«ایران» ضرورت بازنگری در الگوی هزینهکرد باشگاههای لیگ برتری را بررسی میکند
پایان پولپاشی؛ کلید نجات فوتبال
ورزش
163145
فوتبال باشگاهی ایران سالهاست با یک چالش جدی روبهروست؛ افزایش مستمر هزینهها در کنار رشد نهچندان محسوس کیفیت فنی. در آستانه فصل جدید لیگ برتر، بار دیگر همان الگوی آشنا در حال تکرار است؛ قراردادهایی نامتعارف نسبت به سطح فوتبال، نقلوانتقالات پرسر و صدا و در نهایت انتظاراتی که در عرصه آسیایی کمتر برآورده میشود.
گروه ورزشی، سینا حسینی: بخش مهمی از این وضعیت به ساختار اقتصادی باشگاهها بازمیگردد. بسیاری از باشگاههای ایرانی همچنان وابستگی قابلتوجهی به منابع عمومی دارند و همین مسأله باعث شده الگوی درآمدزایی پایدار کمتر در اولویت قرار گیرد. در چنین شرایطی، مدیران باشگاهها بیش از آنکه به دنبال توازن مالی باشند، ناگزیر به تأمین هزینههای جاری و رقابت با سایر مدعیان در بازار نقلو انتقالات هستند؛ مسیری که در بلندمدت به افزایش بدهیها و شکلگیری پروندههای حقوقی منجر شده است.
از سوی دیگر، رشد قابلتوجه دستمزد بازیکنان، چه داخلی و چه خارجی، در حالی رخ داده که سطح کیفی مسابقات، بنا به نظر بسیاری از کارشناسان، با این روند همخوانی کامل ندارد. این موضوع نشان میدهد بازار فوتبال ایران هنوز به تعادل منطقی میان هزینه و کیفیت نرسیده و نیازمند بازنگری جدی در سازوکارهای نظارتی و مدیریتی است. نکته تأملبرانگیز اینجاست که برخی بازیکنان، پیش از ورود به لیگ ایران و حتی پس از خروج از آن، با ارقام بسیار پایینتری به عضویت باشگاههای دیگر درمیآیند؛ اما در زمان حضور در فوتبال ایران، رقم قرارداد آنها بهطور ناباورانهای افزایش مییابد؛ مسألهای که ابهامات فراوانی ایجاد کرده و به اعتقاد کارشناسان و صاحبنظران، نهتنها طبیعی و عادی نیست، بلکه بهشدت نگرانکننده است. مثل قرارداد فصل گذشته موسی جنپو بازیکن خارجی استقلال که با قرارداد بسیار سنگین ابهامات زیادی در فضای فوتبال به وجود آورد.
در واکنش به این شرایط، فدراسیون فوتبال طی سالهای گذشته ابزارهایی مانند سقف قرارداد، سقف بودجه و اکنون بحث اجرای «فیرپلی مالی» را مطرح کرده است؛ ولی تجربه نشان میدهد موفقیت اینگونه سیاستها، بیش از هر چیز به فراهم بودن زیرساختهای اجرایی، شفافیت مالی و تداوم در نظارت وابسته است. در غیر این صورت، امکان دور زدن قوانین و شکلگیری پرداختهای غیررسمی افزایش مییابد.
نگاهی به فوتبال اروپا میتواند تصویر روشنتری ارائه دهد. در لیگهای معتبر اروپایی، قوانین مالی با جدیت بیشتری دنبال میشوند و باشگاهها ملزم به ارائه گزارشهای مالی شفاف هستند. برای نمونه، باشگاههایی مانند منچسترسیتی و پاریسنژرمن در سالهای اخیر تحت نظارت دقیق نهادهای بینالمللی قرار گرفتهاند و در مواردی با محدودیتها و جریمههایی مواجه شدهاند. همچنین در فوتبال ایتالیا، باشگاه یوونتوس به دلیل برخی تخلفات مالی با کسر امتیاز روبهرو شد؛ تصمیمی که نشاندهنده اهمیت اجرای قوانین در سطوح حرفهای است.
این تفاوت در اجرا، یکی از نکات کلیدی فاصله فوتبال ایران با استانداردهای حرفهای جهان است. در فوتبال ایران، همچنان چالشهایی مانند نبود شفافیت مالی کافی، ضعف در نظام حسابرسی و پیچیدگی در ساختار مالکیتی برخی از باشگاهها وجود دارد که اجرای مؤثر قوانین را دشوار میکند.
به نظر میرسد حل این مسائل نیازمند نگاهی ساختاری است. خصوصیسازی واقعی باشگاهها، حرکت به سمت درآمدزایی پایدار از مسیرهایی مانند حق پخش، بازاریابی و توسعه آکادمیها و همچنین تقویت نظام نظارتی، میتواند به ایجاد تعادل میان هزینه و کیفیت کمک کند.
فوتبال ایران در آستانه فصل جدید، بیش از هر زمان دیگری نیازمند تصمیمهای دقیق و بلندمدت است؛ تصمیمهایی که بتواند این بازی پرطرفدار را از چرخه تکرار چالشهای گذشته خارج کرده و به سمت حرفهایسازی واقعی هدایت کند. بیتردید شفافیت واقعی در نظام مالی و پولی باشگاهها و پایان وابستگی آنها به منابع عمومی و خصوصیسازی واقعی، تنها راه نجات فوتبال باشگاهی ایران است؛ مسیری که اگر به صورت جدی دنبال نشود، میتواند به چالشی بسیار بزرگ و لاینحل تبدیل شود که برونرفت از آن بهسادگی امکانپذیر نخواهد بود.
اخلاقی امیری، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس در گفتوگو با «ایران»:
دولت توان پرداخت هزینه باشگاههای خصولتی را ندارد
مهری رنجبر/ اجرای قانون فیرپلی مالی در فوتبال باشگاهی ایران، بهعنوان یکی از ابزارهای مهم در مسیر شفافیت مالی و اصلاح ساختار باشگاهداری، اگرچه با چالشهایی همراه خواهد بود، اما میتواند گامی مؤثر در جهت حرفهایسازی ورزش کشور باشد. حسنعلی اخلاقی امیری، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی، معتقد است که در حال حاضر شرایط اجرای کامل قانون فیرپلی مالی برای باشگاههای لیگ برتری فوتبال فراهم نیست؛ اما شروع این روند را مثبت ارزیابی میکند.
او در گفتوگو با «ایران» میگوید: «با اینکه نقد به اجرای شفافیت مالی باشگاههای لیگ برتری فوتبال در سال اول اجرا وارد است، اما توقعی نیست که این قانون بهصورت کامل اجرا شود.
حتی اگر فیرپلی مالی ۱۵ تا ۲۰ درصد هم اجرا شود، اتفاقی خوب و قابل قبول خواهد بود. بدون شک، بعد از ۵ تا ۶ سال به نقطهای میرسیم که این روند قابلیت دفاع داشته باشد.
تعجبی ندارد اگر شروع کار بیشتر جنبه شعاری داشته باشد و حتی برای آغاز، باید انتظار اجرای کمتر از ۱۵درصد را هم در نظر گرفت. بنابراین، در این شرایط، مهم شروع کار است.»
او در ادامه، با اشاره به مشکلات ساختاری باشگاهداری در ایران، توضیح میدهد: «باشگاههای فوتبال ایران از گذشته با ضعفهایی مواجه بودهاند. در حالی که ورزش در دنیا به یک صنعت اقتصادی تبدیل شده، در ایران چنین جایگاهی ندارد و اکثر باشگاهها خصولتی هستند، در حالی که دولت توان اداره آنها را ندارد. هر زمان که دولت درگیر باشگاههای ورزشی شده، با مسائل مختلفی دستوپنجه نرم کرده است.»
عضو کمیسیون فرهنگی مجلس، قطع وابستگی به منابع عمومی را راهکار اصلی برونرفت از این وضعیت میداند و توضیح داد: «نمیتوان انکار کرد که باشگاهداری در ایران نسبت به دنیا عقب مانده است، چرا که متأسفانه باشگاهها بهصورت مستقیم و غیرمستقیم به بودجههای عمومی وابسته هستند. البته حـل این معضل بهصورت یکباره ممکن نیست و باید بهتدریج ورزش به سمت استقلال از منابع عمومی حرکت کند و دولت تنها نقش ستادی، نظارتی و هماهنگکننده را ایفا کند.»
اخلاقی امیری، اجرای قانون نظام جامع باشگاهداری را نیز راهحلی مهم در این زمینه میداند و میگوید: «هرچند استقلال باشگاهها و ورزش از دولت کار آسانی نیست، اما حرکتی رو به جلو محسوب میشود.
نباید فراموش کرد که انتظار استقلال کامل همه تیمها و باشگاهها از دولت، انتظار درستی نیست. با این حال، اجرای قانون نظام جامع باشگاهداری میتواند زمینه حضور پررنگتر بخش خصوصی در ورزش را فراهم کند.»
او در پایان، درباره راهکار اجرای کامل قانون فیرپلی مالی توضیح میدهد: «تفاوت کار دولتی و خصوصی در این است که وقتی بخش خصوصی وارد باشگاهداری میشود، با درآمد خود عمل میکند؛ در نتیجه هم شفافیت مالی دارد و هم هزینهها را بر اساس اولویتها و بدون ریختوپاش انجام میدهد و حتی در جذب بازیکنان خارجی با تأمل بیشتری تصمیمگیری میکند.
این در حالی است که باشگاههای خصولتی، چون از منابع عمومی استفاده میکنند، نه اولویتبندی مشخصی دارند و نه حساسیت کافی نسبت به کیفیت بازیکنان خارجی نشان میدهند. بنابراین، با اجرای خصوصیسازی باشگاهها شرایط بهبود خواهد یافت. از سوی دیگر، باشگاههای خصولتی نیز باید بپذیرند که با بخش خصوصی رقابت میکنند و مدیران آنها نباید باشگاهها را بهعنوان حیاط خلوت خود تلقی کنند.»
کاظم اولیایی، مدیرعامل پیشین استقلال در گفتوگو با «ایران»:
شرط موفقیت باشگاهها، جدایی از بدنه دولت است
پریسا غفاری/ درسالهای اخیر، چالشهای مالی و ساختاری فوتبال ایران بیش از هر زمان دیگری مورد توجه کارشناسان و مدیران ورزشی قرار گرفته است؛ چالشهایی که از نبود زیرساختهای اقتصادی پایدار تا ضعف در نظام درآمدزایی باشگاهها امتداد دارد. در چنین شرایطی، اجرای قوانین بینالمللی مانند فیرپلی مالی، اگرچه ضرورتی انکارناپذیر است، اما بدون فراهمسازی بسترهای لازم، میتواند نهتنها گرهگشا نباشد بلکه به پیچیدهتر شدن مشکلات نیز منجر خواهد شد.
کاظم اولیایی، مدیرعامل پیشین باشگاه استقلال، در گفتوگو با «ایران» درباره اجرای قانون فیرپلی مالی در لیگ برتر میگوید: «فیرپلی مالی زمانی میتواند اثرگذار باشد که زیرساختهای اقتصادی فوتبال نیز اصلاح شوند؛ زیرساختهایی که فوتبال ایران هنوز فاصله زیادی با آنها دارد. در چنین شرایطی، صرف الزام باشگاهها به انتشار صورتهای مالی، نمیتواند نسخهای برای درمان بیماری مزمن اقتصاد فوتبال کشور باشد و اجرای واقعی فیرپلی مالی، بیش از هر چیز به اصلاح ساختار درآمدزایی باشگاهها نیاز دارد.»
وی شیوه اداره مدیریت فوتبال با این روش را اشتباه میداند و معتقد است ریلگذاری فوتبال ایران باید به کلی تغییر یابد. او در ادامه میگوید: «فیرپلی مالی قانونی است که مطمئناً باید اجرا شود و شفافیت مالی از نکاتی است که فیفا بهطور جدی آن را از ۲۰ سال پیش دنبال میکند. ولی در فوتبال ایران، با اشتباه در ریلگذاری، ۹۰ درصد باشگاهها را با ورشکستگی روبهرو کرده و طی مسیر با قوانین اشتباه، وضعیت را بدتر میکند.»
کاظم اولیایی همچنین از تصویب قانون فیرپلی مالی در مجلس شورای اسلامی خبر میدهد و توضیح داد: «این قانون مدتهاست تصویب شده و برای فدراسیون بهتر است برای کنترل تراز مالی، سرفصل اختراع نکند؛ همانند سه فصلی که قانون سقف بودجه گذاشت و نتیجه عکس دید. از طرفی چرا استادیومها باید در اختیار دولت باشد؟ طبق اصل ۴۴ قانون اساسی، ورزشگاهها باید به باشگاهها واگذار شوند؛ همانطور که در ترکیه و انگلستان این اتفاق افتاد. شهرداریها ورزشگاهها را ساختند و به باشگاهها دادند، با دریافت درصدی از مالیات.»
او درادامه توضیح داد: «به دنبال حرفهای شدن فوتبال باشگاهی، هر تیم ملزم شد ظرف ۵ سال صاحب استادیوم شود. ولی پنج سال گذشت، ۲۵ سال دیگر هم بگذرد، اتفاقی نخواهد افتاد. به نظر من، ما گرانترین زمین ایران، ورزشگاه شهید شیرودی را در مرکز پایتخت داریم، ولی این ورزشگاه به حال خود رها شده است؛ در حالی که میتوانستیم آن را به باشگاهها واگذار و به بهترین منطقه درآمدزایی تبدیل کنیم.»
اولیایی معتقد است با الگوبرداری استاندارد از لیگهای حرفهای میتوانیم فوتبال باشگاهی را از ورشکستگی نجات دهیم. او در ادامه میگوید: «الگوبرداری از اروپا راهحل خوبی است. داشتن استادیوم، فروش محصولات باشگاهی و حق پخش تلویزیونی میتواند باشگاه را در حوزه درآمدزایی به رسمیت بشناسد و از آن درآمد هزینه کند، اما بزرگترین شرط این اتفاق جدایی باشگاهها از بدنه دولت و پایان وابستگی آنها به منابع عمومی است.»
عباس صوفی، نایب رئیس فراکسیون ورزش مجلس در گفتوگو با «ایران»:
شفافیت مالی در فوتبال ایران وجود ندارد
گروه ورزشی/ در سالهای اخیر، بحث شفافیت مالی و اجرای قوانین فیرپلی در فوتبال ایران به یکی از موضوعات مهم و چالشبرانگیز تبدیل شده است. در حالی که این الگو در فوتبال حرفهای جهان بهعنوان اصلی پذیرفته شده شناخته میشود، ساختار متفاوت مدیریتی و اقتصادی باشگاههای ایرانی موانع جدی بر سر راه اجرای آن ایجاد کرده است.
عباس صوفی، نایب رئیس فراکسیون ورزش مجلس، در بررسی این موضوع اعلام کرد که نسبت به اجرای آن در لیگ فوتبال کشور چندان خوشبین نیست:«طرح شفافیت مالی باشگاهها بسیار خوب است، اما در ایران وقتی حرف و عمل با هم یکی نیست، تجربه نشان داده این اتفاق در فوتبال ایران رخ نخواهد داد. با اینکه علاقهمند به اجرای آن هستیم، اما اجرای فیرپلی مالی در باشگاههای ایران شدنی نیست.»
عضو فراکسیون ورزش، رقابت میان باشگاههای فوتبال ایران را مانع اجرای فیرپلی مالی میداند:«وقتی نقش رقابت بین باشگاههای فوتبال ایران پررنگ است، فیرپلی مالی در عمل اثر مثبتی نخواهد داشت. باشگاهها برای جذب بازیکن با یکدیگر رقابت میکنند و حتی در برخی موارد ناچار میشوند برای تصاحب یک بازیکن یا مربی امتیازاتی بدهند؛ در چنین شرایطی، روند کار از چارچوب فیرپلی مالی خارج میشود.»
صوفی دلیل اصلی وجود شفافیت مالی در باشگاههای اروپایی را خصوصی بودن آنها میداند:«در لیگهای فوتبال اروپا، باشگاهها خصوصی هستند، نه دولتی و اساساً سقفی برای آنها تعریف نشده است. وضعیت باشگاههای لیگ برتری فوتبال ایران دقیقاً نقطه مقابل اروپاست؛ یعنی اکثر باشگاهها صنعتی یا خصولتی هستند و در عمل بجز چند باشگاه، سایر باشگاهها کاملاً خصوصی نیستند. باشگاههای ایرانی عمدتاً از بودجه عمومی ارتزاق میکنند، در حالی که در اروپا ساختار باشگاهها بر مبنای اصول تجاری شکل گرفته و حتی هواداران و برند باشگاه نیز دارای ارزش اقتصادی هستند و منابع درآمدی آنها مشخص و تعریف شده است؛ اما در ایران چنین ساختاری وجود ندارد.»
صوفی معتقد است اولین گام برای اصلاح این وضعیت، ایجاد درآمدزایی اصولی از طریق حق پخش تلویزیونی است:«اولین اقدام، اختصاص حق پخش تلویزیونی به باشگاههای فوتبال و سایر رشتههای ورزشی است. باشگاههای اروپایی از طریق برند خود، فروش لباس، تجهیزات و محصولات، درآمد کسب میکنند. نمیتوان برخلاف جریان طبیعی حرکت کرد، اما در حال حاضر در ایران در عمل برخلاف این جریان عمل میشود.»
به گفته این عضو فراکسیون ورزش مجلس، باید وابستگی ورزش به منابع دولتی کاهش یابد:« سهم فوتبال از حق پخش بیشتر است و باید به مرحلهای از بلوغ برسیم که این حق به صورت مشخص تعیین شود تا وابستگی ورزش به منابع دولتی کاهش یابد. البته تأمین بودجه از سوی دولت به خاطر مردم انجام میشود، اما این یک راهکار اصولی نیست. در حالی که بخش خصوصی از سرمایه خود هزینه میکند، بانکها و هلدینگهایی که اسپانسر تیمهای بزرگ هستند، در واقع از منابع عمومی استفاده میکنند. نباید چرخ را دوباره اختراع کرد؛ حق پخش فوتبال و ورزش تعریف شده است، اما باشگاهها همچنان با اتکا به بیتالمال برخلاف این مسیر حرکت میکنند.»
AFC دیگر بهراحتی مجوز حرفهای صادر نمیکند
آینده ناپایدار باشگاههای ایرانی در قاره کهن
گروه ورزشی/ پولپاشی بیضابطه در باشگاههای لیگ برتر فوتبال ایران، اگرچه در کوتاهمدت میتواند ظاهری فریبنده از قدرت مالی و رقابتپذیری ایجاد کند، اما در بلندمدت به یکی از جدیترین تهدیدها برای ساختار حرفهای فوتبال کشور تبدیل خواهد شد. این رویکرد نهتنها تعادل اقتصادی باشگاهها را بر هم میزند، بلکه با الزامات سختگیرانه نهادهای بینالمللی، بویژه AFC در تضاد آشکار قرار دارد.
کنفدراسیون فوتبال آسیا در سالهای اخیر با تأکید بر شفافیت مالی، ارائه ترازنامههای مثبت و رعایت اصول «فیرپلی مالی»، روند صدور مجوز حرفهای را سختگیرانهتر کرده است. این سیاستها با هدف جلوگیری از بدهیهای انباشته، حفظ پایداری اقتصادی باشگاهها و ارتقای استانداردهای حرفهای در فوتبال قاره اتخاذ شدهاند. اما بسیاری از باشگاههای ایرانی همچنان با بیتوجهی به این الزامات، مسیر ناپایداری را طی میکنند؛ مسیری که نمونههای عینی آن در سالهای گذشته به وضوح مشاهده شده است.
حذف دو باشگاه پرطرفدار استقلال و پرسپولیس از رقابتهای آسیایی به دلیل مشکلات مالی و عدم انطباق با معیارهای حرفهای AFC، زنگ خطری جدی برای فوتبال ایران بود؛ هشداری که به نظر میرسد هنوز بهطور کامل درک نشده است. تداوم هزینهکردهای غیرمنطقی، قراردادهای نجومی بدون پشتوانه درآمدی و نبود نظام حسابرسی شفاف، همگی نشانههایی از چالشهای ساختاری به شمار میروند که در صورت عدم اصلاح، میتوانند به حذف گستردهتر نمایندگان ایران از عرصههای بینالمللی منجر شوند.
نمونههای مشابه در فوتبال آسیا نیز کم نیستند. در سالهای اخیر برخی باشگاههای کشورهای شرق و جنوب شرق آسیا به دلیل بدهیهای مالی، عدم پرداخت مطالبات بازیکنان یا نبود شفافیت در صورتهای مالی، از حضور در لیگ قهرمانان آسیا محروم شدهاند. حتی در لیگهای متمولتر، باشگاههایی که نتوانستند توازن میان درآمد و هزینه را حفظ کنند، با جریمههای سنگین، کسر امتیاز یا محرومیتهای بینالمللی مواجه شدهاند. این روند نشان میدهد AFC در اجرای قوانین خود مماشاتی ندارد و صرف نام و سابقه باشگاهها، تضمینی برای حضور در رقابتها نیست.
در چنین شرایطی، یکی از حلقههای مفقوده فوتبال ایران، مسأله خصوصیسازی واقعی و کارآمد باشگاههاست. تا زمانی که باشگاهها به منابع مالی ناپایدار و اغلب دولتی وابسته باشند و پاسخگویی شفافی در قبال هزینهها و درآمدهای خود نداشته باشند، نمیتوان انتظار داشت اصول حرفهای بهدرستی اجرا شود. خصوصیسازی اگر صرفاً در حد واگذاری صوری باقی بماند، نهتنها مشکلی را حل نخواهد کرد، بلکه میتواند بر پیچیدگیهای مدیریتی و مالی بیفزاید.
ادامه روند فعلی، آیندهای نگرانکننده برای فوتبال باشگاهی ایران ترسیم میکند؛ آیندهای که در آن، حذفهای پیاپی از رقابتهای آسیایی، کاهش اعتبار بینالمللی و از دست رفتن فرصتهای اقتصادی، به امری عادی تبدیل خواهد شد. تنها راه برونرفت از این وضعیت، بازنگری جدی در ساختار مالی باشگاهها، پایبندی واقعی به قوانین AFC و حرکت به سوی شفافیت، پاسخگویی و مدیریت حرفهای است. در غیر این صورت، «پولپاشی» امروز، هزینههای سنگین فردا را بر دوش فوتبال ایران خواهد گذاشت.
انتهای پیام/