بهزاد مهری بابادی کیست و چرا در چهارمحال و بختیاری محبوبیت دارد ؟ / کسی درد فهمیدن و فهماندن کار اوست
جامعه
152093
بهزاد مهریبابادی، معلم دو روستای «حوردان» و «گنگرستان» در منطقه بازفت شهرستان کوهرنگ از توابع استان چهارمحال و بختیاری، یک روز در هفته با قایقی دستساز از رودخانه عبور میکند تا به دانشآموزانش درس بدهد. به گفته مهریبابادی، با تعطیلی مدارس و برگزاری کلاسهای آنلاین در دوران جنگ و آتشبس، آموزش برای دانشآموزانش سختتر شده، چون نه تلفن همراه دارند و نه اینترنت؛ به همین دلیل حالا هفتهای یکبار به خانههای آنها میرود تا از درس و آموزش جا نمانند.
مرجان قندی؛ گروه گزارش: مهریبابادی، معلم ۲۹ ساله اهل شهرستان کوهرنگ دو سال است در آموزش و پرورش خدمت میکند و در حال حاضر تدریس به دانشآموزان کلاسهای چندپایه روستاهای «حوردان» و «گنگرستان» در منطقه صعبالعبور بازفت را برعهده دارد. او میگوید:«انتخاب این منطقه با وجود فاصله ۲۰۰ کیلومتری از خانه تا مدرسه، برایم تصمیمی آگاهانه بود چون به اعتقاد من هیچ کودکی نباید به دلیل دوری راه از حق آموزش محروم بماند. رفتوآمد بین این دو روستای کوهستانی سخت است چون هم جاده ارتباطی ندارند و هم عبور از رودخانه منطقه که بدون پل است، روزانه چندین ساعت از وقتم را میگیرد، اما با دیدن شوق یادگیری در چشم دانشآموزانم همه خستگی و سختی مسیر از تنم بیرون میرود.»
او با اشاره به اینکه سختی مسیر بخشی از واقعیت کار معلمان در مناطق دورافتاده است، میگوید:«انگیزه اصلیام لبخند دانشآموزان و پیشرفت آنهاست. با وجود مسئولیت سنگینی که در این شرایط برعهده دارم، حقوق و مزایایم تفاوتی با سایر معلمان ندارد و امتیاز یا حمایت ویژهای دریافت نمیکنم، اما دیدن رشد و یادگیری کودکان این منطقه محروم به من احساس آرامش میدهد و احساس میکنم در جای درستی ایستادهام.»
مهریبابادی به بزرگترین دلگرمیاش در این مسیر اشاره میکند و توضیح میدهد:«خانوادهام با وجود نگرانیهایی که درباره مسیرهای سختگذر و شرایط کاریام دارند، همیشه پشتیبانم هستند و همین همراهی خانواده بزرگترین دلگرمیام در ادامه این مسیر سخت، اما ارزشمند است.»
تردد خطرناک با «بلم» برای الفبای مهربانی
این معلم فداکار درباره وضعیت تردد میان دو روستا میگوید:«عبور از رودخانه با «بلم» یا همان قایق دستساز محلی، بویژه در زمان بارندگی، بدون خطر نیست و جریان تند آب همیشه نگرانیهایی به همراه دارد، با این حال تا به حال به لطف خدا و با احتیاطهایی که میکنم، حادثه جدی در این مسیر برایم اتفاق نیفتاده است. بلمی که با آن رفتوآمد میکنم، قایقی ساده و محلی است که از پوست گوسفند ساخته میشود و از امکانات خاصی برخوردار نیست و بیشتر تکیهام در استفاده از این قایق دستساز بر تجربه شخصی و کمک مردم محلی است.»
مهریبابادی با بیان اینکه امکانات آموزشی در این دو روستا بسیار محدود است، توضیح میدهد:«کلاسهای درس در کانکسها برگزار میشود. آنها از داشتن هر گونه ابزار کمکآموزشی محروم هستند. دانشآموزان علاوه بر کمبود امکانات، با چالشهای بزرگی مثل سختی رفتوآمد هم روبهرو هستند؛ اما با وجود این، انگیزه بالای این بچهها برای درس و مدرسه بسیار زیاد است.»
او میگوید:«در دوران جنگ تحمیلی سوم و تعطیلی مدارس، به دلیل نبود زیرساختهای لازم مثل اینترنت، گوشی هوشمند و دسترسی به برنامه آموزشی شاد، تلاش کردم آموزش را متوقف نکنم. برای ادامه تدریس به خانههای دانشآموزان میروم یا کلاسها را در فضای باز برگزار میکنم. زمانی که دانشآموزان من را در روستا و محله زندگیشان میبینند، با شور و شوق از من استقبال میکنند و همین احساس قدردانی، برایم به اندازه تمام پاداشها ارزش دارد.»
این معلم به یکی از ماندگارترین خاطراتش در این دوران اشاره و تعریف میکند:«اولین روزی که اولیای دانشآموزان برای عبور من از رودخانه کمکم کردند و به استقبالم آمدند، فهمیدم آموزش برای این مردم فقط درس نیست؛ امید است. آن لحظه هرگز از ذهنم پاک نمیشود.»
مهریبابادی میگوید:«به دلیل امنیت دانشآموزان در زمان جنگ و آتشبس، قرار شد کلاسها را در خانه دانشآموزان برگزار کنم. وقتی وارد خانههای دانشآموزان میشوم، احساسی فراتر از معلم بودن دارم. اهالی روستا من را عضوی از خانواده خود میدانند و همین اعتماد و صمیمیت خانوادهها، مسئولیت من را در قبال آموزش دانشآموزانم سنگینتر میکند.»
به اعتقاد مهریبابادی، آینده کشور از همین کلاسهای کوچک روستایی ساخته میشود. او میگوید:«خیلیها لطف دارند عنوان قهرمان یا فداکار را به من میدهند، اما من فقط معلمی هستم که برای آیندهسازان کشورم تلاش میکنم. در واقع من این مسیر سخت را برای رسیدن به یک مقصد روشن میروم. البته لازم میدانم از آقای موسایی، رئیس آموزش و پرورش شهرستان که با نگاه پدرانه و حمایتهای همهجانبه برای معلمان این منطقه محروم کوهرنگ تلاش میکنند، قدردانی کنم.»
برش
قابهایی از فداکاری
مریم آلمؤمن دهکردی، عکاس و معلم، در روایتی تصویری تلاشهای بهزاد مهریبابادی را به تصویر کشیده است. او میگوید: «چهار سال است که وارد حرفه معلمی شدهام و دبیر هنر در مقطع متوسطه اول هستم. ۱۶ سال هم سابقه فعالیت در حوزه عکاسی دارم.»
آلمؤمن دهکردی میگوید:«معلمی در این استان با چالشهای متعددی همراه است؛ مثل اینکه معلمان بعد از استخدام، باید چند سالی از دوران خدمت خود را در مناطق محروم بگذرانند.»
او میگوید:«معلمان بسیاری در مناطق محروم و عشایری استان با سختیهای فراوانی روبهرو هستند و همین موضوع من را به فکر ثبت و روایت زندگی یکی از این معلمان انداخت. در برخی روستاهای دورافتاده حتی برای یک دانشآموز هم معلم اعزام میشود و معلم باید ساعتها در مسیرهای دشوار کوهستانی، از میان جنگلها، رودخانهها و راههای سختگذر عبور کند تا به مدرسه برسد.» آلمؤمن دهکردی میگوید:«گاهی سختی این مناطق به حدی است که وقتی معلمان به روستایی با شرایط کمی بهتر در همان منطقه منتقل میشوند، احساس میکنند به شهر آمدهاند! در برخی نقاط، معلمان مجبورند ساعتها از جاده اصلی پیادهروی کنند تا به مدرسه برسند و در بعضی مناطق برفگیر هم شرایط بهگونهای است که با اولین بارش برف راهها بسته میشود و معلمان ناچارند مدتی در همان منطقه بمانند تا مسیرها دوباره باز شود.»
این عکاس با بیان اینکه روایت کردن کار و تلاش چنین معلمانی ضروری است، توضیح میدهد:«تا زمانی که خودم وارد آموزش و پرورش نشده بود، نمیدانستم این ارگان یکی از اولین ارگانهایی است که پیش از هر نهاد دولتی دیگری به مناطق محروم میرسد. در بسیاری از نقاط، ممکن است جادهای وجود نداشته باشد، برق و آب و گاز فراهم نباشد، اما حتماً برای دانشآموزان آن مناطق یک مدرسه هست. معلم اعزامی به این مناطق باید سختترین مسیرها را طی کند تا آموزش متوقف نشود. سختی کار معلمی در چنین شرایطی با حقوقی که دریافت میکنند قابل مقایسه نیست، چون تفاوت دریافتی معلمی که در راههای سختگذر تدریس میکند با معلمی در شهر بسیار ناچیز است و نمیتوانم بگویم که انگیزه مالی آنها را نگه میدارد.» آلمؤمن دهکردی میگوید:«کسی که برای علمآموزی و سواددار شدن و ساختن آینده دیگران تلاش میکند قابل احترام است. معلمانی را میشناسم که با وجود همه سختیها حاضر هستند چندین سال در این مناطق بمانند، چون میدانند اگر آنها نباشند معلم دیگری به آن منطقه نمیآید و فقط دلسوزی آنها و اهمیت دادنشان به بچهها بزرگترین دلیل ماندگاریشان در این مناطق است.»
این عکاس درباره سختترین بخش ثبت تصاویری که همراه با بهزاد مهریبابادی برای رسیدن به مدرسه طی کردند، میگوید:«برای رسیدن به دومین مدرسهای که گزارش تصویری از آن تهیه کنم، حدود هفت ساعت در راه بودیم و عبور از این مسیر سخت و زمانبر، چالش اصلی در این پروژه عکاسی بود.»
انتهای پیام/