انتشار «گل‌های باران خورده» علیرضا قربانی/ عادت می‌کنم با بغضِ گلدان پشت شیشه

فرهنگ

163106
انتشار «گل‌های باران خورده» علیرضا قربانی/ عادت می‌کنم با بغضِ گلدان پشت شیشه

تک‌آهنگ «گل‌های باران خورده» با آهنگسازی علیرضا افکاری و خوانندگی علیرضا قربانی منتشر شد.

ایران آنلاین:

تک‌آهنگ «گل‌های باران خورده» با شعری از محمدسعید میرزایی، آهنگسازی علیرضا افکاری، خوانندگی علیرضا قربانی و میکس و مستر آرش پاکزاد منتشر شد.

به گزارش ایرنا، قربانی عصر شنبه (۱۷ مردادماه) با انتشار این قطعه در صفحه شخصی خود در فضای مجازی نوشت: «این روزها به شوق تجدید دیدارهای‌مان انرژی خود را برای خلق تحفه‌ای از جنس صدا و موسیقی گذاشتیم که اثر جدید تقدیم‌تان کنیم؛ تقدیم شمایی که عشق به حضور و همراهی‌تان در همه روزهای سخت ما را یاری رساند که ناامید نشویم، زانو نزنیم و بر عهدمان با شما بمانیم.

«گل‌های باران خورده» حاصل چند ماه تلاش تیم ما است با حال و هوایی که چندان از حس این روزهای خود من دور نیست. امیدوارم که آنچه از دل برآمده بر دل نشیند و زمزمه این روزهای‌تان شود.....

قطعه «گل‌های باران خورده ادامه اجرای تورکنسرت ایرانم» در شهرهای مختلف کشور خواهد بود که پس از میزبانی گرم مردم تبریز در تدارک رفتن به شهر شیراز هستیم و تجدید دیدار با مردم نازنین آن دیار.»

«گل‌های باران خورده» به همت آهنگ اشتیاق و شهر آفتاب و حامی مالی تولید و در تمامی پلتفرم‌های معتبر موسیقی ایران و جهان در دسترس مخاطبان قرار دارد. برای شنیدن قطعه اینجا مراجعه کنید.

متن ترانه قطعه «گل‌های باران خورده» بدین شرح است:

«ای که در شب‌هایِ دوری گریه می‌کردی برایم

رفتی و بعد از تو دنیا غرق شد در گریه‌هایم

بی تو آوازی دلم را پر نخواهد داد دیگر

بی تو حتی شوقِ خواندن مرده دیگر در صدایم

بی تو آغاز سکوتم، بی تو پایان ترانه

خنده‌هایم بی‌دلیل و گریه‌هایم بی‌بهانه

گرچه دیگر هستی‌ام را شوق دیداری نمانده‌ست

باید از باران بگیرم خاطراتِ مرده‌ام را

یا که عادت می‌کنم با بغضِ گلدان پشت شیشه

یا به دریا می‌دهم گل‌های باران‌خورده‌ام را

تا به کی باید به یاد روزهای رفته باشم

بعد از این باید تو را از خاطراتم پس بگیرم

یا به شوقِ لحظه‌ی برگشتنت عاشق بمانم

یا شبی در آخرین رویای غمگینم بمیرم

بی تو آغاز سکوتم، بی تو پایان ترانه

خنده‌هایم بی‌دلیل و گریه‌هایم بی‌بهانه

گرچه دیگر هستی‌ام را شوق دیداری نمانده‌ست

باید از باران بگیرم خاطراتِ مرده‌ام را

یا که عادت می‌کنم با بغضِ گلدان پشت شیشه

یا به دریا می‌دهم گل‌های باران‌خورده‌ام را»


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین اخبار فرهنگ