وقتی تسکین موقت به عادت پایدار تبدیل میشود
با کاهش نسبی سطح تنشهای اخیر، انتظار میرود بخشی از فشار روانی جامعه نیز فروکش کند؛ با این حال، برخی رفتارهایی که در دورههای پرتنش شکل میگیرند، ممکن است پس از آرامتر شدن فضا نیز ادامه پیدا کنند.
دکتر مهدی قاسمی، متخصص روانپزشکی و رواندرمانگر تحلیلی: مصرف خودسرانه داروهای روانپزشکی یکی از همین رفتارهاست؛ رفتاری که برای کاهش فوری اضطراب یا بیخوابی آغاز میشود، اما در صورت بیتوجهی میتواند به الگویی پایدار و آسیبزا تبدیل شود.
در دورههایی که اضطراب و نااطمینانی افزایش مییابد، برخی افراد برای آرام شدن، خوابیدن یا کاهش فشار روانی به داروهای آرامبخش، ضداضطراب یا خوابآور روی میآورند. این تصمیمها گاه بدون ارزیابی تخصصی و بر پایه توصیه اطرافیان، تجربههای شخصی یا دسترسی آسان به دارو گرفته میشود.
این رفتار در نگاه اول قابل فهم است. وقتی فرد چند شب خوب نخوابیده، تمرکزش کاهش یافته یا بدنش در وضعیت آمادهباش باقی مانده است، ممکن است دنبال راهحلی فوری بگردد. مسأله از جایی آغاز میشود که این راهحل فوری، جای ارزیابی دقیق را میگیرد.
دارو در روانپزشکی میتواند بخشی مهم از درمان باشد، اما زمانی که در چهارچوب پیگیری تخصصی قرار بگیرد. در غیر این صورت، دارو از یک ابزار درمانی هدفمند به وسیلهای برای خاموش کردن سریع علایم تبدیل میشود. آنچه کاهش مییابد، الزاماً خود مسأله نیست؛ بلکه شدت تجربهای است که هنوز درست فهمیده و بررسی نشده است.
در تجربههای بالینی دیده میشود رفتاری که در دورههای پرتنش بهعنوان واکنشی موقت آغاز میشود، در دورههای آرامتر نیز ادامه پیدا میکند. به این ترتیب، مصرف خودسرانه دارو میتواند از یک واکنش گذرا به عادت تبدیل شود؛ عادتی که بویژه در مصرف داروهای آرامبخش و خوابآور، با خطر وابستگی دارویی همراه
است.
گزارشهای سازمان جهانی بهداشت نشان میدهد در شرایط بحرانی، میزان بروز اختلالات اضطرابی و افسردگی افزایش مییابد و در همین فضا، رفتارهایی مانند خوددرمانی با داروهای روانپزشکی نیز بیشتر مشاهده میشود. ادامه این الگوها در دورههای آرامتر میتواند پیامدهای بلندمدتی برای سلامت فردی و عمومی داشته باشد.
این پیامدها فقط به وابستگی دارویی محدود نمیشود. مصرف همزمان داروهای ناسازگار، پنهان ماندن علت اصلی علایم، تجربههای ناموفق و تأخیر در مراجعه به پزشک میتواند مسیر درمان را دشوارتر کند و در نهایت بار بیشتری بر فرد، خانواده و نظام سلامت بگذارد.
در چنین شرایطی، مسأله فقط پرهیز از مصرف خودسرانه دارو نیست؛ مسأله این است که رفتارهایی که برای تحمل فشار شکل میگیرند، اگر بهموقع بازبینی نشوند، میتوانند به بخشی از زندگی پس از بحران تبدیل شوند.
به همین دلیل، در صورت تداوم اختلال مراجعه به روانپزشک باید در اولویت قرار گیرد. مسیر درمان باید بر اساس نیاز واقعی فرد تنظیم شود، نه صرفاً شدت لحظهای علایم.
کاهش تنش، پایان همه پیامدهای روانی آن نیست. گاهی مهمترین مرحله پس از فروکش کردن فضای پرتنش آغاز میشود؛ جایی که باید دید کدام واکنشها موقت بودهاند و کدامیک در حال تبدیل شدن به اختلال پایدار هستند.
انتهای پیام/