«ایران» علل افت تیم ملی والیبال و چالشهای فنی در آستانه قهرمانی آسیا را بررسی میکند
وقتی زنگ خطر به صدا در میآید
ورزش
161874
عملکرد تیم ملی والیبال در رقابتهای لیگ ملتها را بههیچوجه نمیتوان یک حادثه اتفاقی در حوزه والیبال ارزیابی کرد. آنچه در این دوره از سوی تیم ملی والیبال ایران مشاهده شد، مجموعهای از نشانههای نگرانکننده بود که از بروز یک چالش ساختاری در سطوح فنی، مدیریتی و روانی حکایت دارد؛ نتایجی که نهتنها انتظارات را برآورده نکرد، بلکه فاصلهای معنادار میان ظرفیتهای بالقوه والیبال ایران و واقعیتهای جاری ایجاد کرد؛ فاصلهای که اگر بهدرستی مدیریت نشود، میتواند تبعاتی بلندمدت برای این رشته المپیکی به همراه داشته باشد.
گروه ورزشی، سینا حسینی: در آنالیز فنی عملکرد تیم ملی والیبال، ناپایداری در ترکیب و نبود انسجام تیمیِ استاندارد در جریان تورنمنتهای بزرگ، بیش از هر عامل دیگری به چشم آمد. تیمی که در سالهای گذشته با اتکا به ثبات نسبی و ساختار مشخص، توانسته بود در سطح اول جهان رقابت کند، اکنون در مواجهه با موقعیتهای چالشآفرین دچار سردرگمی و افت محسوس عملکرد میشود. جوانگرایی، بهعنوان یک ضرورت اجتنابناپذیر، زمانی میتواند به یک مزیت تبدیل شود که در بستری هدفمند، برنامهریزیشده و با انتقال تدریجی تجربه صورت گیرد؛ اما آنچه رخ داد، نوعی گذار شتابزده و بدون پشتوانه بود که عملاً منجر به حذف عناصر باتجربه، بدون تربیت جایگزینهای همسطح شد. محصول چنین رویکردی در تغییرات شتابزده ترکیب تیم ملی، بروز مشکلات متعدد در میدان مسابقه و حتی در رختکن تیم بود.
در این میان، غفلت از فاکتورهای روانی نیز به صورت محسوسی در روند تیم تأثیرگذار بوده است. در شرایطی که فشار رقابتهای بینالمللی و انتظارات افکارعمومی به اوج میرسد، عدم بهرهگیری از یک روانشناس ورزشی خبره، تصمیمی است که بهسختی میتوان آن را توجیه کرد. بارها از سوی کارشناسان بر ضرورت تقویت آمادگی ذهنی بازیکنان تأکید میشد، اما این توصیهها نادیده گرفته شد تا تیم در بزنگاهها، بیش از آنکه از ضعف فنی ضربه بخورد، تحتتأثیر فشار روانی دچار فروپاشی شود.
اما شاید نگرانکنندهتر از مسائل فنی و روانی، نوع مواجهه مدیریتی با این ناکامیها باشد. اظهارنظر رئیس فدراسیون مبنی بر اینکه لیگ ملتها «هیچگاه هدف اصلی نبوده»، بیش از آنکه تحلیلی واقعبینانه باشد، تلاشی برای کاهش بار مسئولیت تلقی میشود. این رویکرد نهتنها با منطق حرفهای ورزش همخوانی ندارد، بلکه این پرسش اساسی را نیز مطرح میکند که اگر چنین تورنمنتی فاقد اهمیت راهبردی است، چرا باید هزینههای سنگین حضور در آن پرداخت شود؟ مهمتر آنکه، آیا در صورت کسب نتایج مطلوب نیز همین نگاه تکرار میشد؟ این نوع اظهارات، به جای شفافسازی، به نوعی پاک کردن صورت مسأله و بیاعتنایی به دغدغههای افکارعمومی تعبیر میشود.
طرح اهداف بلندمدتی چون درخشش در قهرمانی جهان یا کسب سهمیه المپیک، زمانی معنا پیدا میکند که در رقابتهای جاری، نشانههایی از پیشرفت و ثبات دیده شود. در شرایطی که حتی صعود به مراحل بالاتر لیگ ملتها به یک چالش جدی تبدیل شده، تکرار این اهداف بیش از آنکه بیانگر یک برنامه راهبردی باشد، به شعار شباهت دارد. ادامه این روند، چشمانداز حضور موفق در المپیک لسآنجلس را نیز با ابهام جدی مواجه کرده است.
با این حال آنچه بیش از هر چیز به چشم میآید، نبود یک نقشه راه شفاف و قابل ارزیابی برای مدیریت سرمایه انسانی است. حذف تدریجی بازیکنان باتجربه، بدون ایجاد بستر انتقال دانش و تجربه، خلأیی عمیق در ساختار تیم ایجاد کرده و این در حالی است که در تیمهای موفق جهان، فرآیند جایگزینی نسلها به صورت تدریجی و با حفظ ستونهای اصلی تیم انجام میشود.
اکنون تیم ملی والیبال در آستانه رقابتهای قهرمانی آسیا، در شرایطی قرار دارد که تکرار ناکامیهای اخیر میتواند پیامدهایی فراتر از یک شکست ورزشی به همراه داشته باشد؛ از کاهش اعتماد عمومی گرفته تا تضعیف جایگاه بینالمللی والیبال ایران. در چنین مقطعی، ادامه مسیر فعلی بدون بازنگریهای بنیادین، ریسک بزرگی است که میتواند سرمایه اجتماعی این رشته را نیز تحتتأثیر قرار دهد. واقعیت آن است که زمان تصمیمهای سخت فرا رسیده؛ تصمیمهایی که مستلزم پذیرش مسئولیت، اصلاح رویکردها و بازتعریف اولویتهاست. تنها در این صورت میتوان امیدوار بود والیبال ایران از این پیچ تاریخی عبور کند و بار دیگر به مسیر ثبات و پیشرفت بازگردد.
رضا مؤمنیمقدم، سرمربی پیشین تیم والیبال جوانان در گفتوگو با «ایران»:
پیاتزا باید پاسخگوی نتایج تیم ملی باشد
پریسا غفاری/ در حالی که تیم ملی والیبال ایران روزهای پرنوسانی را در لیگ ملتها پشت سر گذاشته، نقدها و پرسشها درباره عملکرد کادر فنی و اهداف تعیین شده بیش از هر زمان دیگری مطرح است. در این میان، کارشناسان بر ضرورت شفافسازی و پاسخگویی سرمربی تیم تأکید دارند؛ موضوعی که میتواند مسیر آینده والیبال ایران را در آستانه رقابتهای مهم آسیایی و سهمیه المپیک روشنتر کند. رضا مؤمنیمقدم، سرمربی پیشین تیم والیبال جوانان، با توجه به عملکرد ضعیف تیم ملی والیبال در گفتوگو با «ایران» میگوید:«اینکه عملکرد تیم ملی در لیگ ملتها خوب نبود، کاملاً مشخص است؛ اما پیاتزا باید پاسخ دهد که هدفش از شرکت در این رویداد چه بوده و آیا به آن هدف که مشخص شدن ترکیب برای قهرمانی در آسیاست، رسیده یا خیر؟!»
او با اشاره به جلسات آسیبشناسی که بدون حضور پیاتزا برگزار شد، بر ضرورت پاسخگویی سرمربی تیم ملی تأکید میکند:«در این نشستها، کارشناسان تمامی موارد فنی و روحی-روانی تیم را در قالب گزارشهایی به رئیس فدراسیون ارائه دادند، اما عدم حضور پیاتزا، سؤالهای همه را بیپاسخ گذاشت. طبق برنامه، این مربی بهزودی به تهران میآید تا در نشستی مشابه، پاسخ رسانهها و کارشناسان را بدهد؛ چراکه هیچکس درباره اهداف مورد نظر او، بهویژه ترکیبهای متفاوتی که به میدان میفرستاد، آگاهی کامل ندارد. هرچند بازیهای خوبی ارائه ندادیم، اما همانند زمان آلکنو که نتایج مناسبی در لیگ ملتها کسب نکردیم ولی در مسابقات آسیا ژاپن را شکست دادیم و قهرمان شدیم، میتوان امیدوار بود. بنابراین در ۳۰ تا ۴۰ روز فرصت باقیمانده، سرمربی میتواند با دستاوردهایی که به دست آورده تیمش را برای رسیدن به فینال و حتی قهرمانی آماده کند.
البته باید این نکته را هم در نظر داشت که با توجه به سهمیه المپیک، نباید تنها ژاپن را مدعی دانست؛ بلکه تیمهای کرهجنوبی، چین و حتی اندونزی نیز میتوانند برای ما دردسرساز شوند. بنابراین تا زمان بازگشت پیاتزا همه چیز برای ما مبهم است!» وی همچنین پذیرش انتقادها از سوی سرمربی را بسیار مهم میداند:«در جلسات آسیبشناسی، کارشناسان نخبه با سالها تجربه مربیگری در سطح ملی حضور دارند و نقاط قوت و ضعف تیم ملی را در قالب گزارش ارائه کردهاند.
در چنین شرایطی، مهم این است که آیا سرمربی این انتقادها را میپذیرد یا بر روش بازی و تکنیکهای خود اصرار خواهد داشت؟ از سوی دیگر رئیس فدراسیون با توجه به وظایفی که دارد، تمامی امکانات را فراهم و در شرایط سخت، تیم را اعزام کرده است. میلاد تقوی تمام خواستههای پیاتزا را اجرایی کرده و کادر فنی نمیتواند مدعی کوتاهی شود. آنها ملزم به پاسخگویی درباره سیر نزولی تیم هستند.»
مؤمنیمقدم درباره جوانگرایی و چالشهایی که در والیبال ایجاد کرده نیز میگوید:«ایران دارای بهترین و مستعدترین والیبالیستهای جوان است، اما مهم این است که چگونه از این پتانسیل بهره ببریم. در همین لیگ ملتها، بازیکن جوان و پشتخطزن آمریکا در کنار بازیکنان باتجربهای چون مت اندرسون عملکرد بسیار خوبی داشت، در حالی که ما برجستهترین بازیکن جوان جهان را در اختیار داشتیم، اما بازی او دیده نشد؛ این مسأله باید بررسی شود که آیا خود بازیکن مقصر بوده یا باشگاه یا سرمربی تیم ملی؟» سرمربی پیشین تیم والیبال جوانان، ابراز امیدواری میکند روند ناکامیها به پایان برسد و والیبال همچنان اولویت اول ورزشدوستان باقی بماند:«ناکامیهایی که در این مدت در نتیجهگیری رخ داده، بر میزان علاقهمندی مردم تأثیر گذاشته است، اما مردم بدانند ۵۰ درصد بازیکنانی که در حال حاضر برای تیم ملی بازی میکنند، هنوز شرایط سخت را تجربه نکردهاند. ما نیز مانند سایر کشورها به سمت جوانگرایی رفتهایم، اما خیلی زود به دنبال نتیجه هستیم. مطمئناً سریعتر به روزهای اوج خود بازمیگردیم و مردم با دیدن بازیهای خوب، دوباره به والیبال علاقهمند خواهند شد.»
انتهای پیام/