وقتی فرزندپروری ترمز می‌بُرد / راننده‌های کم‌سن؛ محصول سهل‌انگاری بزرگ‌ترها

فرزندپروری افراطی چگونه بلای جان نوجوانان و مردم می‌شود

جامعه

156512
وقتی فرزندپروری ترمز می‌بُرد / راننده‌های کم‌سن؛ محصول سهل‌انگاری بزرگ‌ترها

کودکان و نوجوانان ذاتاً میل شدیدی به عبور از خط قرمزها و آزمودن مرزها دارند؛ مرزهایی که گاهی با هیجان، گاه با کنجکاوی و گاهی با تقلید از دیگران در هم می‌شکنند. رفتارهای پرخطر و ممنوعیت‌ها اغلب برای نوجوانان وسوسه‌برانگیز است. مثل مهدی؛ نوجوانی که هنوز ۱۷ سالش تمام نشده بود و فقط یکی دو سال تا جشن فارغ‌التحصیلی فاصله داشت، اما یک روز سرد زمستانی، بی‌آنکه کسی متوجه شود، سوئیچ خودروی پدرش را برداشت و به دل جاده زد؛ جاده‌ای بی انتها و سفری بی بازگشت!

ایران آنلاین:

راضیه خوئینی؛ خبرنگار / حالا پدر مهدی مانده است و انبوهی از حسرت و سؤال‌های بی‌پاسخ؛ از اینکه چرا اولین‌بار اجازه داد پسرش پشت فرمان بنشیند، اینکه آن سوئیچ چطور به دست نوجوانش افتاد و هزاران «ای‌کاش» که دیگر هیچ‌ چیزی را تغییر نمی‌دهد. شاید تا پیش از این حادثه، او هم مثل بسیاری از والدین تصور می‌کرد پسرها باید رانندگی را هرچه زودتر یاد بگیرند؛ مهارتی که زودتر آموختنش نشانه زرنگی و توانمندی تلقی می‌شود.

در سنین نوجوانی، مسئولیت والدین برای حفاظت از جان فرزندشان در برابر رفتارهای پرخطر، پررنگ‌تر از هر زمان دیگری است. چرا که نوجوان هنوز در میان راه بلوغ ذهنی و هیجان‌های مختص سن خود قرار دارد و والدین باید مسیری امن برای عبور او به بزرگسالی فراهم کنند. با این حال، واقعیت‌های امروز جامعه نشان می‌دهد که گاهی همین والدین، ناخواسته و از سر سهل‌انگاری، زمینه خطر را فراهم می‌کنند؛ خطراتی به‌سادگی افتادن سوئیچ خودرو به دست راننده‌ای کم‌سن، بی‌تجربه و هیجان‌زده.

برای نمونه، در یکی از ویدئوهایی که در شبکه‌های اجتماعی وایرال شد و بسیاری از کاربران آن را «سمی‌ترین حرکت ممکن» توصیف کردند، پسری حدود ۱۶ یا ۱۷ ساله از خودرویی در حال حرکت آویزان شده بود؛ درِ جلوی خودرو باز و یک پای این جوان روی لبه پنجره و پای دیگر روی بدنه خودرو. راننده با سرعت می‌راند و نوجوان، دست‌هایش را در هوا تکان می‌داد، فریاد می‌کشید و هیجانش را به نمایش می‌گذاشت؛ نمایشی از استقبال برای مرگ.

چنین تصاویر و خبرهایی این روزها کم نیستند؛ حوادثی که شاید در چند ثانیه اتفاق می‌افتند، اما تا مدت‌ها ذهن جامعه را درگیر می‌کنند. نقطه مشترک بسیاری از آن‌ها، سهل‌انگاری بزرگ‌ترهاست؛ همان والدینی که از سنین پایین، انجام کارهای پرخطر را به کودکان خود می‌آموزند تا به توانمندی زودهنگام یا «خاص‌بودن» فرزندشان افتخار کنند. از نشاندن کودک پشت فرمان و آموزش رانندگی گرفته تا سپردن امور مالی و بانکی با گوشی تلفن همراه به بچه‌ها. این در حالی است که سن قانونی رانندگی و دریافت گواهینامه ۱۸ سال تعیین شده است و دادن رمز عبور عملیات مالی به کودک، پیامدهایی دارد که گاهی حتی بزرگ‌ترها هم از آن غافل‌اند.

فراتر از خسارت‌های مالی، بسیاری از این سهل‌انگاری‌ها مستقیماً با جان فرزندان و حتی جان دیگر شهروندان بازی می‌کند. نمونه‌اش ویدئوی دلهره‌آوری بود که چندی قبل پخش شد؛ لحظاتی استرس آور از اتوبوس‌رانی یک پسربچه کرمانی در فضای مجازی. نوجوانی که عاشق اتوبوس بود از یک لحظه غفلت راننده سواستفاده کرد. درست زمانی که راننده، اتوبوس سبزرنگ را برای چند دقیقه روشن رها کرد و رفت خرید. پسر کم‌سن پشت فرمان نشست و با سرعت بالا، هرچه سر راهش بود زیر گرفت؛ حادثه‌ای که خسارت‌های مالی و جانی سنگینی به جا گذاشت و جامعه را در شوک فرو برد.

در این خصوص، سرهنگ رابعه جوانبخت، رئیس اداره تصادفات پلیس راهور تهران بزرگ، نسبت به آموزش رانندگی به کودکان و نوجوانان زیر سن قانونی هشدار داد و تأکید کرد: «والدین نباید با دستان خود، فرزندانشان را در مسیر جرم قرار دهند.» به گفته او، کودکان همیشه منتظر اجازه والدین نمی‌مانند و ممکن است در غیاب آن‌ها، سوئیچ خودرو را بردارند و حادثه‌ای رقم بزنند که جبران‌ناپذیر است.

 

بچه‌ها قدرت مدیریت هیجانات را ندارند

 

دکتر مهسا ساداتی، روانشناس، ریشه بسیاری از این حوادث را در نادیده گرفتن واقعیتی مهم می‌داند: «کودکان و نوجوانان کنترل هیجانی بسیار پایین‌تری نسبت به بزرگ‌ترها دارند.‌» او می‌گوید: «آن‌ها نه می‌توانند هیجانات منفی خود را مثل یک انسان بالغ مدیریت کنند و نه توان کنترل هیجانات مثبت را دارند؛ هرچند خود بزرگ‌ترها هم در این زمینه ضعف‌های جدی دارند. به همین دلیل، در لحظاتی که کودک یا نوجوان بیش‌ازحد شاد یا خشمگین می‌شود، ممکن است رفتارهای غیرقابل پیش‌بینی از او سر بزند؛ از برداشتن سلاح گرفته تا برداشتن سوئیچ خودرو و انجام کارهای خطرناک دور از چشم والدین.‌»

به باور این روانشناس، مقصر اصلی چنین اتفاقاتی کودکان نیستند؛ بلکه مشکل از سبک فرزندپروری افراطی والدینی است که از همان کودکی، قوانین را شفاف و جدی برای فرزندانشان تعریف نکرده‌اند. ساداتی برای توضیح این موضوع مثالی ملموس می‌زند: «در خیابان‌ها بارها شاهد رانندگی نوجوانان ۱۴ یا ۱۵ ساله بوده‌ایم. یا خانواده‌هایی را دیده‌ایم که پدر به‌صراحت اجازه رانندگی نمی‌دهد، اما مادر به‌صورت مخفیانه سوئیچ خودرو را در اختیار فرزند می‌گذارد. کودک در چنین فضایی خیلی زود می‌فهمد که قانون واحد و مرز مشخصی در خانه وجود ندارد.‌»

از نگاه او، نخستین وظیفه والدین شفاف‌سازی قوانین است؛ توضیح دادن چرایی ممنوعیت‌ها و پیامدهای عبور از آن‌ها. ساداتی تأکید می‌کند: «پدر و مادرها باید روی خودشان کار کنند و این تصور اشتباه را کنار بگذارند که اگر فرزندشان از ده‌سالگی رانندگی یاد بگیرد، مزیت خاصی نسبت به دیگران پیدا می‌کند. در نهایت، همه انسان‌ها رانندگی را یاد می‌گیرند، اما هر مهارتی زمان خودش را دارد.‌»

او این آموزش زودهنگام را به مثالی ساده تشبیه می‌کند: «این کار شبیه آن است که به یک نوزاد دوماهه کباب بدهیم. هیچ انسان عاقلی چنین کاری نمی‌کند، چون معده نوزاد توان هضم آن را ندارد و فقط باید شیر بخورد. رانندگی هم همین‌طور است؛ کودک باید به سن قانونی و بلوغ لازم برسد. بعد از آن، والدین می‌توانند شرایط آموزشی درست را فراهم کنند تا فرزندشان گواهینامه بگیرد. اما پیش از آن، لازم است قوانین سفت‌وسخت اعمال شود.‌»

 

چرا قوانین را باید به فرزندان توضیح داد؟

 

به گفته ساداتی، توضیح دادن قوانین پیش از هر چیز برای حفظ جان و امنیت خود کودک ضروری است. والدین باید به‌روشنی توضیح دهند که هر رفتار پرخطر چه پیامدهایی می‌تواند داشته باشد. او به خانواده‌هایی اشاره می‌کند که در خانه اسلحه شکاری نگهداری می‌کنند و معتقد است وجود چنین ابزارهایی، چه با مجوز و چه بدون آن، اثرات منفی جدی بر کودکان دارد؛ چرا که آن‌ها هنوز کنترل هیجانی لازم را ندارند.

این روانشناس برخی رفتارهای والدین را غیرمنطقی می‌داند و می‌گوید: «گاهی به خانواده‌ها توصیه می‌کنیم قوانین را شفاف توضیح دهند؛ مثلاً بگویند اگر فردی بدون گواهینامه و سن قانونی هنگام رانندگی باعث فوت کسی شود، از نظر قانون قتل عمد محسوب می‌شود. اما بعضی والدین مخالفت می‌کنند و می‌گویند این حرف‌ها کودک را مضطرب می‌کند. در حالی که دانستن این واقعیت‌ها نه تهدید است و نه ترساندن؛ بلکه آموزش قوانین جامعه است.‌»

ساداتی یادآوری می‌کند که در بسیاری از کشورهای دیگر، فرد تازه‌گواهینامه‌گرفته تا مدت‌ها فقط اجازه رانندگی در کنار والدین را دارد و حق تردد در جاده‌های برون‌شهری را ندارد. او می‌گوید: «هرچند چنین قانونی در کشور ما وجود ندارد، اما خانواده‌ها می‌توانند برای حفظ جان فرزندانشان، خودشان این محدودیت‌ها را اجرا کنند و آگاهی لازم را به بچه‌ها بدهند.‌»

ساداتی بر این باور است که اصلاح اصلی باید از والدین و سبک فرزندپروری آنها شروع شود که این امر مستلزم درک معیارها و ارزش‌‌های خانوادگی است. یعنی باید ببینیم که در حال حاضر ارزش‌‌های خانوادگی در چه معیارهایی خلاصه شده است. آیا ارزش انسان به لباس زیبا، ظاهر آراسته یا خانه و خودروی گران قیمت است؟ یا ارزش این است که افراد خانواده و جامعه رفتاری محبت آمیز و سرشار از احترام داشته باشند و برای حریم یکدیگر ارزش قائل باشند.

این روانشناس در آخر می‌گوید: «شاید هم ارزش‌‌های خانواده مقداری به سمت اشتباه رفته که باعث شده ارزش‌‌های بچه‌‌ها در این دوره و زمانه مقداری با ارزش‌‌های دوران ما متفاوت باشد.»


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار جامعه