زن خدمتکار چگونه از دزدها رو دست خورد ؟

جامعه

152315
زن خدمتکار چگونه از دزدها رو دست خورد ؟

زن خدمتکار که نقشه سرقت کیف حاوی طلا و دلارهای ۳۰ میلیارد تومانی صاحبخانه را کشیده بود از دوستش رو دست خورد و از این سرقت میلیاردی، پولی نصیبش نشد.

گروه حوادث: مرضیه همایونی/ چند روز قبل بود که یکی از همسایه‌های ساختمانی اعیانی در شمال تهران زمانی که خواست به محل کارش برود، متوجه شد در خانه همسایه‌اش باز است. او با این تصور که مرد تاجر و خانواده‌اش داخل خانه هستند به محل کار رفت اما زمانی که برگشت، همچنان در خانه باز بود. او چندین بار مرد صاحبخانه را صدا زد و از آنجایی که پاسخی از سوی او و خانواده‌اش نشنید و از طرفی سرایدار ساختمان هم مدعی بود که او به مسافرت رفته است، موضوع را به پلیس خبر داد.
مأموران پلیس راهی محل شده و با ورود به خانه متوجه به‌هم ریختگی آنجا و سرقت وسایل خانه مرد تاجر شدند. با اعلام موضوع به صاحبخانه وی بلافاصله از سفر برگشت و با سرقت تابلو فرش‌ها و وسایل با ارزش خانه روبه‌رو شد اما وقتی به سراغ چمدانی رفت که حدود ۳۰ میلیارد تومان دلار و طلا داخلش گذاشته بود با صحنه‌ای عجیب مواجه شد، چمدان خالی بود او به مأموران گفت که کسی از جاسازی طلاها و دلارها خبر نداشته است. 
از طرفی دوربین‌های مداربسته خانه اعیانی نشان می‌داد که دو مرد در حالی که سر و صورت‌شان را پوشانده‌اند وارد خانه شده و سناریوی سرقت را رقم زده‌اند.

خدمتکار مشکوک
در تحقیقات مرد جوان گفت: «آنچه می‌خواهم بگویم را مطمئن نیستم اما تنها کسی که به خانه ما رفت و آمد داشت و امکان دارد که دست به این سرقت زده باشد خدمتکار خانه‌مان است. او را یکی از اقوام به ما معرفی کرد و چند سالی می‌شود که برای ما کار می‌کند. مهوش علاوه بر اینکه کارهای خانه را انجام می‌داد از دو فرزندم نیز نگهداری می‌کند. شخص مطمئنی است اما او تنها کسی است که می‌تواند دسترسی به وسایل ما داشته باشد. زمانی که ما قصد سفر داشتیم به مهوش گفتم که دیگر نیاز نیست باهم کار کنیم برای اینکه معلوم نبود ما چه مدت در سفر باشیم و از طرفی قرار بود خانواده‌ام در مسافرت بمانند و من به تنهایی برگردم و نیازی به او نبود.»
با اطلاعاتی که تاجر جوان در اختیار مأموران قرار داد، از او خواستند با مهوش تماس بگیرد اما شماره تلفن همراه زن جوان خاموش بود. همین مسأله شک مأموران را بیش‌تر کرد و به دستور بازپرس دادسرای ویژه سرقت، کارآگاهان پلیس او را بازداشت کردند.
زن جوان اما در تحقیقات منکر ماجرا بود و مأموران در بررسی‌های خود دریافتند او مدتی است که با مردی به نام هومن در ارتباط است اما هومن از زمان سرقت ناپدید شده و تماس‌های بین آنها قطع شده است. از طرفی پیام‌های قبلی هومن و زن خدمتکار مشکوک بود و گرچه آنها سعی داشتند با کد و جملات مخفی اطلاعاتی از سرقت را بین خودشان رد و بدل کنند اما مأموران موفق به رمزگشایی این کدها شدند.

ناپدید شدن بعد از سرقت
خدمتکار خانه اعیانی که چاره‌ای جز بیان حقیقت نمی‌دید، گفت: «کیف حاوی طلا و دلارها را من خالی و داخل کمد لباس‌ها جاسازی کردم. اما سرقت خانه و طلا و دلارها از داخل کمد کار من نبود. من خودم رو دست خوردم آن هم از هومن. زمانی که متوجه شدم مرد تاجر به خاطر جنگ قصد رفتن از تهران را دارد و معلوم نیست کی برگردد و احتمالاً بعد از آن به خارج از کشور می‌رود با خودم گفتم او از کجا می‌فهمد که سرقت طلاها و دلارها کار من بوده است. به همین دلیل آنها را  از داخل چمدان برداشتم و داخل کمد مخفی کردم تا سرفرصت آنها را سرقت کنم.»
او ادامه داد: «یک درصد احتمال دادم که آنها برگردند و متوجه سرقت شوند برای همین نیاز به صحنه‌سازی داشتم. ماجرا را به هومن گفتم و او به همراه دو نفر از دوستانش سناریوی سرقت از خانه مرد تاجر را رقم زد. کلید را از قبل به آنها داده بودم وارد خانه شده و وسایل با ارزش خانه را سرقت کردند. اشتباه بزرگی که آنها کردند این بود که یادشان رفته بود در خانه را ببندند و به همین دلیل ماجرای سرقت خیلی زود لو رفت. اما از آن به بعد من دیگر آنها را ندیدم و خودم هم قربانی هستم. چرا که هومن و دوستانش هر چه سرقت کرده بودند را با خود بردند و تلفن‌های‌شان را هم خاموش کردند.»
با اطلاعاتی که زن خدمتکار داد، کارآگاهان پلیس به سراغ هومن و دوستانش رفته و آنها نیز بازداشت شدند. بدین ترتیب اموال کشف شده در خانه متهمان به مرد تاجر برگردانده شد و تحقیقات دراین خصوص ادامه دارد.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار جامعه