نگاهی به کارنامه پرافتخار زندهیاد عنایتالله آتشی در ورزش ایران
این صـدا نمیمیرد
ورزش
151865
در سالهایی که هنوز تب رسانه به وسعت امروز نرسیده بود، از دل تلویزیون صدایی برمیخاست که فقط گزارشگر یک مسابقه نبود؛ صدایی بود که به لحظهها معنا میداد و به تماشاگران، احساسی مشترک میبخشید؛صدای ماندگار عنایتالله آتشی. او راوی صرف بسکتبال نبود، راوی شور و شوقی بود که برای بسیاری از ایرانیان، به سنتی هفتگی بدل شده بود. آدینهها با صدای او آغاز میشد؛ با لحنی گرم و پرکشش که حتی عادیترین صحنهها را به خاطرهای ماندگار بدل میکرد.
گروه ورزشی، سینا حسینی: گزارشهای او از رقابتهای لیگ بسکتبال آمریکا در دهه شصت، فراتر از یک برنامه ورزشی بود؛ تجربهای جمعی که مخاطبان را نه فقط برای تماشای بازی، بلکه برای زیستن در روایت، پای تلویزیون مینشاند. با هر پاس و هر پرتاب، این صدای آتشی بود که جریان بازی را جان میبخشید، به تصویر روح میداد و تماشاگر را در متن لحظه شریک میکرد.
چهرهای که بعدها در قاب تلویزیون شناخته شد، پیش از آن در سکوت و بیادعا، نقشی بنیادیتر ایفا کرده بود. آتشی پیش از هر چیز یک معلم بود؛ آموزگاری که از دل کلاسها و زمینهای ساده تمرین برخاست. او جویای نامها نبود، جویای استعدادها بود. نگاه دقیق و دلسوزش، بسیاری از چهرههای آیندهدار بسکتبال ایران را کشف و به جامعه این ورزش معرفی کرد. از همین روست که نام او، بیش از آنکه یادآور یک گزارشگر باشد، یادآور معلمی است که بذرهای ماندگار کاشت.
دامنه تأثیر او اما به بسکتبال محدود نماند. در سالهای پرتنش پس از انقلاب، در کنار منصور پورحیدری، نقشی درخور توجه در تاریخ فوتبال ایران ایفا کرد؛ مشارکت در نامگذاری باشگاه استقلال. از این رو، برای بسیاری از هواداران این تیم، آتشی صرفاً یک نام نیست، بلکه بخشی از هویت تاریخی باشگاه است؛ حضوری معنوی که رد آن در شکلگیری یک نام بزرگ باقی مانده است.
مرور زندگی او، در حقیقت بازخوانی بخشی از خاطرات جمعی ماست؛ خاطراتی که در آن، صدایش با هیجان ورزش درآمیخته است. بسیاری از چهرههای برجسته ورزش ایران، از او بهعنوان نقطهای اثرگذار در مسیر حرفهای خود یاد میکنند؛ نشانهای روشن از اینکه آتشی نهتنها در ذهن مخاطبان، بلکه در سرنوشت ورزش این سرزمین نیز حضوری تعیینکننده داشته است.
اکنون که دیگر در میان ما نیست، بیش از هر چیز جای خالی «لحن» او احساس میشود؛ لحنی که در آن، هیجان به سطحیگری نمیلغزید و دانش به خودنمایی آلوده نمیشد. صدایی صادق که ماندگاریاش را از همین صداقت میگرفت.
در نبود عنایتالله آتشی، ورزش ایران تنها یک گزارشگر یا مربی را از دست نداده است؛ معلمی را از دست داده که میدانست چگونه بیهیاهو اثر بگذارد، چگونه نسلی را پرورش دهد و چگونه در حافظه جمعی، ماندگار بماند.
صدرالدین کاظمی، گزارشگر کشتی در گفتوگو با «ایران»:
صدای عنایت آتشی فراموش شدنی نیست
ورزش ایران یک آدم درجه یک را از دست داد
پریسا غفاری/ نام عنایتالله آتشی با بسکتبال ایران گره خورده است و این نام از زمین بازی تا نیمکت مربیگری و از پشت میکروفن گزارشگری تا صفحه کتاب به چشم میخورد. او نه فقط یک چهره ورزشی، بلکه بخشی از حافظه تاریخی بسکتبال ایران بود. اما آنچه او را متمایز از دیگر ورزشکاران میکرد، مردمی بودن و سطح بالای سوادش بود؛ همچنین صدایی که سالها با لحنی گرم و تحلیلهای دقیق، بسکتبال را به خانهها آورد و به این رشته جان بخشید. به بهانه درگذشت عنایتالله آتشی با صدرالدین کاظمی، گزارشگر نام آشنای کشتی ایران گفتوگو کردیم تا درباره شادروان آتشی با او حرف بزنیم. در ادامه متن کامل گفتوگوی صدرالدین کاظمی با «ایران» را میخوانید.
اولین خاطرهای که از شادروان آتشی در تمرینات یا مسابقات بسکتبال در ذهن دارید را برایمان روایت کنید.
سالهایی که زیر نظر جمشید شریعتنژاد بسکتبال بازی میکردم با عنایت آشنا شدم. به خاطر دارم تیم ما با کاپیتانی سعید ارمغانی، مقابل شاگردان محمود پورشرفی در تیم رستاخیز که مرحوم آتشی هم عضو آن بود، همیشه در فینال بازی میکردیم و اغلب اوقات ما بازنده میدان بودیم. در آن زمان مرحوم بازیکن تیم ملی بود. مردی که در میدان هم بااخلاق بود و برای من افتخار بزرگی است که با این چهره ارزشمند آشنا شدم.
چه عاملی باعث شد عنایتالله آتشی از دیگر چهرههای بسکتبال متمایز شود؟
توانایی بسیاری در بازیکنی، مربیگری و مدیریت داشت. اخلاق پسندیده و فروتنانهاش همیشه زبانزد جامعه ورزش بود. انسانی چندبعدی که فکر نمیکنم بسکتبال تا به حال سراغ داشته باشد.
رفاقت شما با مرحوم عنایت آتشی به سالهای بسیار دور بازمیگردد، گفته میشود او نقش تأثیرگذاری در حوزه فعالیت رسانهای شما داشت .
سال ۱۹۹۰ میلادی بود، به عنوان گزارشگر به مسابقات قهرمانی جوانان آسیا در ژاپن اعزام شدم. در طول آن بازیها همکاری ویژهای با من داشت، چرا که اولین گزارش تخصصیام از بسکتبال را انجام میدادم. همچنین در المپیک ۱۹۹۶ آمریکا به خاطر دارم بهطور مستقیم مسابقات کشتی از رادیو پخش زنده شد. وقتی به تهران برگشتم، اولین کسی که در فرودگاه مهرآباد به سراغم آمد، مرحوم آتشی بود. خیلی دوستانه مرا در آغوش گرفت و از گزارشهایم تعریف کرد و درخواست کرد که ادامه بدهم. او در جایی که همه در امور کاری مخالف همدیگر هستند، فروتنانه از من خواست به کارم با جدیت ادامه بدهم، چرا که معتقد بود روزهای خوبی را در گزارشگری کشتی خواهم داشت.
بسیاری از کسانی که با عنایت آتشی در حوزه رسانه فعالیت کردهاند، معتقدند او مثل یک معلم دلسوز بود.
من و آتشی در شبکه ورزش و رادیو همکار شدیم و نزدیک هم مینشستیم و صحبتهای طولانی میکردیم. همیشه نکات فنی گزارشگری را از او یاد میگرفتم. ولی نکته جالب این بود که به لحاظ فنی با کشتی آشنا بود و اطلاعات عمیقی از این رشته داشت. ایشان در هر کاری قدم میگذاشت بینظیر کار میکرد. تواضع، فروتنی، دانش و اخلاق پسندیده توأم با درسآموزی، او را به یک استثنا در ورزش ایران تبدیل کرده بود. به نظرم فعالیت تماموقت در تمام عرصههای بازیکنی، مربیگری و گزارشگری از او یک استاد تمام ساخت.
بسیاری از کارشناسان معتقدند جای خالی او در رسانه به سادگی پر نمیشود.
صدای دلنشین و لحن متفاوت و اثرگذار عنایت آتشی در گزارش مسابقات بسکتبال فراموششدنی نیست. صدایی که سالها نقطه تلاقی با بازیهای مختلف بسکتبال بود؛ از باشگاهی تا ملی. صدایی به درازای برنامه «بسکتبال نوین» چند دهه پیش تا بسکتبالِ همیشه جذاب و پرشور NBA. من که سالها با او در ارتباط بودم، دانش مربیگری و فهم بسکتبالش واقعاً حیرتزدهام میکرد. صحبت از تأثیرگذاری تاکتیکهای پیچیده در بسکتبال به هنگام گزارش، علم او را به این رشته نشان میداد. واقعاً یک کارشناس واقعی و یک گزارشگر متخصص بود.
وقتی خبر درگذشت عنایت آتشی را شنیدید چه حسی داشتید؟
حس غریبی ندارم، فقط فقدان این آدمهاست که تکرارناشدنی هستند. اینها اسطورههای بیتکرارند و فقدانشان زجرآور و تأسفآور است، اما نمیشود با گذر عمر و طبیعت زندگی مبارزه و آن را نفی کرد. تنها کاری که میتوانیم انجام دهیم این است که همدیگر را دریابیم و نگذاریم وقت همراهی و کنار هم بودن را از دست بدهیم. از صمیم قلبم به جامعه ورزشی ایران تسلیت میگویم که یک آدم درجهیک و کاردان را از دست دادند.
حافظه جمعی ورزش ایران
حسن روشن
پیشکسوت استقلال
اگر شخصیتهایی چون عنایتالله آتشی نبودند، بیتردید هویت ۸۰ ساله باشگاه استقلال نیز به شکل امروزین آن شکل نمیگرفت. او نهفقط یک چهره ورزشی، بلکه نمادی اصیل از فرهنگ اخلاقی و حرفهای ورزش ایران و باشگاه استقلال بود؛ شخصیتی جنتلمن، اثرگذار و ماندگار که هم در میدان عمل حضور داشت و هم در روایت و حافظه جمعی ورزش این سرزمین.
آشنایی من با مرحوم عنایتالله آتشی به سال ۱۳۴۳ بازمیگردد؛ زمانی که برای مسابقات آموزشگاههای کشور، هر دو در عرصه ورزش حضور داشتیم. از همان دوران، نشانههای شخصیت دقیق، منظم و در عین حال صمیمی او کاملاً مشهود بود. در سالهای پس از آن نیز، این ارتباط در بسترهای مختلف ورزشی ادامه یافت و هر بار بیش از پیش بر عمق احترام و علاقهام نسبت به او افزوده شد.
پس از انقلاب و در شرایطی که فشارها و نگاههای متفاوتی نسبت به باشگاه تاج وجود داشت، او به همراه مرحوم منصور پورحیدری و پدرم ـ که وکیل باشگاه بود ـ نقشی تعیینکننده در حفظ و تثبیت نام «استقلال» ایفا کرد. در میان دو نام «آزادی» و «استقلال»، این نام دوم بود که با سماجت، آگاهی و درایت جمعی آنان برای باشگاه برگزیده شد؛ تصمیمی که امروز، آبیپوشان پایتخت و میلیونها هوادار، میراثدار آن هستند.
برای من نیز افتخاری بزرگ بود که در دوره حضورم در باشگاه استقلال، از نزدیک با این چهره ارزشمند همنشین و همصحبت باشم. دغدغههای او برای ورزش کشور، بویژه بسکتبال و استقلال، همواره عمیق، جدی و مسئولانه بود. او را میتوان بهحق از حامیان و دلسوزان واقعی ورزشکاران نسل تاج دانست؛ فردی که در بزنگاههای مهم، پشتیبان و همراه بسیاری از آنان بود.
در کنار این همه، جایگاه انسانی او نیز کمنظیر بود. شخصیتی محبوب، خوشبرخورد و دوستداشتنی داشت؛ خوشپوش، خوشبیان و مسلط بر هنر ارتباط با انسانها. در تمام سالهایی که او را میشناختم، هرگز ندیدم درباره کسی سخن ناخوشایند بگوید یا به بدگویی از دیگران بپردازد؛ و این، خود گواهی روشن بر بزرگی روح اوست.
صدای او در گزارشهای رادیویی و تلویزیونی، بویژه در برنامه «بسکتبال نوین»، برای بسیاری از علاقهمندان ورزش، شور و هیجان خاصی به همراه داشت. من نیز از جمله مخاطبان پر و پا قرص این برنامه بودم و جمعهصبحها با اشتیاق ویژهای آن را دنبال میکردم.
در روزهایی که در بستر بیماری بود، فرصتی دست داد تا به ملاقاتش بروم. در همان دیدار نیز، همچنان ذهن و دلش درگیر استقلال و بسکتبال بود. حتی در واپسین گفتوگوها، دغدغهاش آینده این دو حوزه بود. در جشن ۸۰ سالگی باشگاه استقلال نیز در کنار هم نشسته بودیم؛ حضوری که برای او بسیار دلنشین بود و بارها با خوشحالی از گردهم آمدن نسلهای مختلف این باشگاه سخن میگفت و تأکید داشت که چنین جمعهایی نباید فراموش شوند.
مرحوم عنایتالله آتشی متولد ۱۶ مرداد ۱۳۲۴ در جهرم فارس بود. همیشه با لبخند و طنز خاص خود میگفت: «من، بسکتبال ایران و باشگاه تاج همسن هستیم؛ سال تولد هر سه یکی است.» جملهای که در عین سادگی، عمق پیوند او با تاریخ ورزش این سرزمین را نشان میداد.
یاد و نام او، در حافظه ورزش ایران و بویژه باشگاه استقلال، ماندگار خواهد ماند.
تاریخ زنده بسکتبال ایران
امیر ایلیاوی
پیشکسوت بسکتبال
درگذشت عنایتالله آتشی تنها فقدان یک چهره ورزشی نیست؛ بلکه پایان یافتن بخشی از روایت زنده بسکتبال ایران است؛ روایتی که او، هم در آن بازی کرد، هم آن را ساخت و هم سالها آن را برای دیگران بازگو کرد.
آشنایی من با زندهیاد عنایتالله آتشی به سال ۱۳۴۳ بازمیگردد؛ زمانی که برای مسابقات آموزشگاههای کشور، هر دو از استان فارس در یک تیم قرار گرفتیم. همان آشنایی، سرآغاز دوستیای شد که بیش از شصت سال ادامه یافت. در همان سال، هر دو برای اردوی ملی بلندقامتان نیز انتخاب شدیم و در تورنمنت تهران، در کنار تیم ملی، برابر دو تیم خارجی به میدان رفتیم.
آتشی از اولین افرادی بود که به باشگاه استقلال انسجام و ساختار بخشید. او در سالهای ۶۰ تا ۷۰ شمسی، هدایت تیمهای ملی را بر عهده داشت و در بیش از ده تیم باشگاهی نیز مربیگری کرد. از نظر شخصیت حرفهای و دانش فنی، در سطحی مثالزدنی قرار داشت و با گذراندن دورههای تخصصی در آمریکا، بالاترین استانداردهای فنی بسکتبال را به ایران آورد. از او بهحق میتوان بهعنوان یکی از بنیانگذاران لیگ بسکتبال ایران یاد کرد.
در دوران هدایت او در تیم پرسپولیس، بارها طعم قهرمانی را چشیدیم. او با مدیریتی توانمند، همواره در ساختار فدراسیون بسکتبال نیز حضوری مؤثر داشت و در دورههای مختلف بهعنوان عضو هیأترئیسه فعالیت میکرد. به باور من، کمتر کسی را در ورزش میتوان یافت که هم در زمین بازی، هم در مربیگری و هم در مدیریت، تا این اندازه جامع و توانمند باشد.
از ویژگیهای شخصیتی او که شاید در ظاهر با حرفهاش در تناقض مینمود، صدای بلندش در تایمهای فنی بود؛ اما همین که سوت پایان به صدا درمیآمد، آرامشی عمیق و رفتاری مهربان جای آن هیجان را میگرفت. در تمام این شصت سال رفاقت، چه در دوران همبازی بودن و چه در زمانی که مربیام بود، هرگز عصبانیت یا بیادبی از او ندیدم. انسانی بود بسیار مؤدب، متین و فروتن؛ هرگز از حد و جایگاه خود فراتر نمیرفت و از غرور و فخرفروشی دوری میکرد.
آتشی تمام عمر خود را وقف بسکتبال کرد؛ چنانکه تصور تکرار انسانی با این گستره از تعهد و اثرگذاری در ورزش دشوار است. به باور من، در تاریخ بسکتبال ایران دو چهره بیش از دیگران اثرگذار بودند: زندهیاد محمود مشحون و عنایتالله آتشی؛ که هر دو را، با اندوهی عمیق، از دست دادهایم.
آتشی خود تاریخ زنده بسکتبال ایران بود؛ انسانی کامل به معنای واقعی کلمه. دوستی با او برای من همواره مایه افتخار بوده و خواهد ماند.
پدر بسکتبال نوین ایران
رضا درویش
مدیرعامل اسبق پرسپولیس
عنایتالله آتشی از نسلهایی بود که بسکتبال ایران را از زمینهای ساده و ابتدایی، به سوی ساختاری منسجمتر و حرفهایتر هدایت کرد؛ نسلی که هم شاهد دگرگونیها بود و هم خود در شکلگیری آن نقش مستقیم داشت. با درگذشت او، تنها یک فرد از میان ما نرفت، بلکه بخشی از حافظه زنده بسکتبال ایران خاموش شد؛ صدایی که برای چند نسل هم آموزش بود هم خاطره و هم تاریخ شفاهی این ورزش.
او از اولین مربیانی بود که پیش از انقلاب برای گذراندن دورههای تکمیلی مربیگری به خارج از کشور اعزام شد و پس از بازگشت، با دانش و تجربهای تازه، نقشی مؤثر در تحول بسکتبال ایران، بهویژه در ردههای پایه نوجوانان و جوانان ایفا کرد. من از سال ۱۳۵۵ افتخار شاگردی او را داشتم و بیتردید میتوانم او را از پایهگذاران بسکتبال نوین ایران بدانم. زمانی که در باشگاه استقلال و در دوره مدیریت آقای شاهحسینی، رئیس وقت سازمان تربیت بدنی، آکادمی بسکتبال را راهاندازی کرد، بهعنوان مدیر بسکتبال باشگاههای استقلال در سراسر کشور معرفی شد و در ساماندهی و انسجام ساختارهای این مجموعه نقش مهمی بر عهده گرفت.
از سال ۱۳۶۲ نیز به باشگاه پرسپولیس پیوست و با حضور بازیکنانی چون امیر ایلیاوی، سبکتکین، مهران شاهینطبع و خلخالی، بسکتبال این باشگاه را از نو بنیان گذاشت و موفق شد افتخاراتی را برای آن رقم بزند. من نیز از سال ۱۳۶۴ بهعنوان مدیر و سرپرست بسکتبال پرسپولیس در کنار او قرار گرفتم و تا سال ۱۳۷۰ همکاری نزدیکی با او داشتم.
آتشی برخلاف بسیاری از چهرههای ورزشی، فعالیت خود را به عرصههای اقتصادی یا تجاری گره نزده بود؛ زندگی او در سالنهای بسکتبال خلاصه میشد. برای ما او تنها یک مربی نبود، بلکه در بسیاری از امور زندگی و تحصیل نیز نقش پشتیبان و راهنما را داشت؛ نقشی که امروز در ورزش ما کمتر دیده میشود.
در تمرینها جدی و سختگیر بود، اما پس از پایان تمرین، چهرهای صمیمی و رفیقگونه داشت. به احوالپرسی شاگردان و همراهانش اهمیت ویژه میداد و همین ویژگی انسانی، جایگاه او را فراتر از یک مربی صرف قرار میداد.
شاید به همین دلیل بود که در مراسم تشییع او، جمعی گسترده از اهالی ورزش حضور یافتند. با این حال، اگر از بسیاری از همان افراد پرسیده شود آخرین بار چه زمانی با او تماس داشتهاند یا احوالی از او جویا شدهاند، شاید پاسخ ماهها و حتی سالها سکوت باشد. این خود یادآور نکتهای مهم است: قدر دانستن بزرگان، پیش از آنکه تنها به خاطره بدل شوند.
معلمی دلسوز و با حوصله
رضا مشحون
پیشکسوت بسکتبال
بسکتبال ایران یکی از بهترینهای خود را از دست داد. به باور من، او در کنار مرحوم برادرم، محمود مشحون، بیشترین خدمات را به این رشته ارائه کردند.
آنها که با عنایت آتشی آشنایی دارند، میدانند که همهچیز در زندگی او به یک اصل واحد گره خورده بود: بسکتبال. وقتی از تاریخ این رشته سخن میگوییم، بیاختیار به روایتهایی میرسیم که از خلال نگاه و صدای او شکل گرفتهاند. چند جلد کتابی که از او به یادگار مانده، بخش مهمی از میراث ارزشمند اوست.
او در بسکتبال، تمامی مدارج-بازیکنی تا مربیگری، مدیریت و گزارشگری-را یکبهیک و بهطور کامل پشت سر گذاشت و گویی تاریخ زندهای از بسکتبال را با خود حمل میکرد. در جایگاههای مختلفی همچون مربی تیمهای ملی و حدود ۱۰ تیم باشگاهی، مدیر باشگاه استقلال و معاونت استادیوم آزادی فعالیت داشت.
او انسانی بسیار منظم، مرتب، دوستداشتنی و سالم بود. سالها در فدراسیون بسکتبال به عنوان دبیر، به همراه برادرم خدمت کردند و در این مسیر، نتایج و افتخارات بسیاری در ردههای مختلف به دست آوردیم. زحمات او در این جایگاه کاملاً محسوس و آشکار بود.
آتشی از نظر شخصیتی، فردی خوشمشرب، رفیقدوست و باصفا بود. چندین سفر داخلی و خارجی را در کنار او تجربه کردم و از همسفری و هماتاقی با او لذت بردم. همواره احساس مسئولیت میکرد و مراقب بود مشکلی در تیم به وجود نیاید. نسبت به همه نهایت محبت را داشت. واقعاً بسکتبال ایران یکی از بهترینهای خود را از دست داد.
او چهرهای نامآشنا در بسکتبال ایران بود و برای این رشته زحمات بسیاری کشید. سالهای طولانی به عنوان گزارشگر تلویزیونی فعالیت داشت و بازیهای ملی، باشگاهی ایران و حتی مسابقات اروپایی و آمریکایی را گزارش میکرد؛ صدایی ماندگار که جمعهها ما را پای تلویزیون میخکوب میکرد.
خاطرات ورزشی فراوانی با او دارم که شاید بسیاری از آنها قابل بازگو کردن نباشد. عنایت بسیار بذلهگو بود. عادت داشت هنگام شوخی یا خطاب قرار دادن دیگران، به آنها شماره بدهد؛ مثلاً اگر میخواست بگوید کسی چندان به کار نمیآید، شماره ۲۲ را به او اختصاص میداد. با این حال، هیچگاه با کسی مشکلی نداشت و وارد حاشیه نمیشد.
زحمات او در بسکتبال غیرقابل انکار است. در سالهایی که در فدراسیون در کنار او بودم و او عضو هیأترئیسه بود، چیزهای زیادی آموختم و تجربههای ارزشمندی کسب کردم. در عرصههای مدیریت، مربیگری، رسانه و دیگر حوزهها، نقش مؤثری ایفا کرد و اتفاقات مثبتی رقم زد.
بسکتبال ایران یکی از بهترینهای خود را از دست داد؛ فقدانی که بیتردید جای تأسف بسیار دارد.
انتهای پیام/