چرا روند تمدید قرارداد کادرفنی تیم ملی فوتبال به تعویق افتاد ؟
معمای پیچیده یک صندلی
ورزش
161760
پنج ساعت گفتوگوی فشرده اعضای هیأترئیسه فدراسیون فوتبال برای تمدید قرارداد سرمربی تیم ملی، در نهایت بدون هیچ خروجی مشخصی به پایان رسید؛ جمعبندیای که میتوان آن را خلاصه اولین نشست هیأترئیسه پس از پایان جام جهانی دانست.
گروه ورزشی، سینا حسینی: نشستی که قرار بود تکلیف نیمکت تیم ملی را روشن کند، اما در عمل، بهدلیل قانعنشدن اعضا، تصمیمگیری به تعویق افتاد و ابهام درباره آینده کادر فنی بیش از پیش افزایش یافت.
دستور کار جلسه روز شنبه هیأترئیسه، بررسی تمدید قرارداد امیر قلعهنویی برای هدایت تیم ملی در جام ملتهای آسیا بود؛ موضوعی که نهتنها به جمعبندی نرسید، بلکه شکاف دیدگاهها میان تصمیمگیران را عیانتر کرد. آنچه در ظاهر یک تصمیم مدیریتی به نظر میرسید، در باطن به صحنهای از تردید، اختلاف و نبود اجماع تبدیل شد.
نشانههای این اختلاف نظر، بلافاصله پس از پایان جلسه و در گفتوگوی اعضا با خبرنگاران مقابل ساختمان سئول آشکار شد؛ جایی که اظهارات متناقض، بهروشنی نشان داد هنوز توافقی بر سر ادامه همکاری با سرمربی تیم ملی وجود ندارد. برهمین اساس، تصمیمگیری به جلسهای در هفته آینده موکول شد تا قلعهنویی با ارائه برنامههای فنی خود، مسیر قضاوت اعضا را شفافتر کند؛هرچند این تعویق، خود گواهی بر نبود قطعیت در ارزیابیهاست.
این تأخیر در حالی رخ داد که مهدی تاج پیشتر بهصورت رسمی از ابقای قلعهنویی سخن گفته بود. با این حال، براساس بند ۱۱ ماده ۳۵ اساسنامه فدراسیون فوتبال، اختیار نهایی در این خصوص در دست هیأترئیسه است و موضع رئیس فدراسیون بهتنهایی تعیینکننده نیست. ازهمین رو، دبیرخانه فدراسیون با دعوت از اعضا تلاش کرد فرآیند قانونی تمدید قرارداد را پیش ببرد، اما حساسیت و احتیاط اعضا، این روند را با توقفی موقت مواجه ساخت.
واقعیت آن است که برخلاف برخی پیشبینیها، موضوع تمدید قرارداد سرمربی تیم ملی به یک تصمیم تشریفاتی و از پیش تعیینشده تبدیل نشد. مخالفتها و تردیدها موجب شد بررسی این فرآیند دستکم یک هفته دیگر زمان نیاز داشته باشد؛ نشانهای روشن از اینکه ترکیب ۹ نفره هیأترئیسه هنوز به درک مشترکی از آینده نیمکت تیم ملی نرسیده و حتی در تعریف معیارهای تصمیمگیری نیز اتفاق نظر ندارد.
در این میان، شاید چالشبرانگیزترین بخش جلسه، پیشنهاد رئیس فدراسیون برای عقد قراردادی بلندمدت با قلعهنویی تا جام جهانی ۲۰۳۰ بود؛ پیشنهادی که با توجه به عملکرد تیم ملی در جام جهانی ۲۰۲۶ و حذف از مرحله گروهی-آن هم در تورنمنتی با ۴۸ تیم-با مخالفت صریح و قاطع اعضا مواجه شد. رد این پیشنهاد نشان داد که بدنه تصمیمگیر، دستکم در این مقطع، تمایلی به پذیرش ریسکهای بلندمدت بدون پشتوانه فنی ندارد. در مقابل، اعضا بر رویکردی مرحلهای تأکید کردند تا ابتدا بررسی دقیق برنامههای سرمربی برای جام ملتهای آسیا و سپس، در صورت اقناع، اعطای فرصتی محدود تا پایان این رقابتها. رویکردی که منطقی به نظر میرسد. در کنار اظهارنظرهای فنی و کارشناسی، فضای جلسه از حواشی روزهای اخیر نیز بیتأثیر نبود. اظهارات سرمربی تیم ملی در یک برنامه تلویزیونی، بهوضوح نارضایتی اعضای هیأترئیسه را برانگیخته بود؛ تا جایی که بر لزوم حفظ شأن این نهاد تأکید شد و اعضا پافشاری کردند که بدون حضور سرمربی در جلسه و پاسخگویی مستقیم او، امکان اتخاذ تصمیم نهایی وجود ندارد. این واکنش، بیش از آنکه صرفاً یک موضع انضباطی باشد، نشانهای از موضع جدی هیأترئیسه نسبت به نحوه تعامل کادر فنی با ساختار مدیریتی فدراسیون است.
با کنار هم قرار دادن این گزارهها، میتوان به این باور رسید که هیأترئیسه فدراسیون فوتبال در مقطع فعلی میان دو رویکرد در نوسان است؛ از یک سو، تمایل به حفظ ثبات و تداوم کادر فنی فعلی و از سوی دیگر، فشار افکار عمومی و ضرورت پاسخگویی به نتایج نهچندان قابل دفاع تیم ملی. این دوگانگی، فرآیند تصمیمگیری را پیچیده و تا حدی مبهم کرده است.
تعویق تصمیمگیری درباره آینده سرمربی تیم ملی میتواند نشانهای از حرکت بهسوی تصمیمسازی حرفهایتر نیز تلقی شود؛ مشروط بر آنکه ارائه برنامه از سوی سرمربی و سنجش واقعی آن، به یک معیار عملی تبدیل شود، نه صرفاً یک تشریفات اداری. در چنین صورتی، شاید خروجی نهایی نه یک تصمیم مقطعی و مصلحتی، بلکه انتخابی مبتنی بر استانداردهای فنی و مدیریتی روز فوتبال باشد؛ انتخابی که هم پاسخگوی گذشته باشد و هم افقی روشن و قابل اتکا برای آینده تیم ملی ترسیم کند.
۱۶۵ روز سرنوشتساز تا جام ملتهای آسیا
زمان، منتظر فوتبال ایران نمیماند
گروه ورزشی / فوتبال ایران در آستانه جام ملتهای آسیا ۲۰۲۷ وارد بازهای حدود ۱۶۵روزه شده است؛ دورهای که میتوان آن را «دوره حساس تصمیمگیری» لقب داد. کیفیت برنامهریزی در این مقطع، مستقیماً بر سرنوشت تیم ملی اثر خواهد گذاشت. در این میان، فاصله ۶۴ روزه تا اولین فیفادی و ۱۱۳روزه تا دومین فیفادی، فرصتهایی محدود اما ارزشمند برای ایجاد هماهنگی تاکتیکی و تثبیت ساختار تیمی به شمار میروند. اما پرسش کلیدی اینجاست؛ آیا این زمان محدود بهدرستی مدیریت خواهد شد؟
واقعیت این است که چالش فوتبال ایران صرفاً کمبود زمان نیست؛ مسأله اصلی، فقدان برنامهریزی مدرن و استاندارد است. در فوتبال حرفهای امروز، موفقیت حاصل طراحی دقیق اردوها، برگزاری بازیهای تدارکاتی هدفمند و هماهنگی میان ارکان مختلف است. اما نشانهها از تداوم ناهماهنگی ساختاری حکایت دارد؛ از نامشخص بودن زمان آغاز لیگ برتر گرفته تا احتمال تأخیر در شروع آن. چنین وضعیتی نهتنها بر آمادگی بدنی بازیکنان اثر منفی میگذارد، بلکه برنامههای کادر فنی تیم ملی را نیز مختل میکند و در عمل کیفیت خروجی فیفادیها را کاهش میدهد. از سوی دیگر، تداخل احتمالی مسابقات آسیایی ناگویا با برنامههای تیم ملی، چالشی مضاعف ایجاد کرده است.
در چنین شرایطی، بازیکنان تیم امید که میتوانند بخشی از چرخه آمادهسازی تیم ملی باشند، ممکن است در دسترس کادر تیم بزرگسالان نباشند. این مسأله بار دیگر ضعف در تدوین یک تقویم یکپارچه را برجسته میکند؛ ضعفی مزمن که در بزنگاههای مهم، هزینههای خود را تحمیل میکند. با توجه به اینکه تیم ملی طبق برنامه حدود ۱۶۷ روز دیگر در دومین روز از بازی ها، اولین دیدار خود در جام ملتهای ۲۰۲۷ را مقابل چین برگزار خواهد کرد، اهمیت این بازه زمانی دوچندان میشود. در چنین شرایطی، دیگر مجالی برای آزمون و خطای گسترده وجود ندارد و هر تصمیم باید بر پایه تحلیل دقیق و نگاهی بلندمدت اتخاذ شود.
در این میان، انتخاب حریفان تدارکاتی نقشی کلیدی دارد؛ تقابل با تیمهای کمکیفیت، اگرچه ممکن است نتایج مقطعی مطلوبی به همراه داشته باشد، اما در عمل تصویری گمراهکننده از سطح آمادگی تیم ارائه میدهد و نقاط ضعف را پنهان میکند.
همزمان، وضعیت نیمکت تیم ملی نیز با این دوره حساس گره خورده است. با توجه به اینکه موفقیت در جام ملتها و حتی قهرمانی بهعنوان شرط تمدید قرارداد بلندمدت سرمربی تیم ملی مطرح شده، فشار مضاعفی بر کادر فنی وارد خواهد شد.
این فشار میتواند بر تصمیمات فنی اثر بگذارد؛ از جمله در موضوع جوانگرایی که بهعنوان یکی از مطالبات اعضای هیأت رئیسه مطرح شده است. اجرای این سیاست در یک بازه زمانی محدود، نیازمند جسارت و برنامهریزی دقیق است؛ در غیر این صورت، احتمال بازگشت به ترکیب آزمودهشده جام جهانی و پرهیز از ریسک افزایش مییابد. قطعاً روزهای مانده تا بازیهایجامملتهای آسیا میتواند به فرصتی طلایی برای بازسازی و هماهنگی تیم ملی تبدیل شود؛ اما در صورت تداوم بیبرنامگی و غلبه رویکردهای محافظهکارانه، این زمان کوتاه به تهدیدی جدی تبدیل خواهد شد. فوتبال ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به مدیریت منسجم و تصمیمگیری شفاف نیاز دارد، در غیر این صورت، شکاف میان ظرفیت واقعی و عملکرد نهایی همچنان پابرجا
خواهد ماند.
انتهای پیام/