نگاهی عمیق و تأملی به واقعه کربلا در جرعهای از جام عاشورا نوشته سیدعطاءالله مهاجرانی
شور و شعور حسینی
فرهنگ
157287
تاریخ همیشه بستری برای گذر وقایع بوده و از سالها پیش تاکنون اتفاقات بسیاری را به خود دیده است.
بهار خسروی / در میان انبوه آنها برخی رخدادها از دایره زمان پیشی گرفته و همچون جریانی سیال و زنده در روح و روان بشریت جای گرفته است؛ همانند واقعه عاشورا که در دهمین روز از ماه محرم سال ۶۱ هجری قمری در سرزمین کربلا اتفاق افتاد. این واقعه فراتر از یک حادثه تاریخی به شمار میرود و در این هزار و 400 سال به نمادی از ایثار، حماسه و ایستادگی در برابر ظلم و ظالم بدل شده است. عاشورا و شهادت امام حسین(ع) و ۷۲ تن از یاران وفادارش، نقطه عطفی در تاریخ تشیع و الگویی برای جنبشهای آزادیخواه جهان به حساب میآید. این حماسه در تار و پود جامعه و زندگی مردم جریان دارد، پس از قرنها هنوز هم زنده است و آیینهای سوگواری مردمی دهه اول محرم و اربعین که هر ساله با شکوه برگزار میشود، هنر تعزیه و ادبیات مرثیه گواه این ادعاست. عاشورا مکتبی است که شجاعت، صبر، شکیبایی و ایثار را به پیروان خود ارمغان میدهد. اندیشمندان، شاعران و نویسندگان بسیاری در طول تاریخ، آثار گوناگونی را از متون تاریخی و پژوهشی گرفته تا اشعار، مرثیهها و آثار ادبی درباره این واقعه آفریدهاند و افراد زیادی نیز برای بیان پیامها و درسهای این حماسه بزرگ تلاش کرده و حتی از جان خود گذشتهاند. با این وجود، مفاهیم و ابعاد انسانی عاشورا به قدری وسیع و گستره است که نیاز به پژوهش، نگارش و بازگویی بیشتری دارد، چرا که خیلی از بعدهای آن هنوز هم ناگفته مانده است. این پیامهای اخلاقی و انسانی باید برای نسلهای آینده باقی بمانند و بیش از پیش شناخته شوند.
کتاب «جرعهای از جام عاشورا» نوشته سیدعطاءالله مهاجرانی که انتشارات امید ایرانیان آن را منتشر کرده، با نگاهی عمیق و تأملی واقعه کربلا، حالوهوای عزاداری، معناشناسی و بازخوانی نمادهای آن را مورد بررسی قرار داده و به ابعاد تاریخی، عاطفی، ادبی و فرهنگی آن پرداخته است. این کتاب، روایت تاریخی را با تحلیل ادبی و تأملات عرفانی در هم آمیخته، بنابراین خواننده به سوی تأمل و اندیشه در پیامهای ماندگار عاشورا هدایت میشود و به این درک میرسد که عاشورا فقط یک اتفاق جانگداز تاریخی نیست، به خاطر پیامهای اخلاقی و انسانی که دارد، هنوز هم در حافظه فرهنگی مسلمانان زنده و جاودان مانده است. واقعهای که در طول قرنها در اشعار، مرثیهها، آیینهای سوگواری و ادبیات دینی بازنویسی شده و هر نسل به درک جدیدی از معنا و مفهوم این جریان رسیده است. نویسنده از جمله «ما رأیتُ الّا جمیلاً/ جز زیبایی چیزی ندیدم» حضرت زینب(س) الهام گرفته تا نشان دهد چگونه یک جریان غمانگیز، اوج فضایل انسانی و زیباییهای اخلاقی را به تصویر میکشد. همچنین سعی دارد مخاطب خود را به درکی عمیقتر از دردهای عاشورا برساند؛ پیامی که در آن صبر، فداکاری و آزادگی به عنوان ارزشهایی ماندگار به شمار میآیند.
کتاب «جرعهای از جام عاشورا» علاوه بر امام حسین(ع) به تحلیل شخصیتهایی همچون حضرت زینب(س) به عنوان پیامآور و تداومبخش حرکت عاشورا، حضرت ابوالفضل(ع) به عنوان مظهر وفاداری و ادب، حر بن یزید ریاحی به عنوان نماد انتخاب، توبه و رهایی نیز میپردازد. شخصیتهای واقعه کربلا در این کتاب نمادهایی از ایستادگی، وفاداری، آزادگی و ایمان هستند و هرکدام جرعهای از معرفت هستی نامیده میشوند. بخش قابل توجهی از کتاب خطبههای امام حسین(ع) در مسیر مدینه تا کربلا را مورد بررسی قرار میدهد و پس از آن سخنرانیهای حضرت زینب(س) و امام سجاد(ع) در کوفه و شام را تحلیل میکند.
تقابل حق و باطل
لحن و بیان نویسنده در عین اینکه غمگین و متناسب با فضای حزنانگیز عاشوراست، اما نثر او با صلابت است و بیشتر از اینکه بازتاب ناله و فغان باشد، حماسه را به خواننده القا میکند. این اثر از بیان بیش از حد سوگ و سوگواری دوری میکند و بر آگاهی و انتقال پیامهای مهم آن واقعه تمرکز میکند. «جرعهای از جام عاشورا» توانسته تعادلی میان شور حسینی یعنی بُعد احساسی و حماسی و همینطور شعور حسینی یعنی بُعد معرفتی و عرفانی آن برقرار کند. نویسنده فقط زخمها و دردها را پیش چشمان خواننده به تصویر نمیکشد، بلکه به معنای پشت هر اتفاق نیز میپردازد. به اعتقاد نویسنده اشک و زاری برای عاشورا باید با آگاهی و شناخت همراه شود، وگرنه حق مطلب ادا نمیشود و تحول درونی برای انسان اتفاق نمیافتد. البته نویسنده معتقد است هر فردی به اندازه ظرفیت خود از فرهنگ عاشورا بهرهمند میشود و میتواند جرعهای از آن را بنوشد و زندگی خود را معنا ببخشد. مهاجرانی عاشورا را یک حادثه محصور در سال ۶۱ هجری نمیداند و آن را الگویی برای تقابل حق و باطل در قلب هر انسانی معنا میکند. او با تأکید بر مفاهیمی همچون رضا، تسلیم و عشق، بیشتر از آنکه به چگونه کشته شدن امام حسین(ع) و یارانش بسنده کند، به چرا و چگونه زیستن شهیدان کربلا میپردازد.
مهاجرانی بر متون کلاسیک فارسی و عربی تسلط دارد و به تناسب موضوع از آیات قرآن، احادیث، اشعار مولوی، حافظ و عطار در متن کتاب استفاده کرده، این کار عمق بیشتری به اثر بخشیده و آن را چند بعدی کرده است. کتاب براساس منابع معتبر تاریخی همانند تاریخ طبری یا مقتل ابومخنف نوشته شده و نویسنده با دقت در جزئیات تاریخی، سعی دارد تحلیلهای خود را بر پایه واقعیتهای ثبتشده پیش ببرد، اما به همان بسنده نمیکند و به تدریج از تاریخ به سمت استنباطهای اخلاقی نیز پیش میرود. او با جملات کوتاه، کوبنده و در عین حال پر از استعاره روایت را ادامه میدهد و جملات را با نظمی شاعرانه کنار هم میچیند که به همان شکل هم در ذهن خواننده تصویرسازی میشود. کتاب حاشیهپردازی و زیادهگویی ندارد و هر فصل آن متمرکز بر یک موضوع یا شخصیت خاص پیش میرود. در نهایت، جذابیت بصری کلمات، تصویرسازیهای ذهنی قوی، نگاه نو به مفاهیم تکراری و کلیشهای و پرهیز از اغراقهای غیرمستند را میتوان از نقاط قوت کتاب به حساب آورد. نویسنده از نمادهایی همچون آب، عطش، خیمه، اسب و … استفاده کرده تا مفاهیم عمیق انسانی را به رشته تحریر در آورد و در ذهن مخاطب تصویر شود، این نکته باعث شده کتاب از سطح یک گزارش تاریخی فراتر برود.
در بخشهایی از کتاب استعاره و تعابیر ادبی بیشتری به کار گرفته شده که فضای واقعی و ملموس واقعه را تحتالشعاع قرار داده، این بخشها ممکن است برای مخاطب کمی خستهکننده به نظر برسد. از طرفی برخی از برداشتهای مهاجرانی در بخشهایی از کتاب جنبه شخصی و احساسی پیدا میکنند که شاید همه مخاطبان با تحلیلهای عرفانی او همراهی نکنند.
سهگانه عاشورایی
سیدعطاءالله مهاجرانی، نویسنده، سیاستمدار و مدیر فرهنگی ایرانی، ۲ مرداد ۱۳۳۳ در اراک متولد شد. برای تحصیل در دانشگاه رشته تاریخ را انتخاب کرد و مقطع کارشناسی خود را در دانشگاه اصفهان، کارشناسی ارشد را در دانشگاه شیراز و دکترای خود را در دانشگاه تهران گذرانده است. در سالهای ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۳ نماینده شیراز در مجلس شورای اسلامی بود، سپس در سال ۱۳۶۳ به عنوان رایزن فرهنگی ایران در پاکستان منصوب شد و به مدت یک سال تا سال ۱۳۶۴ در این سمت فعالیت کرد. همچنین معاون پارلمانی نخستوزیر در دوران نخستوزیری میرحسین موسوی، معاون پارلمانی رئیسجمهور در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی، عضو شورای سیاستگذاری صداوسیما و وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در دوره اول ریاستجمهوری سیدمحمد خاتمی از سوابق کاری او به حساب میآیند. عضویت هیأت علمی گروه تاریخ دانشگاه تربیت مدرس نیز از دیگر فعالیتهای او به شمار میرود.
از آثار مهاجرانی میتوان به «مادر خدای کوچک خانه»، «حاج آخوند»، «شیخ بیخانقاه»، «داستان انسان»، «تشنه صلح»، «گزند باد»، «حضور حافظ»، «حماسه فردوسی»، «افسانه نیما»، «قصه شیرین»، «برف»، «بررسی سیر زندگی و حکمت و حکومت سلمان فارسی»، «نکتههای قرآنی سوره کهف»، «نقد توطئه آیات شیطانی»، «میناگران»، «مقدمهای بر هفت خوان بزرگمهر»، «شعشعه مناجات شعبانیه» و... اشاره کرد. مهاجرانی همچنین ترجمه آثاری همچون «خوش خیال بد اقبال: ماجراهای غریب پنهان شدن سعید ابی النحس» نوشته امیل حبیبی، «عیسی پسر انسان» از جبران خلیل جبران، «موسم هجرت به شمال» به نویسندگی طیب صالح و... را در کارنامه خود دارد. مهاجرانی درباره واقعه عاشورا و قیام امام حسین(ع) نیز سه کتاب به چاپ رسانده است؛ سال 1394 کتاب «پیامآور عاشورا» را آماده نشر کرد، پس از آن سال 1397 «پیام انقلاب» را منتشر کرد و سال 1399 نیز کتاب «جرعهای از جام عاشورا» را راهی بازار نشر کرد.
درسهایی از کربلا
«انقلاب عاشورا» نوشته سیدعطاءالله مهاجرانی به موضوع عاشورا و قیام امام حسین(ع) میپردازد و از منظر تحلیلی، تاریخی و فکری این واقعه مهم و غمانگیز را مورد بررسی قرار میدهد. این اثر مفهوم عاشورا را نه فقط بهعنوان یک رویداد تاریخی، بلکه بهعنوان یک حرکت بزرگ، مؤثر و الهامبخش در تاریخ اسلام به تصویر میکشد. نویسنده در این کتاب نشان میدهد که این واقعه همچون انقلابی در وجدان دینی و فرهنگی مسلمانان نفوذ کرده و تا امروز زنده و اثرگذار باقی مانده است. زمینههای تاریخی واقعه کربلا، شخصیت و هدف امام حسین(ع)، مفهوم حق، عدالت، آزادی و مقاومت، نقش عاشورا در فرهنگ شیعی و اسلامی و تأثیر ماندگار این حادثه بر اندیشه و ادبیات دینی در این اثر به خوبی تحلیل میشوند.
نویسنده در این کتاب صرفاً رخدادهای عاشورا و سوگواریها را به تصویر نمیکشد و معنای قیام امام حسین(ع)، زمینههای تاریخی آن و پیامدهایش را هم بررسی میکند. مهاجرانی عاشورا را یک انقلاب و دگرگونی بنیادین در تفکر و ساختار جامعه اسلامی آن زمان میداند و قیام امام حسین(ع) را واکنشی به انحراف در اصول حکومت اسلامی تلقی میکند. او اعتقاد دارد یکی از اهداف والای امام حسین(ع) احیای امر به معروف و نهی از منکر بوده است. این کتاب نشان میدهد که چگونه سیستم حاکم بر جهان اسلام در آن دوره از مسیر اخلاقی و عادلانه خود خارج شد و قیام امام حسین(ع) تلاشی برای بازگرداندن جامعه به مسیر عدالت و حق بوده است. نویسنده در این اثر تحریفاتی که در طول تاریخ وارد روایت عاشورا شده را مورد نقد قرار میدهد و به آسیبشناسی آیینهای عزاداری میپردازد. مخاطب حین خوانش این کتاب، فلسفه حقیقی قیام را میشناسد و با تأمل و تفکر، میان هسته اصلی و عقلانی قیام و خرافات و تحریفات پیش آمده در طول تاریخ به درک مناسبی میرسد و میان آنها تفکیک قائل میشود.
در فصل نهم کتاب «انقلاب عاشورا» محور و مبنا و ماهیت انقلاب عاشورا را با 11 مورد بررسی کرده است:
1. در حرم رسولالله در مدینه در وقت زیارت و دعا امام حسین(ع) در گفتوگوی خود با پیامبر از خداوند میخواهد آنچه برای او پیش میآید موجب رضای او باشد: «اسئلک یاذالجلال والاکرام بحق هذاالقبر و من فیه ما اخترت من امری هذا و ماهو لک رضی» همه خواست و تضرع امام حسین(ع) و سوگند دادن خداوند به مرقد پاک پیامبر برای این است که امام حسین(ع) تنها رضای خدا را طلب میکند.
2. وقتی ابوبکر بن عبدالرحمان نصیحت میکند که امام حسین(ع) به عراق نرود و شمهای از سرشت و فرهنگ مردم کوفه را بیان میکند، در پاسخ او امام حسین(ع) با تشکر از راهنما و توصیه ابوبکر بن عبدالرحمان میگوید: «آنچه خداوند مقرب مقدر نموده باشد انجام میشود.
3. امام حسین(ع) در وصیتنامه معروف که منشور یا بیانیه انقلاب عاشورا است، مینویسد: «و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب.» امام حسین(ع) توفیق خود را از خداوند میداند و بر خداوند توکل میکند و حرکت و جهت و بازگشت خود را به سوی خداوند میداند.
4. در گفتوگو با ام هانی، با توجه به شرایطی که ام هانی، خواهر علی(ع) در میان زنان بنیهاشم داشت، ام هانی هجرت امام حسین(ع) از مدینه را به معنی بیسرپرست شدن خاندان بنیهاشم تلقی میکند. سرشار از عاطفه و عشق به امام حسین(ع) سخن میگوید. میگوید: «شنیدهام که به سوی کشته شدن میروی. امام حسین(ع) به ام هانی میگوید: «کل الذی مقدر و هو کائن لا محاله» هرچه را خداوند مقدر کرده است به ناگزیر انجام میشود.
5. در حرکت از مدینه به مکه وقتی مسلم ابنعقیل پیشنهاد میکند که از راههای فرعی بروند، امام حسین(ع) مجدداً به قضای خداوند استناد میکند. به آنچه خداوند دوست دارد و تقدیر کرده است.
6. وقتی عبدالله ابن مطیع درباره مردم کوفه و تجربه آن مردم، سخن میگوید، امام حسین(ع) به عبدالله ابن مطیع میگوید: «یقضالله ما احب»خداوند آنچه را دوست دارد، مقدر میکند.
7. در گفتوگوی طولانی با عبدالله بن عباس، امام حسین(ع) سرانجام بر این نکته تأکید میکند که موضع او موضع ابراهیم خلیل است، هنگامی که میخواستند او را در آتش بیفکنند، گفت: «حصبیالله و نعم الوکیل»
8. در سفارش به مسلم بنعقیل و اعزام او به کوفه، امام حسین(ع) میگوید خداوند آنگونه که دوست دارد کار و مأموریت تو را مقدر مینماید.
9. فردی از بنی اسد به نام بشر ابن غالب در منزل ذات عرق با امام حسین(ع) مواجه میشود. امام حسین(ع) میپرسد از کجا میآیی؟ میگوید از عراق. میپرسد مردم عراق را چگونه دیدی؟ میگوید مردمی هستند که دلهای آنان با توست، اما شمشیرهایشان با بنیامیه است. امام حسین(ع) میگوید: «انالله تبارک و تعالی یفعل ما یشاء و یحکم ما یرید» خداوند بزرگ آنچه را بخواهد انجام میدهد و بر آنچه اراده کند حکم میکند.
10. در منزل خزیمیه به زینب(س) میگوید: «ای خواهر من آنچه تقدیر خداوند است انجام میشود.»
11. در منزل عذیب الهجانات، به چهار نفری که از کوفه آمده بودند که طرماح ابن عدی راهنمای آنان بود، گفت: «به خداوند سوگند امیدوارم خداوند خود نیکی را برای ما اراده کند، چه کشته شویم و چه پیروز شویم.»
اندیشه و جهاد حضرت زینب
کتاب «پیامآور عاشورا» نوشته سیدعطاءالله مهاجرانی به بررسی سیر زندگی، اندیشه و جهاد حضرت زینب کبری(س) میپردازد. این کتاب نقش مهم و حیاتی این بانوی بزرگوار را در واقعه کربلا و حوادث پس از آن مورد بررسی قرار میدهد. نویسنده در این اثر به عمق اندیشه و مدیریت بحران ایشان پرداخته و فراتر از یک روایت تاریخی پیش رفته است. خواننده در حین خوانش این کتاب با دوران کودکی و شکلگیری شخصیت حضرت زینب(س) در سایه پیامبر(ص)، حضرت علی(ع) و حضرت زهرا(س) آشنایی پیدا میکند. همچنین اطلاعاتی درباره جهاد تبیین که حضرت زینب پس از شهادت امام حسین(ع) برعهده داشتند، به دست آورده و با نگاهی تحلیلی به خطبههای حضرت زینب(س) در کوفه و شام و قدرت سخنوری و استدلالهای منطقی و دینی ایشان در برابر حاکمان وقت پی خواهد برد. مخاطب با خواندن این اثر در مییابد که حضرت زینب(س) چگونه مانع از فراموشی یا تحریف واقعه عاشورا شدهاند و شعر «کربلا در کربلا میماند اگر زینب نبود» از قادر طهماسبی را بهتر درک خواهد کرد. به اعتقاد نویسنده عاشورا بدون حضور و نقشآفرینی حضرت زینب(س) یک واقعه تأثیرگذار و ماندگار تاریخی نمیشد.
برخلاف دیگر آثار مشابه، شخصیت حضرت زینب(س) در این کتاب نه فقط سوگوار و حزندیده، بلکه با یک شخصیت مدیر و استراتژیک در واقعه عاشورا ترسیم میشود و نقش این بانوی بزرگوار در حفظ و بقای پیام عاشورا به خوبی نشان داده میشود، نگاهی که کمتر به آن پرداخته شده است. «پیامآور عاشورا» نشان میدهد که چگونه حضرت زینب(س) با سخنان بجا و مقتدرانه و خطابههای مناسب در کوفه و شام در مقابل بنیامیه میایستد و واقعه عاشورا به یک جریان پایدار و تأثیرگذار تبدیل میشود که در طول قرنها هنوز هم زنده و جاودان مانده است. این کتاب زینب(س) را برای مخاطب یک شخصیت سیاستمدار معرفی میکند که میداند چه زمانی باید سکوت کند و چه زمانی باید با سخنانش ساختار قدرت را به لرزه بیندازد.
متن کتاب همانند برخی از دیگر آثار مذهبی سنگین و تخصصی نیست و نویسنده سعی کرده با قلمی روان و ساده روایت را به پیش ببرد تا خواننده بتواند با آن ارتباط برقرار کند. مهاجرانی فقط به واقعه عاشورا نمیپردازد و ابعاد مختلف زندگی حضرت زینب(س) از تولد تا پس از کربلا را مورد بررسی قرار میدهد. این کتاب با سبک سنتی روضهخوانی یا مقتلخوانی کلاسیک نوشته نشده و بیشتر از اینکه یک اثر مذهبی کلاسیک به حساب بیاید، پژوهشی تحلیلی به شمار میرود.
در فصل هشتم کتاب «پیام آور عاشورا» با عنوان «کاروان آزادگان» سخنرانی حضرت زینب(س) در کوفه آمده است: «مردم کوفه! مردم مکار فریبکار! مردم خوار و بیمقدار! بگریید که همیشه دیدههایتان گریان و سینههایتان بریان باد! زنی رشتهباف را مانید که آنچه را استوار بافته است، از هم جدا سازد. پیمانهای شما دروغ است و چراغ ایمانتان بیفروغ. مردمی هستید لاف زن و بلندپرواز! خودنما و حیلتساز! دوستکش و دشمننواز! چون سبزه پارگین، درون سوگنده، برون سبز و رنگین، نابکار چون سنگ گور نقرهآگین. چه زشت کاری کردید! خشم خدا را خریدید و در آتش دوزخ جاوید، خزیدید. میگریید؟!
بگریید! که سزاوار گریستناید، نه در خور شادمان زیستن. داغ ننگی بر خود نهادید که روزگاران برآید و آن ننگ نزداید. این ننگ را چگونه میشویید؟ و پاسخ کشتن فرزند پیغمبر را چه میگویید؟ سید جوانان بهشت و چراغ راه شما مردم زشت، که در سختی یارتان بود و بلاها غمخوار. نیست و نابود شوید ای مردم غدار!
هر آینه باد در دست دارید و در معاملهای که کردید، زیانکار! و به خشم خدا گرفتار، و خواری و مذلت بر شما باد. کاری سخت زشت کردید، که بیم میرود آسمانها شکافته شود و زمین کافته و کوهها از هم گداخته.
میدانید چگونه جگر رسول خدا را خستید؟ و حرمت او را شکستید و چه خونی ریختید؟ و چه خاکی بر سر ریختید؟ زشت و نابخردانه کاری کردید؛ که زمین و آسمان از شر آن لبریز است و شگفت مدارید که چشم فلک خونریز است. همانا عذاب آخرت سختتر است و زیانکاران را نه یار و نه یاور است. این مهلت، شما را فریفته نگرداند! که خدا گناهکاران را زودازود به کیفر نمیرساند و سرانجام، خون مظلوم را میستاند. اما مراقب ما و شماست و گناهکار را به دوزخ میکشاند...
بشیر بن حذیم الاسدی گفته است: «در آن روز، به زینب نگاه میکردم و تا به آن روز، ندیده بودم بانوی بزرگمنش و سخنوری همانند او. انگار زبان امیرالمؤمنین علی در کام اوست که این گونه سخن میگوید. مردم انگشت به دندان میگزیدند و از دیدگان اشک میباریدند. پیرمردی در کنارم بود. آنقدر گریه کرد که اشک از چهرهاش سرازیر شد. در آن حال میگفت: پدر و مادرم فدایتان باد، مردان شما بهترین مردان هستند و جوانان شما برترین جوانان و زنانتان با فضیلتترین زنان و خاندان شما با شرافتترین خاندانها؛ نه خوار میشوند و نه مقهور.»
انتهای پیام/