محمود صادقی، استاد دانشگاه و نماینده پیشین مجلس در گفتوگو با « ایران»:
با وجود هماهنگی کامل ارکان نظام، اتهام سازشکاری قابل درک نیست
سیاست
161152
در حالی که کشور در کمتر از یک سال دو جنگ تحمیلی را با اتکا به همافزایی میدان و دیپلماسی، انسجام داخلی و هماهنگی ارکان نظام پشت سر گذاشته و از این بحرانها عبور کرده است، در روزهای اخیر برخی جریانها و چهرههای تندرو با طرح اتهام «سازشکاری» علیه دولت و تیم مذاکرهکننده، فضای سیاسی را تحت تأثیر قرار دادهاند.
این در حالی است که روند مدیریت جنگ و مذاکرات با هماهنگی نهادهای تصمیمگیر کشور دنبال شده است. محمود صادقی، نماینده پیشین مجلس و استاد دانشگاه در گفتوگو با روزنامه ایران، ضمن بررسی ریشههای این اتهامزنیها، بر ضرورت همافزایی میدان و دیپلماسی، پرهیز از تندروی، تقویت انسجام ملی و شفافسازی درباره سازوکار تصمیمگیریهای کلان کشور تأکید میکند.
در میانه اظهار نظرهای مختلف حول مذاکرات، بعضاً شاهد اتهام «سازشکار» خطاب به وزیر امور خارجه و حتی رئیس هیأت مذاکره کننده کشور بودیم. طرح چنین اتهامهایی را ولو اینکه از سوی جریان اقلیت باشد باید در چارچوب نقد و آزادی بیان ارزیابی کرد یا برخی تحرکات سیاسی زودهنگام معطوف به رقابتهای جناحی و چه بسا انتخاباتی؟
این موضوع ابعاد مختلفی دارد. یک بخش از آن به تفاوت در رویکردهای سیاسی برمیگردد. بخشی از جناحهای سیاسی در کشور، تقریباً مانند بسیاری از کشورهای دیگر، نگرش رادیکال دارند و در مسائل مختلف قائل به حل مسالمتآمیز مشکلات، چه در عرصه داخلی و چه در عرصه خارجی، از طریق گفتوگو، مذاکره و راهکارهای متعارف نیستند. این جریانها معتقدند که راهکار مواجهه با مشکلات، تشدید تقابل، جنگ و برخوردهای سخت است و هرگونه گفتوگو را ناشی از ضعف میدانند و عناوینی مانند «سازشکار» را متوجه طرفهای مقابل میکنند. در مقابل، بخش دیگری از جریانهای سیاسی معتقدند که در کنار استفاده از روشهایی مانند مقاومت، جنگ و درگیری، نباید راه گفتوگو را بست و باید از طریق مذاکره و راهکارهای مسالمتآمیز به کاهش تنش کمک کرد.
بخش میانهرو همان رویکرد دوم بر این باور است که تأمین منافع ملی کشور نسخه واحدی برای همه شرایط ندارد، بلکه متناسب با شرایط مختلف باید از راههای متفاوت استفاده کرد. مذاکره و مقاومت و مقابله سخت را در کنار هم میبینند.
نکته قابل توجه در شرایط فعلی این است که بعد از تجربه دو جنگ اخیر، حداقل آرایش سیاسی نیروهای تصمیمگیر به این جمعبندی رسید که در جنگ دوم آتشبس را بپذیرد و وارد مذاکره شود؛ اقدامی که در نهایت به برقراری دستکم یک آتشبس موقت انجامید. ویژگی این دوره، شکلگیری نوعی یکدستی کمسابقه میان نیروهای تصمیمگیر، یا به تعبیر رایج «میدان و دیپلماسی»، بود. تجلی این هماهنگی را در هیأت مذاکرهکننده مشاهده کردیم. آقای قالیباف که هم از طیف اصولگراست، هم سابقه نظامی دارد و تا حدودی بخش مهمی از جریان اصولگرا را نمایندگی میکند، به عنوان رئیس هیأت مذاکرهکننده ایفای نقش کرد.
به نظر میرسد ایشان در هماهنگی کامل با نیروهای مسلح و مجموعه میدان عمل میکند و شخصیت سیاسی او نیز جمع میان میدان و دیپلماسی بود؛ هم آن پیشینه را داشت و هم پیشقدم امر مذاکره شد.
با چنین وضعیتی انتظار میرفت دیگر محلی برای مناقشههای رادیکال و طرح برچسبهایی مانند «سازشکاری» وجود نداشته باشد.اما متأسفانه و با کمال تعجب، با وجود چنین شرایطی، همچنان شاهد ظهور و بروز جریانهایی هستیم که مسئولان را به سازش متهم میکنند.
مسئولانی که در شورای عالی امنیت ملی به امضای تفاهم سیاسی رسیدند، همانهایی هستند که هر دو جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه را هم اداره کردهاند. چطور میشود در مقطعی آنان را پیروز بخوانیم و در مقطعی دیگر سازشکار خطاب کنیم؟ این دوگانه از کجا آب میخورد؟
ببینید! تصمیمگیری در سطح کلان، مستلزم سیاستگذاری صحیح درباره امکانات تریبونی و رسانهای است. ظرفیت رسانه ملی نباید صرفا در اختیار یک طیف قرار گیرد؛ آن هم در شرایطی که دولت، بیشترین بار مسئولیت را در دوره جنگ بر دوش کشیده و به اذعان همگان، تقریباً به بهترین شکل ممکن کشور را اداره کرده است. در حوزه معیشت، تأمین مایحتاج، مدیریت امور روزمره، زیرساختها، درمان، آب، برق، گاز و بنزین نیز خوشبختانه تاکنون کمترین خللی ایجاد نشده است. در واقع این دولت در تریبونهای رسمی مثل تلویزیون صدایی ندارد. گویی تلویزیون خود را در برابر دولت تعریف میکند.
نمیشود تریبونها را در اختیار یک جریان قرار داد و انتظار داشت که انسجام اجتماعی برقرار بماند. اینگونه القا میشود که تیم مذاکرهکننده مستقل از رهبری عمل کرده یا حتی در برابر ایشان قرار گرفته و منافع ملی را زیر پا گذاشته است. هرچند بخشی از این مسائل جنبه محرمانه دارد، اما بخش قابل توجهی از آن را میتوان برای افکار عمومی تشریح کرد. به تعبیری تا آنجا که امکان دارد باید این مسائل به صورت شفاف برای مردم توضیح داده شود تا زمینه اثرگذاری فضاسازیهای رادیکالها از بین برود. دشمن وقتی ببیند در کشور چندگانگی و شکاف وجود دارد، از این گسلها به نفع خود بهرهبرداری خواهد کرد.
پزشکیان و قالیباف همچنان در مدار همکاری و هماهنگی عمل میکنند. گفته میشود که خود آقای پزشکیان اصرار داشته که قالیباف رئیس تیم مذاکره کننده باشد. این انتخاب را چطور ارزیابی میکنید؟
ببینید یک لایه ماجرا همان است که شما اشاره کردید؛ یعنی توصیه خود رئیسجمهوری برای حضور آقای قالیباف در تیم مذاکرهکننده. من فکر میکنم در جنگ ۱۲ روزه، این مسئولیت از سوی رهبری به آقای قالیباف واگذار شد و ایشان مدیریت مقابله با تجاوز دشمن را برعهده گرفت. در ادامه نیز، به دلیل رابطهای که میان سه قوه، بهویژه میان دولت و مجلس وجود دارد و همچنین با توجه به رویکرد وفاقی که آقای دکتر پزشکیان مطرح کردهاند، این هماهنگی میان قوا تقویت شد به گونهای که رئیسجمهوری در یکی از سخنرانیهای خود اعلام کردند که رئیس مجلس فراتر از انتظار با دولت همکاری و هماهنگی داشته است.
درواقع با وجود حضور طیف رادیکال در مجلس، آقای قالیباف با رویکرد تعاملی موضوع را مدیریت کرد. در واقع، انتخاب ایشان هیچ منافاتی با استقلال و تفکیک قوا ندارد. در مسائل کلان و ملی، قوا با یکدیگر هماهنگ عمل میکنند، اما هر یک در حوزه وظایف خود استقلال و جایگاه قانونی خویش را حفظ میکنند. این هماهنگی توانسته به حل مسائل کشور کمک کند، هرچند طیف مخالف در مجلس این وضعیت را برنمیتابد و انتظار دارد که آقای قالیباف در این شرایط، به جای تعامل، رویکردی تقابلی با دولت در پیش بگیرد.
انتهای پیام/