«ایران» الگوی موفق جوانگرایی در تیم ملی فوتبال اسپانیا را بررسی می‌کند

قیام دلافوئنته علیه محافظه‌کاری

ورزش

161320
قیام دلافوئنته علیه محافظه‌کاری

شکست تیم ملی اسپانیا برابر مراکش در جام جهانی ۲۰۲۲ را می‌توان نقطه عطف «لاروخا» در فوتبال جهان دانست؛ جایی که لوئیس انریکه با لشکری از ستاره‌های نام‌آشنا برابر تیمی آفریقایی از گردونه رقابت‌ها حذف شد تا شکستی تلخ در کارنامه ماتادورها ثبت شود؛ اتفاقی که در واقع فروپاشی یک مدل فکری بود.

  سینا حسینی /  تیمی که سال‌ها بر مالکیت توپ، کنترل ریتم و تکرار الگوهای کلاسیک تیکی‌تاکا تکیه داشت، در برابر تیمی سازمان‌یافته و بی‌ادعا به بن‌بست رسید؛ بن‌بستی که نشان داد فوتبال اسپانیا بیش از آنکه نیازمند تغییرات جزئی باشد، به یک بازتعریف ساختاری احتیاج دارد. اینجا بود که ورود لوئیس دلافوئنته نه به‌عنوان یک انتخاب موقت، بلکه به‌عنوان طراح متفکری برای آغاز پروژه‌ای بازسازی‌محور معنا پیدا کرد. دلافوئنته، برخلاف جریان محافظه‌کار رایج در فوتبال ملی، مسیر متفاوتی را برگزید؛ مسیری که از دل تیم‌های پایه عبور می‌کرد و بر پایه شناختی عمیق از نسل جدید فوتبال اسپانیا شکل گرفته بود. او به‌جای اتکا به نام‌ها، به «کارکرد» اندیشید و مهم‌تر از آن، به بازیکنانی اعتماد کرد که سال‌ها در رده‌های پایه با آنها کار کرده بود.
این تصمیم، در نگاه سنتی شاید ریسک محسوب می‌شد، اما در عمل به مزیتی رقابتی تبدیل شد. تنها در فاصله‌ای کمتر از 6 ماه و 10 روز از آغاز کار وی، اسپانیا به قهرمانی لیگ ملت‌های اروپا ۲۰۲۳ رسید؛ موفقیتی که نه یک اتفاق، بلکه نشانه‌ای از سرعت بالای انطباق یک تیم جوان با ایده‌های تاکتیکی جدید بود.
اما نقطه عطف اصلی در جام جهانی ۲۰۲۶ رقم خورد؛ جایی که پروژه جوانگرایی به بلوغ رسید. اسپانیا با میانگین سنی حدود ۲۶ تا ۲۷ سال وارد تورنمنت شد و در میان تیم‌های مدعی، یکی از جوان‌ترین ترکیب‌ها را در اختیار داشت. این عدد زمانی معنا پیدا می‌کند که بدانیم بسیاری از مدعیان سنتی با میانگین سنی نزدیک به ۲۹ تا ۳۰ سال در مسابقات حاضر بودند. حتی در ترکیب اصلی اسپانیا، سهم بازیکنان زیر ۲۳ سال به‌طرز قابل‌توجهی بالا بود؛ بازیکنانی که نه‌تنها نقش مکمل، بلکه نقشی محوری در ساختار تیم ایفا می‌کردند. حضور بازیکنانی مانند لامین یامال در سنین زیر ۲۰ سال، پاو کوبارسی در خط دفاع، گاوی و پدری در خط میانی، نشان‌دهنده تغییری بنیادین در نگاه به تیم ملی بود. اینها بازیکنانی نبودند که برای آینده ذخیره شوند؛ آنها «حال» تیم ملی کشورشان بودند.
داده‌های مربوط به دقایق بازی این تیم در جام‌جهانی ۲۰۲۶ نیز این واقعیت را تأیید می‌کند؛ درصد قابل‌توجهی از زمان بازی اسپانیا در این رقابت‌ها در اختیار بازیکنان زیر ۲۵ سال بود؛ موضوعی که در سطح تیم‌های قهرمان کمتر سابقه داشته است. در عین حال، ترکیب تیم با حضور چند بازیکن باتجربه‌تر، تعادل لازم را حفظ کرد، اما هسته اصلی تیم بر پایه انرژی، سرعت تصمیم‌گیری و انعطاف‌پذیری تاکتیکی نسل جوان شکل گرفته بود.
در چنین شرایطی، قهرمانی در جام جهانی ۲۰۲۶ و پیش از آن یورو ۲۰۲۴، بیش از آنکه یک موفقیت صرف باشد، به پاسخی روشن برای منتقدان تبدیل شد؛ همان‌هایی که سال‌ها تکرار می‌کردند «تیم‌ملی جای جوانگرایی نیست» یا «تغییرات گسترده در تیم‌های ملی منجر به بی‌ثباتی می‌شود». اکنون آنها با این واقعیت مواجه شده‌اند که «تیم ملی جای جوانگرایی است»؛ دقیقاً همان مسیری که دلافوئنته درستی آن را به اثبات رساند. این گزاره‌ها، اگرچه در ظاهر محافظه‌کارانه و منطقی به نظر می‌رسند، اما در عمل چیزی جز بازتولید ترس از تغییر نیستند. تجربه اسپانیا نشان داد مشکل، جوانگرایی نیست؛ مشکل، فقدان برنامه در جوانگرایی است.
واقعیت این است که فوتبال مدرن دیگر جایی برای تیم‌های ایستا باقی نگذاشته است. سرعت بازی، فشردگی تقویم و پیچیدگی‌های تاکتیکی، نیازمند بازیکنانی است که هم از نظر بدنی در اوج باشند و هم از نظر ذهنی توانایی انطباق سریع را داشته باشند؛ ویژگی‌هایی که به‌طور طبیعی در نسل‌های جوان‌تر بیشتر یافت می‌شود. اسپانیا با درک این واقعیت، نه‌تنها از تغییر نترسید، بلکه آن را به‌عنوان یک استراتژی بلندمدت پذیرفت و اجرا کرد.
پروژه دلافوئنته را باید فراتر از یک موفقیت مقطعی تحلیل کرد. این پروژه، الگویی مدیریتی در فوتبال ملی است؛ الگویی که نشان می‌دهد اگر جوانگرایی بر پایه شناخت، تداوم و انسجام تاکتیکی بنا شود، می‌تواند به خلق چرخه‌ای از موفقیت پایدار منجر شود. اسپانیا پس از ۲۰۲۲، از تیمی گرفتار در تکرار به تیمی تبدیل شد که آینده را می‌سازد و شاید مهم‌ترین پیام این تحول برای فوتبال جهان این باشد: در عصر جدید، تیم‌هایی برنده‌اند که نه به گذشته، بلکه به آینده اعتماد می‌کنند.

 

اصغر مدیر روستا، بازیکن پیشین تیم ملی فوتبال :

پاداش اعتماد به جوان‌ها، فتح قله قهرمانی است

 

مهری رنجبر/ قهرمانی اسپانیا در جام جهانی ۲۰۲۶ بار دیگر نام دلافوئنته را در صدر توجهات قرار داد؛ سرمربی‌ای که با تکیه بر نسل جوان نشان داد قرار نیست همیشه چرخ فوتبال بر مدار تجربه صرف بچرخد. اصغر مدیرروستا، بازیکن پیشین تیم ملی ایران، با اشاره به اهمیت حضور تأثیرگذار ستاره‌های نوظهور در ترکیب اسپانیا می‌گوید: «لوئیس دلافوئنته این بار هم پاسخ اعتمادش به بازیکنان جوان را گرفت تا نشان دهد پاداش اعتماد، فتح قله‌های بزرگ است.»

علی‌اصغر مدیرروستا در گفت‌وگو با «ایران»، قهرمانی اسپانیا با اتکا به بازیکنان جوان را رویدادی مهم و عبرت‌آموز برای تمام تیم‌های دنیا می‌داند و دراین‌باره می‌گوید: «لیگ پویای اسپانیا، باشگاه‌های این کشور را به کارخانه بازیکن‌سازی تبدیل کرده و به همین دلیل دست سرمربی تیم ملی برای جوانگرایی و تزریق نیروی تازه به ترکیب تیم باز است. او با اتکا به این ظرفیت، برنامه کاری خود را برای چهار سال آینده آغاز کرد و نتیجه این توجه و سرمایه‌گذاری روی بازیکنان زیر ۳۰ سال، قهرمانی در جام جهانی شد. در واقع، چرخه تولید بازیکنان جوان در باشگاه‌ها هیچ‌گاه متوقف نشده و با سرمایه‌گذاری روی استعدادها، بدون لابی‌گری، آنها را برای آینده فوتبال کشور پرورش می‌دهند. اسپانیا نشان داد با یک برنامه ۱۵ ساله می‌توان نسل طلایی ساخت و به قهرمانی جهان رسید. این اتفاق حتی در ژاپن و کره نیز رخ داده و حالا این دو کشور آسیایی هم در همان مسیر گام برمی‌دارند.» مدیرروستا در ادامه به موضوع زمان آماده‌سازی تیم‌های مدعی اشاره می‌کند و معتقد است اولین قهرمانی تیم ملی اسپانیا با این تیم، تنها شش ماه پس از حضور دلافوئنته در کادر فنی رقم خورد؛ بنابراین نمی‌توان ادعا کرد در مدت کوتاه دستیابی به موفقیت بزرگ ممکن نیست. او توضیح داد: « لوئیس دلافوئنته نشان داد کارهای بزرگ با تفکر بزرگ قابل دسترسی است.  شش ماه برای ساختن یک تیم قدرتمند زمان کمی نیست. شاید در کشورهایی که فاقد برنامه و زیرساخت هستند، این مدت کوتاه به نظر برسد، اما برای اسپانیا با لیگ پویایی که دارد، نه‌تنها کم نیست، بلکه زمان مناسبی هم محسوب می‌شود. به همین دلیل، سرمربی اسپانیا پس از انتخاب در سال ۲۰۲۳ توانست به اولین قهرمانی خود دست پیدا کند. پس هر کسی که می‌گوید در زمان کوتاه نمی‌توان به موفقیت رسید، به‌دنبال فرار از واقعیت است.» وی در پایان گفت: «معمولاً در کشورهایی مثل اسپانیا، مربی جدید نیز در چارچوب همان برنامه از پیش تعیین‌شده حرکت می‌کند. وقتی دلافوئنته در عرض شش ماه تیمش را به قهرمانی می‌رساند، نشان می‌دهد این زمان برای ساختن یک تیم ملی کافی است و می‌توان کار اصولی انجام داد. اما مشکل زمانی ایجاد می‌شود که نه برنامه‌ریزی درستی وجود داشته باشد و نه افراد در جایگاه واقعی خود قرار گرفته‌ باشند.»

 

رسول کربکندی، دروازه‌بان پیشین تیم ملی فوتبال :

 

اسپانیا قهرمان شد چون از آینده نترسید

 

پریسا غفاری/ قهرمانی اسپانیا در جام جهانی ۲۰۲۶ اضافه شدن یک ستاره جدید به پیراهن «لاروخا» نبود؛ این موفقیت نشان داد دلافوئنته تیمی ساخته که در آن انرژی نسل تازه با تجربه، نظم و بلوغ تاکتیکی درهم آمیخته است. حضور چهره‌های ۱۹ ساله‌ای مانند لامین یامال و پائو کوبارسی در کنار بازیکنانی چون رودری و اونای سیمون، ترکیبی متوازن و کارآمد را شکل داد که به واسطه این مهره‌ها دلافوئنته توانست قهرمانی جهان را به دست آورد. رسول کربکندی، دروازه‌بان پیشین تیم ملی فوتبال، در گفت‌وگو با «ایران» می‌گوید: «اسپانیا صرفاً به‌دلیل جوان بودن قهرمان نشد، بلکه به این دلیل به موفقیت رسید که میان حال و آینده تعارضی ایجاد نکرد. دلافوئنته از تجربه رودری و اونای سیمون بهره برد، اما همزمان از سپردن نقش‌های کلیدی به یامال و کوبارسی نترسید. پیام جام جهانی ۲۰۲۶ روشن است؛ جسارت حرفه‌ای یعنی ساختن امروز به شکلی که آینده را تضمین کند.» رسول کربکندی در ادامه توضیح داد: «نقش یامال و نیکو ویلیامز در ترکیب تیم قهرمان فراتر از حضور نمایشی بود. ساختار هجومی اسپانیا بر سرعت وینگرها، برتری در نبردهای تک‌به‌تک و انتقال سریع از میانه میدان به کناره‌ها استوار بود. دلافوئنته جوانان را صرفاً برای نمایش به میدان نفرستاد؛ آنها پیش از جام جهانی در باشگاه‌های خود مهره‌های مهمی شده بودند، در تیم ملی مسئولیت پذیرفتند و در کنار باتجربه‌ها رشد کردند. این روند از قهرمانی لیگ ملت‌های ۲۰۲۴ آغاز شد و در جام جهانی ۲۰۲۶ به بلوغ رسید.» وی ادامه داد: «اعتماد به جوانان به معنای کنار گذاشتن تجربه نیست. ستون اصلی لاروخا را بازیکنان باتجربه تشکیل می‌دادند. رودری، اونای سیمون و میکل مرینو در کنار استعدادهای تازه، تعادل تیم را حفظ  کردند. درس اسپانیا جوان‌سازی صرف نیست، بلکه ایجاد مسیر روشن برای انتقال مسئولیت است؛ بازیکن جوان ابتدا وارد اردو می‌شود، سپس در مسابقات واقعی فرصت می‌گیرد و در نهایت به مهره‌ای تعیین‌کننده تبدیل می‌شود.» کربکندی در ادامه به نقش شناخت دلافوئنته از نسل جدید اشاره می‌کند: «او پیش از هدایت تیم ملی با رده‌های پایه کار کرده و شناخت دقیقی از استعدادهای برخاسته از آکادمی‌هایی چون لاماسیا داشت؛ بازیکنانی که در بارسلونا رشد کردند و هویت فوتبالی خود را یافتند. مهم‌تر از همه، اعتماد کامل به این نسل بود؛ بازیکنانی که هنوز آینده بزرگی پیش‌رو دارند.»

 

دلافوئنته چگونه جام را به خانه برد

دستاورد از دل «آمارسازی» بیرون نمی‌آید

تیم ملی اسپانیا تحت هدایت دلافوئنته یکی از روشن‌ترین نمونه‌های «کاربرد درست آمار در خدمت استراتژی» بود؛ تیمی با میانگین سنی حدود ۲۶ تا ۲۷ سال که در مقایسه با بسیاری از مدعیان سنتی که عمدتاً میانگین سنی نزدیک به ۲۹ تا ۳۰ سال داشتند نه‌تنها جوان‌تر، بلکه از نظر فیزیکی و شناختی آماده‌تر برای پاسخ به الزامات فوتبال مدرن ظاهر شد. اما نکته کلیدی اینجاست؛ مزیت اسپانیا صرفاً «پایین بودن عدد میانگین سنی» نبود، بلکه نحوه به‌کارگیری این ظرفیت در یک چارچوب تاکتیکی منسجم، این تفاوت را رقم زد. داده‌های ثبت‌شده از دقایق بازی نشان می‌دهد سهم بازیکنان زیر ۲۵ سال در ترکیب اسپانیا به‌طور معناداری بالاتر از اغلب تیم‌های حاضر در مراحل حذفی بود؛ این در حالی است که بسیاری از تیم‌هایی که زودتر از رقابت‌ها کنار رفتند، یا به شکل افراطی به تجربه متکی بودند یا در استفاده از جوانان دچار بی‌برنامگی شدند. اما اسپانیا نه گرفتار «محافظه‌کاری مبتنی بر تجربه» شد و نه به دام «جوانگرایی نمایشی» افتاد؛ بلکه با ایجاد توازن میان این دو، ساختار پویا و واقعی فوتبال خود را ارائه داد.
در نقطه مقابل، تیم‌هایی که حذف شدند- با وجود ثبت برخی شاخص‌های آماری قابل‌توجه مانند درصد مالکیت بالا، تعداد پاس‌های زیاد یا حتی آمار پایین گل خورده در مراحل گروهی- نتوانستند این داده‌ها را به «برتری کارکردی» در زمین مسابقه تبدیل کنند. مالکیت بدون عمق، پاس بدون پیشروی و کنترل بازی بدون خلق موقعیت، صرفاً اعداد زیبایی هستند که در گزارش‌ها می‌درخشند، اما در لحظات تعیین‌کننده هیچ ارزشی تولید نمی‌کنند. این همان خطای رایجی است که سال‌ها در فوتبال ملی تکرار شده؛ اشتباه گرفتن «آمار» با «اثرگذاری.» اسپانیا در ۲۰۲۶ نشان داد که معیار موفقیت، نه تعداد پاس‌هاست، نه درصد مالکیت و نه حتی رکورد نباختن در مراحل اولیه؛ بلکه توانایی در اجرای یک استراتژی چندلایه در لحظات کلیدی مسابقه است. این تیم در فاز انتقال، چه در حمله و چه در دفاع، سرعت تصمیم‌گیری بالاتری داشت؛ در فاز تهاجمی، با استفاده از تحرک بازیکنان جوان، خطوط دفاعی حریف را از کار می‌انداخت و در فاز دفاعی، با فشردگی و پرس هوشمند، زمان و فضای تصمیم‌گیری را از رقبا می‌گرفت. اینها شاخص‌هایی هستند که در قالب اعداد خام به‌سادگی دیده نمی‌شوند، اما تعیین‌کننده نتیجه‌اند. نکته مهم دیگر، «کیفیت دقایق» بود، نه صرفاً «تعداد دقایق». در حالی که برخی تیم‌ها به ثبت دقایق بازی بازیکنان خاص یا حفظ رکوردهای فردی دل‌خوش بودند، اسپانیا توزیع دقایق را در راستای حفظ شدت بازی و پایداری تاکتیکی مدیریت کرد. همین موضوع باعث شد تیم در نیمه‌های معروف به مربیان جایی که بسیاری از رقبا افت محسوسی داشتند، همچنان از نظر فیزیکی و ذهنی برتر باقی بماند. این مقایسه یک پیام روشن دارد؛ دستاورد در جام جهانی از دل «آمارسازی» بیرون نمی‌آید. تاریخ این رقابت‌ها بارها نشان داده تیم‌هایی که به اعداد پناه می‌برند در برابر تیم‌هایی که «برنامه» دارند، محکوم به شکست‌اند. اسپانیا با دلافوئنته، آمار را نه به‌عنوان هدف، بلکه به‌عنوان ابزار به کار گرفت؛ ابزاری برای سنجش، اصلاح و بهینه‌سازی یک ایده تاکتیکی.
قهرمانی اسپانیا را باید پیروزی «استراتژی بر آمار» دانست. تیمی که نشان داد اگر داده‌ها در خدمت یک طرح کلان قرار نگیرند، تنها اعدادی بی‌جان هستند؛ اما اگر با شناخت، جسارت و انسجام همراه شوند، می‌توانند به خلق یک چرخه موفقیت منجر شوند. این همان درسی است که بسیاری از تیم‌های حذف‌شده هنوز آن را نیاموخته‌اند؛ در فوتبال مدرن، برنده کسی نیست که بهتر عدد بسازد، بلکه کسی است که بهتر بازی را بفهمد و آن را اجرا کند.

 

 

کیفیت ، هوش و فاکتور جوانی

اصغر مازیار
کارشناس فوتبال

فاکتور جوانی یکی از دلایل موفقیت اسپانیا در جام جهانی ۲۰۲۶ فوتبال به حساب می‌رود، اما فراتر از فاکتور سن، این کیفیت بازیکنان است که در زمین حرف اول را می‌زند. اگر اسپانیا بازیکنانی مانند یامال، کوبارسی یا پدری را با سن پایین در اختیار دارد، دلیل توجه به آنها جوانی‌شان نیست، بلکه کیفیت فنی، هوش بازی و عملکرد تأثیرگذارشان است که دیده می‌شود. در فوتبال حرفه‌ای، سن زمانی اهمیت پیدا می‌کند که با کیفیت  همراه نباشد.
اتکای اسپانیا به بازیکنان جوان، نتیجه یک اتفاق کوتاه‌مدت نیست، بلکه حاصل سال‌ها سرمایه‌گذاری در آموزش پایه، مدارس فوتبال و آکادمی‌های این کشور است. بازیکنانی که امروز در بالاترین سطح فوتبال جهان می‌درخشند، محصول یک مسیر حرفه‌ای و برنامه‌ریزی‌ شده هستند. 
بسیاری از تیم‌ها از نظر میانگین سنی شرایطی نزدیک به اسپانیا داشتند، اما نتوانستند به موفقیت مشابهی برسند. بنابراین اگر سن را عامل اصلی قهرمانی اسپانیا بدانیم، مسیر تحلیل را اشتباه رفته‌ایم، چراکه ریشه اصلی موفقیت این تیم در پرورش فوتبالیست‌های باکیفیت است. عملکرد خوب تیم‌های پایه اسپانیا در رقابت‌های اروپایی و جهانی نیز این موضوع را تأیید می‌کند.
موفقیت دلافوئنته در تیم ملی اسپانیا و کسب قهرمانی لیگ اروپا تنها به دلیل اعتماد او به جوانان نبود. او علاوه بر در اختیار داشتن بازیکنان مناسب، از برنامه‌ریزی، ابزارهای حرفه‌ای و مهم‌تر از همه تفکرات درست مربیگری برخوردار بود. داشتن بهترین بازیکنان به‌تنهایی تضمین‌کننده موفقیت نیست؛ یک مربی باید توانایی شناخت، هدایت و گرفتن بهترین عملکرد را از آنها داشته باشد.
تجربه اسپانیا نشان می‌دهد که ساختن یک تیم قدرتمند حتی در مدت کوتاه شش‌ماهه امکان‌پذیر است، به شرط آنکه انتخاب بازیکنان بر اساس کیفیت واقعی باشد. جوانگرایی زمانی نتیجه می‌دهد که پشتوانه آموزشی مناسبی وجود داشته باشد. تغییر نسل نیز می‌تواند به تیم کمک کند؛ حتی انتخاب بازیکنان ۲۷ ساله با تجربه کمتر اما توانایی بالا، همراه با برنامه آماده‌سازی مناسب می‌تواند سطح عملکرد یک تیم ملی را در مدت کوتاهی ارتقا دهد.

 

هم‌صدایی رسانه‌ها با پروژه دلافوئنته

همدلی و همراهی با تیم ملی

 حمایت کم‌سابقه رسانه‌های اسپانیا از تفکرات لوئیس دلافوئنته، از همان روزهای ابتدایی جام جهانی ۲۰۲۶، نشانه‌ای روشن از شکل‌گیری یک همدلی ملی برای رسیدن به افتخاری بزرگ و تاریخی بود؛ همدلی‌ای که در نهایت با قهرمانی، به اوج خود رسید. روزنامه‌ها و رسانه‌های معتبر اسپانیا، این‌بار نه در نقش منتقد، بلکه در قامت همراه، پشت سر سرمربی ایستادند و پروژه جوانگرایی او را به‌عنوان مسیری درست و آینده‌دار به رسمیت  شناختند.
دلافوئنته با انتخاب‌هایی جسورانه، مسیر متفاوتی را در پیش گرفت. او به‌جای اتکا به نام‌های بزرگ و باتجربه، به نسل تازه‌ای از بازیکنان میدان داد؛ چهره‌هایی مانند پدری، گاوی و لامین یامال که با انرژی، خلاقیت و بی‌باکی، فضای متفاوتی را در تیم ملی این کشور ایجاد کردند. این انتخاب، در ابتدا ریسک‌پذیر به نظر می‌رسید، اما خیلی زود به نقطه قوت اصلی اسپانیا تبدیل شد.
رسانه‌های اسپانیایی با درک این تغییر رویکرد، به‌تدریج یک خط مشی مشترک را شکل دادند. تحلیل‌ها به‌جای تمرکز بر کم‌تجربگی بازیکنان، بر انسجام تیمی، پویایی تاکتیکی و شجاعت کادر فنی تأکید داشت. روایت غالب این بود که اسپانیا نه با ستاره‌های منفرد، بلکه با یک «سیستم زنده و هماهنگ» قهرمان شده است؛ سیستمی که از دل تیم‌های پایه تغذیه شده و حالا به بلوغ رسیده است.
نکته قابل توجه، غیبت تقریبی انتقاد از سیاست جوانگرایی بود. در فضایی که معمولاً کوچک‌ترین لغزش با موجی از نقد همراه می‌شود، این‌بار موفقیت تدریجی تیم باعث شد تردیدها جای خود را به اعتماد بدهند. حتی نگرانی‌های محدود درباره فشار بر بازیکنان جوان، بیشتر در قالب هشدارهای حمایتی مطرح شد، نه مخالفت با اصل تصمیم.
قهرمانی اسپانیا تنها نتیجه یک تورنمنت موفق نبود؛ بلکه حاصل همگرایی یک ایده، یک تیم و یک فضای رسانه‌ای بود که این‌بار، به‌جای تردید، راه اعتماد را  انتخاب کرده بود.

 

 


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار ورزش