ناگهان کابوس‌ / رویارویی با ترس‌های پنهان آدمی در چیزهایی که در آتش باختیم

فرهنگ

156079
ناگهان کابوس‌ / رویارویی با ترس‌های پنهان آدمی در چیزهایی که در آتش باختیم

ژانر وحشت جذاب‌ترین ژانر ادبی و هنری برای مخاطبانی محسوب می‌شود که به هیجان و ماجراجویی علاقه دارند.

گروه کتاب / این ژانر بر ترس، اضطراب، تعلیق و ناشناخته‌ها تمرکز دارد تا احساسات عمیق و هیجان‌انگیزی را به مخاطب تزریق ‌کند. در داستان‌های ترسناک، نویسندگان با استفاده از فضاهای تاریک، شخصیت‌های مرموز، اتفاقات غیرمنتظره و پایان‌های شوک‌آور، حس ناامنی و انتظار را در خواننده ایجاد می‌کنند و این برای مخاطب هیجان به دنبال دارد. خواننده در حین خوانش چنین داستان‌هایی فرصت پیدا می‌کند در فضای امن و خیالی دنیای داستان‌ها با ترس‌های پنهان و ناشناخته خود مواجه شود. در چنین آثاری، وحشت فقط در هیولای بیرونی نهفته نیست، بلکه در تصمیمات درونی انسان‌ها هم ریشه دارد؛ جایی که مرز بین خیر و شر باریک می‌شود و خواننده ناخودآگاه از خود می‌پرسد: «اگر من در جایگاه این شخصیت بودم، چه می‌کردم؟» وحشت، کنجکاوی ذاتی بشر برای کشف آن‌سوی پرده و ناشناخته‌ها است. میل به دانستن آنچه در تاریکی مطلق نهفته، بخشی جدایی‌ناپذیر از روح انسان است که ژانر وحشت به آن پاسخ می‌دهد. این ژانر فقط به موجودات ترسناک و خیالی، خون و خونریزی و صحنه‌های دلهره‌آور و استرس‌زا محدود نمی‌شود و در برخی از داستان‌ها از ترس‌های واقعی زندگی روزمره همچون تنهایی، مرگ، خشونت خانگی، زخم‌های جامعه، ناشناخته بودن آینده یا حتی اختلال در روابط انسانی الهام می‌گیرد. مجموعه داستانی «چیزهایی که در آتش باختیم» نوشته ماریانا انریکز و ترجمه شوکا کریمی که در نشر خزان منتشر شده، به شکلی ماهرانه، وحشت را به عنوان زبانی برای روایت تاریخ معاصر آرژانتین به کار گرفته است؛ وحشتی که ریشه در خاطرات جمعی دوران نظامی‌گری و بحران‌های اقتصادی دارد. «چیزهایی که در آتش باختیم» عنوان یکی از این داستان‌هاست، اما در همه آنها ناگهان آتشی شعله می‌گیرد و به وسط داستان راه پیدا می‌کند، این آتش گاه پاک می‌کند و گاهی هم می‌بلعد؛ گاهی به مثابه آزمون پاک بودن باید از آن بگذریم و گاهی انتقام‌مان را با آن می‌گیریم.
 نویسنده از ویژگی‌های طبیعی و فرهنگی شهرهای مختلف کمک گرفته، همچنین با بررسی معضلات عمده زندگی روزمره، آنها را در قالب داستان در آورده و در اختیار مخاطب گذاشته است. این کتاب به مخاطب یادآور می‌شود که در لحظاتی از زندگی شاید همدیگر را باور نکرده یا تحقیر کرده‌ایم، بزدل و تن‌آسا و خودخواه بوده‌ایم یا دست به تبعیض زده‌ایم. خواننده در حین خوانش این مجموعه داستانی با موضوعات آشنایی همانند فقر و حاشیه‌نشینی، خشونت خانگی و اجتماعی، ترس، هویت، فقدان، مرگ و خاطره و مرز میان واقعیت و کابوس مواجه می‌شود و لحظه‌هایی را تجربه می‌کند که مشابه‌شان را در عصر انقلاب دیجیتالی و بحران‌های اجتماعی گذرانده است.

 رویارویی با ترس‌های پنهان


انریکز با فضاسازی تاریک و نگاهی جسورانه‌ و تیزبین به ترس، خشونت، فقر، نابرابری و ناعدالتی شناخته می‌شود. این کتاب حال‌وهوایی میان ادبیات گوتیک، وحشت و واقع‌گرایی اجتماعی دارد و داستان‌های آن در فضایی تلخ و وهم‌آلود پیش می‌روند؛ جایی که آتش، بدن، خانه، خیابان و خاطره‌ها فقط عناصر داستانی نیستند و نشانه‌هایی از زخم‌های جمعی و فردی‌ را به تصویر می‌کشند. او با مهارت، ترس را نه فقط در قالب موجودات یا اتفاقات ماورایی، بلکه در دل زندگی روزمره به نمایش می‌گذارد. بزرگ‌ترین توانایی انریکز در نوشتن این است که از وحشت برای بیان ترس‌های واقعی استفاده می‌کند. مخاطب در حین خواندن داستان، وقتی با هیولا یا اتفاقی عجیب روبه‌رو می‌شود، این احساس را پیدا می‌کند که انگار با ترس‌های واقعی خودش دست‌وپنجه نرم می‌کند.
بسیاری از نویسندگان ژانر وحشت از الگوهای کلاسیک همچون ارواح در خانه‌های جن‌زده، اشیای متحرک یا خون‌آشام‌ها و موجودات وحشتناک و... برای جذابیت و تزریق هیجان به داستان استفاده می‌کنند، اما انریکز برخلاف این الگو عمل کرده است. او وحشت را ساده‌سـازی می‌کند و در دل اتفاقات روزمره زندگی جای می‌دهد. ترس در نوشته‌های او از دل کوچه و خیابان‌ها، از فقر، فساد، اعتیـاد و نابرابری‌های طبقاتی نشأت می‌گیرد.
انریکـز در داستان‌هایش اغراق‌ نمی‌کند و مستقیم، بی‌پرده و گاهی بی‌رحمانه روایت خود را به پیش می‌برد. او فرصت نمی‌دهد که خواننده از کتاب فاصله بگیرد و آن را روی زمین بگذارد، او صفحه به صفحه و داستان به داستان با نویسنده همراه می‌شود. پس از پایان هم کتاب و داستان‌هایش تا مدتی در ذهن مخاطب ادامه پیدا می‌کند و سایه‌ای از‌ آن در ذهن او پرسه می‌زند و باقی می‌ماند. او با ترکیب عناصر ماوراءالطبیعه با واقعیت‌های تلخ جامعه و گاهی زندگی، این حس را در خواننده به وجود می‌آورد که گاهی جهان واقعی و خود انسان‌ها از هر موجود ماورایی ممکن است ترسناک‌تر یا حتی خطرناک‌تر باشند. حجم ناامیدی و خشونت در این مجموعه داستانی شاید برای برخی از خوانندگان زیاد باشد و نتوانند با آن کنار بیایند. همچنین این کتاب برای افرادی که به دنبال داستان‌های التیام‌بخش و امیددهنده هستند، انتخاب مناسبی نخواهد بود.

 قدم زدن در خیابان‌های آرژانتین


مخاطب حین خواندن داستان‌ها به راحتی فضای خیابان‌های بوینس‌آیرس، حاشیه‌نشینی و فقر و سنگینی جو سیاسی آرژانتین را درک می‌کند. توصیف او از خیابان‌های آرژانتین به گونه‌ای برای مخاطب باورپذیر و ملموس می‌شود که گویی همراه نویسنده در آنها قدم به قدم همراه می‌شود. انریکز بسیـاری از داستان‌هایش را بدون نتیجه‌گیری و پایان‌بندی مشخص تمام می‌کند و علاقه‌ای به باز کردن گره‌هـــــــای داستانی ندارد. او خواننده را با پرسش‌های بی‌پاسخ ذهنش تنها می‌گذارد، این مدل بـرای مخاطبی که عادت به پایان‌بندی کلاسیک و معین دارد، ممکن است ناامیدکننده به نظر برسد و در پایان کتاب رضایت لازم را نداشته باشد، با این حال، همچنان فکر و ذهنش درگیر داستان‌های این مجموعه می‌ماند. این اثر یک مجموعه ‌داستانی کوتاه است و زمان کمی برای رشد و تحول شخصیت‌ها وجود دارد، این باعث می‌شود خواننده گاهی نتواند عمیقاً با احساسات شخصیت‌ها و غم‌هایشان همدردی لازم را داشته باشد و به نوعی با آنها همذات‌پنداری کند. 
در برخی داستان‌ها، الگوهای وحشت همچون پدیده‌ زن آسیب‌دیده یا کودک ترسناک تکرار می‌شوند، بنابراین مخاطب اگر تمام داستان‌ها را پشت سر هم بخواند، ممکن است به دلیل فضای مشابه این احساس را داشته باشد که برخی قصه‌ها در حال بازگو کردن یک مفهوم با کلمات متفاوت هستند.
روزنامه «نیویورک تایمز» درباره نویسنده «چیزهایی که در آتش باختیم» نوشته است که «انریکز در پی حقیقتی ژرف‌تر و آزارنده‌تر از هر آن چیزی است که فرمان‌های خشک واقعیت اجازه می‌دهند.» همچنین مجله «ونیتی فر» این نویسنده و رمان‌نویس آرژانتینی را چنین توصیف کرده است «در دستان انریکز، نابرابری، زیبایی و فساد کشورش در هم می‌پیچند تا مظهری از تاریک‌ترین ترس‌ها و اندیشه‌های خود ما شوند.»
شوکا کریمی «چیزهایی که در آتش باختیم» را به فارسی ترجمه کرده است. او کمک کرده لحن خاص و فضای سنگین کتاب به خوبی به خواننده منتقل شود. او از بازی‌های زبانی اضافه اجتناب داشته و متنی ساده و روان را ارائه داده که به سبک اصلی نویسنده  نزدیک بماند.

 نویسنده گوتیک


ماریانا انریکز، متولد 1973، خبرنگار، نویسنده داستان‌های کوتاه و رمان‌نویس آرژانتینی است. او عضو گروهی از نویسندگان موسوم به «روایت نوی آرژانتین» است. داستان‌های کوتاه او در ژانر وحشت و گوتیک قرار می‌گیرند و در مجله‌های ادبی بین‌المللی منتشر شده‌اند. او با نگاهی تیزبین و قلمی پرقدرت به مسائل پیچیده‌ای چون فقر، خشونت خانگی و بی‌عدالتی‌های اجتماعی می‌پردازد. سبک انریکز ترکیبی از رئالیسم جادویی، وحشت روان‌شناختی و نقدهای اجتماعی است که در آن زندگی روزمره با عناصری از تاریکی، اسرار و وهم درهم می‌تند.
انریکز از دانشگاه ملی لا پلاتا مدرک روزنامه‌نگاری و ارتباطات اجتماعی دارد. او روزنامه‌نگار و معاون سردبیر بخش هنر و فرهنگ روزنامه Pagina 12 است و همچنین در کارگاه‌های ادبی تدریس می‌کند. از او تاکنون چهار رمان، دو مجموعه داستان و دو ناولت و سه اثر غیرداستانی چاپ شده که همگی تحسین شده هستند. از آثار او می‌توان به «مکانی آفتابی برای افراد غمگین»، «قسمت ما از شب»، «اینجا دریاست» و... اشاره کرد.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار فرهنگ