در گفتوگو با «ایران»
«پرواز همای» خواننده سرود جام جهانی: ایران، مست از شراب تاک تو هستیم
فرهنگ
152872
انتخاب خواننده برای سرود تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی همواره موضوعی مورد توجه بوده است، چرا که این اثر در واقع نماینده فرهنگی ایران در میان کشورهای مختلف محسوب میشود.
ندا سیجانی؛ گروه فرهنگی / در جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶، پرواز همای بهعنوان خواننده سرود تیم ملی ایران انتخاب شده است. او پس از این انتخاب اظهار کرد: «خواندن برای مردم میهندوست و نام جاودانه ایران همیشه برای من افتخار بوده است و زمانی که این افتخار برای تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی باشد، وصفنشدنی است. ایران خط قرمز ماست و بدون شک برای اعتلای نامش، از جان مایه میگذارم.» در ادامه، در گفتوگویی با این خواننده موسیقی ایرانی، جزئیات ساخت سرود تیم ملی ایران برای جام جهانی، از مرحله ایدهپردازی تا تلفیق عناصر موسیقی ایرانی با ارکسترال جهانی و همچنین نگاه او به نقش این اثر در فضای بینالمللی فوتبال مورد بررسی قرار گرفته است که در ادامه میخوانید.
شب گذشته سرود تیم ملی فوتبال ایران برای جام جهانی با حضور شما و همراهی پرشور مردم در میدان انقلاب رونمایی شد. چه انگیزه و دغدغهای باعث شد به سراغ ساخت این اثر بروید و پیام اصلی شما از خلق این سرود چه بود؟
حدود دو ماه پیش، به دعوت یکی از دوستان، جلسهای با احمد دنیامالی برگزار کردیم و در همان جلسه پیشنهاد اجرای سرود تیم ملی ایران برای جام جهانی به من داده شد. این سرود با حمایت سازمان تبلیغات اسلامی و مرکز فرهنگی هنری نهضت برای تیم ملی تولید شده است و برای هر خوانندهای افتخار بزرگی است که در کنار حماسهآفرینی تیم ملی در چنین رویداد بزرگی حضور داشته باشد و نقشی ایفا کند. من هم با افتخار این پیشنهاد را پذیرفتم و تصمیم گرفتم این اثر را با سرایش شعر، آهنگسازی و اجرای ارکسترال بزرگ به سرانجام برسانم. طبیعتاً تولید چنین آثاری با هیجان و حساسیت متفاوتی همراه است و معمولاً انتظار میرود خوانندگانی سراغ این فضا بروند که سبک کاریشان به آثار حماسی و پرانرژی نزدیکتر باشد. بسیاری تصور میکنند هنرمندانی که در موسیقی ایرانی و سنتی فعالیت میکنند، نمیتوانند چنین هیجانی خلق کنند، اما من هیچگاه با این نگاه موافق نبودهام. اثری که برای تیم ملی فوتبال ایران تولید کردم، یک کار متفاوت و بزرگ ارکسترال است که در آن از ترکیب سازهای ایرانی، از جمله سنتور و تنبک، در کنار ارکستر استفاده شده است. تلاش کردم این سرود را متناسب با حالوهوای امروز جامعه بنویسم و پس از آماده شدن، آن را در اختیار وزارت ورزش قرار دادم.
سرود تیم ملی فوتبال ایران در چند قطعه تولید شده و آهنگسازی، تنظیم و سرایش اشعار این اثر برعهده چه کسانی بوده است؟
فیفا برای این پروژه چهار قطعه مشخص را تعریف کرده بود. قطعه نخست با عنوان «Signature Track» بهعنوان امضای رسمی سرود تیم ملی در نظر گرفته شده بود. قطعه دوم با عنوان
«Warm Up» در زمان تمرین بازیکنان داخل ورزشگاه پخش میشود. قطعه سوم،
«Goal Track» است که پس از گلزنی تیم ملی به مدت ۱۹ ثانیه در ورزشگاه پخش خواهد شد. قطعه چهارم نیز مربوط به بخش پایانی مسابقه است که هنگام خروج بازیکنان از زمین فوتبال پخش میشود. این چهارچوب و زمانبندیها از سوی فیفا در اختیار ما قرار گرفت و من تلاش کردم هر چهار قطعه را بر اساس یک متد واحد، با ریتم و ملودی مشخص و هویتی منسجم طراحی و تولید کنم. آهنگسازی، سرایش شعر و تنظیم اصلی این آثار را شخصاً برعهده داشتم. بخش چیدمان ریتم و میکس و مستر قطعات با جابر بهارمست بود و ضبط ارکستر زهی نیز با مدیریت امین غفاری انجام شد.
در ساخت این سرود، تا چه اندازه از عناصر حماسی، ریتمهای کوبنده و حال و هوای موسیقی زورخانهای الهام گرفتید؟ همچنین فضای رقابت، هیجان فوتبال و روحیه جنگندگی تیم ملی چه تأثیری بر شکلگیری این اثر داشت؟
به اعتقاد من، شاید دشوارترین مقطعی که یک آهنگساز بتواند مسئولیت خلق اثری برای تیم ملی را بپذیرد، همین دورهای باشد که ما در آن قرار داریم؛ دورهای از شرایط خاص مثل جنگ تحمیلی. در چنین فضایی، انتقال درست این مفاهیم، احساسات و انرژی به زبان موسیقی، مسئولیتی بسیار سنگین و در عین حال چالشی بزرگ برای هر آهنگسازی است. این رقابتها قرار است در آمریکا برگزار شود و طبیعتاً این سرودها در همان ورزشگاهها و سالنها شنیده خواهند شد؛ فضایی که همه میدانیم از نظر سیاسی و اجتماعی شرایط خاص و حساسی دارد. از سوی دیگر، آگاهیم که برخی افراد با نگاهها و رویکردهای ضدایرانی وارد چنین فضاهایی میشوند و گاهی به دنبال ایجاد حاشیه هستند. در کنار این مسائل، حضور برخی رسانههای معاند که سالها تلاش کردهاند تصویر رابطه صمیمی مردم با هنرمندان و ورزشکاران ایرانی را مخدوش کنند، حساسیت این کار را دوچندان میکرد. به همین دلیل، ضروری بود شعری انتخاب شود که هم بار ملی و حماسی داشته باشد و هم مفاهیمی چون همبستگی، اتحاد و هویت ایرانی را متناسب با شرایط امروز جامعه بازتاب دهد؛ شعری که نام ایران در آن بدرخشد و در عین حال با روح ورزش، رقابت و انگیزه نیز پیوند بخورد. نکته مهم دیگر این است که همزمانی این رویدادها با ایام محرم و شبهای عزاداری، مسئولیت کار را سنگینتر میکرد؛ چرا که این سرود قرار است در همین ایام از رسانه ملی نیز پخش شود. بنابراین آهنگسازی و سرایش چنین اثری در این شرایط، شاید با دشواری مضاعفی همراه بود؛ چرا که هنرمند باید همه این ظرافتها، حساسیتها و ملاحظات فرهنگی، اجتماعی و ملی را همزمان در نظر بگیرد.
چگونه تلاش کردید هویت و اصالت موسیقی ایرانی را با استانداردها و ساختار یک سرود بینالمللی تلفیق کنید؟ با توجه به اینکه در جام جهانی سرودهای متعددی از کشورهای مختلف شنیده میشود، این اثر از نظر موسیقایی و هویتی چه ویژگیهایی دارد که میتواند در این قیاس، نماینده متفاوتی برای ایران باشد؟
همانطور که میدانید، در سالهای گذشته هنرمندانی مانند شکیرا در پروژههای موسیقایی جام جهانی حضور داشتهاند و نکته جالب این است که استایل موسیقایی این آثار معمولاً متناسب با فرهنگ و جغرافیای میزبان تغییر کرده است. برای مثال، زمانی که جام جهانی در آفریقا برگزار شد، موسیقی حالوهوایی برگرفته از ریتمها و موسیقی بومی آفریقا داشت و در دورهای که مسابقات در قطر برگزار شد، از المانها و فضاهای موسیقی عربی بهره گرفته شد.
طبیعی است هنرمندی مانند شکیرا، با ریشه آمریکای جنوبی و فضای موسیقایی لاتین و اسپانیایی، هویت موسیقایی خود را در آثارش حفظ کند و اجرای درخشانی ارائه دهد. اما واقعیت این است که همه کشورهایی که در جام جهانی حضور دارند، تلاش میکنند موسیقی ملی و هویت فرهنگی خود را در آثارشان منعکس کنند و معمولاً این عناصر را با استانداردهای موسیقی جهانی و ارکسترال تلفیق میکنند.
دیدگاهی که من برای این اثر در نظر گرفتم نیز دقیقاً بر همین اساس شکل گرفت؛ استفاده از یک ارکستر بزرگ با ترکیب سازهای بادی برنجی، بادی چوبی و سازهای زهی، در کنار ریتمهای موسیقی الکترونیک و تلفیق آن با موسیقی اصیل ایرانی. در این مسیر، از سازهایی مانند سنتور و تنبک استفاده کردم تا رنگ و هویت ایرانی اثر کاملاً محسوس باشد.
به باور من، ریتم مهمترین عنصر این پروژه بود. تلاش کردم از ساختار حرکتی ریتم ایرانی بهره بگیرم و وزن دوچهارم را با حال و هوای موسیقی ایرانی در بستر ارکستر قرار دهم؛ بخشی که به نظرم یکی از جذابترین ویژگیهای این اثر است. در کنار آن، محتوا و شعر نیز متناسب با فضای امروز جامعه و روحیه ملی سروده شد. صادقانه معتقدم اثری که خلق شده، کاری ارزشمند، متفاوت و قابل توجه است؛ اثری که از نظر ساختار، هویت و کیفیت اجرا میتواند یکی از شاخصترین سرودهایی باشد که تاکنون برای تیم ملی ایران ساخته شده است.
از نگاه شما، موسیقی ایرانی و سنتی تا چه اندازه ظرفیت خلق آثار حماسی و پرهیجان را دارد؛ آثاری که بتوانند با فضای رقابتی، شور جمعی و انرژی میدانهای ورزشی همخوانی داشته باشند؟
به نظر من این دیدگاه که موسیقی ایرانی برای ساخت سرودهای ملی و حماسی مناسب نیست، یک برداشت نادرست است. چنین تصوری معمولاً در ژانرهای مختلف موسیقی هم دیده میشود، اما در نهایت این توانایی هنرمند است که تعیین میکند یک اثر تا چه اندازه میتواند هیجان، قدرت و حس حماسه را منتقل کند.
ما از هر نوازنده، آهنگساز و موزیسین انتظار مشخصی داریم، اما مهمتر از آن این است که اعتماد لازم به هنرمندانی که توانایی بالایی دارند داده شود تا بتوانند در این حوزهها تولید اثر کنند. همچنین انتخاب خوانندگان نیز بسیار مهم است؛ باید از صداهایی استفاده شود که واقعاً ظرفیت و هویت اجرای حماسی دارند و صرفاً به دلیل شناختهشدن یا محبوبیت انتخاب نشوند.
در موسیقی کلاسیک هم با دستهبندیهای دقیق مواجه هستیم؛ برای مثال در آواز اپرایی، صداها به انواع مختلفی مانند تنور دراماتیک یا تنور لیریک تقسیم میشوند. هرکدام از این صداها کاربرد خاص خود را دارند و در ژانر مشخصی بهتر عمل میکنند.
در موسیقی ایرانی نیز چنین تنوعی وجود دارد. برخی خوانندگان صدایی کاملاً لیریک دارند و برخی دیگر توانایی اجرای حماسی بیشتری دارند. برای مثال، در برخی صداها وقتی شنیده میشوند، نوعی حس تاریخ، شکوه و حماسه در ذهن مخاطب تداعی میشود؛ مانند صدای استاد شهرام ناظری که بسیاری از مخاطبان، صدای او را با مفاهیم عمیق و تاریخی ایران پیوند میدهند. بنابراین، اجرای آثار حماسی باید به خوانندگانی سپرده شود که از نظر جنس صدا و تکنیک، ظرفیت این فضا را دارند، نه صرفاً به کسانی که سالها در فضای عاشقانه یا دراماتیک فعالیت کردهاند. چون اگر خوانندهای با هویت صوتی کاملاً عاشقانه و لطیف وارد فضای حماسی شود، ممکن است اثر نهایی آن قدرت و تأثیرگذاری لازم را از دست بدهد.
در ساخت سرود تیم ملی برای جام جهانی، بیشتر سلیقه شخصی شما در انتخاب سبک و ساختار اثر دخیل بوده یا از ابتدا چهارچوب مشخصی برای کار تعیین شده بود؟
هیچکس سفارش یا چهارچوب مشخصی برای انتخاب واژهها به ما نداد، چون خودم این درک و آگاهی را داشتم که در شرایط امروز باید از واژگان و نگاهی استفاده شود که بتواند مردم را به یکدیگر نزدیکتر کند. این سرود در واقع میخواهد این پیام را منتقل کند که «ایران» برای همه یک معنا و مفهوم واحد دارد؛ چه برای کسانی که در داخل کشور زندگی میکنند و چه برای ایرانیانی که در خارج از کشور هستند. در حقیقت، این اثر نوعی پاسخ به نگاههایی است که تلاش میکنند میان هنرمندان، ورزشکاران و مردم فاصله ایجاد کنند یا از رویدادهای ورزشی برداشتهای سیاسی داشته باشند. به همین دلیل، این آهنگ را برای همه کسانی ساختم که در هر جای دنیا، با عشق در کنار جوانان این سرزمین ایستادهاند و نام ایران و ورزش ایران برایشان ارزشمند است.
با توجه به اینکه در سبکهای مختلف موسیقی فعالیت داشتهاید، به نظر شما چه تفاوتها و چه نقاط اشتراکی میان اجرای آثار در ژانرهای مختلف و خواندن سرود ملی وجود دارد، بهویژه با توجه به اینکه این اثر قرار است در فضای بینالمللی جام جهانی پخش شود؟
من خارج از ایران در رشته موسیقی تحصیل کرده ام و از نزدیک با دیدگاههای بینالمللی نسبت به موسیقی ایرانی آشنا شدهام. در این اثر تلاش کردم ترکیبی از هر دو جهان را ارائه دهم؛ از یکسو استفاده از سازهای ارکسترال جهانی و از سوی دیگر بهرهگیری از سازهای ایرانی. در عین حال، ریتم کار کاملاً بر پایه موسیقی ایرانی شکل گرفته و شیوه خوانش نیز تا حدی به فضای موسیقی کلاسیک نزدیک است. به نظر من نتیجه نهایی، اثری است که میتواند شنیدنی و قابلتوجه باشد و در کنار سایر آثار بینالمللی، حضور پررنگی داشته باشد. البته در فضای جام جهانی و فوتبال، مخاطب بیش از هر چیز درگیر هیجان بازی و رقابت است و شاید کمتر به این موضوع فکر شود که موسیقی هر کشور تا چه اندازه به سلیقه جهانی نزدیک است. با این حال، تلاش من این بوده که اثری پرانرژی، جذاب و تأثیرگذار خلق شود که بتواند در این فضا شنیده شود و ارتباط برقرار کند.
بــــرش
به نظر شما سرودهایی که برای تیم ملی فوتبال در رویدادهایی مثل جام جهانی تولید میشوند، تا چه اندازه میتوانند نقش یک ابزار دیپلماسی فرهنگی را ایفا و پیام فرهنگی یک کشور را به جهان منتقل کنند؟
قطعاً این موضوع میتواند در رسالت هنرمندان تعریف شود. البته فیفا محدودیتهایی را برای چنین آثار و سرودهایی در نظر گرفته است؛ از جمله اینکه نباید از مفاهیم نژادپرستانه استفاده شود، نباید محتوای تحریکآمیز داشته باشد و همچنین استفاده از ادبیات نامناسب یا توهینآمیز، از جمله فضاهای کرکری و حاشیهساز، ممنوع است.
با این حال، اگر یک آهنگساز یا تولیدکننده اثر، نگاه هوشمندانهای داشته باشد، میتواند مفاهیمی در قالب همان چیزی که شما از آن به عنوان دیپلماسی فرهنگی یاد کردید، در اثر خود بگنجاند. به اعتقاد من، در این کار نیز چنین تلاشی صورت گرفته است.
یکی از مهمترین مفاهیمی که در این سرود وجود دارد، جمله «ایران خورشید جاودانه عالم است» است؛ جملهای که در واقع حامل یک پیام نمادین است و به آینده ایران اشاره دارد، اینکه ایران همچون خورشیدی میتواند درخشان و پایدار در عرصه جهانی بدرخشد.
در پایان باید بگویم من به فوتبال علاقهمند هستم، بهویژه تیم ملوان و در تیم فوتبال هنرمندان نیز حضور دارم و بازی میکنم. درباره حضور تیم ملی ایران در جام جهانی نیز براین نظرم، با وجود اینکه تیمهای همگروه ایران از نظر فنی قدرتمند هستند، اما به دلیل انگیزه و عِرق ملی، همچنان شانس صعود برای تیم ملی وجود دارد.
انتهای پیام/