«ایران» مزیتهای تغییر ساختار فنی و اجتماعی جام جهانی ۲۰۲۶ را بررسی میکند
تحول جهانی در مستطیل سبز
ورزش
156187
تصمیم فیفا برای گسترش جامجهانی به ۴۸ تیم، صرفاً یک تغییر عددی در ساختار یک تورنمنت نبود؛ بلکه نوعی بازتعریف فلسفه فوتبال در مقیاس جهانی محسوب میشود. از همان روز اول اعلام این تصمیم، فوتبال وارد دوگانهای جدی شد؛ از یکسو نگاه سنتی که نگران افت کیفیت و فرسایش استانداردهای تاکتیکی بود و از سوی دیگر رویکردی که بر جهانیتر شدن فوتبال، گسترش جغرافیای رقابت و ورود صداهای تازه به بزرگترین صحنه ورزشی دنیا تأکید داشت. اما همانطور که تاریخ این ورزش بارها نشان داده، پاسخ نهایی نه در تحلیلهای نظری، بلکه در زمین مسابقه شکل میگیرد.
سینا حسینی / براساس ۱۲ بازی ابتدایی این دوره، نشانههای اولیه بیش از آنکه نشانه افت کیفیت باشد، نشاندهنده تغییر ریتم بازیهاست. ثبت ۳۸گل در آغاز تورنمنت، بیانگر افزایش شجاعت تاکتیکی و کاهش انسدادهای دفاعی است؛ جایی که تیمها دیگر صرفاً برای نباختن وارد میدان نمیشوند، بلکه به دنبال ساختن لحظه هستند. در این میان، تیمهایی چون آلمان با ۷ گل، سوئد با ۵ گل و آمریکا با ۴ گل، همچنان وزن ساختارهای کلاسیک فوتبال را حفظ کردهاند و نشان دادهاند که قدرتهای سنتی هنوز در تعیین جریان مسابقات، نقش محوری دارند.
حضور تیمهایی مانند کوراسائو یا دیگر تازهواردها، اگرچه با نتایج سنگین همراه بوده، اما بخشی از منطق جدید این ساختار است. حتی در شکستها نیز لحظاتی از معنا خلق میشود؛ مانند گل تاریخی کوراسائو برابر نویر که فراتر از نتیجه، به یک روایت احساسی و هویتی برای فوتبال تبدیل شد. این همان نقطهای است که جام جهانی از یک رقابت صرفاً نتیجهمحور، به یک آرشیو زنده از تجربههای انسانی ارتقا پیدا میکند.
در تورنمنت 2026، فوتبال آسیا نیز چهرهای متفاوت از گذشته ارائه داده است. کره جنوبی و استرالیا با شروعهای قدرتمند و کسب امتیاز کامل، نشان دادند که دیگر صرفاً میهمانان موقت این سطح نیستند. ژاپن و قطر نیز با نمایشهایی منظم و بعضاً غافلگیرکننده برابر قدرتهای اروپایی، ثابت کردند که فاصلهها در حال بازتعریف است و نظم تاکتیکی میتواند بخشی از نابرابری تاریخی را جبران کند.
جام جهانی ۴۸ تیمی تنها یک پروژه ورزشی نیست؛ بلکه یک مدل اقتصادی و توسعهای نیز به شمار میرود. در نگاه اول، صندلیهای خالی در برخی ورزشگاهها میتواند به عنوان نشانهای از عدم توازن یا افت جذابیت برخی بازیها تفسیر شود، اما در لایه زیرین، این ساختار در حال گسترش یک بازار جهانی جدید است. هر تیم اضافه، به معنای ورود یک کشور تازه به چرخه رسانهای، تبلیغاتی و حق پخش است؛ چرخهای که امروز بخش مهمی از اقتصاد فوتبال را شکل میدهد.
افزایش تعداد تیمها همچنین به معنای گسترش نقشه کشف استعداد در جهان فوتبال است. اکنون باشگاههای بزرگ اروپایی و غیراروپایی با گسترهای بسیار وسیعتر از بازیکنان مواجهاند؛ بازیکنانی که پیشتر شاید هرگز فرصت دیده شدن در چنین ویترین جهانی را پیدا نمیکردند. هر بازی در این ساختار، به یک سکوی پرتاب برای استعدادهای نوظهور تبدیل شده است؛ سکویی که میتواند مسیر حرفهای یک بازیکن و حتی مسیر اقتصادی یک لیگ را تغییر دهد.
حتی اگر بخشی از سکوها در برخی مسابقات خالی بماند، جریان سرمایه در سطح کلان در حال افزایش است. فوتبال امروز بیش از آنکه در ورزشگاهها محدود شود، در شبکههای پخش جهانی، قراردادهای اسپانسری چندقارهای و بازارهای نوظهور معنا پیدا میکند. در نتیجه، ارزش واقعی جام جهانی نه فقط در میزان پر شدن صندلیها، بلکه در میزان گسترش نفوذ آن در اقتصاد جهانی فوتبال سنجیده میشود.
جام جهانی ۴۸ تیمی را باید به عنوان یک سیستم چندلایه دید؛ سیستمی که همزمان در سه سطح عمل میکند؛ سطح فنی (تنوع سبکها و افزایش رقابت)، سطح اقتصادی (گسترش بازارها و سرمایه) و سطح توسعهای (رشد فوتبال در کشورهای در حال توسعه). فوتبال در این قالب جدید، دیگر صرفاً یک رقابت برای قهرمانی نیست، بلکه یک شبکه جهانی تولید فرصت، کشف استعداد و خلق روایتهای تازه است. اگر این تعادل میان کیفیت و گستردگی بهدرستی مدیریت شود، فوتبال جهانی نه تنها چیزی از هویت خود را از دست نخواهد داد، بلکه وارد مرحلهای خواهد شد که در آن هیجان، اقتصاد و توسعه در یک مسیر واحد حرکت میکنند؛ مسیری که آینده این ورزش را بیش از هر زمان دیگری چندلایه، جهانی و زنده میسازد.
فرزاد آشوبی، بازیکن اسبق تیم ملی فوتبال در گفتوگو با «ایران»:
مدعیان سنتی، کار آسانی برای شکار جام ندارند
مهری رنجبر / در روزهایی که جام جهانی با شتابی پرگل و غیرقابل پیشبینی آغاز شده، نتایج ابتدایی مسابقات بار دیگر نشان دادهاند که فوتبال مدرن دیگر در قالبهای سنتی گذشته قابل تعریف نیست. از میان میزبانان این دوره تا مدعیان همیشگی قهرمانی، هر تیمی با چالشها، فرصتها و نشانههایی از تغییر نسل و تغییر سبک بازی مواجه است. به بهانه برگزاری این رقابتها و تحلیل فنی مسابقات روزهای اخیر با فرزاد آشوبی، بازیکن اسبق تیم ملی و مربی جوان فوتبال ایران گفت و گو کردهایم که در ادامه می خوانید :
ارزیابی شما از ۳۸ گل در ۱۲ بازی ابتدایی جام جهانی و میانگین ۳.۱۷ گل در هر مسابقه چیست؟
میانگین ۳.۱۷ گل در هر بازی نشان میدهد که مسابقات از نظر تماشاگرپسندی و جذابیت در سطح مطلوبی قرار دارند. این آمار تأیید میکند که فوتبال امروز بیش از گذشته به سمت هیجان، خلق موقعیت و بازی تهاجمی حرکت کرده است.
نباید فراموش کرد که فوتبال دیگر صرفاً به نتیجهگیری به هر شکل ممکن محدود نمیشود. در فوتبال مدرن، کیفیت نمایش و رضایت تماشاگران نیز به اندازه نتیجه اهمیت دارد. تیمهای بزرگ امروز تلاش میکنند علاوه بر موفقیت، سبک بازی جذابی نیز ارائه دهند.
در واقع فوتبال امروز مسیر تکاملی خود را طی کرده است؛ مسیری که حداقل از ۱۵ سال پیش آغاز شده و در آن تیمها تلاش میکنند بر اساس تواناییهایشان، اصول مالکیت توپ و بازی سازمانیافته را در ساختار خود بگنجانند. دیگر کمتر شاهد تیمهایی هستیم که صرفاً به بازیهای بیهدف و تدافعی بسنده کنند. حتی تیمهایی که از نظر نتیجه دچار مشکل میشوند- مثل تیمی که در یک بازی ۷ گل دریافت میکند- در فاز مالکیت توپ و طراحی بازی، همچنان تلاش میکنند به استانداردهای فوتبال مدرن نزدیک شوند.
به جز دو یا سه مسابقه، سایر بازیها چندان سطح بالایی از جذابیت نداشتند. این موضوع نشان میدهد که با وجود افزایش تعداد گلها، کیفیت فنی برخی دیدارها هنوز جای بهبود دارد. همچنین در یک جام جهانی ۴۸ تیمی، طبیعی است که فاصله سطحی میان برخی تیمها کاملاً محسوس باشد؛ هرچند تعداد گلها تا اینجا جذابیت رقابتها را افزایش داده است.
آیا عملکرد گلزنی آلمان (۷ گل از مجموع ۳۸ گل) نشانه بازگشت قدرتمند این تیم به جمع مدعیان است؟
نمیتوان صرفاً بر اساس تعداد گلها درباره جایگاه یک تیم قضاوت کرد. آلمان در حال حاضر در یک دوره گذار قرار دارد؛ دورهای که میتواند مقدمهای برای بازگشت این تیم به سطح اول فوتبال جهان باشد.
این تیم در برخی پستها از بازیکنان بسیار باکیفیت در سطح جهانی برخوردار است، اما در برخی پستها هنوز با کمبودهایی مواجه است. همین عدم توازن باعث میشود فعلاً آلمان را در حد یک مدعی جدی برای قهرمانی ندانیم. در آینده نزدیک میتوان انتظار داشت که یک آلمان متفاوت و منسجمتر را ببینیم. بنابراین، صرف تعداد گلهای زده معیار دقیقی برای ارزیابی قدرت یا مسیر قهرمانی یک تیم نیست.
با توجه به نتایج تیمهایی مثل ژاپن، کرهجنوبی، استرالیا و حتی قطر، آیا میتوان گفت فوتبال آسیا در حال پیشرفت جدی است؟
موفقیت در فوتبال نیازمند برنامهریزی بلندمدت، صبوری و توسعه ساختاری است؛ چیزی که بسیاری از کشورهای آسیایی بهتدریج به آن رسیدهاند. ژاپن نمونهای شاخص است؛ تیمی که فراتر از سطح فوتبال آسیا عمل میکند. کرهجنوبی و استرالیا نیز با کسب نتایج قابل قبول نشان دادهاند که مسیر پیشرفت را جدی دنبال میکنند. حتی تیمهایی مانند مراکش نیز که پیش از این عملکرد خوبی داشتهاند، نشان میدهند که موفقیت تصادفی نیست، بلکه حاصل برنامهریزی دقیق است. این روند نشان میدهد در آینده نزدیک باید انتظار ظهور قدرتهای جدیدتری از آسیا را داشته باشیم. البته این پیشرفت، فاصله ما با فوتبال مدرن را بیشتر هم میکند و رقابت را دشوارتر میسازد.
امیدوارم فوتبال ایران نیز بتواند با پذیرش تغییرات و اجرای برنامهریزی بلندمدت، وارد این مسیر شود. تجربه کشورهای موفق نشان داده که این مسیر، اگرچه زمانبر است، اما در نهایت به نتیجه میرسد؛ هرچند متأسفانه در برخی موارد مقاومت در برابر تغییر، مانع پیشرفت شده است.
عملکرد سه میزبان جام جهانی را در بازیهای ابتدایی چگونه ارزیابی میکنید؟
پیروزی مکزیک مقابل آفریقای جنوبی تا حد زیادی قابل پیشبینی بود، اما باید گفت مکزیک نسبت به دورههای گذشته در سطحی پایینتر از انتظارات ظاهر شده است. به نظر میرسد این تیم در ادامه رقابتها با چالشهای جدیتری مواجه شود و مسیر سادهای پیش رو نداشته باشد.
در مقابل، پیروزی پرگل آمریکا با چهار گل نتیجهای غیرمنتظره بود. از زمان حضور پوچتینو روی نیمکت این تیم، نوسانات عملکردی زیادی دیده شده و حتی در دیدارهای دوستانه نیز ثبات لازم وجود نداشته است. همچنین مسیر صعود این تیم به جام جهانی نیز چندان مقتدرانه نبود.در میان سه میزبان، کانادا بیشترین پیشرفت و تغییرات مثبت را تجربه کرده است. کشوری که تا حدود یک دهه پیش تصور نمیشد در فوتبال جایگاه قابل توجهی داشته باشد، اما امروز به واسطه برنامهریزی و توسعه ساختاری، به تیمی قابل احترام تبدیل شده است. عملکرد این تیم در جام جهانی اخیر قطر نیز نشان داد که روند پیشرفت آنها جدی و هدفمند است. به همین دلیل، میتوان گفت کانادا در میان میزبانها، بیشترین میزان شگفتی و رشد را داشته است.
شروع ضعیف برزیل در جام جهانی را چگونه تحلیل میکنید؟
به نظر میرسد باید با صبوری به عملکرد برزیل نگاه کرد. این تیم همچنان از نظر فنی و کیفی در سطح بالایی قرار دارد و انتظار میرود در ادامه رقابتها، نسخهای قدرتمندتر از برزیل را شاهد باشیم.
البته نباید از کیفیت بالای حریف نیز غافل شد. تقابل با تیمهایی مانند مراکش نشان میدهد که سطح رقابتها بسیار افزایش یافته و دیگر هیچ مسابقهای ساده نیست.
تیم ملی برزیل به دلیل پتانسیل فنی و کیفیت بازیکنانش به احتمال زیاد به سرعت شرایط خود را بهبود خواهد داد. واقعیت این است که فوتبال امروز کاملاً تغییر کرده و سطح رقابت در همه نقاط جهان بالا رفته است؛ به همین دلیل، حتی تیمهای سنتی و مدعی نیز دیگر مانند گذشته مسیر آسانی ندارند و نمیتوانند به راحتی جام را شکار کنند.
گلزنی تیمی مانند کوراسائو مقابل آلمان را چگونه تحلیل میکنید؟
هر تیمی که به جام جهانی میرسد، فارغ از اندازه یا جمعیت کشورش، با انگیزه و کیفیت خاص خود در مسابقات حاضر میشود. درست است که کوراسائو تیمی کوچک و کمتجربه محسوب میشود، اما حضور در جام جهانی بهخودی خود نشاندهنده حداقلی از توانایی و شایستگی است.
نکته مهمتر این است که آلمان در ابتدای مسابقه حریف خود را چندان جدی نگرفته بود، اما هرچه بازی جلوتر رفت، کنترل کاملتری بر جریان مسابقه پیدا کرد و برتری خود را به حریف تحمیل کرد.
انتهای پیام/