شکایت عجیب پدرشوهر از عروس زندانی
جامعه
161817
زن میانسال که به اتهام معاونت در قتل همسرش به ۱۵ سال حبس محکوم شده، بعد از ۸ سال زندان با شکایت تازه پدرشوهر سابقش و اتهام دیگری پای میز محاکمه ایستاد.
کامران علمدهی / به گزارش «ایران»، اوایل سال 97 گزارش قتل مرد جوانی به نام بابک به پلیس اعلام شد و کارآگاهان با حضور در محل و بررسیهای تخصصی دریافتند که همسر مقتول با همدستی مردی غریبه که با وی رابطه پنهانی داشته، با طرح نقشهای شوهرش را به کام مرگ کشانده است.
در ادامه مشخص شد این زوج دو دختر 6 و 10 ساله داشتند که در زمان قتل هیچ کدام در خانه حضور نداشتند. با دستگیری متهمان و تکمیل تحقیقات، پرونده به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
در آن جلسه پدر و مادر مقتول برای عروسشان و مرد غریبه درخواست قصاص و اشد مجازات را مطرح کردند و قضات نیز پس از بررسی پرونده و بر اساس مستندات و مدارک موجود و اعترافات متهمان، سرانجام مرد جوان را به قصاص و همسر مقتول را به 15 سال حبس محکوم کردند.
حکم در دیوان عالی کشور مهر تأیید خورد و پرونده به اجرای احکام فرستاده شد. در نهایت چند سال بعد حکم قصاص مرد جوان اجرا شد و همسر مقتول نیز دوران محکومیتش را در زندان سپری میکرد تا اینکه چند ماه قبل و در حالی که حدود 8 سال از جنایت گذشته بود، پدر مقتول با مراجعه به دادگاه شکایت دیگری علیه عروسش مطرح کرد. وی مدعی شد که با توجه به شکل ظاهری و همچنین اخلاق و رفتار نوه کوچکش که حالا به سن 14 سالگی رسیده، احتمال میدهد وی نسبتی با پسر مرحوم او نداشته باشد.
با این اظهارات، شکایتی ثبت و دختر نوجوان برای انجام آزمایش DNA به پزشکی قانونی معرفی شد و کارشناسان این سازمان نیز پس از بررسی آزمایشها در گزارشی اعلام کردند که شک پدربزرگ درست بوده و این دختر، فرزند مقتول نیست.
به این ترتیب اتهام جدیدی گریبان زن زندانی را گرفت. با تکمیل تحقیقات، پرونده برای رسیدگی به شعبه 8 دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
در دادگاه چه گذشت؟
در این جلسه پدر مقتول برای عروس سابقش درخواست اشد مجازات کرد. سپس متهم که از طریق ویدئوکنفرانس در جلسه شرکت کرده بود، با رد اتهامش گفت: «نمیدانم که بعد از 14 سال چرا پدر شوهر سابقم چنین ادعایی را مطرح کرده است. آنها نمیخواهند از بچههایم نگهداری کنند و با این بهانه میخواهند دخترم را که در سن بسیار حساسی است، از سر باز کنند. من که خودم در زندان هستم و نمیتوانم از بچههایم مراقبت کنم؛ خیلی نگرانم که چه سرنوشتی در انتظار دخترم خواهد بود.»
قاضی به متهم گفت: «درباره نظریه پزشکی قانونی چه دفاعیهای دارید؟»
متهم جواب داد: «گزارش پزشکی قانونی را هم قبول ندارم.»
با پایان اظهارات متهم، قضات برای صدور رأی وارد شور شدند.
انتهای پیام/