محمد کشتیدار، معاون دانشکده علوم ورزشی دانشگاه فردوسی مشهد در گفتوگو با «ایران»:
رسانه دستگاه تولید اسطوره در جامعه مدرن است
ورزش
152841
در جامعه ایران، اسطورههای ورزشی صرفاً مجموعهای از رکوردها و مدالها نیستند، بلکه نوعی «روایت اجتماعی» از قهرمانیاند که در گذر زمان ساخته، تثبیت یا دگرگون میشوند. چهرههایی مانند غلامرضا تختی نشان میدهند که چگونه یک ورزشکار میتواند از سطح موفقیتهای فردی فراتر برود و به نماد اخلاق، همبستگی و حافظه جمعی یک ملت تبدیل شود؛ نمادی که بیش از آنکه در میدان مسابقه شکل بگیرد، در ذهن و زبان جامعه بازتولید میشود.
پریسا غفاری / اما اسطوره بودن، وضعیتی ثابت و دائمی نیست. هر دوره تاریخی معیارهای تازهای برای قهرمان بودن تولید میکند و همین امر باعث میشود برخی چهرهها برجسته و بعضی دیگر کمرنگ یا حتی فراموش شوند. در ایران معاصر، این فرآیند بهشدت تحتتأثیر تحولات رسانهای قرار گرفته؛ جایی که روایت قهرمانان از انحصار رسانههای رسمی خارج شده و در فضای شبکههای اجتماعی به جریانی چندصدایی و گاه متناقض تبدیل شده است. به بهانه بررسی ظهور و افول اسطورههای ورزشی، با دکتر محمدکشتیدار، معاون دانشکده علوم ورزشی دانشگاه فردوسی مشهد به گفتوگو پرداختیم تا علل شکلگیری این موضوع در جامعه را واکاوی کنیم. متن کامل این مصاحبه را در ادامه میخوانید.
چرا در نگاه جامعه ایران، صرف موفقیتهای ورزشی برای اسطوره شدن کافی نیست و چه مؤلفههای اخلاقی و اجتماعی در این جایگاه نقش دارند؟
قهرمان ورزشی به فردی اطلاق میشود که در سطوح ملی یا بینالمللی به موفقیتهای قابلتوجهی همچون کسب مدال دست یافته و از شهرت برخوردار است. این موفقیت زمانی برجستهتر میشود که فرد بتواند آن را در طول سالیان متمادی تداوم بخشد.
اما مفهوم «اسطوره ورزشی» در جامعه ایران، فراتر از صرف قهرمانی و مدالآوری است. اسطوره ورزشی فردی است که در کنار دستاوردهای حرفهای، واجد سجایای اخلاقی، فضیلت و معرفت باشد. اگر ورزشکاری برای دستیابی به قهرمانی، از مسیرهای غیراخلاقی بهره گیرد، در عمل از جایگاه اسطورهای و پهلوانی فاصله میگیرد.
در این چهارچوب، مؤلفههایی همچون عدالتخواهی، درستکاری، همدردی، نیکوکاری، احترام، انضباط، انصاف، مردانگی، نوعدوستی، مهربانی، ظلمستیزی و یاری رساندن به دیگران، از جمله ویژگیهای بنیادین یک اسطوره ورزشی محسوب میشوند.
جامعه ایرانی با پشتوانه تاریخی عمیق، چه در دوره پیش از اسلام و چه پس از آن و همچنین با تأثیرپذیری از ارزشهای دینی، الگوهای متعددی برای این مفهوم ارائه کرده است.
چهرههای تاریخی و ورزشی مانند پوریای ولی و مرحوم تختی، همگی نمونههایی هستند که علاوه بر درخشش در عرصههای مختلف، فضایل اخلاقی را نیز در عمل به نمایش گذاشتهاند.
نکته مهم آن است که وقتی فردی بهعنوان یک ستاره یا اسطوره در جامعه شناخته میشود، افکار عمومی تنها به عملکرد ورزشی او بسنده نمیکنند، بلکه سبک زندگی، رفتارهای اجتماعی و میزان درک او از مسائل جامعه، از جمله ملیگرایی، فرهنگ مقاومت و تابآوری نیز مورد توجه قرار میگیرد.
در تبدیل یک ورزشکار از قهرمان به اسطوره، پایبندی به ارزشهای فرهنگی و اجتماعی چه نقشی دارند و این فرآیند در بسترهای فرهنگی متفاوت چگونه معنا پیدا میکند؟
ارتقای یک ورزشکار از سطح قهرمانی به جایگاه اسطورهای، مستلزم توجه آگاهانه به «برند شخصی» است؛ برندی که باید بازتابدهنده ارزشها و هنجارهای جامعه باشد.
با توجه به تفاوتهای عمیق میان فرهنگ ایرانی و فرهنگهای دیگر، بویژه جوامع غربی، نظام ارزشی و معیارهای اخلاقی نیز متفاوت تعریف میشوند.
از اینرو، آنچه یک ورزشکار را در جامعه ایران به اسطوره تبدیل میکند، میزان همسویی او با ارزشهای فرهنگی، مذهبی و اجتماعی جامعه خویش است.
در واقع، شناخت دقیق از بستر فرهنگی و باورهای دینی و اجتماعی، به ورزشکار کمک میکند تا تصویری معنادار و قابلقبول از خود ارائه دهد. این شناخت، به همراه پایبندی عملی به ارزشها، زمینهساز ارتقای فرد از سطح قهرمان صرف به جایگاه اسطورهای خواهد بود.
به بیان دیگر، اسطوره شدن نه صرفاً حاصل موفقیتهای ورزشی، بلکه نتیجه تلفیق عملکرد حرفهای با منش اخلاقی، مسئولیتپذیری اجتماعی و درک عمیق از هویت فرهنگی است.
چه ارتباطی میان سنت تاریخی - اخلاقی و نوع نگاه به قهرمانان ورزشی در ایران وجود دارد؟
این موضوع به پیشینه کهن تمدن کشورمان و عمق تاریخی فرهنگ ایرانیـاسلامی بازمیگردد. اگر به حدود ۳۲۰۰ سال پیش از میلاد، یعنی زمان شکلگیری اولین نشانههای تمدن در ایران، نگاه کنیم و سپس مسیر تاریخی آن را تا حدود چهارده قرن پیش، همزمان با ظهور پیامبر اکرم(ص)، مبعث ایشان و هجرت از مکه به مدینه دنبال کنیم، درمییابیم که این بستر تاریخی و فرهنگی حامل مجموعهای از ارزشها و الگوهای رفتاری است.
پس از آن نیز سیره و منش ائمه(ع) ـکه مبتنی بر اخلاق، عدالتخواهی و هدایت اجتماعی استـ بهعنوان الگوهای زیستی و نمادهای قابل اقتدا در جامعه تثبیت شدهاند. ویژگیهایی چون توجه به مستمندان، مهربانی، ظلمستیزی، یاریرسانی به دیگران، فرهنگ مقاومت و تابآوری و نیز نوعی رهبری اخلاقی و اجتماعی، از جمله عناصر بنیادینی هستند که در این سنت تاریخی نهادینه شدهاند.
این پشتوانه فرهنگی ریشهدار، بستری فراهم میکند تا این ارزشها در قالب اسطورههای ورزشی بازتولید شوند. به بیان دیگر، اسطوره ورزشی در ایران صرفاً یک قهرمان مدالآور نیست، بلکه تجلی عینی همین ارزشهای اخلاقی و اجتماعی است.
نقش رسانههای جمعی، بویژه تلویزیون و شبکههای اجتماعی در شکلگیری و گسترش اسطورههای ورزشی تا چه حد قابل توجه است؟
رسانهها با توجه به گستره نفوذ و قدرت شکلدهی به فرهنگ و هویت اجتماعی، نقشی تعیینکننده در توسعه و ترویج ورزش دارند و به همان میزان در فرآیند اسطورهسازی ورزشکاران نیز اثرگذارند. نهادینهسازی و فرهنگسازی درباره اسطورههای ورزشی، بویژه از طریق تلویزیون و شبکههای اجتماعی، در میان نسل جوان ـکه بهطور مداوم در معرض جریانهای محتوایی قرار داردـ تأثیر قابلتوجهی برجای میگذارد.
هرچه این رسانهها بتوانند پیوندی معنادار میان ریشههای تاریخی و فرهنگی ایران با بازنمایی رفتارهای ارزشی ورزشکاران برقرار کنند و این ارزشها را در قالب روایتهای رسانهای برجسته سازند، نقش مؤثرتری در فرهنگسازی ایفا خواهند کرد. در واقع، رسانهها در دنیای مدرن امروز به سطحی از قدرت رسیدهاند که امکان انتقال و تثبیت مفاهیم مختلف را به شکلی گسترده و مؤثر فراهم میکنند.
تلویزیون و سینما از مهمترین بسترها برای اسطورهسازی به شمار میروند؛ چراکه اسطورهها از طریق این رسانهها میتوانند مفاهیم خاصی را به جامعه القا کنند. با این حال، اسطورهها همواره دارای لایههای معنایی متعددی هستند و همین ویژگی به جامعه اجازه میدهد تا در بسترهای زمانی و شرایط مختلف، برداشتها و تفسیرهای متفاوتی از آنها ارائه دهد.
آیا صرف موفقیتهای ورزشی مانند مدالآوری و رکوردشکنی برای اسطوره شدن یک ورزشکار کافی است، یا عوامل دیگری مانند ویژگیهای اخلاقی و زمینههای تربیتی نیز در شکلگیری اسطوره ورزشی نقش تعیینکننده دارند؟
عملکرد ورزشی، بویژه رکوردشکنی، مدالآوری، درخشش در سطح بینالمللی و تکرار این موفقیتها، نقشی اساسی در تبدیل یک ورزشکار به چهرهای شناختهشده در جامعه جهانی دارد. این دستاوردها میتوانند پایه و بنیان اسطوره شدن را شکل دهند. اما این عامل بهتنهایی کافی نیست. در کنار آن، فضیلتهای اخلاقی اهمیت بسیار زیادی دارند؛ ویژگیهایی که ریشه در خانواده، محیطهای تربیتی مانند مدرسه و نیز نقشآفرینی مربیان دارند. این عناصر مکمل، در مجموع، سهمی تعیینکننده در فرآیند اسطورهسازی ایفا میکنند.
چه عواملی بیشترین نقش را در تضعیف یا آسیب دیدن جایگاه اسطورههای ورزشی دارند؟
ستارههای دنیای ورزش همواره بهعنوان الگو و معیار در جامعه شناخته شدهاند و گاه در ذهن افکار عمومی، فراتر از انسانهای عادی تصور میشوند. از اینرو، موفقیتهای بزرگ آنها امری بدیهی تلقی میشود، در حالی که کوچکترین خطاهایشان با واکنشهای شدید و گاه غیرمنصفانه مواجه میگردد. با گسترش شبکههای اجتماعی و افزایش ارتباط مستقیم میان چهرههای ورزشی و عموم مردم، نوعی گرایش به اسطورهسازی تکبعدی شکل گرفته است؛ روندی که در آن، همانقدر که اسطورهها بهسرعت ساخته میشوند، به همان سادگی نیز در معرض تخریب و فروپاشی قرار میگیرند.
رسانهها چه تأثیری در روند «اسطورهزدایی» یا کاهش جایگاه اسطورهها دارند؟
نقش رسانهها بسیارمهم و تعیینکننده است. اگر دنیای باستان را با دنیای امروز مقایسه کنیم، درمییابیم که رسانهها در هر دو سوی این فرآیند اثرگذارند؛ هم در اسطورهسازی و هم در جلوگیری از شکلگیری اسطورهها. در واقع، رسانهها میتوانند بهطور همزمان افراد متعددی را بهعنوان نامزدهای اسطورهشدن به جامعه معرفی کنند.
در دنیای باستان، سالها پس از وقوع یک رویداد، افراد از طریق خواندن آثاری مانند نوشتههای هومر درمییافتند که مثلاً شخصیتی مانند آشیل وجود داشته است؛ اما امروز این انتقال بسیار سریع انجام میشود. روایتها و برداشتهای مشابه با سرعتی بالا منتشر شده و به ذهن مخاطبان راه مییابد. در شرایطی که جامعه نیز آمادگی پذیرش چنین روایتهایی را داشته باشد، فرآیند اسطورهسازی با شتاب بیشتری رخ میدهد.
در دنیای معاصر، علاوه بر قدرت انکارناپذیر سینما و تلویزیون در اسطورهسازی، نباید از نقش فضای مجازی و شبکههای اجتماعی غافل ماند. این رسانهها بهدلیل دسترسی آسان و امکانات گسترده، بهراحتی میتوانند در بزرگنمایی یا حتی تحقیر موضوعات مختلف نقشآفرینی کنند. این بزرگنمایی میتواند بستری برای اسطورهسازی رسانهای فراهم آورد؛ اما در عین حال ممکن است به پرورش اسطورههای مصنوعی منجر شود که پیامدهای مطلوبی ندارند.
رعایت اصول اخلاقی در مطبوعات و نحوه پرداختن به زندگی افراد-بهویژه زندگی شخصی آنها-بسیار حائز اهمیت است تا از بروز تهمتها یا رفتارهای نادرست جلوگیری شود.
چه عوامل و ویژگیهایی باعث میشود اسطورهسازی در رشتههای مختلف ورزشی در ایران مسیرهای متفاوتی داشته باشد؟
در ایران، فوتبال در اولویت توجه عمومی قرار دارد؛ با این حال، کشتی بهعنوان رشتهای که حامل میراث فرهنگی ماست، جایگاه ویژهای دارد. در این حوزه، قهرمانان نامداری داشتهایم که علاوه بر موفقیتهای ورزشی، از فضایل اخلاقی و منش پهلوانی نیز برخوردار بودهاند.
رشتههای کشتی و وزنهبرداری ریشه در تمدن ایرانی دارند. بازتاب این پیشینه را میتوان در جامعه امروز نیز مشاهده کرد؛ جایی که این رشتهها افتخارات و مدالهای متعددی برای کشور به ارمغان آوردهاند. حتی فرهنگ هواداری در این دو رشته نیز از استحکام و عمق قابلتوجهی برخوردار است.
به نظر میرسد که لازم است توجه بیشتری به این ظرفیتها معطوف شود و زمینهای فراهم آید تا الگوهای اسطورهسازی در این رشتهها به سایر حوزههای ورزشی نیز گسترش پیدا کند.
چرا بعضی رشتهها بیشتر از بقیه زمینهساز تولید روایتهای اسطورهای میشوند؟
این موضوع تا حد زیادی به میزان محبوبیت و گستره مخاطبان یک رشته ورزشی در سطح جهان بازمیگردد. برای مثال، فوتبال بهعنوان ورزشی فراگیر، همواره از تبوتاب ویژهای در میان مردم برخوردار بوده است. نمود این مسأله را میتوان در نسل جدید بازیکنانی مانند مسی و رونالدو مشاهده کرد؛ چهرههایی که نهتنها عملکرد ورزشیشان، بلکه ابعاد مختلف زندگی شخصیشان نیز بهطور مستمر در کانون توجه رسانهها قرار دارد و لحظهبهلحظه بازنمایی میشود.
در جامعهای مانند ایران که بخش عمده جمعیت آن را جوانان تشکیل میدهند و ذائقه غالب آنان به فوتبال گرایش دارد، ضرورت دارد بازیکنانی پرورش یابند که علاوه بر برخورداری از سطح فنی بالا، بتوانند تصویری از یک قهرمان ورزشی در تراز جهانی ارائه دهند و ظرفیت تبدیلشدن به اسطوره را داشته باشند.
چرا برخی اسطورهها قرنها در ذهن مردم باقی میمانند، اما در جهان امروز به نظر میرسد خلق و گسترش اسطورههای جدید کمتر شده است؟
در عصر دیجیتال، نقش رسانهها در شکلدهی و تداوم اسطورهها بسیار پررنگ شده است. تولید و انتشار محتوا میتواند بهطور مستقیم بر ماندگاری یا افول چهرههای اسطورهای تأثیر بگذارد. در این میان، اهمیت دارد که از هرگونه رفتار غیراخلاقی پرهیز و در مقابل، با انتشار محتوای مثبت و سازنده، فرآیند الگوسازی و اسطورهسازی در جامعه تقویت شود.
یکی از کلیدیترین عوامل در شکلگیری اسطورهها، نقش مربیان است. مربیان باید مسیر رشد و پیشرفت ورزشکاران را از سنین پایه، یعنی در ردههای نوجوانان، جوانان و بزرگسالان، بهدرستی طراحی و هدایت کنند. چرا که بنیانهای اخلاقی و شخصیتی یک قهرمان-که در آینده میتواند به اسطوره تبدیل شود-از همان دوران کودکی و نوجوانی شکل میگیرد و تثبیت میشود.
دگرگونی در ارزشهای اجتماعی نسلهای جدید چه نقشی در ماندگاری یا افول اسطورهها دارد؟
تغییر ارزشها بهطور طبیعی به نوعی شکاف یا حتی تضاد میان نسلها منجر میشود. نسلی که بر پایه مجموعهای از ارزشهای تثبیتشده رشد کرده است، در مواجهه با نسل جدید-که ارزشهای متفاوتی را پذیرفته-با چالشهایی روبهرو میشود. این تعارضها میتوانند در سطوح مختلفی از زندگی اجتماعی، از خانواده گرفته تا محیط کار و عرصه عمومی، بروز پیدا کنند.
ذائقه ورزشی جوانان و شیوههای گذران اوقات فراغت آنها نیز در انتخاب و شکلگیری اسطورهها نقشی تعیینکننده دارد. علاوه بر این، فناوری و دسترسی گسترده به اطلاعات تأثیری عمیق بر نگرشها و ارزشهای نسل جدید گذاشته است. شبکههای اجتماعی، رسانههای آنلاین و ارتباطات دیجیتال، امکان مواجهه با دیدگاههای متنوع را فراهم کرده و به جوانان فرصت دادهاند تا ارزشهای خود را بازاندیشی کنند.
از اینرو، نسل جدید در مقایسه با نسلهای پیشین، در فرآیند اسطورهسازی نقش فعالتری دارد؛ بویژه از آن جهت که امکان مشارکت گستردهتر همه طبقات اجتماعی در مقام هوادار و حامی فراهم شده است. این امر میتواند انگیزه قهرمانان ورزشی را برای تبدیلشدن به اسطوره افزایش دهد. ارائه یک داوری قطعی در این زمینه نیازمند پژوهشهای دقیقتر است.
اسطورههای قدیمیتر-که ریشه در تاریخ و سنتهای اجتماعی دارند-از ماندگاری بیشتری برخوردار بودهاند. در مقابل، درباره اسطورههای نسل جدید هنوز نیاز به تحقیقات گستردهتری وجود دارد تا مشخص شود چرا ماندگاری آنها کمتر است و چه عواملی در این امر نقش دارد.
نکته مهم آن است که اسطورهها، اگرچه از تاریخ تأثیر میپذیرند، اما این تأثیرپذیری بهگونهای نیست که به تغییرات سریع و آشکار منجر شود. اسطورهها مدعی نوعی ثبات و حتی جاودانگیاند. این ویژگی ناشی از منطق بنیادین اسطورههاست که میکوشند امر تاریخی را به امر طبیعی تبدیل کنند؛ به بیان دیگر، با نوعی «تاریخزدایی» از پدیدهها، به آنها اعتبار و ماندگاری بیشتری میبخشند. از همینرو، تحول اسطورهها فرآیندی پیچیده، تدریجی و اغلب ضمنی
است.
نظام آموزش و استعدادیابی ورزشی تا چه حد در شکلگیری ورزشکاران اسطورهای و برجسته تأثیرگذار است؟
در فرآیند استعدادیابی و نهادینهسازی قهرمانی- که میتواند به اسطورهشدن یک ورزشکار منجر شود- مجموعهای از نهادها و عوامل نقشآفرین هستند. این مسیر از خانواده آغاز میشود، در نظام آموزشی بویژه مدارس تداوم مییابد و در باشگاههای ورزشی شکل حرفهایتری به خود میگیرد.
در سطوح کلانتر نیز نهادهایی همچون ادارات کل ورزش و جوانان استانها، وزارت ورزش، فدراسیونهای تخصصی و هیأتهای ورزشی، هر یک سهم مهمی در پرورش استعدادها دارند. تحقق این هدف مستلزم آن است که استعدادیابی و استعدادپروری نه بهصورت مقطعی، بلکه در قالب یک فرآیند برنامهریزیشده، منسجم و استراتژیک دنبال شود.
شکلگیری اسطورههای ورزشی حاصل یک تلاش فردی صرف نیست، بلکه نتیجه عملکرد هماهنگ و هدفمند مجموعهای از نهادهای اجتماعی است که مسیر رشد و تعالی ورزشکار را هموار میکنند.
عصر دیجیتال چه تأثیری بر مفهوم اسطورههای ورزشی گذاشته است؟
شاید در جهان پیچیده امروز، آخرین موضوعی که به ذهن متبادر شود، وضعیت اسطوره و تجربه اسطورهای باشد. جهانی که مملو از پدیدههای شگفتانگیزی چون پیوند انسان و ماشین، هوش مصنوعی و سفر به فضاست، آنچنان با پرسشها و دغدغههای نوین احاطه شده که تأمل درباره اسطوره، در نگاه اول، کماهمیت جلوه میکند. گویی جهان معاصر بهتدریج از اسطوره تهی شده و با پیشرفت فناوری، این تهیشدگی عمیقتر نیز خواهد شد؛ تا آنجا که سخن گفتن از حماسهها و اسطورهها بیمعنا به نظر برسد.
نگاهی دقیقتر به تولیدات فرهنگی- از حجم گسترده رمانها گرفته تا فیلمها و سریالها- نشان میدهد که عصر هوش مصنوعی، نهتنها از اسطوره خالی نشده، بلکه به یکی از غنیترین ادوار در بازتولید قهرمانان بدل گشته است. پهلوانانی که هرچند در قالبهایی نوین، همچنان همان الگوهای رفتاری اسطورهای را، به معنای کلاسیک آن، بازنمایی
میکنند.
چگونه میتوان نقش رسانههای اجتماعی را در کمرنگ شدن جایگاه اسطورهها تحلیل کرد؟
ظهور شبکههای اجتماعی، مخاطب را از موقعیتی منفعل به کنشگری فعال تبدیل کرده است؛ بهگونهای که کاربران امروز، خود به تولیدکنندگان محتوا تبدیل شدهاند. در این میان، الگوریتمها نقشی تعیینکننده در شکلدهی به تجربه رسانهای ایفا میکنند و این امر، تأثیر رسانهها را پیچیدهتر و چندلایهتر ساخته است.
شبکههای اجتماعی میتوانند از طریق انتخاب و برجستهسازی منابع خبری، تحلیلها و تیترها، به شکلگیری یا تقویت باورهای مخاطبان منتهی شوند. از سوی دیگر، رسانههای جمعی ممکن است تحت تأثیر ملاحظات اقتصادی، سیاسی یا فرهنگی، به تولید پیامهای سوگیرانه روی آورند.
در نتیجه، گسترش بیاعتمادی و انتشار اطلاعات نادرست، به کاهش اعتماد عمومی منجر میشود و در برخی موارد، با تقویت گفتمانهای متضاد، شکافهای اجتماعی را تشدید کرده است. این فضا میتواند هم به تثبیت و هم به تغییر باورها، ارزشها و نگرشهای افراد منجر شود. ازاینرو، درک دقیق این کارکردها برای تحلیلهای اجتماعی، ارتقای سواد رسانهای و نیز سیاستگذاری فرهنگی، امری ضروری و اجتنابناپذیر است.
فرآیند شکلگیری قهرمانان و اسطورههای ورزشی در ایران در سالهای آینده چه مسیری را طی خواهد کرد؟
با توجه به رشد قابلملاحظهای که در توانمندیهای ورزش قهرمانی و حرفهای کشور، هم در بخش مردان و هم زنان، شکل گرفته است، میتوان به آیندهای امیدوارکننده اندیشید. به نظر میرسد در آیندهای نزدیک، مسیر ترقی ورزش ایران شتاب بیشتری بگیرد. در این میان، نقش نهادهای مختلف در نهادینهسازی فرآیند اسطورهسازی نیز پررنگتر خواهد شد و میتواند به شکلگیری چهرههای ماندگار در ورزش کشور منتهی شود.
در فرآیند تبدیل شدن یک ورزشکار به «اسطوره» در ایران، کدام مؤلفه نقش تعیینکنندهتری دارد؟
اگر مسیر رشد یک ورزشکار را در نظر بگیریم- از بستر خانواده، سپس محیطهای آموزشی مانند مدرسه، ورود به باشگاهها و در نهایت راهیابی به تیمهای ملی و عرصههای بینالمللی- در این فرآیند، نقش مربیان بسیار تعیینکننده است. مربیان اغلب نقشی فراتر از آموزش فنی ایفا میکنند و بهنوعی جایگاه پدرانه دارند. از اینرو، تربیت و پرورش خود مربیان اهمیت بسزایی پیدا میکند؛ چراکه آنان باید در کنار مهارتهای ورزشی، میراث فرهنگی و دلبستگی به میهن، فضایل اخلاقی و روحیه معرفت را نیز به نسل جوان منتقل کنند.
نقش فدراسیونها و باشگاههای ورزشی در پررنگتر کردن برخی ورزشکاران چیست و این فرآیند چگونه انجام میشود؟
یافتهها نشان میدهد که ورزش نقشی اساسی در تقویت هویت ملی و افزایش قدرت نرم ایران ایفا میکند. این نقش را میتوان در قالب هشت محور اصلی تحلیل کرد؛ ورزش بهعنوان ابزار اتحاد ملی، نماد فرهنگی و تاریخی، سفیر فرهنگی در عرصه جهانی، میزبانی رویدادهای بینالمللی، مواجهه با چالشهای ساختاری و مدیریتی، بهرهگیری از فرصتهای توسعه ورزش حرفهای، سرمایهگذاری در زیرساختها و ترویج روحیه جوانمردی و اخلاق ورزشی. در چنین چهارچوبی، نقش نهادهای رسمی در برجستهسازی و هدایت مسیر اسطورهسازی بهوضوح نمایان میشود.
تا چه حد شرایط خاص تاریخی و اجتماعی در فرآیند اسطورهپردازی نقش دارند؟
بیتردید، قهرمانان در بستر کشمکشهای رقابتی میان لایههای مختلف اجتماعی شکل میگیرند و بازتولید میشوند. این بازتولید اغلب در هیأت «ابرمردانی» با وجوه قومی، زبانی و دینی رخ میدهد؛ بهگونهای که هویت انسانی آنان، بهمثابه موجوداتی خطاپذیر، به حاشیه رانده میشود. در این فرآیند، کجرویها و اشتباهات نادیده گرفته شده و مجموعهای از ارزشهای والای جمعی بر پیکرهای نوساخته فرافکنی میشود. چنین «بت بیعیب» که در دستگاههای زبانی و روایی ساخته میشود، گاه به معبود گروههایی خاص تبدیل میشوند و هرگونه نقد یا عیبجویی از او، خطایی نابخشودنی تلقی میشود.
چگونه «روایت موفقیت» و بازگویی سختیهای زندگی ورزشکاران بر جایگاه اجتماعی و اسطورهای آنها اثر میگذارد؟
قهرمان، پدیدهای فرهنگی، روانی و تاریخی است که پیوسته در حافظه جمعی ملتها بازتولید میشود. روایتسازی از زندگی او- از رنجها و دشواریها تا مسیر کامیابی- نقشی اساسی در تبدیل یک فرد به اسطوره ایفا میکند، زیرا این روایتها پاسخگوی نیازهای عمیق انسان به معنا، امنیت و همبستگی هستند. قهرمانسازی افراطی و مبتنی بر اغراق یا تحریف، میتواند پیامدهای منفی بههمراه داشته باشد؛ از اینرو، جامعه سالم به قهرمانانی نیاز دارد که در عین الهامبخشی، نقدپذیر و انسانی باقی بمانند، نه اسطورههایی دستنیافتنی.
انتهای پیام/