محدود اما معنادار با ایران نیز منتهی شود. در این میان، دهلی‌نو از یک‌سو نگران پیامدهای بحران بر بازار انرژی و تولید داخلی است و از سوی دیگر، بر پایه منافع ملی، امکان گسترش تعاملات با تهران در حوزه نفت و محصولات پتروشیمی را همچنان محفوظ نگه می‌دارد.

در شرایطی که تنش‌ها و درگیری‌های نظامی علیه ایران مورد توجه جهان است، نقش و موضع کشورهای آسیایی   اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده است. با توجه به این شرایط، رویکرد کشورهای آسیایی، به‌ویژه کشورهای جنوب و جنوب‌‌شرقی آسیا  نسبت به این جنگ چیست و چه عواملی بر نوع واکنش آنها تأثیرگذار خواهد بود؟

به ‌طور کلی، منظور من از «برخی کشورهای آسیایی» در اینجا بازه‌ای از هند و پاکستان تا کشورهای شرق و جنوب‌شرقی آسیا را دربرمی‌گیرد. این کشورها، به‌ویژه در آسیای جنوب‌شرقی، معمولاً رویکردی در سیاست خارجی دارند که از آن با عنوان «هجینگ»  (Hedging) یاد می‌شود. این واژه در اصل به معنای «مصون‌‌سازی» یا «پوشش ریسک» است. بر همین اساس، نوعی دیپلماسی را دنبال می‌کنند که می‌‌توان آن را «دیپلماسی با فاصله‌گذاری متعادل» نامید. مفهوم کلی این رویکرد آن است که این کشورها تمایلی ندارند در بحران‌ها مستقیماً وارد شوند یا درگیر منازعات شوند. در نتیجه، هرچند ممکن است بحران‌هایی مانند تنش در حوزه خلیج فارس بر اقتصاد آنها تأثیر بگذارد، اما تلاش می‌کنند پیامدهای منفی را از طریق منابع و کانال‌های جایگزین جبران کنند.به همین دلیل، این کشورها عموماً علاقه‌ای به ورود مستقیم به بحران‌ها ندارند، به‌ویژه در شرایطی که ناچار باشند از یکی از طرف‌های درگیر جانبداری کنند. در واقع، پرهیز از اتخاذ موضع جانبدارانه، یکی از اصول مهم در خط‌‌مشی سیاست خارجی آنها به شمار می‌رود. 

با توجه به اینکه بسیاری از این کشورها تحت فشارهای سیاسی و اقتصادی از سوی  آمریکا قرار دارند، آیا آنها همچنان قادر خواهند بود سیاست «فاصله‌گذاری متعادل» و پرهیز از جانبداری در بحران‌ اخیر ایران و آمریکا را حفظ کنند ؟

در شرق و جنوب‌‌شرقی آسیا شرایط تا حدی متفاوت است؛ البته باید میان کشورهایی مانند ژاپن، کره و چین با کشورهای آسیای جنوب‌‌شرقی تمایز قائل شد. کشورهای جنوب‌‌شرقی آسیا به‌طور کلی نگران آن هستند که در عرصه سیاست بین‌الملل ناچار به انتخاب میان ایالات‌متحده آمریکا و چین شوند. آنها بسیاری از تحولات و پدیده‌های نظام بین‌الملل را ناشی از رقابت میان این دو قدرت می‌دانند. از همین رو، تلاش می‌کنند روابط خود را هم با چین و هم با ایالات‌متحده آمریکا در سطحی متعادل حفظ کنند.  در واقع، حفظ توازن در روابط خارجی یکی از اصول کلیدی سیاست خارجی آنهاست. به همین دلیل، هرگونه همراهی با آمریکا در موضوعاتی مانند بحران خلیج فارس می‌تواند به ‌عنوان نشانه‌ای از ورود به رقابت‌های ژئوپلتیکی میان آمریکا و چین تلقی شود.  بر این اساس، این کشورها قاعدتاً از ورود به بحران‌ها به شکلی که در راستای منافع یا خواسته‌های ایالات‌متحده آمریکا تعبیر شود، پرهیز می‌کنند. به بیان دیگر، همان راهبرد و دیپلماسی مبتنی بر «فاصله‌گذاری متعادل» که تاکنون در پیش گرفته‌اند، آنها را به سمت اجتناب از جانبداری و حفظ موازنه در چنین شرایطی سوق می‌دهد.
 
در چهارچوب تنش‌های نظامی میان ایران، ایالات‌متحده آمریکا و اسرائیل، سیاست «فاصله‌گذاری متعادل» کشورهای آسیایی به‌ویژه در جنوب‌‌شرقی آسیا تا چه اندازه در عمل اجرا شده و آیا این کشورها توانسته‌اند بی‌طرفی خود را در این بحران حفظ کنند؟
تا اینجا، همین روندی که اشاره شد تا حد زیادی محقق شده است. کشورهای آسیای جنوب و جنوب‌شرقی، در نهایت موضعی که اتخاذ کرده‌اند، بیشتر در حد ابراز نگرانی نسبت به تداوم بحران و تأثیر آن بر اقتصاد جهانی بوده است. رویکرد آنها به‌گونه‌ای نبوده که به‌ صورت جانبدارانه به سمت ایالات‌متحده آمریکا یا ایران متمایل شوند؛ نه موضعی آشکار به نفع ایران داشته‌‌اند و نه علیه آن.
با این حال، در مواردی که ضرورت ایجاب کرده و حقوق بین‌الملل و منافعشان اقتضا داشته، در برخی حوزه‌ها به نفع ایران عمل کرده‌اند؛ برای مثال، در چهارچوب آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و در موضوع پرونده هسته‌ای ایران، این کشورها در قالب جنبش عدم تعهد از مواضع ایران حمایت کرده‌اند. آنها تحولات مرتبط با ایران را تا حدی به ‌عنوان تجربه‌ای برای آینده خود نیز در نظر می‌گیرند؛ به این معنا که چنین سناریوهایی ممکن است برای خودشان نیز رخ دهد.
در مورد جنگ علیه ایران نیز از منظر حقوقی بیشتر بر سیاست خویشتن‌داری، عدم مداخله و دعوت طرف‌ها به حل‌‌وفصل مسالمت‌آمیز اختلافات تأکید داشته‌اند. همین سطح از موضع‌گیری را نیز اگر بخواهیم ارزیابی کنیم، تا حدی به سود ایران بوده است. البته چند کشور مهم مانند اندونزی و مالزی وجود دارند که انتظار می‌رفت در چهارچوب نگاه جهان اسلام مواضع صریح‌تری به نفع ایران اتخاذ کنند؛ برای نمونه، اندونزی در شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در مقطعی به سود ایران رأی داده است. با این حال، اگر این کشورها نمی‌توانند به‌طور آشکار از ایران حمایت کنند، بخشی از آن به ملاحظات آنها در روابط با ایالات متحده آمریکا بازمی‌گردد. 
نباید فراموش کرد که منطقه آنها از نظر امنیتی حساس است، نگرانی‌هایی درباره چین وجود دارد و آمریکا از نگاه خودشان یک عامل موازنه‌گر مهم به شمار می‌رود.  بنابراین، آنها نمی‌توانند سیاستی را در پیش بگیرند که به ‌طور مستقیم در تقابل با آمریکا قرار گیرد. در مجموع، از آغاز جنگ تاکنون چه در حوزه‌هایی مانند خرید و فروش نفت و چه در موضع‌گیری‌های سیاسی نشانه‌های مختلفی از این «استقلال راهبردی» و تلاش برای حفظ توازن در رفتار این کشورها قابل مشاهده است.

 

بــــرش

در میان کشورهای آسیایی، هند به ‌عنوان یکی از شرکای مهم و نیز از خریداران اصلی نفت ایران شناخته می‌شود؛ 
با توجه به تحولات اخیر، موضع این کشور را چگونه ارزیابی می‌کنید و تا چه حد این روابط بر نوع واکنش دهلی‌نو تأثیر گذاشته است؟

هند از جمله کشورهایی است که «استقلال استراتژیک» را در دستورکار سیاست خارجی خود قرار داده است. برای مثال، زمانی که ایالات‌متحده آمریکا انتظار داشت هند در جریان جنگ روسیه و اوکراین اقدام روسیه را محکوم کند، هند این کار را انجام نداد. همچنین، در برابر فشارهای آمریکا برای مشارکت در تحریم‌های روسیه نیز مقاومت کرد. این موارد نشان‌‌دهنده جلوه‌هایی از استقلال استراتژیک در سیاست خارجی هند است.
با این حال، باید توجه داشت که هند از دهه ۱۹۹۰ به بعد در عمل به بلوک غرب نزدیک شده و روابط گسترده‌ای با آمریکا و همچنین اسرائیل برقرار کرده است. در عین حال، همان ‌طور که گفته شد، اصل استقلال استراتژیک همچنان در سیاست‌گذاری این کشور نقش دارد. به ‌عنوان نمونه، هر زمان که هند تشخیص دهد می‌تواند از طریق گفت‌وگوی سازنده با ایران منافع خود از جمله تأمین امن انرژی از مسیر تنگه هرمز را تضمین کند، وارد تعامل و مذاکره با ایران می‌شود. در عمل، اگرچه استقلال استراتژیک مبنای سیاست خارجی هند است، اما در بسیاری از موارد این کشور به‌ عنوان بخشی از «غرب سیاسی» نیز عمل کرده است. در این میان، منافع ملی هند نقش تعیین‌‌کننده‌ای دارد. هند یکی از تولیدکنندگان بزرگ دارو و محصولات کشاورزی در جهان است و بحران در تنگه هرمز و اختلال در تأمین انرژی، علاوه بر اقتصاد جهانی، اقتصاد هند را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. حتی در حوزه دارو، که هند به تولید ارزان‌قیمت مشهور است، این بحران‌ها بر روند تولید اثر گذاشته‌اند. بنابراین، هندی‌ها بر اساس منافع ملی خود ممکن است با ایران وارد تعاملاتی شوند که زمینه صادرات نفت و سایر محصولات پتروشیمی به هند را فراهم کند. در مجموع، هند در این بحران سیاستی محتاطانه و عمل‌گرایانه را در پیش گرفته است.
در تکمیل این بحث باید گفت که هرگونه درگیری مستقیم میان ایران و ایالات‌متحده آمریکا می‌تواند پیامدهای اقتصادی گسترده‌تری برای هند به همراه داشته باشد. اول، افزایش ناگهانی قیمت جهانی نفت که بخش قابل‌‌توجهی از آن از مسیر تنگه هرمز عبور می‌کند، هزینه واردات انرژی هند را به‌شدت بالا می‌برد و به کسری تراز تجاری و فشار بر ارزش پول ملی این کشور منجر می‌شود. دوم، اختلال در مسیرهای کشتیرانی و افزایش هزینه‌های بیمه و حمل‌ونقل دریایی، زنجیره تأمین کالاهای اساسی و صنعتی هند را با مشکل مواجه می‌کند.
از سوی دیگر، صنایع حیاتی هند از جمله پالایشگاه‌ها، پتروشیمی، حمل‌ونقل و حتی تولید برق به واردات پایدار انرژی وابسته‌اند و هرگونه بی‌ثباتی در عرضه می‌تواند رشد اقتصادی این کشور را کُند کند. همچنین، افزایش هزینه انرژی به‌ طور غیرمستقیم بر بخش کشاورزی نیز اثر می‌گذارد، چرا که قیمت سوخت، کود و حمل‌ونقل محصولات افزایش می‌یابد. در حوزه دارو نیز، بالا رفتن هزینه مواد اولیه و انرژی می‌تواند مزیت رقابتی هند در تولید داروهای ارزان‌قیمت را تضعیف کند. در نهایت، چنین بحرانی می‌تواند جریان سرمایه‌گذاری خارجی در هند را نیز تحت تأثیر قرار دهد، زیرا نااطمینانی ژئوپلتیکی معمولاً باعث احتیاط سرمایه‌‌گذاران می‌شود. به همین دلیل، هند تلاش می‌کند با حفظ توازن در روابط خود و پرهیز از تشدید تنش‌ها از منافع اقتصادی‌اش در برابر تبعات این بحران محافظت کند.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار سیاست