چرا صدای ایران در بریکس بلندتر شده است؟
دهلینو در همزمانی با بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی، صحنه تبلور گفتمان ایرانِ مقاوم بود؛ گفتمانی که از سنت حماسی ایران نسبتِ میان خرد و قدرت را بازخوانی میکند و در سپهر بریکس، آن را به افقی برای عدالت، چندجانبهگرایی و بازتعریف نظم جهانی بدل میسازد.
امید بابلیان، کارشناس شبه قاره: سفر وزیر امور خارجه ایران به دهلینو در مقطعی حساس از تحولات بینالمللی صورت گرفت؛ مقطعی که نظام جهانی در میانه دگرگونیهای بنیادین، فرسایش تدریجی ساختارهای سنتی قدرت و ظهور الگوهای تازه موازنه قرار گرفته است.
در چنین شرایطی، نقش سازوکارهای نوظهوری چون بریکس در شکلدهی به آینده حکمرانی جهانی بیش از هر زمان دیگری برجسته شده و جمهوری اسلامی ایران این سازوکار را ظرفیتی راهبردی برای تقویت چندجانبهگرایی، ارتقای صدای جنوب جهانی و حرکت به سوی نظمی متوازنتر و عادلانهتر میداند.
در همین چهارچوب، حضور عراقچی در دهلینو مجموعهای از رایزنیهای فشرده دوجانبه و چندجانبه با مقامهای عالیرتبه از جمله دیدار با نخستوزیر هند، مشاور امنیت ملی این کشور و وزیران امور خارجه کشورهای مؤثر عضو بریکس، تصویری روشن از دیپلماسی فعال و ابتکارساز جمهوری اسلامی ایران ارائه کرد؛ دیپلماسیای که از موضع ثبات و اعتماد به نفس راهبردی در پی تبدیل تجربه مقاومت به دستورکاری ایجابی برای شکلدهی به ترتیبات نوین در عرصه امنیت، اقتصاد و همکاری منطقهای است.
اهمیت این سفر زمانی روشنتر میشود که آن را در پرتو مواضع راهبردی وزیر امور خارجه ایران در بریکس تحلیل کنیم. سخنان ایشان درباره ضرورت «بازسازی نظم جهانی» و احیای چندجانبهگرایی، ارائه چهارچوبی نظری برای عبور از نظمی بود که دیگر توان پاسخگویی به واقعیتهای پیچیده قرن بیستویکم را ندارد. تأکید عراقچی بر بحران ساختاری اعتماد در نظام بینالملل و تصریح این نکته که بسیاری از سازوکارهای موجود، عملاً در خدمت استمرار نوعی یکجانبهگرایی نهادی قرار گرفتهاند، بازتابدهنده مطالبهای است که امروز بخش مهمی از جهان در حال توسعه آن را نمایندگی میکند. از این منظر، نقد صریح استفاده ابزاری از حقوق بینالملل، تحریمهای یکجانبه و استانداردهای دوگانه، دفاعی نظری از اصل عدالت در حکمرانی جهانی بود. در این چهارچوب، تأکید قاطع عراقچی بر اینکه مسائل منطقهای و بینالمللی از مسیر تهدید و ابزارهای نظامی حلوفصل نمیشوند، حامل پیامی روشن برای منطقه و جهان بود مبنی بر اینکه امنیت پایدار تنها از رهگذر گفتوگو، احترام متقابل و ترتیبات درونزای منطقهای حاصل میشود. این موضع، بازتاب همان عقلانیت راهبردی ایرانی است که قدرت را در خویشتنداری، تدبیر و مسئولیتپذیری معنا میکند. یکی از برجستهترین محورهای این حضور، تأکید بر ضرورت ایجاد سازوکارهای مالی و اقتصادی مستقل در چهارچوب بریکس بود. نقد تحریمهای یکجانبه بهعنوان ابزار فشار ساختاری علیه ملتهای مستقل و تأکید بر لزوم تقویت زنجیرههای همکاری اقتصادی، نشان داد که نگاه ایران به بریکس فراتر از یک موازنهسازی سیاسی صرف است؛ این نگاه، معطوف به طراحی معماری تازهای برای استقلال اقتصادی و تابآوری جمعی است. در حاشیه نشست نیز، رایزنیهای دوجانبه وزیر امور خارجه با همتایان خود حامل نشانهای روشن از جایگاه تثبیتشده جمهوری اسلامی ایران در معادلات منطقهای بود. آنچه در این گفتوگوها برجسته شد، اذعان بسیاری از کشورها به نقش تعیینکننده ایران در تحولات منطقه و ضرورت بازنگری در محاسبات امنیتی و سیاسی متناسب با واقعیتهای جدید بود. این تحول، نشاندهنده ورود منطقه به مرحلهای تازه از بازتعریف توازنهای راهبردی است. پاسخ صریح جمهوری اسلامی ایران به برخی مواضع مطرحشده در حاشیه بریکس نیز بر منطقی روشن استوار بود: امنیت منطقه مفهومی وارداتی نیست و اتکا به مداخلات بیرونی نهتنها ثبات نمیآفریند، بلکه خود به یکی از سرچشمههای اصلی بیثباتی بدل میشود. تأکید بر اینکه آینده امنیت منطقه باید بر مبنای همکاری میان کشورهای منطقه شکل گیرد، یکی از مهمترین پیامهای راهبردی دهلینو بود. در این میان، گفتوگوهای انجامشده با مقامهای هندی از اهمیت ویژهای برخوردار بود. تأکید متقابل تهران و دهلینو بر توسعه همکاریهای سیاسی، اقتصادی، ترانزیتی و انرژی، نشان داد که دو کشور درکی مشترک از پیوند وثیق امنیت و توسعه دارند. این همپوشانی، ریشه در نوعی عقلانیت راهبردی مشترک دارد که بر استقلال تصمیمگیری، پرهیز از وابستگی و ترجیح تعامل بر تقابل استوار است.
انتهای پیام/