پیامدهای ژئوپلتیک سفر ترامپ به چین برای ایران و نظم منطقه‌ای

حامد وفایی

حامد وفایی

سیاست

153006
پیامدهای ژئوپلتیک سفر ترامپ به چین برای ایران و نظم منطقه‌ای

سفر رسمی دونالد ترامپ به پکن در روزهای ۱۳ تا ۱۵ مه ۲۰۲۶ (۲۳ تا ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵)، اولین بازدید یک رئیس‌جمهوری آمریکایی از چین پس از سال ۲۰۱۷ بود.

حامد وفایی، استاد مطالعات چین دانشگاه تهران: این سفر در بستری از تنش‌های جهانی، بویژه جنگ و تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران در فوریه ۲۰۲۶، اختلال شدید در ناوبری تنگه هرمز و بحران انرژی جهانی انجام شد و از این جهت توجهات جهانی را به خود جلب کرد. از منظر ژئوپلتیک، این سفر را باید تلاش دو قدرت مهم جهانی برای مدیریت رقابت استراتژیک خود در شرایطی دانست که حداقل به با‌ور پکن «تله توسیدید» همچنان تهدیدکننده مناسبات آنهاست، اما آنگونه که از شواهد برمی‌آید ضرورت‌های اقتصادی و امنیتی، دو‌طرف را به سمت تعریف فضایی از «ثبات در رقابت سازنده» سوق داده است.
 
پارادایم شیفتی تعیین کننده برای ایران

نخستین نکته این سفر به تعویق آن به دلیل تجاوز مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران و پاسخ‌های تلافی‌جویانه تهران و مسدودسازی عملی تنگه هرمز مربوط است که نشان‌دهنده افزایش وزن منطقه غرب آسیا در محاسبات واشنگتن-پکن است. در اینجا پارادایم شیفت مهمی رخ داده که مستقیماً با منافع ملی ایران مرتبط می‌شود. در حالی که بر مبنای اسناد امنیت ملی واشنگتن و پیش‌بینی‌های صورت گرفته جنوب و شرق آسیا باید امروز مورد تمرکز شی و ترامپ قرار می‌گرفت اما سهم مهمی از مباحث غیردوجانبه دو قدرت جهانی به غرب آسیا و تحولات آن اختصاص یافت. 
در این میان چین که به عنوان بزرگ‌ترین خریدار نفت ایران، بیش از ۸۰ درصد صادرات نفتی تهران را جذب می‌کند و برای تأمین انرژی خود بیش از هر زمان به ثبات در خلیج فارس وابسته است باید به هماهنگی در مواضع خود با قدرت مهاجم به این منطقه که از قضا اولین تهدید امنیتی او نیز به حساب می‌آید بپردازد.
در این میان جمهوری اسلامی ایران در پاسخ به تجاوز غیرقانونی آمریکا و اسرائیل که به باور بسیاری از کشورهای جهان از جمله چین نقض آشکار حاکمیت ملی ایران، منشور سازمان ملل و حقوق بین‌الملل بود، اقدام به عملیات‌های دفاعی، از جمله اعمال محدودیت تردد در تنگه هرمز کرد و تأکید نمود که تنگه برای کشتی‌های تجاری غیرمرتبط با متجاوزان باز است، اما محاصره و حضور نظامی آمریکا مانع اصلی جریان آزاد انرژی است. این موضع، «اهرمی ژئوپلتیک» را برای ایران در امر مقابله با تجاوز غیرقانونی آمریکا و رژیم اسرائیل ایجاد کرد و به موضوعی در جریان رایزنی‌های ترامپ در پکن تبدیل شد که در مواضع او در منطقه حفاظت شده جونگ نن‌های در پکن نیز مورد اشاره مستقیم قرار گرفت.

یکی از نکات مهم مرتبط با تحولات غرب آسیا و تنگه هرمز که در جریان سفر ترامپ به پکن رخ نمود، توافق‌های اولیه طرفین برای افزایش دسترسی شرکت‌های آمریکایی و سرمایه‌گذاری‌های متقابل آنها با چین بود که در همین راستا پکن نیز علاقه‌مندی خود به خرید بیشتر انرژی از منابع متنوع (از جمله آمریکا) را به ترامپ ابراز کرد تا با متعادل‌سازی وزن بازیگران این حوزه، گامی عملیاتی نیز در راستای کاهش وابستگی انرژیک خود به خاورمیانه برداشته باشد. در مذاکره با ترامپ هر چند که موضوع تایوان به عنوان مسأله اول روابط چین و آمریکا مورد تأکید شی جین پینگ قرار گرفت اما نمی‌توان منکر این واقعیت شد که بحران تنگه هرمز که چین پیش از این برای حل آن پیشنهاداتی را روی میز گذاشته و از دغدغه‌های مهم ایالات متحده نیز به حساب می‌آید، از موضوعات مهم مورد تبادل نظر چین و آمریکا در روزهای اخیر ‌بوده است.
از دیدگاه ژئوپلتیک، تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران، تنگه هرمز را به میدان اصلی تقابل‌های منطقه‌ای و جهانی تبدیل کرده و طبعاً اختلالات جاری در ناوبری قیمت انرژی را افزایش داده و فشارهای جهانی را بر همه طرف‌ها وارد آورده است. اکنون چین، که میلیاردها دلار در ابتکار کمربند و جاده سرمایه‌گذاری کرده، نمی‌تواند اجازه دهد این بحران طولانی شود و بر همین اساس همزمان با تداوم خرید انرژی از ایران در پی اجرای نوعی از میانجی‌گری که می‌توان آن‌را «ریسک‌پذیری کنترل‌شده» نامید برآمده است.
در این میان و در حالی که برخی منابع از احتمال بده‌بستان چین و آمریکا بر سر ایران در برابر امتیازاتی در تایوان یا حوزه فناوری سخن گفته‌اند که می‌تواند تهران و مسائلش را به «کارتی برای معامله قدرت‌ها» تبدیل ‌کند این امر گویا از سوی تهران مورد توجه و تدقیق قرار گرفته و سید عباس عراقچی به عنوان مسئول دیپلماسی جمهوری اسلامی را پیش از سفر ترامپ به پکن به دیدار حضوری با وانگ یی و پس از آن سفر به هند و دیدار مقامات هندی و روسی در دهلی نو ترغیب و به نوعی تلاش مهم برای شکل دهی به یک دیپلماسی جندجانبه خنثی ساز این معضل واداشت.
اما نکته دیگر اینکه این سفر در بحبوحه بحران هرمز و غرب آسیا می‌تواند به عنوان اقدامی از سوی پکن و واشنگتن برای ایجاد تعادل قدرت در خلیج فارس به نفع صادرکنندگان انرژی در این حوزه نیز تعبیر شود و البته با فراهم کردن فرصت کشورهای منطقه‌ جهت کسب امتیاز از رقابت آمریکا و چین فضایی را نیز برای «چندقطبی‌گرایی منطقه‌ای» ایجاد کند که در این فضا برای ایران، تقویت‌ و‌ گسترش روابط با بریکس، شانگهای و همسایگان ضروری‌تر می‌نماید.
 
لزوم واقع‌گرایی راهبردی در بازتنظیم مناسبات منطقه‌ای و بین‌المللی

هر‌ چند که برای روشن شدن ابعاد سفر ترامپ به چین باید کمی صبر اختیار کرد اما این رویداد مهم نمونه‌ای از «مدیریت رقابت در نظام نوظهور چندقطبی» است که در عین فرصت‌هایی که برای بازی هوشمندانه احتمالی تهران فراهم می‌آورد، حاوی هشدارهایی هم هست.
در این میان دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران باید با حفظ اصول دفاعی و حقوقی خود در برابر متجاوزان، با بهره‌گیری از ظرفیت بی‌بدیلی که دلاورمردی سربازان میهن و میدان و همچنین پایداری و وفاداری مردمان مظلوم و قدرتمند این سرزمین در اختیارش گذارده، با قرار دادن بسته‌ای جامع، راهبردی و چندجانبه روی میز، با تضمین تعاملات آتی انرژیک خود با قدرت‌هایی چون چین و تحقق مشارکت عمیق‌تر در ابتکارات جهانی این کشور با مذاکرات هدفمند، دقیق و راهبردی، از پنجره فرصت طلایی ایجاد شده بهره جسته و تعاملی عزتمندانه و حساب شده با چین را در دستور کار خویش قرار دهد.
نباید از یاد برد که هر چند روابط ایران و چین مناسباتی ریشه‌دار است، اما در ژئوپلتیک امروز نظام بین‌الملل، منافع پایدار در سایه زنجیره‌های تولید و ارزش حکمفرماست. تهران، امروز می‌تواند با درک دقیق از تحولات جاری در مناسبات پکن-واشنگتن که رگه‌هایی از آن در فضای بین خطوط مذاکرات شی و ترامپ قابل رصد است، جایگاه خود را به عنوان یک بازیگر تأثیرگذار منطقه‌ای و نه مهره‌ای در معاملات قدرت‌های بزرگ تثبیت کند. سفر ترامپ به پکن و دیدارش با شی جین پینگ به ناظران تحولات جاری یادآوری می‌کند که دیپلماسی هوشمندانه، هدفمند و بلندمدت در صورت همراهی با اهرم‌های واقعی همچون تنگه هرمز می‌تواند به مثابه کلید بقا در قرن آسیایی عمل کند.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار سیاست