«ایران» ضرورت بازتعریف سیاستهای اقتصادی در ورزش را بررسی میکند
درآمد پایدار راه خروج از وابستگی به دولت
ورزش
151668
ورزش ایران در سالهای اخیر در معرض دوگانگی جدی قرار گرفته است؛ از یک سو، ضرورت حرکت به سمت درآمدزایی و دستیابی به استقلال مالی بهطور ویژه مورد تأکید قرار میگیرد، از طرف دیگر، تداوم ساختارهای غیراستاندارد و مقاومتهای مدیریتی، روند این تحول را با کندی و اختلال مواجه کرده است. در نتیجه، بسیاری از برنامهها و رویکردها در حوزه اقتصاد ورزش همچنان در سطح شعار باقی مانده و به دستاوردی پایدار تبدیل نشدهاند.
گروه ورزشی، سینا حسینی: امروزه ورزش در سطح جهانی، صرفاً یک فعالیت فرهنگی یا رقابتی محسوب نمیشود، بلکه بهعنوان صنعتی چندبعدی با ظرفیتهای گسترده اقتصادی شناخته میشود. بهرهگیری از منابع پایدار، همچون حق پخش تلویزیونی، تبلیغات محیطی، توسعه برند باشگاهها، گردشگری ورزشی و جذب سرمایهگذاری بخش خصوصی، نشاندهنده آن است که ورزش میتواند به صنعتی درآمدزا و اثرگذار در اقتصاد تبدیل شود. با این حال، با وجود مزیتهای اقتصادی فراوان در ورزش ایران، به دلیل نبود زیرساختهای حقوقی استاندارد، ضعف در نظام بازاریابی و فقدان شفافیت مالی، مجموعهها و تشکلهای ورزشی نتوانستهاند به صورت منطقی از پدیده درآمدزایی بهره ببرند؛ از این رو، وابستگی به منابع دولتی همچنان کاملاً ملموس است.
نکته حائز اهمیت در این میان، رویکرد نادرست برخی مدیران ورزشی است که بهواسطه عدم آشنایی با مقولههای درآمدزایی، ریسک ورود به این عرصه را نمیپذیرند و ترجیح میدهند سازوکارهای سنتی وغیراستاندارد را در مدیریت به اجرا درآورند. بخشی از بدنه مدیریتی نیز به دلیل وابستگی تاریخی به منابع دولتی و نگرانی از ریسکهای اقتصاد رقابتی، تمایل چندانی به تغییر الگوهای سنتی نشان نمیدهد. این محافظهکاری، با کند کردن روند اصلاحات، موجب از دست رفتن فرصتهای ارزشمند برای جذب سرمایه و ایجاد درآمدهای پایدار شده و چرخه وابستگی را تداوم بخشیده است.
محدودیت منابع مالی دولت، بویژه در شرایط کنونی، نشان داده است که استمرار رویکردهای مصرفمحور در ورزش نهتنها پایدار نیست، بلکه میتواند به تضعیف این حوزه منجر شود. در چنین شرایطی، تبدیل ورزش از مصرفکننده منابع به تولیدکننده ثروت، ضرورتی اجتنابناپذیر به شمار میرود.
تحولات و چالشهای کلان اقتصادی، از جمله پیامدهای ناشی از جنگ تحمیلی، این ضرورت را بیش از پیش برجسته کرده است. در وضعیتی که اولویت تخصیص منابع به بازسازی زیرساختهای حیاتی و تقویت بخشهای مولد اقتصاد است، تداوم اتکای گسترده ورزش به بودجههای دولتی با محدودیتهای جدی مواجه خواهد شد. این شرایط میتواند بهعنوان فرصتی راهبردی برای اصلاح ساختار اقتصادی ورزش و تسریع در مسیر استقلال مالی تلقی شود.
آنچه در مقطع کنونی پراهمیت به نظر میرسد، بازتعریف سیاست اقتصادی در حوزه ورزش است. حرکت به سوی اقتصاد مبتنی بر بازار، مستلزم فراهمسازی الزامات اساسی، از جمله ارتقای شفافیت مالی، اصلاح قوانین مرتبط با مالکیت و سرمایهگذاری، تقویت حضور بخش خصوصی و توسعه مدیریت حرفهای است. بدون تحقق این پیشنیازها، دستیابی به درآمدزایی پایدار امکانپذیر نخواهد بود.
بیتردید، پایان وابستگی ورزش به منابع دولتی نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی قطعی است. آینده ورزش ایران در گرو توانایی آن در اتکا به ظرفیتهای اقتصادی خود و فاصله گرفتن از وابستگی مزمن به بودجههای عمومی است؛ مسیری دشوار، اما تعیینکننده که تعلل در آن، هزینههایی به مراتب سنگینتر برای این حوزه به همراه خواهد داشت.
رئیس انجمن صنعت ورزش در گفتوگو با «ایران» تأکید کرد
مدیریت سنتی و مصرفگرا بلای جان ورزش است
باید زمینه سرمایهگذاری بخش خصوصی در ورزش فراهم و تقویت شود
مهری رنجبر / حسن محمدلو، رئیس انجمن صنعت ورزش ایران، با وجود آنکه شرایط ورزش در دوران پساجنگ را دشوار میداند، معتقد است عبور از این مسیر سخت، ناممکن نیست. به باور او، برای موفقیت ورزش و باشگاهها باید نگاه مدیران حاکم بر این مجموعهها علمی و استاندارد باشد. ورزش ایران برای نجات از رکود و بقا، ناگزیر است به نسخههای ایدهآل اقتصادی پناه ببرد تا بتواند فضای فعالیت خود را بهبود بخشد. به گفته رئیس انجمن صنعت ورزش ایران، اولین گام برای موفقیت در این مسیر، تبدیل هزینههای جاری به داراییهای مولد است؛ اقدامی که میتواند سدی در برابر شوکهای اقتصادی ایجاد کند. این راه، سالهاست بهعنوان حلقه گمشده ورزش شناخته میشود. البته ورزش تنها در صورتی میتواند از روزهای سخت پساجنگ عبور کند که نگاه سنتی به مدیریت را کنار بگذارد و به مدیران جهادی میدان دهد؛ مدیرانی که از تجربه مسیرهای نو و بهرهگیری از مشاوران اقتصادی هراس نداشته باشند، چرا که این رویکردها شتاب پیشرفت را تضمین میکند. برای بررسی راهکارهای استاندارد برای خروج از چالشهای اقتصادی، با حسن محمدلو، رئیس انجمن صنعت ورزش ایران گفتوگو کردیم که در ادامه متن کامل آن را میخوانید.
ورزش ایران برای کنترل آسیبهای ناشی از دوره پسا جنگ تحمیلی چه راهکارهایی را باید در پیش بگیرد تا بتواند شرایط را به بهترین شکل مدیریت کند؟
ورزش ایران باید مجموعهای از راهکارهای هماهنگ، فرابخشی و عملیاتی را دنبال کند. با توجه به اینکه ورزش پیوندی میان صنعت، گردشگری، فرهنگ و سلامت دارد، لازم است ابعاد اقتصادی آن بهطور جدی مورد توجه قرار گیرد. در همین راستا، حتی در دوران جنگ نیز جلساتی در این زمینه برگزار شده است، اما ضروری است ساختاری چابک و کارآمد برای مدیریت این حوزه شکل بگیرد.
به همین منظور، دبیرخانه اقتصاد مقاومتی حوزه ورزش و صنعت اقتصاد ورزش با هدف تبدیل ورزش از یک هزینه جاری به دارایی مولد و مقاوم در برابر شوکهای اقتصادی تشکیل شده است. این طرح بهگونهای طراحی شده که مشخص کند در شرایط جنگ، رکود یا تحریم چه اقداماتی باید انجام شود.این دبیرخانه دارای ۹ کارگروه اصلی است که با اهدافی همچون مردمیتر کردن اقتصاد، توسعه تولید دانشبنیان و تقویت گفتمانسازی (از جمله در رویدادهایی مانند جام جهانی و مباحث فرهنگی مرتبط با آن) فعالیت میکنند. چارت و ساختار این کارگروهها بهطور دقیق مشخص شده و در کمیتههای تخصصی آن نیز نمایندگان کارگروههای ملی حضور دارند.
نخستین وظیفه این ساختار، ایجاد هماهنگی فرابخشی میان وزارتخانههاست؛ بویژه در حل مشکلات باشگاههای ورزشی مانند باشگاههای فولاد، سپاهان و باشگاههای استان خوزستان. در ادامه، موضوعاتی همچون تأمین مالی باشگاهها و رفع تعهدات ارزی آنها در دستور کار قرار میگیرد و سپس موانع ساختاری شناسایی میشوند.
پس از شناسایی موانع و بررسی قوانین موجود، اصلاح مسائل مالیاتی و رفع قوانین دستوپاگیر پیگیری میشود. در نهایت، مشکلات اولویتبندی شده و به جای تمرکز صرف بر هزینههای جاری، سرمایهگذاری در فناوریهای نوین و بهروزرسانی زیرساختها انجام میگیرد. این روند باید با گزارشگیری منظم ادامه یابد تا میزان پیشرفت فدراسیونها و ادارات کل استانها به وزارت ورزش، وزارت صمت و سایر نهادهای مرتبط بهصورت دقیق اعلام و پایش شود.
دبیرخانه اقتصاد مقاومتی چه نقشه راهی را برای عبور از وضعیت کنونی پیشنهاد داده است؟
دبیرخانه اقتصاد مقاومتی سه محور اصلی را بهعنوان نقشه راه خود برای عبور از وضعیت کنونی دنبال میکند.«بهینهسازی»، «مقاومسازی» و «برجستهسازی». این رویکرد بهگونهای طراحی شده است که با آمادگی در برابر چالشها، امکان توسعه مدلهای پایدار درآمدی را نیز
فراهم کند.
در بخش مقاومسازی، هدف اصلی ایجاد آمادگی در برابر شرایط خاص و چالشهای پیشروست؛ بهگونهای که علاوه بر پیشگیری از آسیبها، مدیریت مدلهای درآمدزایی نیز به شکل نظاممند انجام شود. در این چهارچوب، موضوعاتی مانند خودکفایی و ایجاد درآمد پایدار در حوزه ورزش و همچنین برنامهریزی برای تولید تجهیزات ورزشی مورد توجه قرار گرفته است. همچنین در فاز دانشبنیان، بومیسازی تجهیزات ورزشی بهعنوان یکی از اولویتها مطرح است.
در محور برجستهسازی نیز تمرکز بر توسعه تولید ثروت و افزایش درآمدهای غیردولتی باشگاهها قرار دارد. همچنین صادرات خدمات فنی و تخصصی ورزشی از جمله اهداف مهم این بخش است. بهعنوان نمونه، باشگاههای حرفهای میتوانند از طریق کانونهای هواداری وارد حوزه تولید محصولات هواداری مانند لباس و اقلام هواداری شوند. بر اساس این برنامه، امکان توسعه صدور خدمات فناورانه ورزشی و مربیگری نیز فراهم خواهد شد که حتی ظرفیت صادرات آن به کشورهای حوزه جنوب خلیج فارس وجود دارد.
دبیرخانه اقتصاد مقاومتی با یک طرح جامع تلاش دارد با کمک به باشگاهها، فدراسیونها و وزارت ورزش در دوران پساجنگ، زمینه شفافیت در مدیریت باشگاهها را نیز فراهم کند. این رویکرد همچنین شامل بهرهگیری از ظرفیت اماکن و تجهیزات ورزشی در جهت ایجاد یک صنعت پیشران مقاوم، اشتغالزا و تابآور در برابر تحریمهاست؛ صنعتی که همزمان بتواند هویتسازی کرده و در کنار حفظ پایداری، مسیر درآمدزایی را نیز تقویت کند.
چرا باشگاههای کشورهای اروپایی حکم بنگاههای اقتصادی را دارند اما در ایران نه؟
باشگاههای حرفهای ورزشی در فوتبال اروپا عمدتاً ساختار خصوصی و اقتصادی دارند. در این مدل، سرمایهگذار با ورود به باشگاه میتواند از منابع درآمدی مختلفی مانند تبلیغات، حق پخش تلویزیونی و سایر فعالیتهای تجاری بهرهبرداری کند. به همین دلیل باشگاهها در عمل بهعنوان بنگاههای اقتصادی فعال عمل میکنند.
در مقابل، در ایران شرایط متفاوت است. باشگاهها هنوز از ظرفیتهایی مانند حق پخش تلویزیونی، بهدلیل برخی مسائل، بهطور کامل محروم هستند. این موضوع باعث شده یکی از مهمترین منابع درآمدی باشگاهها در عمل بلااستفاده باقی بماند.
وضعیت مالکیت فکری و درآمدزایی باشگاهها در ایران چگونه است؟
در حوزه صنعت و اقتصاد ورزش، موضوعاتی مانند صفحات مجازی هواداری و کانونهای هواداری نیز در چهارچوب مالکیتهای فکری و معنوی قرار میگیرند. خوشبختانه در حال حاضر برنامهریزیهایی در حال انجام است تا در آینده نزدیک، رویدادی در این زمینه برگزار شود؛ هدف آن نیز کمک به باشگاهها در حوزه مالکیت فکری و معنوی است.
این اقدام میتواند هم به درآمدزایی باشگاهها کمک کند و هم از سوءاستفادههای احتمالی جلوگیری کرده و در نهایت به شفافیت بیشتر منجر شود. تاکنون این حوزه در ایران برای درآمدزایی باشگاهها چندان مورد توجه قرار نگرفته و مغفول مانده است.
چه برنامههایی برای افزایش درآمد باشگاهها در حال اجراست؟
در حال برنامهریزی هستیم تا منابع درآمدی باشگاهها، علاوه بر اسپانسرینگ، از طریق فروش کالا و محصولات نیز تقویت شود. در باشگاههای اروپایی این بخش یکی از منابع مهم درآمدی است، اما در ایران هنوز بهدرستی شکل نگرفته است.در واقع، در فضای هواداری ایران، برنامهریزی منسجم برای تولید و عرضه کالاها و اقلام هواداری مرتبط با باشگاهها وجود ندارد و همین موضوع یک خلأ جدی در درآمدزایی ایجاد کرده است.
چه اقداماتی برای ساماندهی این حوزه در نظر گرفته شده است؟
برنامه اولیه با همکاری وزارتخانه و از طریق یک تفاهمنامه در حوزه مالکیت فکری و معنوی در حال شکلگیری است. در بخش اجرا نیز موضوع «شناسنامهسازی محصولات» میتواند نقش مهمی در افزایش درآمدزایی داشته باشد.
در کنار حق پخش تلویزیونی، مدل کسبوکار حرفهای باشگاهها میتواند بر پایه تولید و فروش کالا نیز توسعه یابد. همچنین با همکاری مجموعههای تولیدی مرتبط با انجمنها، این ظرفیت میتواند بهصورت اقتصادی در اختیار باشگاهها قرار گیرد.
چرا مدل باشگاههای اروپایی در ایران بهطور کامل قابل اجرا نیست؟
در حال حاضر حدود ۸۰ درصد مالکیت باشگاهها در ایران دولتی است. به همین دلیل، امکان پیادهسازی کامل مدل باشگاههای اروپایی وجود ندارد. تحقق چنین مدلی مستلزم خصوصیسازی باشگاههاست تا بتوان از تمامی ظرفیتهای اقتصادی و درآمدزایی آنها بهصورت کامل بهرهبرداری کرد.
آیا به اعتقاد شما خصوصیسازی حتی در دو باشگاه استقلال و پرسپولیس بهطور کامل انجام نشده است؟
در حال حاضر ما برنامهای برای کمک به دو تیم داریم تا موضوع «مالکیت فکری» در آنها محقق شود. با عملیاتی شدن این موضوع در دو باشگاه، فرآیندهایی مانند اسپانسرشیپ، تبلیغات محیطی، امضای قراردادها، چاپ برند روی پیراهن و سایر فعالیتهای تجاری میتواند به شکل قابل توجهی به درآمدزایی آنها کمک کند.
در باشگاههای اروپایی، حدود ۳۸ تا ۴۰ درصد درآمد از محل حق پخش تأمین میشود و حدود ۴۰ درصد دیگر نیز از درآمدهای تجاری مانند فروش محصولات، اقلام هواداری و تبلیغات به دست میآید؛ یعنی در مجموع نزدیک به ۸۰ درصد درآمد باشگاهها از این دو بخش تأمین میشود و بخش باقیمانده از محل فروش بلیت، خوراکی و موارد مشابه است.
این مدل میتواند کمک بزرگی به باشگاههای ما نیز بکند، به شرط آنکه بهصورت جدی دنبال شود. متأسفانه پیشتر تنها یک جلسه با حضور وزیر ورزش برای اقتصادیسازی باشگاهها برگزار شد، اما پیگیری جدی و مستمری پس از آن صورت نگرفت. با این حال، انجمن صنعت ورزش آمادگی دارد در مسیر توانمندسازی و افزایش درآمد باشگاهها نقش حمایتی و اجرایی ایفا کند.
اولویت ورزش ما در دوران پساجنگ باید چه باشد؟
یکی از چالشهای موجود در باشگاههای فوتبال، از جمله باشگاههایی مانند فولاد، نیاز به بازنگری در شیوه مدیریت و تقسیم وظایف است. در همین راستا، باید برنامهریزی دقیقتری انجام شود. حدود دو هفته پیش نیز جلسهای با مدیران عامل باشگاهها برگزار شد تا مشاورههای اقتصادی به آنها ارائه شود. در ادامه این جلسات، پس از شناسایی آسیبها، فرآیند توانمندسازی باشگاهها آغاز میشود و حتی موضوع جانشینپروری نیز در برنامههای توسعه اقتصادی باشگاهها مورد توجه قرار گرفته است.
جامعه ورزش ما در این شرایط نیاز به مدیریت هزینه دارد، درست است؟
نهتنها مدیریت هزینه نیاز به بازنگری دارد، بلکه حتی در زمینه بهرهبرداری از انرژی نیز باید نگاهی نو اتخاذ شود. متأسفانه در حال حاضر، برخی از مسئولان ورزشی همچنان با دیدگاه سنتی عمل میکنند. در حالی که در ورزشگاهها میتوان از فناوری و انرژی به شکل مؤثرتری استفاده کرد. بهعنوان مثال، یک جوان تبریزی نرمافزار آنالیزی طراحی کرده که مورد تأیید فیفا نیز قرار گرفته است. اگر تیم ملی از آن استفاده کند، میتواند اولین تیم آسیایی باشد و اگر یک باشگاه نیز به کار بگیرد، اولین باشگاه آسیایی خواهد شد. با این حال، از این ظرفیت استقبال نشده است. در حالی که یک مربی پرتغالی تنها در دو ساعت بهصورت آفلاین این ابزار را بررسی کرد، یکی دو بازی را با آن تحلیل کرد و نتیجه هم گرفت، اما در تیم ملی چندان مورد توجه قرار نگرفته است. در ورزش حرفهای، استفاده از فناوری نقش تعیینکننده دارد.
چرا از چنین فناوریهایی استقبال نمیشود؟
شاید برخی تصور میکنند استفاده از این نرمافزارهای هوش مصنوعی جایگاه آنها را تهدید میکند، در حالی که این برداشت نادرست است. این ابزارها قرار نیست جای مربی را بگیرند، بلکه به او کمک میکنند. ممکن است مربی در یک روز شرایط ایدهآلی نداشته باشد یا تحت فشار، تصمیم درستی نگیرد؛ در چنین شرایطی نرمافزار میتواند به او کمک کند. برخی نیز خود را بالاتر از این فناوریها میدانند، در حالی که چنین تصوری صحیح نیست. این سامانه از همان سه ثانیه ابتدایی بازی تحلیل ارائه میدهد و حتی در صورت اتصال به دوربین حرارتی، میتواند احتمال آسیبدیدگی بازیکنان را نیز گزارش کند.
با توجه به هزینههای بالا، آیا اعزام کاروانهای ورزشی باید هدفمندتر و کیفیتر شود؟
به نظر میرسد در شرایط فعلی باید به سمت کیفیسازی حرکت کنیم؛ بهگونهای که اعزامها متوقف نشود اما هدفمند و درآمدزا باشد.متأسفانه بر اساس نشستها و بررســــــــیها، مشاهـده میشود که بسیاری از ورزشکاران ما با وجود آمادگی بدنی مناسب، از نظر ذهنی آماده نیستند و همین مسأله مانع کسب نتیجه مطلوب میشود. انجمن صنعت ورزش و مرکز صلاحیت در کارگاههای خلاقیت، تستهای فراشناختی و روانشناختی از ورزشکاران میگیرند تا مشخص شود بر کدام جنبه باید بیشتر کار شود. در این فرآیند، ذهن به داده و عدد تبدیل میشود.
برای مثال ممکن است کادر فنی شانس مدال یک ورزشکار را ۱۰۰ بداند، اما نتایج تستهای مرکز صلاحیت نشان دهد این شانس حدود ۵۰ است. این ارزیابیها میتواند حتی به بهبود عملکرد ورزشکار نیز کمک کند و مشخص سازد شانس واقعی او برای کسب مدال طلا، نقره یا برنز چقدر است.
اگر مربی و رئیس فدراسیون از این دادهها آگاه باشند، میتوانند با برنامهریزی دقیقتر، حتی رنگ مدال را تغییر دهند. در شرایط خاص و بحرانی نیز وضعیت متفاوت است. ما میتوانیم با ابزارهای موجود، آمادگی ذهنی ورزشکاران را افزایش دهیم.
در هرکجای جهان اگر ذهن ورزشکار آماده نباشد یا بویژه مشکلات روانی ناشی از شرایط پساجنگ مدیریت نشود، امکان کسب مدال کاهش مییابد. با این حال، متأسفانه هنوز از این ظرفیتها بهطور جدی استفاده نشده است، در حالی که بسیاری از تیمهای موفق جهان از چنین ابزارهایی بهره میبرند. حتی در مرکز صلاحیت، ابزارهایی وجود دارد که مشابه آن در جهان دیده نشده است.
هدف «طرح تربیت هزار مدیر جوان آیندهساز» چیست؟
در این طرح، تمرکز بر تربیت هزار جوان از نسل Z است تا بتوان از میان آنان مدیران ورزشی توانمند برای آینده کشور پرورش داد و مسیر مدیریت ورزش را به سمت جوانسازی و حرفهایسازی هدایت کرد.
چگونه میتوان وابستگی ورزش به دولت را کاهش داد؟
برای کاهش وابستگی ورزش به دولت، باید زمینه سرمایهگذاری بخش خصوصی در ورزش فراهم و تقویت شود. اما چالش اصلی این است که بخش خصوصی نیز درگیر مشکلات مالی و بقاست و طبیعی است که اولویت اول آن، حفظ کسبوکار خود باشد. بنابراین باید سازوکاری طراحی شود که سرمایهگذاری در ورزش بـــــــرای بخش خصوصــــی توجیـــــــــهپذیر و ســـــــــودآور
باشد.
نقش مدیران در توسعه ورزش چیست؟
یکی از چالشهای اساسی، مسأله مدیریت است. ما به مدیرانی نیاز داریم که رویکرد جهادی داشته باشند و بتوانند میان حوزههای آسیبهای اجتماعی، ورزش و اقتصاد برنامهریزی کنند. این مدیران باید برنامههایی تدوین کنند که قابلیت اجرا در باشگاهها را داشته باشد و به توانمندسازی ساختار ورزش کمک کند.
زنجیره ارزش در ورزش چه جایگاهی دارد؟
بخش خصوصی میتواند در ورزش درآمدزایی ایجاد کند، اما این امر نیازمند تکمیل زنجیره ارزش است. یکی از وظایف ما مشاوره و کمک به ایجاد این زنجیره است. با این حال، برخی مدیران یا این زنجیره را نمیشناسند یا از صلاحیت حرفهای لازم برخوردار نیستند.
وضعیت کدگذاری مشاغل ورزشی چگونه بوده است؟
انجمن صنعت ورزش طی چهار سال، اقدام به کدگذاری مشاغل ورزشی و معرفی کسبوکارهای نوین کرده است. اما وزارت ورزش اعلام کرده بودجه کافی برای اجرای آن وجود ندارد. حتی در ادامه، واژه «نوین» از عنوان حذف شد و برخی حوزههای کسبوکار ورزشی از مسئولیت وزارتخانه خارج تلقی شدند؛ موضوعی که به عنوان یک آسیب جدی در ورزش مطرح است.
چرا خصوصیسازی در ورزش با چالش مواجه است؟
بر اساس اصل ۴۴ و سیاستهای کلی، انتظار میرود ورزش به سمت خصوصیسازی حرکت کند، اما در عمل، برخی ساختارهای مدیریتی خود به مانعی برای خصوصیسازی تبدیل شدهاند. در برخی موارد این نگاه وجود دارد که تصمیمگیریها باید صرفاً در اختیار وزارتخانه باشد، در حالی که این رویکرد در برخی از مواقع می تواند مانع رشد اقتصادی در ورزش شود.
مشکل اصلی مدیریت در ورزش چیست؟
یکی از مشکلات، نگاه بسته برخی مدیران ورزشی است؛ مدیرانی که توان پذیرش افراد توانمندتر از خود را ندارند. این موضوع باعث رکود در توسعه ورزش شده است. سالهاست تلاشهایی برای حرفهایسازی مشاغل ورزشی انجام شده، اما مقاومتهایی در برابر تغییر وجود دارد.
چرا در برابر تغییرات در ورزش مقاومت وجود دارد؟
یکی از دلایل اصلی، نگرانی برخی مدیران ورزشی برای از دست دادن موقعیت و جایگاه شغلی خود است. همین موضوع باعث مقاومت در برابر اصلاح ساختارها و ورود نیروهای متخصص میشود.
چه مشوقهایی برای سرمایهگذاری بخش خصوصی در ورزش وجود دارد؟
برخی مشوقها مانند بخشودگی یک درصد مالیات یا مسئولیت اجتماعی شرکتها در نظر گرفته شده است، اما این اقدامات کافی نیست. پیشنهاد شده است که حتی صد درصد مالیات بخش خصوصی در صورت سرمایهگذاری در ورزش هزینه شود تا انگیزه بیشتری ایجاد شود.
وضعیت بخش خصوصی در ورزش چگونه است؟
در حال حاضر، بخش خصوصی در فضای ورزش با ابهام مواجه است و دقیقاً نمیداند چگونه باید درآمدزایی کند یا وارد سرمایهگذاری شود. با این حال، ظرفیتهای زیادی در حوزه ساخت باشگاهها و ورزشگاهها وجود دارد که میتواند توسط بخش خصوصی فعال شود.
شرایط اقتصاد ورزش در سالهای اخیر چگونه بوده است؟
اقتصاد ورزش در سالهای اخیر تحت تأثیر تحریمها، قطع ارتباطات بانکی، تورم و نبود اسپانسرهای داخلی و خارجی با فشار شدید مواجه بوده است. این شرایط باعث تضعیف اقتصاد باشگاهها شده و نوعی فرسایش طولانیمدت ایجاد کرده است.
راهکار عبور از وضعیت فعلی چیست؟
پس از این دوره فرسایشی، باید با رویکردی جدید، نیروی جوان و مدیران متخصص وارد سیستم شوند. همچنین باید برنامههای بهروز مدیریتی در اختیار باشگاهها قرار گیرد تا روند توسعه تسریع شود. بازسازی و نوسازی زیرساختها نیز ضروری است.
نقش رسانه و حق پخش در اقتصاد ورزش چیست؟
حق پخش تلویزیونی یکی از مهمترین منابع درآمدی باشگاههاست. همچنین میتوان از طریق فروش حق پخش لیگ برتر به پلتفرمهای مختلف داخلی و خارجی، درآمدزایی قابل توجهی ایجاد کرد. این موضوع نیازمند برنامهریزی دقیق و سیاستگذاری هوشمندانه است.
چه مدلهای جدیدی برای مدیریت باشگاهها پیشنهاد میکنید؟
مدیریت باشگاهها باید از حالت سنتی خارج شده و به سمت نگاه اقتصادی و کسبوکارمحور حرکت کند. استفاده از ابزارهایی مانند صندوقهای سرمایهگذاری، سهام عدالت ورزشی، مدیران متخصص اقتصادی و همچنین جوانگرایی و جانشینپروری از جمله راهکارهای پیشنهادی است.
انتهای پیام/