گاردین بررسی کرد
«دیپلماسی کودکانه» ترامپ مقابل ایران صدای رسانه ها را درآورد
جهان
162880
گاردین تهدیدهای مکرر نظامی و لغو ناگهانی آنها توسط رئیس جمهور آمریکا را «دیپلماسی کودکستانی» خواند که سیاست خارجی این کشور را در تجاوز علیه ایران به بنبست کشانده است.
روزنامه انگلیسی گاردین در یادداشتی به قلم مصطفی بیومی نویسنده و ستوننویس این نشریه عنوان کرد: در میان تهدیدها و عقبنشینیها و با وجود تیمی دچار اختلاف، واضح است که دونالد ترامپ هیچ ایدهای برای پایان دادن به جنگی را ندارد که اصلا نباید آغاز میشد.
به گزارش روز پنج شنبه ایرنا، بر اساس این گزارش، «از زمانی که ایالات متحده و رژیم اسرائیل در ۲۸ فوریه (۹ اسفند۱۴۰۴) جنگ خود علیه ایران را آغاز کردند، مردم جهان قربانی رابطه سینوسی (قطع و وصلشونده) ترامپ با ایده باریدنِ ویرانی فاجعهبار بر سر این کشور بودهاند. ماجرا از ۲۱ مارس (یکم فروردین) آغاز شد، زمانی که ترامپ وعده داد نیروگاههای برق ایران را هدف قرار دهد (که اتفاقا یک جنایت جنگی است)، مگر اینکه ایران تنگه هرمز را باز کند. او آن طرح را پنج روز، و سپس ۱۰ روز دیگر به تعویق انداخت تا اینکه تهدید بعدی را مطرح کرد.
در هفت آوریل (۱۸ فروردین) نیز تهدید کرد: «امشب یک تمدن کامل از بین خواهد رفت و هرگز بازنخواهد گشت.» تنها ۱۰ ساعت بعد، او از آن تهدید نسلکشانه عقبنشینی کرد.
۱۷ مه (۲۷ اردیبهشت) نوشت: «برای ایران، زمان رو به پایان است و بهتر است بجنبند، سریع، وگرنه چیزی از آنها باقی نخواهد ماند. زمان، حیاتی است!»
در ۱۸ مه (۲۸ اردیبهشت) نوشت که سران خلیج فارس از او خواستهاند «از حمله نظامی برنامهریزیشده ما علیه جمهوری اسلامی ایران که برای فردا برنامهریزی شده بود، صرفنظر کند».
به نوشته گاردین، رویکرد فعلی به همان اندازه که کسالتبار است، کودکانه نیز به نظر میرسد؛ اینکه مدام چیزی را تهدید کنی و بلافاصله پس از آن، در تلاشی شرمآور برای حفظ ظاهر، از آن عقب بنشینی. بیایید آن را همان چیزی بنامیم که هست: «دیپلماسی کودکستانی».
از قرار معلوم، به نظر میرسد ترامپ این را یک استراتژی میداند. تنها میتوان فرض کرد که او امیدوار است این کار، راهی برای پایان دادن به این آتشافروزی فاجعهباری باشد که خودش و بنیامین نتانیاهو (نخست وزیر رژیم صهیونیستی) آغاز کردند. این جنگ یک شکست عظیم است که محبوبیت او را همراه با سلطه منطقهای آمریکا در خاورمیانه به ورطه سقوط کشانده است.
واضح است که ترامپ هیچ سرنخی ندارد که چگونه باید از جنگی خارج شود که اصلا نباید آن را شروع میکرد.
طبق گزارشها، وقتی نتانیاهو ۲۱ ژوئیه (۳۰ تیر) در دفتر بیضی شکل با ترامپ دیدار کرد، سه گزینه برای جنگ را با ترامپ در میان گذاشت: «یک توافق (مذاکرهشده)، ادامه محاصره و فشارهای اقتصادی، و یک حمله عظیم»، این توصیفی است که یک مقام ارشد اسرائیلی از این جلسه به رویترز ارائه داده است.
فراموش نکنیم که نتانیاهو به ترامپ کمک کرد تا این جنگ را در ماه فوریه آغاز کند. ۲ روز بعد، ترامپ تهدید به یک حمله عظیم کرد؛ سپس آن را لغو کرد، دوباره تهدید کرد. وقتی ترامپ دوباره تهدید کرد، محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی با او تماس گرفت و ترامپ دوباره عقبنشینی کرد.
گاردین با یادآوری اینکه، «نیکسون در نظریه مرد دیوانه سعی میکرد تصویری از خود به عنوان فردی بیثبات و غیرمنطقی ارائه دهد تا اتحاد جماهیر شوروی را وادار به امتیازدهی کند» تاکید کرد: ترامپ، چه بداند و چه نداند، تردید را به دکترین ریاستجمهوری خود تبدیل کرده است. چنین تردیدی احتمالا تا حدودی بازتابی از میل پایانناپذیر ترامپ برای خشنود کردن افراد بانفوذ اطرافش است.
در ادامه این یادداشت آمده است: دولت فعلی آمریکا نمیتواند هیچ یک از تصمیمات لازم در مورد ایران را اتخاذ کند، زیرا خودِ دولت، به همراه پایگاه حامیان «ماگا» (MAGA) ترامپ و حزب جمهوریخواه، بر سر این موضوع چنان دوقطبی شدهاند که گویی صاعقهای به آنها زده است.
جی دی ونس، معاون رئیسجمهوری، در حلقه داخلی رئیسجمهور، بیشترین تردید را نسبت به این جنگ داشته است. گفته میشود ونس با دقت در حال تماشای انتقادات فزاینده جناح راست از اسرائیل است که تا حدی ناشی از این جنگ است.
به نوشته گاردین، «ونس در اواسط ژوئیه ادعا کرد که یک کارزار دولتی اسرائیل برای شکلدهی به افکار عمومی در آمریکا درباره جنگ وجود دارد». او گفت: «افرادی در درون سیستم آنها هستند که ما بدون شک میدانیم در حال دستکاری و تلاش برای تغییر افکار عمومی آمریکا هستند تا جنگ را به طور نامحدود ادامه دهند. نه برای رسیدن به هیچ هدفی، بلکه فقط به طور نامحدود.»
از سوی دیگر، مارکو روبیو وزیر امور خارجه که همیشه نیروی وفادار ترامپ بوده، در مصاحبهای با فاکس نیوز گفت که ایران «هرگز با رئیسجمهوری مانند ترامپ روبرو نشده است، کسی که واقعا عمل میکند.»
در ادامه این یادداشت آمده است: به نوشته «اسرائیل هیوم»، جرد کوشنر، داماد و مذاکرهکننده آمریکایی (به همراه ونس و استیو ویتکاف)، طرفدار کاهش درگیری است تا قیمت سوخت کاهش یابد و خطر برای نیروهای مسلح آمریکا محدود شود، اما فقط تا بعد از انتخابات میاندورهای، که پس از آن جنگ میتواند دوباره تشدید شود.
دن کین رئیس ستاد مشترک ارتش، که در وهله اول ترامپ را از جنگ برحذر داشته بود، اکنون هشدار میدهد که ذخایر موشکهای رهگیر پدافند هوایی به دلیل جنگ در ایران به طرز خطرناکی کم شده و نظامیان آمریکا را در معرض خطر بیشتری قرار داده است.
بر اساس نظرسنجی پولیتیکو، پایگاه حامیان «ماگا» نیز نسبت به جنگ دلسرد شدهاند و تنها حدود یکسوم از رایدهندگان آنها معتقدند که این جنگ ارزش هزینه اقتصادی را دارد.
نویسنده به گزارشی از سیانان ارجاع میدهد که طبق آن، رهبری نظامی آمریکا در حال حاضر ایدهای درباره نحوه پیشبرد وضعیت ایران ندارد و از طریق یک ایمیل انبوه که برای گروهی از تحلیلگران نظامی ارسال شده، به دنبال «راههای جدید، خلاقانه و غیرمتعارف برای تحت فشار قرار دادن و تنبیه ایران» است.
این گزارش همچنین توضیح میدهد که ترامپ «در حال بررسی حملاتی شبیه به یک نمایش آتشبازی بوده است»، که این نشاندهنده «یک پیروزی نمادین است و به او اجازه میدهد از جنگ خارج شود بدون اینکه واقعا به یکی از اهداف اولیهاش دست یابد: رهایی از برنامه هستهای ایران.»
به نوشته گاردین، ترسیم مسیر از میان بادهای طوفانی تصمیمگیری سیاسی، کاری است که روسای جمهوری باید همیشه انجام دهند. یک افتضاح مانند جنگ علیه ایران، که با یک تصمیم وحشتناک آغاز شده و آسیبهای غیرضروری بسیاری به مردم منطقه وارد کرده است، در نهایت باید با یک تصمیم شجاعانه دنبال شود، هرچقدر هم که برای این ملت یا رهبریاش دردناک باشد. یک رئیسجمهوری مسئول چنین انتخابی می کند، حتی وقتی دشوار باشد و دلایل آن را برای ملت توضیح میدهد. متاسفانه، ما رهبران جدی نداریم و بنابراین، ما با «دیپلماسی کودکستانی» تنها ماندهایم.
انتهای پیام/